گذر از علم دینی به علوم انسانی اسلامی

بسم االه الرحمن الرحیم

روز سه‌شنبه  (۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶) در سلسله درس‌گفتارهایی که مدرسه آفاق حکمت در قم به عنوان دومین دوره «طیف ­بندی حوزه در نسبت با علوم انسانی» برگزار می‌کرد حضور یافتم و در آنجا ایده خود را با عنوان ضرورت گذر از علم دینی به علوم انسانی اسلامی مطرح کردم که خلاصه این ایده آن است که ما به خاطر غلبه فضای پوزیتیویستی در حوزه علوم انسانی در کشورمان از اهمیت علوم انسانی قاره‌ای که پیشتاز اصلی در حوزه علوم انسانی است غفلت کرده‌ایم و لذا بحثهای نظری ما در مبحث علم دینی، به طور عینی و انضمامی به عرصه علوم انسانی کشیده نشده و تنها کارهایی که شده از جنس کارهای فقهی است که درباره اقتصاد و … انجام شده است. و اینکه چه افقی را باید دید و چه مسیری را در پیش گرفت.

فعلا پاورپوینتی که از بحث در آن جلسه ارائه شد تقدیم می‌شود برای دریافت فایل پاورپوینت اینجا را کلیک کنید

برای دریافت فایل صوتی روی  ۱ و ۲ را  کلیک کنید.

در آخر جلسه هم پرسش و پاسخ مختصری مطرح شد که به نظر می‌رسد ربط چندانی با اصل بحث نداشت. در عین حال، برای دریافت فایل آن، روی ۳  کلیک کنید.

Bookmark the پیوند یکتا.

2 Responses to گذر از علم دینی به علوم انسانی اسلامی

  1. حسین سوزنچی میگوید :

    امروز اتفاقی دیدم در خبرگزاری فارس گزارشی از این جلسه ارائه شده است که بد نبود. کسی بخواهد اجمالا بفهمد بحث بر سر چیست می‌تواند این گزارش را ببیند:
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960223000586

  2. کمال میگوید :

    با سلام خدمت استاد محترم

    در انتهای متن خبر آمده که :
    بحث علامه درباره اعتباریات بحثی انسان‌شناختی است و نه معرفت‌شناختی. در واقع، علامه [بیان می‌کند که انسان با طبیعت فرق دارد و ] به زبان بی‌زبانی می‌‌گوید که علیت درباره‌‌ی انسان پیاده نمی‌‌شود. یعنی اگر برای صدور فعل ارادی همه عوامل جمع بشود کفایت نمی‌‌کند، بلکه اعتبارِ من شرط است.

    این جمله بدون توضیحات بعدی شما، دارای ابهام جدی نیست؟

    [توضیحات در فایل صوتی: علامه چنین مطلبی را نگفته ولی با مطالعه‌ی آثاری مثل الاعتبارات، رساله الانسان فی الدنیا و … چنین مطلبی برداشت می‌شود. علامه با بیان این مطلب، دقیقا تنه به تنه دیلتای می‌زند. اگر به علامه طباطبایی بگویید: این مطلب را شما گفتید؟ می‌گوید: نگفتم! اصلا نمی‌تواند این مطلب را بگوید چون بقیه حرف‌های آن را درست نکرده است. اما در انسان این حرف را زده است و به زبان بی زبانی گفت که علیت در انسان پیاده نمی‌شود. حرفی که دیلتای می‌زد. قدمای مسلمان در خصوص صدور فعل ارادی از انسان بیانی داشتند. علامه تئوری رقیب داد.

    نهایتا شما توضیح بیشتر مطلب را به یادداشت «نگاهی متفاوت به خاستگاه و ثمرات بحث اعتباریات علامه طباطبایی (ره)» ارجاع می‌دهید.]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *