جنگ احزاب، کربلا، امروز

بسم الله الرحمن الرحیم

دهه محرم امسال (سال ۱۳۹۷/۱۴۴۰) در شاهرود هستم و ان شاءالله موضوع بحثی که در شبهای این دهه در هیات جنه الرضا (مسجد المهدی) خواهم داشت «جنگ احزاب، کربلا، امروز» است که ان شاء الله در این بحث به مقایسه‌ای بین جنگ احزاب و واقعه عاشورا خواهم پرداخت از این جهت که هر دو آنها نقطه عطفی در تاریخ اسلام بودند و نیز در هر دو تقابل منطق مومن و منطق منافق بسیار آشکار شد با این تفاوت که در یکی اغلب مردم از منطق مومن تبعیت کردند و این نقطه عطفی شد برای فتوحات بعدی؛ اما در دومی اغلب مردم فریب منطق منافق را خوردند و حادثه عاشورا و شهادت امام و بهترین یارانش رخ داد. این بحث از این جهت مطرح شد که مقام معظم رهبری، وضعیت کنونی ما را به وضعیت جنگ احزاب تشبیه کردند و سعی می شود که بحث را تا حدودی نا ظر به مشکلات اقتصادی و معیشتی روز مطرح کنم. و فایلهای آن را ان شاء الله روزانه در ایجا قرار خواهم داد.

جلسه اول: شباهت دو حادثه جنگ احزاب و کربلا از حیث نقطه عطف بودن، و از حیث آشکار شدن تقابل دو منطق مومن و منافق، و شباهت روزگار ما با این دو.

جلسه دوم: بیان داستان جنگ احزاب و آیات ۹ تا ۱۱ و برخی شباهتهای آن با عاشورا

جلسه سوم: پیدایش منافقِ بدتر از کافر در جامعه و حکومت دینی و حتی در مناصب حکومتی. شروع بحث از منطق منافقان: دروغ انگاشتن وعده خدا و رسول در سختی‌ها

جلسه چهارم: تکمله بحث دیروز: تفاوت اول منطق مومن و کافر: دنیا بازی و دین جدی باشد یا ین بازی و دنیا جدی؛

ادامه آیات: بیان انواع بهانه‌جویی‌های منافقان هنگام سختی‌ها: الف. نمی‌توانیم، ب.خودمان مهمتریم.

جلسه پنجم: پاسخ قرآن به بهانه‌جویی‌ها: الف. فرار از مرگ چه سودی دارد وقتی بالاخره می‌میرید. ب. چه کسی می‌تواند شما را از سوء یا رحمت الهی بازدارد. برای مومن، نترسیدن از مرگ، اقدامی منطقی است + حکایاتی از شهدای جنگ تحمیلی.

جلسه ششم: انعکاس کل مباحث ما در وصیت نامه یک شهید: اگر جبهه به شما احتیاج ندارد، شما به جبهه احتیاج دارید. (شبهه انفاق در منطق منافقان)

ادامه ویژگی‌های منافق در سوره احزاب و کربلا:‌چوب لای چرخ گذاشتن، عافیت‌طلبی، حرص و بخل علیه امت اسلامی، شیر در آسایش و موش در جنگ.

جلسه هفتم: مرور ویژگی‌های منافقان و محاسبات غلط به خاطر ترس از دشمن و تاکید قرآن بر هدر رفتن سابقه خوب آنها؛ شروع منطق مومنان: ۱٫ نگاهشان به پیامبر است ۲٫ خدا را جدی می‌گیرند. ۳٫ معاد را جدی می‌گیرند. ۴٫اهل ذکر کثیرند (توضیحاتی درباره نقش نماز در جلوگیری از نفاق)

جلسه هشتم: ادامه منطق مومنان: ۵٫ با دیدن سختیها ایمان (نظر) و تسلیم (عمل) شان زیاد می‌شود. ۶ مرگ را جدی گرفتند:‌یا شهید یا منتظر شهادت؛ و هیچگاه ایمانشان را عوض نکردند.

جلسه نهم: نتیجه جنگ احزاب (وضعیتی که مردم بر اساس منطق مومنان رفتار می‌کنند) از حیث خود مومنان، منافقان، دشمن اصلی، همسایه‌هایی که با دشمن ساختند؛ و تطبیق آن بر وضعیت فعلی ما.

جلسه دهم: پیروزی در جنگ احزاب فتح الفتوح بود؛ شبیه آن برای بنی‌اسرائیل رخ داده بود؛ تطبیق این وقایع بر عاشورا: هدف امام:‌حکومت یا شهادت؛ در کوفه اگرچه مردم با منطق منافق همراهی کردند و لذا حکومت حاصل نشد؛ اما در کربلا همراهی کردند و پیروزی از جنس اقامه جهانی دین از طریق شهادت نصیبشان شد.

جلسه یازدهم (پایانی): اگر همراهی مردم [= اصحاب] با امام ع، حتما قتح الفتوحی شبیه جنگ احزاب را در پی دارد، چگونه آیه «و رد الله الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا» در حادثه عاشورا محقق شد؟ (مروری بر اقدامات حضرت زینب س که پیروزی قطعی نهضت حسینی را در همان موقع در خود کربلا، کوفه و شام نشان داد)

امام حسین ع و صبر انقلابی

بسم الله الرحمن الرحیم

دهه محرم امسال (سال ۱۳۹۷/۱۴۴۰) در شاهرود هستم و ان شاءالله موضوع بحثی که در شبهای این دهه در هیات عاشقان مهدی (مسجد قرآن) خواهم داشت «امام حسین ع و صبر انقلابی» است که ان شاء الله در این بحث به تبیین این مطلب خواهم پرداخت که همان گونه که روحیه اعتراض و آرمانخواهی شرط انقلابی بودن است، نوعی صبر و تحمل و استقامت ویژه هم شرط روحیه انقلابی است و سعی خواهم کرد که بحث را تا حدودی نا ظر به مشکلات اقتصادی و معیشتی روز مطرح کنم. و فایلهای آن را ان شاء الله روزانه در ایجا قرار خواهم داد.

جلسه اول: انقلابی بودن نیازمند صبر است، اما نه صبری که «ابن‌عمر» به امام حسین ع پیشنهاد می‌داد.

مقدمه بحث: نسبت امام حسین و پیامبر و شروع بحث از پیامبر و کاری که او می‌خواست در جهان انجام دهد

جلسه دوم: ادامه مقدمات لازم برای فهم صورت مساله: چرایی اهمیت «ولایت» برای پیشبرد اهداف نبوت و سه رکن اصلی ولایت.

جلسه سوم: مخالفان انبیاء (کارشکنان در امر انقلاب): طاغوت (سران کفر)، ملأ (صاحبان مقام، سلبریتی‌ها و ژن برترها!)، مترف (مرفهان بی‌درد)، احبار و رهبان (عالمان دینی منفعت‌طلب). سه‌تای آخر بازوهای طاغوتند و وقتی اینها بر مردم اثرگذار شوند، عاشورا رخ می‌دهد.

جلسه چهارم: چون بعد از استقرار حکومت دینی باز عده‌ای منفعت‌طلب و دنیاطلب هست، آن چهار طبقه مخالف انبیاء، همگی با هویت جدیدی وارد عرصه می‌شوند: منافق. تبیین اینکه منافق، بیش از آنکه نفوذی دشمن باشد، خودی‌ای است که به سمت کافر میل پیدا کرده.

جلسه پنجم: اولین و مهمترین تلاش منافقان برای جلوگیری از هدف انبیا، به دست گیری قدرت (نشاندن طاغوت به جای ولیّ خدا) است و لذا ولایت اولین و مهمترین چیزی است که از جانب طاغوت مورد حمله قرار می‌گیرد: مرور تاریخ:‌طاغوت ابتدا پیامبر را ترور و سپس حکومت را غصب کرد و بتدریج اختلاف طبقاتی را برگرداند: اولی فقط ولیّ را کنار گذاشت، دومی اختلاف طبقاتی با تکیه بر احساسات دینی (سابقه در اسلام) و سومی اختلاف طبقاتی صریح) + ذکر نمونه‌هایی از مقامات امیرالمومنین که منحرف شدند: ابن‌عباس و …

جلسه ششم: شکل‌گیری سه طبقه دیگر (ملأ، مترف، احبار) با اقدامات عمر در جامعه اسلامی + مظلومیت امیرالمومنین ع و مواردی از یاران واقعی ایشان

جلسه هفتم: همه ائمه عدالتخواه بودند اما اقتضای واقع‌بینی این بود که گاه دندان روی جگر بگذارند و این دست برداشتن از آرمان نیست بلکه عقب‌نشینی تاکتیکی است.  کارشکنی‌های اقتصادی منافقان برای زمین زدن حکومت دینی در قرآن و تطبیق آن بر روز: ۱٫ اختلال در معیشت مردم. (ناخرسندی از پیشرفتها، خط دادن به دشمن برای محاصره اقتصادی، احتکار، تقویت روحیه حرص و بخل در بحرانها) ۲٫ ترویج کم تحملیِ در سختیها.

جلسه هشتم: فهرست روش اقتصادی منافقان که موجب کارشکنی در جامعه دینی می‌شود در قرآن: معیشت مردم را هدف قرار دادند؛ تزریق کم تحملی، منفعت‌طلبی افراطی (دوتابعیتی‌اند، و …) حقوق نجومی برای خود قائلند، مانع دیگران در انجام خوبیها، پرمدعا اما در عمل تهی، عملا به مشلات دامن می‌زنند اما می‌گویند ما نبودیم.

جلسه نهم: روش خداوند برای جدا کردن منافق از مومن: ایجاد فتنه و بحران و مصیبت. وظیفه اصلی مومن: صبر انقلابی (صبر + تقوا) . گام اول: تقوا: در راه ماندن، که شرطش شناخت راه است؛ یعنی خدا را در زندگی جدی گرفتن. در برابر حربه اقتصادی منافق: رزاقیت خدا، نصرت الهی.

جلسه دهم: مروری بر عناصری از ایمان به خدا: رزاقیت، مکر الهی، مالکیت خدا، توکل؛ نصرت الهی + بحثی قرآنی درباره چگونگی مشمول نصرت خدا شدن و به پیروزی رسیدن در همین دنیا.

جلسه  ظهر عاشورا: چرایی عظمت مصیبت عاشورا که امام زمان صبح و شام بر او خون می‌گرید + مروری بر برخی از اصحاب در عاشورا

جلسه یازدهم: چرا در جامعه دینی منافق طرفدار پیدا می‌کند؟ + اقدامات حضرت زینب س که نشان داد که چگونه صبر همراه با تقوا (صبر انقلابی) حتما در همین دنیا و در همان مقطع مبارزه پیروزی می‌آورد.

جلسه دوازدهم: مرور و خلاصه‌ای از کل بحث + ادامه بحث: همان طور که صبر غیرانقلابی (دست روی دست گذاشتن) مردود است؛ انقلابی‌گری بدون صبر هم مردود است: محنت‌بارترین دوران امامت، دوران امام سجاد ع است؛ و یکی از عوامل این محنت‌زا بودن جریان زیدیه است که شیعه‌ای است که امامت امام سجاد ع را قبول نمی‌کند چون انقلابیونی‌اند که صبر ایشان را نمی‌توانند هضم کنند.

چالش حکومت اسلامی در افزایش سطح دینداری جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت روز دانشجو (یادبود ۱۶ آذر) در روز دوشنبه دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران (در قم) از بنده دعوت کردند بحثی در زمینه چالش حکومت اسلامی در افزایش سطح دینداری جامعه داشته باشم که عنوان برنامه را «دین ملت، چالش حکومت اسلامی در افزایش سطح دینداری جامعه» گذاشتند.

سوال اصلی این بود که «آیا بعد از تشکیل جمهوری اسلامی در ایران، سطح دینداری جامعه ارتقا یافت یا تنزل کرد؟» اما بحث من این بود که ابتدا باید چالشی که هرگونه تلاش برای ارتقای دینداری در جامعه ایجاد می‌کند درست بشناسیم تا بتوانیم پاسخ درستی به این سوال بدهیم.

فایل سخنرانی دین ملت

درس انسان شناسی اسلامی (جدید)

بسم الله الرحمن الرحیم

امسال (سال تحصیلی ۹۶-۹۷) چهارمین سالی است که تدریس درسی با عنوان انسان شناسی اسلامی را در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه باقرالعلوم (که اغلب دانشجویان دارای سابقه طلبگی می باشند) عهده دار شده ام. بحثهای آنتروپولوژی غربیها با اغلب بحثهایی که با عنوان انسان شناسی اسلامی نوشته شده بسیار تفاوت دارند و در این درسها می کوشم با پرهیز از گرته برداری و تقلید، نسبتی بین این دو حوزه برقرار کنم.

فایلهای صوتی جلسات در سامانه آموزش مجازی دانشگاه بارگذاری می‌شود و مشاهده آن برای عموم آزاد است؛ اما مشارکت در آن فقط برای دانشجویان درس ممکن است. برای ورود به آن از اینجا اقدام کنید و در صورتی که درباره مباحث آن مطلبی داشتید می‌توانید در قسمت دیدگاه همین صفحه مطلبتان را منعکس کنید.

فایلهای این درس در سالهای قبل هم در این سامانه بارگذاری شده بود (اینجا) اما تلاشم بر این بوده که بحثها تا حد امکان تکرار آن مباحث نباشد بلکه عرصه‌های جدیدی برای بحث گشوده شود.

چالش‌های انسان‌شناسی علوم انسانی مدرن

بسم الله الرحمن الرحیم

بیناد علوم انسانی و اجتماعی مدرن بر درک خاصی است که از انسان دارند. اغلب کتبی که با نام انسان‌شناسی از منظر اسلام نوشته شده، به مسائلی توجه کرده (مانند وجود روح، تجرد نفس و …)‌که البته به خودی خود مسائل خوبی است اما انسان در مواجهه با آراء غربیان متوجه نمی‌شود که اینها چه ربطی با آن بحثها دارد.

در ۵ شهریور ۱۳۹۶ در جمع طلاب و دانشجویان رشته‌های مرتبط با علوم اجتماعی در دوره آموزشی مفتاح،  بحثی مطرح کردم در زمینه مسائل بنیادین انسان‌شناسی در مواجهه با علوم انسانی غربی. در این جلسه در حد طرح سوال، تلاش شده بین برخی از بحثهای انسان‌شناسی ما که ربطی با مبانی انسان‌شناسی غربیها دارد ناظر به بحثهای آنها مطرح شود. با اینکه برخی بر این باورند که ترجمه آنتروپولوژی به انسان‌شناسی ترجمه خوبی نیست، اما به نظر حقیر، بحثهای آنتروپولوژی بخوبی پشتوانه‌های تلقی دوره مدرن از انسان را می‌تواند برملا کند و اگر مساله‌های آنتروپولژی را درست بفهمیم، می‌توانیم دریابیم که کدام از بحثهای انسان‌شناسی ما با بحثهای غربی‌ها قابل مقایسه است و می‌توان با یکی دیگری را نقد کرد.

به پیشنهاد شرکت‌کنندگان جلسه دومی هم برای شرح بیشتر مطلب در حدود یک هفته بعد تشکیل شد که متاسفانه اواخر آن ضبط نشده است.

فایل صوتی جلسه اول

فایل صوتی جلسه دوم

مسئولیت ، نقدپذیری و آزادی

بسم الله الرحمن الرحیم

? سالروز عروج ملکوتی روح پرفتوح امام خمینی را تسلیت عرض می‌کنم ?

دیروز در کانال «یک آیه در روز» و به مناسبت آیه «کانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلاً» مطلبی در مقایسه دو نگاه (که به پیروی از امام خمینی، شاید بتوان آنها را «اسلام  ناب محمدی» و «اسلام آمریکایی» نامید) نوشته‌ام که به یاد آن احیاگر اسلام در ظلمات تاریخ، تقدیم می‌شود.

بحثی انسان‌شناسی درباره مسئولیت ، نقدپذیری و آزادی

انسان‌ها دو گونه جهان‌بینی دارند:

?برخی اساساً خود را «مسئول» می‌بینند؛ در نگاه آنها به زندگی، سوال‌هایی وجود دارد که باید برای آنها پاسخی تدارک ببینند تا به زندگی مناسب دست یابند.
اقتضای چنین نگاهی آن است که انسان نقدپذیر باشد؛ زیرا این سوالات را قرار نیست که صرفا در دنیا پاسخ دهد، بلکه پاسخی که قرار است آماده کند، پاسخی در روز قیامت است؛ و لذا هر مقدار که افکار و اعمالش در دنیا نقد شود و پاسخ‌هایش مورد موشکافی قرار گیرد، وی را برای پاسخگویی در آخرت آماده می‌کند.
این نقدپذیری، که لازمه «مسئول بودن» (مورد سوال قرار گرفتن) است، بقدری در نگاه دینی اهمیت دارد، که از انسان خواسته شده که نه‌تنها نقد دیگران را همچون هدیه‌ای پذیرا باشد (أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیَّ مَنْ أَهْدَى إِلَیَّ عُیُوبِی: دوست‌داشتنی‌ترین بردرانم کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه دهد؛ کافی، ج‏۲، ص۶۳۹)؛ بلکه حتی  منتظر نماند تا دیگران وی را نقد کنند: خودش نیز هر روز «محاسبه نفس» داشته باشد و اعمال روزانه خود را مورد سوال و نقد قرار دهد و در اصلاح خود بکوشد.

?در مقابل، تلقی لیبرالیستی (اصالت آزادی) قرار دارد که در این منظر، هیچ سوال اساسی‌ای برای انسان مطرح نیست، که انسان خود را موظف به پاسخگویی آن ببیند؛ لذا هیچ هدفی هم برای انسان‌ها در کار نیست و هیچکس حق ندارد درباره درست یا نادرست بودن شیوه زندگی انسانها قضاوت کند
و تنها چیزی که ارزش دارد این است که انسانها رها شوند که هرکس هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد.
▪️البته به خاطر اینکه زندگی اجتماعی از هم نپاشد، از همه خواسته می‌شود که در دلخواه‌هایشان ضرر نزدن به دیگران را رعایت کنند؛ آن هم نه از این جهت که در مقابل این ضرررسانی «مسئول»اند؛ بلکه صرفا از منظری سودجویانه: «اگر تو به دیگران ضرر بزنی، دیگران هم به تو ضرر می‌زنند و در مجموع همه ضرر می‌کنیم؛ پس توافق کنیم که به هم ضرر نزنیم».

پس،

این نگاه، انسان را نه در برابر خدا «مسئول» می داند و نه در برابر انسان‌های دیگر، و به همین جهت است که منطق آنها در «ضرر نزدن به دیگران» تنها در موضع ضعف به کار می‌آید؛ یعنی اگر جایی قدرت داشته باشند که «ضرر بزنند اما ضرر نبینند»، براحتی به تجاوز و … اقدام می‌کنند و به همین جهت است که بزرگترین داعیه‌داران حکومت‌های لیبرالیستی، مانند آمریکا، خود را در تجاوز به کشورهای دیگر، به هیچ‌جا پاسخگو نمی‌بینند.

دقت در این نکته نشان می‌دهد که شعار «نقدپذیری» از جانب لیبرالیستها نیز شعاری توخالی است؛ زیرا وقتی تنها معیار هرکس، دلخواه‌های شخصی او باشد،‌ چه ضابطه‌ای می‌ماند که کسی دیگری را نقد کند؟ (اقتباس از ایستاده در باد، ص۱۹۲-۱۹۶)

 

متن آیه و تحلیل آن http://yekaye.ir/al-ahzab-33-15/

گذر از علم دینی به علوم انسانی اسلامی

بسم االه الرحمن الرحیم

روز سه‌شنبه  (۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶) در سلسله درس‌گفتارهایی که مدرسه آفاق حکمت در قم به عنوان دومین دوره «طیف ­بندی حوزه در نسبت با علوم انسانی» برگزار می‌کرد حضور یافتم و در آنجا ایده خود را با عنوان ضرورت گذر از علم دینی به علوم انسانی اسلامی مطرح کردم که خلاصه این ایده آن است که ما به خاطر غلبه فضای پوزیتیویستی در حوزه علوم انسانی در کشورمان از اهمیت علوم انسانی قاره‌ای که پیشتاز اصلی در حوزه علوم انسانی است غفلت کرده‌ایم و لذا بحثهای نظری ما در مبحث علم دینی، به طور عینی و انضمامی به عرصه علوم انسانی کشیده نشده و تنها کارهایی که شده از جنس کارهای فقهی است که درباره اقتصاد و … انجام شده است. و اینکه چه افقی را باید دید و چه مسیری را در پیش گرفت.

فعلا پاورپوینتی که از بحث در آن جلسه ارائه شد تقدیم می‌شود برای دریافت فایل پاورپوینت اینجا را کلیک کنید

برای دریافت فایل صوتی روی  ۱ و ۲ را  کلیک کنید.

در آخر جلسه هم پرسش و پاسخ مختصری مطرح شد که به نظر می‌رسد ربط چندانی با اصل بحث نداشت. در عین حال، برای دریافت فایل آن، روی ۳  کلیک کنید.

انتظار فرج، مهمترین وظیفه امت اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

امسال نیمه شعبان مصادف شده است با روز جمعه.

ایام شعبانیه امسال (۱۳۹۶) توفیقی شده که در بندرعباس در حسینیه جهرمی‌ها سه شب با موضوع فوق بحثی داشته باشم.

موضوع بحث این است که «انتظار» که ظاهرش یک عمل نکردن است تا عمل کردن، چگونه می‌تواند برتر از همه اعمال باشد. در ادامه فایل‌های صوتی این جلسات تقدیم می‌شود. لازم به ذکر است که جلسه سوم، به علت مشکلی که پیش آمد در جمعی محدودتر و بسیار مختصرتر برگزار شد.

جلسه اول: انتظار در افق نیت

جلسه دوم: انتظار در افق ایمان

جلسه سوم: انتظار در افق اعتراض امت به وضع موجود