6 Responses to دوراهی‌های من، درآمدی بر مساله جبر و اختیار

  1. محمد میگوید :

    سلام علیکم!
    مقاله مفید و قابل استفاده ای بود. اما دو نکته به ذهنم رسید:
    ۱- در روایات در مورد جبر و اختیار خیلی عمیق تر از اینها صحبت شده. مثلاً گفته شده دریای ژرفی است یا مثلاً امام(ع) به مخاطبی که از ایشان در مورد جبر و تفویض سوال کرده است؛ فرموده اگر حقیقتش را بشنوی کافر می شود. حال این تعارف رایجی که در مورد این مسأله وجود دارد و از جمله مباحث شما؛ بنده فکر نمی کنم کسی با خواندن این مباحث کافر شود. همچنین فهم این مباحث آنقدر سخت نیست که بگوئیم دریای ژرف و عمیقی است. پس باید این مسأله عمیق تر از اینها باشد. باید حقیقت مسأله طوری باشد که خیلی ها با دانستن آن تعریف کافر شوند.
    ۲- در باب اختیار اینکه ما مختار هستیم شکی نیست. اما بحث سر این است که دقیقاً چه اتفاقاتی می افتد تا اینکه ما سر دو راهی یا چند راهی ها یک راه را انتخاب می کنیم. چطور میشود دو نفر که به لحاظ شرایط محیطی و تربیتی در شرایط کاملا یکسانی بودند راههای مختلفی را برمی گزینند؛ یکی راه الف را انتخاب می کند و یکی راه ب. چطور می شود که شیطان می تواند بر برخی ها مسلط شود و بر برخی ها خیر. چطور می شود برخی ها خلاف جریان اطرافشان عمل می کنند و در محیط بد آدم خوبی می شوند و در محیط خوب آدم بدی؟! آیا فقط عوامل محیطی در تصمیم ما موثر است یا از ابتدا ذات برخی ها خوب طراحی شده و ذات برخی ها بد؟! منظور من از این مباحث این است که آیا می توان بین این مباحث و بحث طینتی که در روایات آمده ارتباطی برقرار کرد؟! چون طبق روایات طینت برخی ها علیینی است و طینت برخی ها سجینی. یعین ظاهراً برخی ها از بدو تولد آمادگی بیشتری برای کارهای خیر دارند و برخی ها از بدو تولد آمادگی بیشتری برای کارهای بد.

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      ۱) عمق داشتن معارف دین یک واقعیت است و متفاوت بودن انسانها به لحاظ عمق، واقعیتی دیگر. روایت داریم که اگر ابوذر از آنچه در دل سلمان میگذرد باخبر شود او را تکفیر می کند، و روایت دیگری داریم که ایمان سلمان یا درجه بالاتر از ایمان ابوذر است. اولا باید دید مخاطب آن کلام حضرت امیر که بوده، زیرا همین حضرت امیر برای مخاطبان دیگر بسیاری از همین بحثها را باز کرده است؛ ثانیا من در حد فهم خود مساله را حل کردم نمی گویم تمام زوایای این مساله با بحث من حل می شود. تذکر حضرت امیر این است که کسی که ظرفیت یک بحث را ندارد در آن وارد نشود که کافر می شود اما حضرت نفرموده که دنبال افزایش ظرفیت خود نباشید. روایت رب زدنی علما را برخی به معنای همین افزایش ظرفیت تفسیر کرده اند (نمی فرماید علم مرا زیاد کن، بلکه می فرماید: وجود مرا از جنبه علمی زیاد کن، من را علماً زیاد کن)
      ۲) بحث من پاسخ به اصل شبهه بوده؛ اتفاقا تبیین ماهیت و مکانیسم اختیار از پیچیده ترین بحثهاست که در این مجال نمیگنجد. در اینکه فقط عوامل محیطی موثر نیست و نیز فقط عوامل ارثی و ژنتیکی (طینت) موثر نیست، به نظرم بحثی نیست و کاملا واضح است؛ اما میزان تاثیر هریک چه اندازه است و مکانیسم تاثیرگذاری آنها چگونه است بحث پیچیده ای است که معلوم نیست برای من هم حل شده باشد.
      التماس دعا. سوزنچی

  2. م.ز میگوید :

    سلام و رحمت
    مساله:
    آیا انتخاب بین دو یا چند گزینه ی محدود،تحت برساخته های ذهنی اراده کردن و…نشانه ی عدم آزادی ما نیست؟!

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      اختیار ما انسانها مطلق نیست؛ و نه تنها این مورد، بلکه هزاران مورد می توان یافت از حوزه هایی که در آن اختیار نداریم: مثلا در آفریده شدن خودمان، در اینکه پدر و مادرمان کی باشد و …
      در واقع مساله جبر و اختیار مساله صفر و یکی نیست. بلکه ما در حوزه هایی اختیار داریم و در حوزه هایی نداریم و اینکه در برخی از حوزه ها نداریم دلیل نمی شود که اصلا اختیار نداریم. اتفاقا در هر حوزه ای که اختیار نداریم مواخذه ای هم در کار نیست.

  3. محمد میگوید :

    سلام استاد
    وقت بخیر
    مقاله شما را خواندم
    حقیقا بدیع بود
    خدا خیرتان دهد.
    اما شبهه ای برایم به وجود آمد.
    در قسمت خداشناسی مقاله.
    شما فرموده اید که عمل ما همان علم خداست
    و چون خداوند فراتر از زمان است،پس اینطور نیست که قبل از عمل ما علم افعالی خدا جبر آور شود.
    سوالم این است
    درست است که خداوند قبلیت زمانی ندارد
    اما قبلیت رتبی که دارد!
    یعنی مثال معروف کلید و قفل!
    خلاصه عمل ما ثانویه به علم خداوند است.
    هر چند اختلاف زمانی ندارد!
    ولی ارتباط رتبی که دارد
    آیا این جبر آور نیست؟

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      اگر منظورتان از قبلیت رتبی، ترتب علّی باشد، یعنی «علم خدا» علت ایجاد «فعل من» باشد، به چه دلیل؟ یعنی همین ادعا را باید اثبات کنید.
      و اگر منظور دیگری دارید توضیح دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *