جایگاه حجاب در فقه و اخلاق؛ نقدی بر آراء دکتر سروش دباغ

آقای دکتر سروش دباغ (فرزند دکتر عبدالکریم سروش) چندی پیش مقاله‌ای با نام «حجاب در ترازوی اخلاق» نوشتند که خلاصه مدعایشان این بود که بی‌حجابی نه به لحاظ اخلاقی اشکال دارد و نه مصداق نقض فرمان الهی می‌باشد. این مقاله انتقاداتی را برانگیخت و ایشان مدتی بعد مقاله دومی در تبیین بیشتر مدعای خود نوشتند با نام «بی‌حجابی یا بی‌عفتی، کدام غیراخلاقی است.» در همان ایام یکی از دوستان این دو مقاله را برای بنده ارسال کرد و تقاضا کرد که تحلیل خود را درباره  آنها بیان کنم. از آنجا که شاید در این دو مقاله مهمترین استدلالهای مخالفان بحث حجاب را بتوان یافت به نظرم رسید نقد و بررسی آن میتواند بهانه‌ای باشد برای پاسخ دادن به بسیاری از انتقادات بحث حجاب؛ لذا نقدی بر این دو مقاله نوشته‌ام که در دل آن بسیاری از بحثهای پیرامون حجاب و نسبت آن با اخلاق را توضیح داده‌ام.   دریافت فایل PDF                 دریافت فایل HTML

درباره عکس منتشر شده از احمدی‌ن‍ژاد و مادر چاوز

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (سوره مائده، آیه۸)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید در زمره کسانی باشید که برای خدا قیام می‌کنند و به قسط و عدل شهادت می‌دهند؛ و بدی‌های گروهی موجب نشود که شما (در قضاوتتان در مورد آنها) از مسیر عدالت خارج شوید؛ عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیکتر است؛ و از خدا بترسید که خداوند به آنچه انجام می‌دهید کاملا آگاه است.

کسانی که آخرین یادداشت سیاسی مرا دیده‌اند، از شدت دلخوری حقیر از کار خلاف شرع و اخلاق و ‌قانونی که چندی پیش آقای احمدی‌نژاد مرتکب شد، آگاهند. امروز با عکسی از ایشان مواجه شدم که حدس زدم بلافاصله خبرساز می‌شود و بعد یادداشتی از برادر عزیزمان آقای زائری در سایت الف مشاهده کردم که بر ناراحتی‌ام افزود. لذا تذکر چند مطلب را ضروری دیدم:

وجودشناسی خانواده، نمونه‌ای از کاربرد فلسفه صدرایی در مطالعات اجتماعی

منتشر شده در مجموعه مقالات همایش مجموعه مقالات همایش بین‌المللی بزرگداشت روز جهانی فلسفه ۲۰۱۰، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۹۱٫ ج۲، ص۳۶۴-۳۷۵٫

بسم الله الرحمن الرحیم

در طبقه‌بندی‌ سنتی علوم، علم «تدبیر منزل» در عرض و مستقل از علم «سیاست مدن» قرار می‌گرفت. اما در دوره مدرن عملا تفاوت بنیادین موضوع «خانواده» با «جامعه» نفی می‌شود و مباحث مربوط به خانواده صرفا از منظر فردی محض یا همچون یکی از روابط  اجتماعی و مدنی انسانها (با عناوینی همچون روان‌شناسی خانواده یا جامعه‌شناسی خانواده)‌ مورد بحث قرار می‌گیرد. مساله این است: آیا خانواده همانند اغلب سازمانها و شرکت‌های اجتماعی فقط ناشی از یک اعتبار و قرارداد اجتماعی است یا ابعاد وجود شناختی‌ای در پس این واقعیت نهفته است؟

ادامه مطلب

چرا از رأی خود به احمدی‌نژاد پشیمان نیستم؟

کسی که در انتخابات ۸۸ به عنوان رئیس جمهور رأی آورد، گاه و بیگاه کارهایی انجام می‌دهد که برای بسیاری از رأی‌دهندگان به وی قابل توجیه نیست، چه رسد به مخالفانش. جدیدترین اقدام غیرقابل‌توجیه ایشان (البته اگر در فاصله نوشتن این مطلب تا نشر آن شاهد اقدام جدیدی نباشیم!) رفتار  غیراخلاقی‌ای[۱] بود که از ایشان در روز یکشنبه در مجلس شورای اسلامی سر زد. طبیعی است که چنین واقعه‌ای تحلیلها و حرف و حدیث‌های فراوانی در پی داشته باشد، اما آنچه انگیزه شد این مطلب را بنویسم، سخن یکی از دوستانم بود که گفت: «باید یک تسبیح برداریم و روزی هفتاد بار از اینکه به احمدی‌نژاد رای دادیم استغفار کنیم.» ادامه مطلب

بزرگ راستگوی درست‌کردار و امتحان عظیم الهی

از القاب معروف حضرت زهرا سلام الله علیها «صدیقه کبری» است. صدیق به کسی می گویند که نه تنها در اوج راستگویی است بلکه تمامی صفات و رفتارش هم دلالت بر درست‌کرداری وی دارد. «کبری» نیز اسم تفضیل و به معنای «بزرگترین» است. پس صدیقه کبری یعنی زنی که سراسر وجودش در بالاترین حد ممکن، دلالت بر راستی و درستی دارد.

یکی از اوصاف مهم ایشان «ممتحنه» است. در روایات نقل شده از معصومین درباره زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها آمده است: «یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَهً؛ وسائل‏الشیعه، ج۱۴، ص۳۶۸» ممتحنه به کسی گویند که وجودش با مورد امتحان واقع شدن گره خورده، و معنای این عبارت این است که «ای ممتحنه‌ای که آفریدگارت قبل از اینکه تو را در این دنیا وارد کند مورد امتحانت قرار داد پس تو را در برابر این امتحان صابر یافت.»

این امتحان چیست که با سراسر وجود صدیقه کبری گره خورده است؟ اگر تعبیر امتحان در قرآن و روایات را بررسی کنیم به نکات جالبی دست خواهیم یافت. ادامه مطلب

قدرت و نقد آن (قسمت آخر)

ما و حاکمیت، نقد ناصحانه

در مقالات گذشته بیان شد:

۱- قدرت از منظر دینی لزوما به فساد منجر نمی شود، و عدم درک این حقیقت، مظلومیتی را بر صاحب آن قدرت تحمیل خواهد کرد که موجب وقوع واقعیتی به نام «مقتدر مظلوم» می‌شود.

۲- قداست لزوما به معنای نقدناپذیری نیست؛ و حفظ قداست‌ها، با هوشیاری و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتی ندارد.

۳- نقد سازنده، از مقوله «نصح» و خیرخواهی است؛ اما نقد مخرب از مقوله «همز» و عیب‌جویی است.

۴- نقد ناصحانه سه شرط دارد: صادقانه دنبال حقیقت بودن، عادلانه قضاوت کردن، مصلحانه اقدام کردن

این مقاله به ارائه توضیحاتی درباره آخرین شرط می‌پردازد. ادامه مطلب

قدرت و نقد آن (قسمت چهارم)

در جستجوی حقیقت

در شماره‌های قبل چند مطلب توضیح داده شد:

نخست اینکه قدرت از منظر دینی لزوما به فساد منجر نمی شود، بلکه حتی در یک حکومت دینی اصیل (که نمونه بارز آن حکومت حضرت امیر است) قدرت نه‌تنها عامل فساد نیست، بلکه مقدس است؛ و عدم درک این حقیقت، مظلومیتی را بر صاحب آن قدرت تحمیل خواهد کرد که موجب وقوع واقعیتی به نام «مقتدر مظلوم» می‌شود.

دوم اینکه قداست لزوما به معنای نقدناپذیری نیست؛ و هر امر مقدسی تقدسش را مدیون آن است که در مسیر الهی واقع شده؛ و لذا حفظ قداست‌ها، با هوشیاری و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتی ندارد.

سوم اینکه در ادبیات دینی ضابطه‌هایی برای تفکیک نقد سازنده و نقد مخرب وجود دارد. نقد سازنده، از مقوله «نصح» و خیرخواهی است؛ اما نقد مخرب از مقوله «همز» و عیب‌جویی است و با تحلیل این دو می‌توان معیاری برای تفاوت نهادن بین اعتدال با افراط و تفریط در نقد حکومت به دست آورد.

با این مقدمات، اکنون می‌توان وارد بحث اصلی شد؛ یعنی: نقد قدرت در جامعه و حکومت دینی چگونه باید باشد؟ ادامه مطلب

قدرت و نقد آن (قسمت سوم)

نصیحت یا عیب‌جویی

در شماره‌های قبل دو مطلب توضیح داده شد:

نخست اینکه قدرت از منظر دینی لزوما به فساد منجر نمی شود، بلکه حتی در یک حکومت دینی اصیل (که نمونه بارز آن حکومت حضرت امیر است) قدرت نه‌تنها عامل فساد نیست، بلکه مقدس است؛ و عدم درک این حقیقت، مظلومیتی را بر صاحب آن قدرت تحمیل خواهد کرد که موجب وقوع واقعیتی به نام «مقتدر مظلوم» می‌شود؛ واقعیتی که به نظر می‌رسد در هر حکومت دینی اصیلی تا پیش از استقرار کامل حکومت جهانی مهدی موعود، عجل الله تعالی فرجه الشریف، رخ خواهد داد.

دوم اینکه قداست لزوما به معنای نقدناپذیری نیست؛ بلکه مقدس شمردن، همان حفظ حرمت‌های الهی است و هر امر مقدسی تقدسش را مدیون آن است که در مسیر الهی واقع شده. ضابطه اصلی قداست، قرار داشتن در مسیر الهی است؛ و لذا حفظ قداست‌ها، با هوشیاری و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتی ندارد.

در این قسمت به ماهیت نقد سازنده و مخرب در ادبیات دینی اشاره می‌شود تا معیار دینی‌ای به دست آید، که با آن بتوان بین اعتدال در نقد حکومت با افراط و تفریط در نقدها تفاوت نهاد. ادامه مطلب

قدرت و نقد آن (قسمت دوم)

قداست رهبران دینی و امکان نقد ایشان

چنانکه در قسمت قبل اشاره شد، غلبه فرهنگ غربی گاه مانع می‌شود فهم درستی از مسائل واقع شود. مخاطب پیش از هر سخنی، ناخودآگاه حکم خود را صادر می‌کند. موضوعی که قرار است به آن وارد شوم بحث نقد حاکمیت است، اما از آنجا که این مسأله غالباً‌ در ادبیات غربی موردبحث قرارگرفته خود را ناچارمی‌بینم که ابتدا مقداری ادبیات دینی بحث را مهیاسازم. ادامه مطلب

قدرت و نقد آن (قسمت اول)

غلبه فرهنگ غربی بر اندیشه های ما موجب گردیده تا کم کم باور کرده باشیم که «قدرت فساد می‌آورد» و نوع نگاه دنیا گرانه غربی بر عبارت «مقتدر مظلوم» اعتراض خواهد کرد: مگر کسی که مقتدرانه و در راس قدرت است مظلوم می‌شود؟ اما تا افرادرا اندکی به فرهنگ عمیق اسلامی ارجاع می‌دهیم و یادی از امیرالمؤمنین می‌کنیم، اندیشه ها دچار حیرت می‌شود. وجود علی بهترین دلیل است بر اینکه ممکن است مقتدری در اوج قدرت خود مظلوم باشد، اما چگونه؟ ادامه مطلب

مصاحبه با سایت مهرخانه درباره زن و خانواده

–     به نظر شما در حوزه زنان و خانواده جامعه ما نیازی به احیا نگاه شهید مطهری دارد؟ اگر جواب شما مثبت استٰ ویژگیهای نگاه ایشان چیست که عدم وجود این نگاه باعث ایجاد یک سری خلا هایی در این حوزه شده است؟

شهید مطهری چند ویژگی دارد که کمتر کسی از مجموع آنها برخوردار است و هنوز هم بنده کسی را نمی­شناسم که تا این حد دارای این ویژگی ها باشد . اول ایشان به مبانی اسلامی بسیار مسلط بودند دوم به نگاه های غربی بسیار مسلط بودند و عمیقا فهمیده بودند که این نگاه های غربی به دنبال چه هستند. سومین ویژگی ایشان خلاقیت قویشان است که می توانستند میان مبانی اسلامی و نگاه جدید پل بزنند. ایشان این قابلیت مهم را داشتند که می توانستند میدان بازی را تغییر دهند؛ مثلا در باب منشا دین کتابهای زیادی نوشته شده است هم غربی ها هم به اندیشمندان مسلمان در این زمینه کار کرده اند. اما شهید مطهری در کتاب ادامه مطلب

اولین نشست «علم چیست ؟» (قوام علم به روش آن نیست)

به گزارش خبرنگار کانون اندیشه جوان عصر دیروز همانطور که وعده داده شده بود سلسله نشست های درباره علم در کانون اندیشه جوان آغاز شد.

در اولین نشست حجت الاسلام و المسلمین “دکتر حسین سوزنچی”با عنوان چیستی علم به ایراد سخن پرداخت .وی در ابتدای سخن ضمن تعیین چهارچوب های سخن خود گفت: ما امروز در مقابل فرهنگ غالب غرب قرار گرفته ایم که باعث می شود برخی مباحث برای ما نامأنوس باشد. وی با بیان اینکه باید بین دو مقام در صحبت از علم تفکیک قائل شد گفت: در صحبت از تک گزاره ای بودن علم بحث معرفت شناسی و در رویکرد نظام معرفتی عنوان فلسفه علم مطرح می شود. من بین دو رویکرد منطقی – فلسفی و تاریخی – جامعه شناسی تفکیک قائل می شوم . همچنین قصد دارم درباره سه محور هویت، قوام و حقیقت علم سخن بگویم . همچنین اینکه امور دیگر آیا در علم تأثیر دارند و دیگر اینکه جایگاه ارزش ها و باید و نباید در مقابل علم چیست؟ آیا باید و نباید مقدم برعلم اند ؟ وی سپس چنین ادامه داد: در باب بحث تاریخی درباره علم در مغرب زمین به طور خلاصه پس از قرون وسطی دوران جدیدی حاصل آمد که فلسفه سردمدارش بود. فلسفه علم را هدایت کرد. در صورتی که در جوامع اسلامی فلسفه و فیلسوفان چنین جایگاهی نداشته و نظارت آنان محور مسائل جامعه نبود. از این رو در تحلیل جریان فلسفه غرب ناچار به تحلیل کلیت غرب هستیم. ادامه مطلب

آیا با وجود آیات و روایات معارفی، نیازی به فلسفه هست؟ (تأملی در باب ضرورت پرداختن به فلسفه برای طلاب)

از قدیم‌الایام همواره مطالعه فلسفه در حوزه های دینی با نوعی احتیاط و دورباش همراه بوده است. در طول تاریخ، بسیار اتفاق افتاده که فلاسفه مورد تکفیر و یا لااقل مورد بی مهری برخی از متدینان قرار می‌گرفته اند. اگر بزرگانی همچون امام خمینی و علامه طباطبایی، که در دین‌شناسی و تقوای آنها مناقشه ای نبود، با فدا کردن آبروی خود، این حصارهای سهمناک را نمی‌شکستند، معلوم نبود که امروز وضعیتی همچون چند صد سال قبل نداشته باشیم. ادامه مطلب

معرفی کتاب وحدت وجود در حکمت متعالیه

یکی از مهم‌ترین مسائل وجودشناسی، بحث درباره وحدت و کثرت حقیقت هستی است که در این باره، طیف گسترده‌ای از نظریات ارائه شده است. از قول به تباین مطلق موجودات تا قول به وحدت شخصی وجود. یکی از نظریات مطرح ومهم در این باب، نظریه وحدت تشکیکی وجود است که در حکمت متعالیه پرورش یافت؛ دیدگاهی که هم کثرت را در عالم حقیقی می‌داند و هم وحدت را، و قائل به وحدت در عین کثرت است. این نظریه نیز همانند هر رأی فلسفی دیگری، در معرض شرح و نقد صاحب‌نظران قرار گرفته و جدای از مخالفت پاره‌ای از اندیشمندان با آن، در بین خود پیروان حکمت متعالیه نیز گاه در تعبین منظور نهایی ملاصدرا اختلاف نظر پیش آمده است. این اختلاف نظر از مبادی تصوری تشکیک و اینکه ضابطه اصلی تشکیک در وجود چیست، شروع می‌‌شود و تا بحث از ادله تشکیک وحیطه شمول تشکیک گسترش می‌یابد و حتی در این خصوص بحث است که آیا نظریه وحدت تشکیکی وجود، نظر نهایی ملاصدرا بوده یا وی این نظریه را صرفا به عنوان یک دیدگاه تعلیمی ‌‌مطرح کرده تا بتدریج ذهن را برای پذیرش نظریه وحدت شخصی وجود که قول عرفاست، آماده کند. ادامه مطلب

حکمت متعالیه چیست؟

واژه حکمت متعالیه مدتها پیش از ملاصدرا توسط عرفایی همچون قیصری به کار می رفت. این واژه حتی در آثار برخی از اساتید فلسفه مشاء همچون قطب الدین شیرازی نیز به چشم می خورد اما در این موارد متقدمتر این واژه به هیچ وجه آن بار معنایی را ندارد که ما در آثار ملاصدرا و شاگردانش می یابیم اینان به واژه یاد شده معنای دقیقی دادند و آن را با تلفیق ما بعد الطبیعی و فلسفی جدید ملاصدرا یکی دانستند. ادامه مطلب

تاریخ فلسفه، چرا و چگونه؟

در میان دانش‌های مختلف شاید هیچ دانشی همچون فلسفه وجود نداشته باشد که این‌اندازه بین خود دانش و تاریخ آن ارتباط برقرار باشد. فلسفه عرصه‌اندیشیدن درباره عمیق ترین حقایق عالم است و ابزار آن تنها و تنها عقل است. در سایر دانش‌های بشری، به ویژه در دانش‌هایی که با تجربه سر و کار دارند، کار تنها با تعقل و تفکر پیش نمی‌رود، بلکه برخورداری از ابزارهای جدید، اطلاعات جدیدی را در اختیار آدمی قرار می‌دهد، و طبیعتا کسانی که ابزارهای بهتری در اختیار بگیرند تحلیلهای دقیق تری نیز می‌توانند ارائه دهند. این گونه است که تحول ابزار کم کم عاملی می‌شود که بسیاری از آراء و‌اندیشه‌ها در این عرصه‌ها کاملا به بوته تاریخ سپرده شوند و دانش آنها صرفا برای مورخان مفید باشد: وقتی انسان توانست تلسکوپ‌های عظیم بسازد یا به فضا سفر کند و ماه را از نزدیک مشاهده کند، بطلان بسیاری از آراء دانشمندان گذشته واضح گردید. الان دیگر هیچ یک از ما شک ندارد که در منظومه شمسی، زمین به دور خورشید می‌گردد و نه خورشید به دور زمین، جنس اشیاء در عالم فوق قمر و تحت قمر مشابه است، سیارات و ستارگان صددرصد کروی نیستند و… . در اینجا دانستن آراء دانشمندان قدیم درباره تفاوت عالم تحت قمر و فوق قمر، کروی بودن ستارگان و سیارات، دایره‌ای بودن حرکت افلاک و… دیگر نقشی در شناخت واقعیات نجومی ندارد. ابزارهای جدیدی ساخته شده و این ابزارها اطلاعات دقیقتری در اختیار عقل قرار داده و عقل با تکیه بر آنها تحلیل کاملا جدیدی از از وضعیت نجومی عالم ارائه می‌دهد. ادامه مطلب

نقد دیدگاه مهدی نصیری در باب «علم دینی» با تاکید بر کتاب «اسلام و تجدد»

موضع ما در قبال علوم و تکنولوژیهای غربی چه باید باشد؟ بیش از یک قرن است که این مساله اذهان بسیاری از افراد این مرز و بوم را به خود مشغول داشته است. شاید اولین برخوردها، برخوردهای سلبی‌ای بود که دنیای غرب را کفرستان می‌دانست و تمام دستاوردهای آن را ناپاک و نجس می‌شمرد و می‌گفت چه نیازی است که ما مسلمانان، که برترین معارف را در اختیار داریم، اصلا اعتنایی به این کفار و علومشان داشته باشیم. اما این رویکرد دوام چندانی نداشت. غلبه فناورانه جوامع غربی، بتدریج تحولی را در نگاه مسلمانان ایجاد کرد و عده‌ای مدعی شدند که اگرچه فرهنگ غربی بد است اما علوم و فناوریهای آن به‌خودی خود بد نیست و مهم این است که از آنها استفاده درست به عمل آید. ادامه مطلب

نامرد مردم، ما، خدا! نامرد مردم

چندی پیش سراغش رفتم. گفتم: «عاشورا در پیش است.»

گفت« همیشه تاریخ عاشورا بوده است. افسوس که درخوابید و بی‌غیرت؛ “هل من ناصر” را می‎شنوید و همچون کبک سر در زیر برف می‎کنید تا بازهم امامتان مظلوم بماند … مظلومیت قرن‌هاست بر ناصیه او و پدرانش نقش بسته است.»

پرسیدم: «آیا او مظلوم است یا ما؟ ما که هر هفته «ندبه» می‎خوانیم و او جواب‎مان را نمی‎دهد، فریاد می‎زنیم و او نمی‎آید، و تو می‎گویی که ما بی‎غیرتیم!»

گفت: «مگر نشنیده‎ای که امام زمان هر روز بر مصیبت جدش می‎گرید؟ آیا کسی جز شما این مصیبت را بر او وارد کرده است؟» ادامه مطلب

مصاحبه با هفته نامه پنجره درباره آسیب شناسی حوزه از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری همواره نسبت به وضعیت دستگاه روحانیت حساس بودند و به صراحت انتقادهایی را در رابطه با وضعیت حوزه های علمیه و روحانیت شیعه مطرح کرده اند. اگر مجموعه دغدغه های ایشان در رابطه با روحانیت را تحت عنوان “آسیب شناسی حوزه و روحانیت” در نظر بگیریم، کلیتی از این مجموعه بفرمایید. ادامه مطلب