نگاهی متفاوت به خاستگاه و ثمرات بحث اعتباریات علامه طباطبایی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

مساله اعتباریات، که علامه طباطبایی در فضای میراث اسلامی، برای اولین بار، از زاویه‌ای فلسفی بدان پرداختند، به نظر می‌رسد به دلایلی از همان ابتدا با سوءتفاهم‌هایی حتی از سوی شاگردان لاواسطه ایشان مواجه شد. این مساله، در منظر ایشان در درجه اول یک مساله انسان‌شناسی بود که ایشان به مناسبتی از آن استفاده معرفت‌شناسی هم کردند، اما حتی شاگردان ایشان تنها به بُعد معرفت‌شناسی آن توجه نمودند و لذا بحث تاحدودی به بیراهه کشیده شد.

بحث زیر سخنرانی‌ای است که در این زمینه داشتم و به همت فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا پیاده و ویرایش و نهایتا در ش۱۹ (پاییز ۱۳۹۵) منتشر شد.

 دریافت فایل PDF

ادامه مطلب

حقیقت و نحوه اعتبار

بسم الله الرحمن الرحیم

در اوایل سال ۱۳۹۳ در ضمن بحث اصول فقه یکی از بزرگواران، که مایل است از ایشان با عنوان «شیخ حسین یزدی» یاد شود، بحث به مساله اعتباریات کشیده شد و ضمن مطالعه برخی متون در این زمینه، بیش از ۳۰ جلسه در این باره بحث شد که تقریر آن بحثها به قلم حقیر در وبلاگی به نام اعتباریات (http://eatebariat.parsiblog.com/) در همان زمان منتشر شد و خلاصه فشرده‌ای از این بحث‌ها در ۹ بند در فصلنامه تخصصی علوم انسانی اسلامی، ش۱۹، پاییز ۱۳۹۵ منتشر شد که در ادامه تقدیم می‌شود.

دریافت فایل PDF 

ادامه مطلب

ادامه مناظره با دکتر پایا درباره علم دینی

چندی پیش مناظره ای بین حقیر و آقای دکتر علی پایا درباب علم دینی در فصلنامه صدرا (شماره۹) آغاز شد که در همینجا نیز ارائه شد. این مناظره ادامه یافت و پاسخی که وعده داده بودم در اختیار فصلنامه قرار گرفت، اما ظاهرا به خاطر اشتباهی که پیش آمد در شماره ۱۰ منتشر نشد و در شماره (۱۱-۱۲) منتشر گردید. در این مدت، نقد حقیر در اختیار دکتر پایا قرار گرفت و ایشان مجددا پاسخی طولانی ارائه دادند و حقیر چون احساس کرد که ممکن است بحث به تکرار مکررات منتهی شود به جای پاسخ تفصیلی نکات مختصری را به صورت خاص از ایشان سوال کرد که این سه یادداشت در شماره مذکور منتشر گردیده است که برای مطالعه آنها به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب

الگویی اسلامی برای تحلیل مسائل زنان و خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش مقاله ای نوشته ام با عنوان

«الگویی اسلامی برای تحلیل مسائل زن و خانواده و کاربرد آن در عرصه سیاست‌گذاری‌»

که این مقاله در اولین شماره فصلنامه دین و سیاست فرهنگی (تابستان ۱۳۹۳) منتشر شده است. برای مطالعه چکیده و دریافت متن کامل آن به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب

مناظره با دکتر پایا درباره علم دینی

بیش از یک سال قبل، دوستانی از فصلنامه تخصصی علوم انسانی اسلامی صدرا با بنده تماس گرفتند که سوالاتی درباره علم دینی در اختیار دکتر پایا قرار داده اند و ایشان پاسخ داده است و می خواستند بدانند که آیا بنده نقدی بر آنها دارم یا خیر. پاسخ بنده مثبت بود. نقدی نوشتم و آن نقد در اختیار دکتر پایا قرار گرفت و ایشان پاسخی به نقدها دادند و قرار شد بنده مجددا پاسخی بنویسم. به دلایلی نشر این کار به تاخیر افتاد ولذا بنده هم در نگارش پاسخ تعلل کردم تا اینکه مدتی پیش سه یادداشت اول (پاسخ ایشان به سوالات، نقدهای بنده، و پاسخ مجدد ایشان) در فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا، شماره ۹ منتشر شد که می توانید فایل PDF این شماره را از همین محل دریافت کنید. لینک دو مطلب ایشان که در یکی از سایتها نیز قرار داده شده، به ترتیب به قرار ذیل است:

(۱) امتناع علم دینی

(۲) پاسخ به ملاحظات نقادانه «سوزنچی»

لازم به ذکر است بنده نیز پاسخی برای مطلب دوم ایشان نوشته ام که انشاء الله پس از نشر در فصلنامه، در اینجا نیز قرار خواهم داد. فعلا قسمت اول آن، که در فصلنامه مذکور منتشر شده، تقدیم می شود. (یعنی اولین پاسخ بنده به اولین تقریر ایشان) ادامه مطلب

اسم امام علی (ع) در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان ما به غلط معروف شده که اسم حضرت علی علیه‌السلام در قرآن نیامده است؛ ادعایی که بقدری تکرار شده، همه باور کرده‌ایم و هرجا اسم ایشان را در قرآن ببینیم، آن را ترجمه می‌کنیم!

اوایل رمضان سال جاری دوستی گفت نام حضرت علی در قرآن کریم آمده است. شب ۱۹ رمضان در این زمینه تحقیقی کردم و حاصل را در روز ۱۹ رمضان سال جاری در مسجد دانشگاه بوعلی‌سینای همدان ارائه کردم. شب ۲۱ رمضان مطلب را مقداری تکمیل کرده و در سایتم نوشتم.[۱] نقدهایی بر آن شد که با توجه به آن نقدها اکنون مطلب اصلاح‌شده تقدیم می‌‌شود. خلاصه ادعای مقاله حاضر این است که اگرچه در موارد متعددی کلمه «علی» در قرآن کریم به معنای «عالی و بلندمرتبه» به کار رفته، اما می‌توان گفت که لااقل در دوجای قرآن کریم (یعنی آیه ۵۰ سوره مریم و آیه ۴ سوره زخرف)، مراد از کلمه «علی»، حضرت علی علیه السلام است. مطالعه ادامه مطلب در فضای وب

دریافت فایل Html          دریافت فایل PDF

[۱]. فایل یادداشت قبلی همراه با نظراتی که ذیل آن مطرح شده بود را  از اینجا (با وارد کردن عدد ۱۱۱۱) می‌توانید دریافت کنید.

تبیین چارچوبی اسلامی برای سلامت روابط جنسیتی دختران

مطلبی که در ادامه می آید مقاله ای است با همبن عنوان که در شماره اول فصلنامه علمی-تخصصی اسلام و مطالعات اجتماعی (تابستان ۱۳۹۲) منتشر شده است.

دریافت فایل PDF           دریافت فایل HTML               ادامه مطلب

چگونگی بازتولید فلسفه‌های علوم انسانی با تکیه بر فلسفه اسلامی

یکی از گامهای لازم برای تحقق علم دینی، اصلاح در عرصه پیشفرضهاست که اگر این اصلاح بخواهد به مبانی معرفتی متقنی تکیه کند باید فلسفه اسلامی را در این عرصه جدی گرفت. اما چگونه از مباحث عام وجودشناسی فلسفه اسلامی می توان به سمت پیشفرضهای خاص علوم حرکت کرد؟ آیا از فلسفه مطلق (که عمدتا مباحث وجودشناسی است) می توان به سوی فلسفه های مضاف (که امروزه غالبا به عنوان معرفت درجه۲ قلمداد می شود و عمدتا صبغه معرفت شناسی دارند) می توان پلی زد؟  متن ضمیمه، مقاله ای است برای پاسخگویی به این دغدغه ها که پس از مدتی تاخیر در شماره یازدهم (بهار ۱۳۹۱) نشریه علمی-پژوهشی اسرا منتشر شده است. ادامه مطلب

چگونگی انتظار و زمینه سازی برای ظهور امام زمان (ع) با نگاهی به الگوی عاشورا

مقاله ارائه شده در همایش الامام المهدی و مستقبل العالم در دانشگاه کوفه ۱۱ رجب ۱۴۳۴ (۲ خرداد ۱۳۹۲)

دریافت فایل اصلی مقاله (به زبان عربی)

دریافت فایل ترجمه فارسی

ادامه مطلب

جایگاه حجاب در فقه و اخلاق؛ نقدی بر آراء دکتر سروش دباغ

آقای دکتر سروش دباغ (فرزند دکتر عبدالکریم سروش) چندی پیش مقاله‌ای با نام «حجاب در ترازوی اخلاق» نوشتند که خلاصه مدعایشان این بود که بی‌حجابی نه به لحاظ اخلاقی اشکال دارد و نه مصداق نقض فرمان الهی می‌باشد. این مقاله انتقاداتی را برانگیخت و ایشان مدتی بعد مقاله دومی در تبیین بیشتر مدعای خود نوشتند با نام «بی‌حجابی یا بی‌عفتی، کدام غیراخلاقی است.» در همان ایام یکی از دوستان این دو مقاله را برای بنده ارسال کرد و تقاضا کرد که تحلیل خود را درباره  آنها بیان کنم. از آنجا که شاید در این دو مقاله مهمترین استدلالهای مخالفان بحث حجاب را بتوان یافت به نظرم رسید نقد و بررسی آن میتواند بهانه‌ای باشد برای پاسخ دادن به بسیاری از انتقادات بحث حجاب؛ لذا نقدی بر این دو مقاله نوشته‌ام که در دل آن بسیاری از بحثهای پیرامون حجاب و نسبت آن با اخلاق را توضیح داده‌ام.   دریافت فایل PDF                 دریافت فایل HTML

امکان علم دینی، بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی

چکیده:

از آنجا که برخی از مبانی و ارزش‌های حاکم بر علوم جدید تعارضاتی با مبانی معرفتی و ارزشهای اسلامی داشته، ورود علوم جدید به کشور ما از همان ابتدا چالش‌هایی را به همراه آورد، و این مساله به ویژه در حوزه علوم انسانی مشهودتر بود. عده‌ای راهکار را در تولید «علم دینی» معرفی کردند؛ اما خود این عنوان نیز دچار چالشی فلسفی شد که: «مگر علم، دینی و غیر دینی دارد؟» بدین ترتیب، به نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین گام در بحث از علم دینی آن است که: «علم دینی» به کدام معنا و تحت چه شرایطی ممکن است؟ ادامه مطلب

دیدگاه آیت الله جوادی آملی در باب علم دینی

چکیده

آیت‌الله جوادی آملی از متفکرانی است که با تکیه به مباحث مختلف سنت تفکر اسلامی (همچون فلسفه اسلامی، اصول فقه و …) سعی کرده تبیین خاصی از موضوع علم دینی ارائه دهد. ایشان در عین حال که معتقدند که علم بما هو علم کشف واقع می‌کند و لذا آنچه واقعاً علم است، اسلامی است؛ اما بر این باورند که ادامه مطلب

علم دینی به منزله مبنایی در باب نحوه تعامل علم و دین

چکیده

بحث از معنا، امکان، مطلوبیت، چگونگی و ضرورت علم دینی مدتی است که در جامعه ما چالش‌برانگیز شده است. شاید مهمترین مشکل، شفاف نبودن بسیاری از مبانی علم‌شناسی و دین‌شناسی در این عرصه است. مثلاً برخی از مخالفان علم دینی، چون ماهیت علم را در برخورداری از روش تجربی می‌دانند، منکر امکان علم دینی هستند. یا اینکه برخی از مدافعان علم دینی گاه بر مبانی فلسفی‌ای تکیه می‌زنند که علم را بیشتر، امری فرهنگی معرفی می‌کند تا امری معرفتی؛ و این تلقی ناخودآگاه آنها را به وادی نسبیت‌گرایی نزدیک می‌سازد. همچنین گاه دین محدود در ارزش‌‌ها ویا منحصر در متون نقلی معرفی می‌شود. ادامه مطلب

تفاوت بنیادین وحی و شاعری (نقدی بر دیدگاه دکتر سروش در باب ماهیت وحی)

چکیده

بحث درباره ماهیت وحی از بحث‌های پیچیده‌ای است که همواره ‌اندیشمندان دین پژوهی را مباحث به خود مشغول ساخته است. این بحث به دلایل مختلف، در حد یک مسئله فکری و نظری باقی نمانده و به یک چالش سیاسی ـ اجتماعی تبدیل شده است. نزدیک به یک دهه پیش، دکتر عبدالکریم سروش، تحت تأثیر برخی متکلمان متأخر مسیحی که وحی را- به ویژه با توجه به نگرش مسیحیت کنونی در باب وحی- نوعی «تجربه دینی» قلمداد می‌کردند، کوشید این نوع تبیین را در عرصه وحی اسلامی نیز ارائه دهد که همان زمان، بحث‌هایی را در محافل علمی برانگیخت. چندی پیش ایشان همان بحث‌ها را، این بار با ادبیاتی جسورانه‌تر و گزنده‌تر – البته در سطحی عمومی‌ترـ مطرح کرد و تنها نکته جدیدی که بر آن بحث‌ها افزود تشبیه نبوت و سازوکار وحی به شاعری بود. ادامه مطلب

امکان وحدت شخصی وجود در حکمت متعالیه

چکیده

وحدت وجود یکی از مهمترین مدعیات عرفاست که همواره با بحث‌ها وچالش‌های فراوانی همراه بوده است. در میان نظام‌های فلسفی در جهان اسلام، ملاصدرا، که توجه خاصی به آراء عرفانی داشت، بر این باور بود که اولین کسی است که توانسته وحدت وجود  را تبیین فلسفی نماید. اما بعدها در شرح مراد ملاصدرا اختلافاتی پدید آمد؛ در اینکه وی توانسته بود وحدت تشکیکی وجود را اثبات کند بحثی نبود، اما بحث بر سر این بود که آیا وحدت تشکیکی وجود همان وحدت وجود موردنظر عرفاست؟ ادامه مطلب

تاریخچه نظریه تشکیک وجود

چکیده

نظریه وحدت تشکیکی وجود، که به اختصار به «تشکیک وجود» معروف شده، یکی از بحث‌های مهم و در عین حال دشوار حکمت متعالیه به شمار می آید که در تاریخ تفکر اسلامی، هم خاستگاهی منطقی و هم خاستگاهی فلسفی برای طرح آن عنوان شده است. ادامه مطلب

جمع خاتمیت با امامت و مهدویت

پاسخی به سخنرانی دکتر سروش تحت عنوان «تشیع و چالش مردم‌سالاری»

 الف:امامت و ختم نبوت

دریافت فایل PDF

آقای دکتر سروش در سخنرانی اخیرشان در ۱۳۸۴/۵/۳ در پاریس تحت عنوان «تشیع و چالش مردم سالاری» اشکالی در خصوص انطباق اندیشه امامت و مهدویت با ختم نبوت مطرح کرده‌اند که واکنش‌هایی را برانگیخته است. این اشکال که مبتنی بر آراء اقبال در تفسیر مساله خاتمیت است، به طور خلاصه این است که: ختم نبوت به معنای پایان دوره عصمت و وحی و در واقع پایان دوره ولایت و مرجعیت شخص در تشریع است. علت خاتمیت، بلوغ عقل بشر است و از این دوره به بعد زمان مرجعیت اشخاص و حق تشریع برای افراد به سر می‌آید و تنها استدلال است که می‌تواند مرجع عمل واقع شود. اما شیعه با پذیرش نظریه امامت و تداوم آن در مهدویت، عملا ختم نبوت را بی‌معنی کرده است زیرا معتقد است که امام، هم عصمت دارد که تداوم بخش ولایت و مرجعیت شخص است، و هم علم غیب دارد و محدث و مفهم است که این هم ماهیتا تفاوتی با وحی ندارد؛ پس پذیرفتن امامت در واقع مستلزم نفی ختم نبوت است و گویی فقط اسم مطلب عوض شده ولی ماهیتا نبوت ختم نشده است. ایشان به تبع اقبال لاهوری معتقدند که «با خاتمیت، قرار است آدمیان به رهایی برسند ولی اگر گفته شود که یک مهدی می‌آید که همان اتوریته پیامبر را دارد، ما از فواید خاتمیت بی‌بهره می‌مانیم، زیرا آن رهایی تحقق نخواهد یافت. فلذا این سوال از شیعیان باقی است که مهدویت را چگونه با اندیشه رهایی و دموکراسی می‌توان جمع کرد.»

چنانکه در جمع بندی نهایی سخن ایشان واضح است، ایشان بیشتر دغدغه دموکراسی و رهایی از وحی را دارند تا دغدغه جمع خاتمیت با امامت و مهدویت؛ که خود این اولویت فی حد نفسه قابل تامل و بررسی است. اما دراینجا قصد داریم نشان دهیم آیا این اشکال در خصوص ناسازگاری امامت با خاتمیت وارد است یا خیر. ادامه مطلب