کتاب: خدا، پرسش‌ها و پاسخ‌های دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

در سال ۱۳۷۹ پس از جمع‌آوری مهمترین سوالات دانش‌آموزان، تالیف مجموعه‌ای را با عنوان کلی «پرسش‌ها و پاسخ‌های دینی» (آفتاب اندیشه) آغاز کردم که جلد اول آن با عنوان «خدا» مدتی بود نایاب شده بود وبه خاطر مشکلاتی در انتشارات، تجدید چاپ آن امکان‌پذیر نبود. ابتدا قصد داشتم با افزودن و ارتقای برخی بحث‌ها به اصلاح آن اقدام کنم اما چون مدتی گذشت و کثرت اشتغالات مانع شد فعلا فایل PDF کتاب به صورت فشرده در اینجا در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد.

فایل کتاب خدا

برچسب خورده : , , , , , , . Bookmark the پیوند یکتا.

4 Responses to کتاب: خدا، پرسش‌ها و پاسخ‌های دینی

  1. Jace میگوید :

    Thanks for sharing. Your post is a useful coubnitntior.

  2. حسین میگوید :

    ممنون برای مطلب خوبتون

  3. علی میگوید :

    سلام علیکم
    جناب سوزنچی، بنده این کتاب رو خوندم و تشکر میکنم از شما که چنین کتابی نوشتید. یه مطلبی که برای من قابل هضم نیست، مربوط میشه به بخش معرفت شناسی. این سوال که “آیا خداوند قابل شناخت است؟ اگر بله از چه طریقی؟” من معتقدم که خداوند قابل شناخت است، اما نه از طریق عقل. عقل به دلیل محدودیت هایی که داره، نمیتونه پا از یک سری از چارچوب های خودش فراتر بذاره. ما چه دلیلی داریم که اصول منطقی خودمون رو در مورد جهان ماورای طبیعت به کار ببندیم؟ این اصول منطقی با تجربه ورزی بیشتر بشر و همزیستی با طبیعت به مرور زمان و در طول تاریخ به تدریج برای بشر به دست آمده. یعنی این اصول عقلانی از معاشرت بشر با همین جهان به دست آمده؛ چگونه ما میتوانیم این اصول را به صورت قطعی در مورد جهانی دیگر به کار ببندیم؟ ما اصلا به صورت عقلانی نمیتوانیم جهانی غیرمکانمند و غیرزمانمند را درک کنیم؛ پس چگونه با چنین قطعیتی مسائلی از قبیل علیت و وجوب و قدم را نسبت میدهیم و در مورد آن حکم میدهیم؟ به نظر بنده، خداوند فقط از طریق عقل، نه قابل اثبات است و نه قابل انکار. عقل در این باب ساکته. ما ناگزیریم در این راه از امکانات دیگری استفاده کنیم از قبیل شهودهای عرفانی، درون کاوی، رجوع به احادیث و …
    با تشکر

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      وقتی می‌گوییم «عقل» یعنی قوای شناختی بشر.
      اگر منظور شما این است که هرچه خدا را توصیف کنیم خداوند فوق آن چیزی است که در ذهن ما آمده مطلب کاملا درست است.
      اما شناخت عقلی یک چیز منحصر در قرار دادن او در یک صورت ذهنی نیست. مثال ساده بزنم: همین امور غیرزمانمند و غیرمکانمند. آیا عقل نمی تواند آنها را بشناسد؟ می شناسد اما به نحوی خاص. مثلا ۲+۲ = ۴ آیا یک واقعیت زمانمند و مکانمند است؟ آیا صورت ذهنی ای از عدد ۲ (نه ۲تا گردو) دارید؟
      یکی از مدلهای شناسایی خیلی مهم استفاده از معقولات ثانی فلسفی است. مثلا مفهوم «وجو» را می یابد و مفهوم «ضرورت» را می‌یابد (که هر دو غیرزمانمند و غیرمکانمندند) بعد با ترکیب اینها به مفهوم «واجب الوجود» نی‌رسد. الان از مفهوم واجب الوجود، یک تصویر ذهنی معین (شبیه تصویر مثلا انسان) ندارد اما واقعا می فهمد که چه می گوید.
      بنده در اینکه به احادیث مراجعه کنیم ۱۰۰درصد با شما موافقم. فقط این نکته که شهید مطهری در مقدمه ج۵ اصول فلسفه مطرح کرده را یادآوری می کنم. وقتی سراغ احادیث رفتیم، قرار است آنها را بفهمیم یا نفهمیم؟ اگر قرار است بفهمیم، باید عقل را تعطیل کنیم و با چیزی غیر از عقلمان حدیث را بفهمیم؟ یا ما برای فهم حدیث چیزی جز عقل نداریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *