چگونگی مواجهه با نتیجه انتخابات در نظام مردم‌سالاری دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

چند کلمه با طرفداران نامزدهای بازنده و برنده:

چکار می‌کنید؟!

تا امروز بسیاری از ما برای رای آوردن نامزدی که اصلح می‌دانستیم، تلاش کردیم. اما در هر صورت، نتیجه انتخابات از دو حال خارج نیست: یا نامزد مورد نظر ما رای آورده و یا نیاورده است.

آنچه در تمام کشورهای جهان مشاهده می‌شود،این است که پس از شمارش آراء عده‌ای خوشحال شوند و عده‌ای ناراحت. آنانی که ناراحت می‌شوند، نیز دو حالت دارند: یا به این نتیجه تن می‌دهند، ویا زیر میز بازی می‌زنند و تصمیم می‌گیرند هدفی را که با صندوق رای نتوانستند محقق سازند، با لشکرکشی خیابانی به دست آورند!

آرمان نظام‌های «لیبرال دموکراسی» این است که اگرچه در پایان انتخابات، یک عده حتما ناراحت می‌شوند؛ اما بتوانند بر احساسات خود غلبه کنند و به رأی اکثریت احترام بگذارند.

اما آرمان «مردم‌سالاری دینی»، فراتر از این است؛ آن آرمان این است که نه‌تنها اقلیت به رای اکثریت احترام بگذارند، بلکه همگان به حدی از رشد برسند که نه برنده فخرفروشی کند و نه بازنده ناراحت شود!

فخرفروشی نکردن برنده، توصیه‌ای اخلاقی است، که اگرچه عمل به آن سخت است، اما چرایی‌اش نیاز به توضیح ندارد؛ اما ناراحت نشدن بازنده چطور؟ بویژه اگر بازنده، با دغدغه‌های دینی رای داده و نامزد رقیب را نامناسب بداند؟

مدعا این است:

دست کم به سه دلیل، انسان خداباور به گونه‌ای است که در هر دو صورت برد یا باخت، راضی و خوشحال خواهد بود، و نه ناراحت و شکست‌خورده.

  1. خداوند در کتاب خود خبر داده است که این فراز و فرودهایی که در زندگی پیش می‌آید برای این است که شما را به اوج و رفعتی برساند «تا بر آنچه از دست می‌دهید، اندوهگین نشوید؛ و بدانچه به شما می‌دهند،‌ دلخوش ندارید.» (لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُم‏؛ حدید/۲۳) ما موظف به انجام تکلیفی هستیم که آن را وظیفه خود تشخیص داده‌ایم. گاه برای حصول نتیجه، فقط خواست ما مهم نیست؛ اراده‌های دیگران هم در کار است. در چنین شرایطی، مهم این است که وظیفه خود را درست تشخیص و انجام دهیم؛ آنگاه، چه نتیجه حاصل شد، چه نشد، ما خوشحال خواهیم بود؛ زیرا خداوند از کسی که وظیفه‌اش را انجام داده باشد راضی است؛ و برای انسان خداباور، حصول رضایت الهی، از هر دلخواهی، خوشایندتر و خوشحال‌کننده‌تر است. (وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَر؛ توبه/۷۲)
  2. انسان خداباور، می‌داند فوق تدبیر او، تدبیری هست که جوانبی از عالم را می‌بیند که وی نمی‌بیند. «گاه چیزی را ناخوش دارید، اما [اگر پرده‌ها کنار رود و از نتایجی که پیش‌بینی نمی‌کرده‌اید، مطلع شوید، خواهید فهمید که چه اندازه] آن چیز [در آن مقطع] خوب بوده؛ و گاه بالعکس، چیزی را دوست ندارید، ولی نتیجه نهایی آن خوشایند است؛ [اینکه سرانجام نهایی کارها چه می‌شود] خدا می‌داند ولی شما نمی‌دانید.» (وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏؛ بقره/۲۱۶) اگر خدا خداست و خداوند همواره بهترین‌ها را برای بنده مؤمنش پیش می‌آورد، پس «هر چه از دوست می‌رسد نیکوست»، هرچند در محاسبات ما نیکو به نظر نرسد.

چنین نگاهی انسان را تا حدی به اوج می‌برد که حتی بعد از واقعه تلخ و دردناک کربلا خواهد گفت: «ما رایت الا الجمیل: جز زیبایی ندیدم.» این سخن حضرت زینب س، اصلا به معنای این است که از مواضع خود کوتاه آمده باشد؛ اما نشان می‌دهد که شکست برای مومن، بی‌معنی است.

  1. موعود جهانی، وعده‌ای است که در تمام ادیان الهی آمده است. رسیدن به این موعود، نیازمند گذر از فراز و فرودهایی است که هر فرود، اگر به‌تنهایی نگاه شود، دردناک است؛ اما اگر به سیر کلی انسان نگاه شود که فرود از این نقطه، مقدمه‌ای ضروری برای صعود به نقطه بعدی است، آنگاه فرودهای زندگی هم همچون صعودهای آن دلچسب خواهد بود؛ چرا که ما را به مقصد نهایی نزدیک می‌کند.

پس، اگر خدا را باور داریم، یادمان باشد:

اگر شخص مورد نظر ما رای آورد، مبادا دچار غرور شویم و رقیبانمان را تحقیر نماییم؛ و اگر هم دیگری رای آورد، مبادا ناامید شویم و گمان کنیم که کارهایمان هدر رفته است.

کسی که برای خدا کاری انجام دهد، کارش در جهان گم نمی‌شود؛ حتی اگر خودش تکه‌تکه شود (وَ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُم‏؛ محمد/۲۲).

آنکه رئیس جمهور می‌شود، رئیس جمهور همه مردم ایران است، نه فقط رئیس جمهور طرفدارانش.

پس، بیایید بعد از انتخابات همه کدورت‌ها را کنار بگذاریم و

دست در دست هم نهیم به مهر                     میهن خویش را کنیم آباد.

برچسب خورده : , , . Bookmark the پیوند یکتا.

10 Responses to چگونگی مواجهه با نتیجه انتخابات در نظام مردم‌سالاری دینی

  1. سروش میگوید :

    با سلام
    امیدواری چیز خوبی است آقای سوزنچی. اصلا مومن به همین امید زنده است. اما بین امیدواری و خود را به خواب زدن تفاوت زیادی است.
    انتخاب آقای روحانی خیلی پیام‌ها داشت برای امت حزب الله و آنهایی که هنوز دلشان برای آرمان‌های حضرت امام (ره) می‌تپد. بنده حقیقتا از نتیجه این انتخابات دلم لرزید برای آینده انقلاب. اگر خاتمی سال ۷۶ رای آورد، شعارهای ساختارشکنانه نداد. فقط جنبه جذبی داشت شعارهایش برای علاقمندان به نوع خاصی از آزادی.
    بله خوب است انسان امیدوار باشد، اما آیا ما نباید بپرسیم بعد ۴ دهه در دست داشتن صدا و سیما و مدارس و دانشگاه‌ها و منابر، چرا جوانان اکثرا به کسی با این شعارها اقبال می‌کنند؟ چطور جامعه ما می‌پذیرد فردی که تا دیروز خودش در بالاترین مقام‌های اطلاعاتی-امنیتی بوده بیاید صراحتا ۳۸ سال تاریخ کشور را از موضع اپوزیسیون نقد کند و باز رای بیاورد؟
    من اگر فردی مثل خاتمی ۷۶ یا حتی نهضت آزادی‌ها رای می‌آوردند اینقدر ناراحت و سرخورده نمی شدم. نهضت آزادی ها از همان اول حرف‌شان تا امروز تقریبا یکی بوده، خاتمی هم تقریبا از همان اول همین بوده که هست. اما اینکه فردی بیاید و اینگونه چهره عوض کند و اکثریت مردم هم با علم به این رنگ عوض کردن و با علم به میلیاردر بودن برخی وزارایش و با علم به حرف و حدیث در مورد تقلبی بودن مدرکش، با علم به همه این ها باز مردم بیایند به او رای بدهند، این رای خیلی خطرناک است. نشان از تغییر ذائقه اساسی مردم می‌دهد. نشان می‌دهد مردم دیگر اکثرا به آن شعارهای کشف پاره و وصله و نان جو و سنگ به شکم بستنی که سال‌ها در منابر می گفتیم و بر اساس آن الگوی حاکمان را به ایشان معرفی می کردیم باور ندارند. مردم به کسی رای دادند که برخی وزرایش علنا میلیاردر هستند و هیچ ابایی هم از بیان آن ندارند. و این نشان می‌دهد قشر بزرگی از مردم حتی در مقام نظر هم دیگر برای شعارهای اسلامی وجهی قائل نیستند و آنها را باور ندارند.
    ناامیدی بد است، اما بدتر از آن سر را در برف فرو کردن و ندیدن تغییر مردم است. مردی که ۴ دهه فرصت داشتیم آنها را تربیت کنیم و امروز خروجی را داریم می‌بینیم. اگر قبول نکنیم اشتباه کردیم (همان طور که ۴ سال پیش هم نفهمیدیم و ۷۶ هم نفهمیدیم و ۸۸ هم نفهمیدیم و باور نکردیم)، این راه غلط را همین طور با اطمینان می رویم تا خدای نکرده روزی بیدار بشویم که چیزی از نهضت باقی نمانده. جسارتا می گویم رای اکثریت مردم در این دوره اصلا و ابدا رای به نظام نبود. رای به شعارهای آقای روحانی بود. بروید ببینیم چه شعارهایی داد و بفهمیم میل مردم به کدام سو رفته است.
    شما خودتان استادید. می‌دانید که گام اول اصلاح یقظه است. یعنی اول طرف باید بفهمد و باور کند خطا کرده و اشتباه کرده. اگر یقظه‌ای نباشد، اصلاحی هم به دنبالش نیست. من نگرانم این دست نوشته‌ها و مطالب امثال شما اساتید (که معذورات امثال رهبری برای بیان صریح مطالب را ندارید و بدنه متفکر جریان حزب الله را شکل می‌دهید) به جای بیدار کردن و اصلاح کردن در حکم پماد مسکن باشد و به جای اینکه بیمار را تشویق به فکر چاره بکند، او را بخواباند و در غفلت فرو ببرد.
    کاش قلم به دست می‌شدید و کارد به دست می گرفتید و این زخم را می شکافتید. شاید درد و خونریزی هم داشته باشد اما حداقلش تلاش برای درمان است نه پماد مالیدن.
    ببخشید از زیاده گویی.

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      یکی از اشتباهات در تحلیل این انتخابات این است که این رای را رای به روحانی بدانیم.
      اولا وقتی می گویید مردم یعنی ۵۱درصد؟ آیا ۵۱ درصد رایی که حدود۲۰ درصد آن در ظرف یک هفته ساخته شد و به اعتراف خودشان حدود ۴ میلیون رای مردم را نگرفتند، نمایانگر نظر «مردم» است؟
      ثانیا با خیلی از کسانی که به روحانی رای دادند اگر صحبت می کردید می دیدید رای آنها رای نه به طرف مقابل بود. متاسفانه ترفند رقیب هراسی آقای روحانی کار خودش را کرد و این طرفی ها هم برای این ترفند پاسخ مناسبی ارائه نکردند. ثالثا اگر این طرف رای می آورد شما می توانستید شبیه همین تحلیل فوق را بنویسید و بگویید مردم به افشاگریهای قالیباف و … رای دادند.
      ثالثا ما در این طرف مقابل چهره قانع کننده ای ارائه نکردیم. بازی خوبی هم نکردیم. کنار کشیدن قالیباف درصدی از آراء را به سوی روحانی سوق داد. آقای رئیسی سالها در قوه قضائیه بوده است، چه تحولی در آنجا انجام داده؟ مردم از وضعیت دادگاهها خسته اند. حدود ۱۰ میلیون پرونده چیز کمی است؟ همین شخص می خواهد بیاید در قوه مجریه؛ آیا تغییر خاصی رخ خواهد داد؟ امثال ما که به ایشان رای دادیم مساله اصلی مان رای نه به روحانی بود، اما اگر کسی دغدغه های اقتصادی اش اولویت داشته باشد (چیزی که محور تمام سخنان نامزدها بود) واقعا ترجیح چندانی به نفع آقای رئیسی می یابد؟ بله، فساد شخصی باند روحانی زیاد است؛ اما مردم تحلیلشان این بود که اینها کاربلدتر هستند. همان تحلیلی که آقای هاشمی ۲۵ سال پیش در این کشور جا انداخت که عده ای دزد کاردان که هم خودشان می خورند و هم رشد اقتصادی ایجاد می کنند بهتر است از عده ای افراد متعهد که کاردان نیستند. خصوصا با رقیب هراسی شدیدی که در یکی دو هفته آخر انجام شد و آن رشد قیمتهای دوره احمدی نژاد را مرتب یادآوری کردند.
      اشکال تحلیل شما این است که مساله را فقط و فقط از زاویه شعارهای سیاسی می بینید. اینها سطحی از تحلیل و رای جامعه است. اغلب کسانی که به ایشان رای دادند اصلا آن شعارها برایشان مهم نبود. ایشان با آن مزخرفاتش می خواست رای عده ای از ضد انقلابها را هم به کیسه خود بریزد که ریخت؛ اما این رای زیادی نبود. مثلا رای ۶/۵ میلیون اهل سنت یکجا به پای او ریخته شد. اینها را هم در محاسباتتان وارد کنید و بعد چنین درباره بازگشت از انقلاب سخن بگویید
      آقای روحانی به لحاظ سیاسی سخنان هنجارشکانه ای زد و اتفاقا جالب است در همان همدان که اینها پیش بینی می کردند این سخنان در آنجا مشتری داشته باشد رای رئیسی بالاتر از وی شد.

      ضمنا سخنان من اصلا مسکن نیست؛ هشدار است. اگر کسی به وظیفه اش عمل نکرده، مواخذه می شود و اگر عمل کرده، نتیجه دنیوی مهم نیست.
      این کجایش مسکن و غفلت زاست؟

      • سروش میگوید :

        ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما. اگر کمی صریح می نویسم از باب احساس دوستی و هم دردی است.
        ۱- همین که عزیزی مثل شما هنوز رای ۵۷% روحانی را سعی دارد با اما و اگر کم اهمیت جلوه دهد یا به زیر ۵۰ درصد فروبکاهد نشان از دردی دارد که بنده سعی کردم بدان اشاره کنم. امت حزب الله بعضا نمی خواهند واقعیت کف خیابان را ببینند و یا احساس کرده اند مردم ایران از جانب خداوند متعال ضمانتی کتبی دریافت کرده اند که هیچ وقت منحرف نشوند یا میل به باطل نکنند.
        ۲- نظرسنجی ها از هفته ها پیش از انتخابات نشان از اقبال اکثریت مردم به ایشان داشت و بدنه اصلی رای ایشان ربطی به یک هفته آخر و خزعبلات یک هفته آخر ایشان ندارد. رجوع کنید به نظرسنجی ها.
        ۳- بله؛ اکثر رای هر دو طرف سلبی بود. یعنی بیشتر رقابت بین «نه روحانی» و «نه رییسی» بود. ولی در نهایت دومی ۵۷% آرا را کسب کرد.
        ۴- نکته اصلی نوشته حقیر این بود که ما چرا نمی بینیم اکثریت مردم (۵۷%) بعد ۴ دهه تعلیم و تربیت نهادهای اسلامی هنوز به فردی رای می دهند که فساد خودش و برخی وزرایش علنی است. در حدی که حتی برخی وزایش به میلیاردر بودن خودشان افتخار هم می کنند و ساده زیستی را به ریشخند می گیرند.
        سوال و دغدغه اصلی بنده همین مطلب بود. آیا ما نباید از خودمان بپرسیم چطور شده بعد ۴ دهه امروز اقبال بیشتر مردم به (به قول شما) دزدهای کاربلد بیشتر از متعهدین ناکارآمد شده؟
        ما باید حقیقتا پیگیر این مطلب باشیم و آسیب شناسی خودمان در تربیت نسل بعد انقلاب را جدی بگیریم. حتی ان جوان ضد انقلاب زیر ۴۰ سال چرا باید ضد انقلاب بشود وقتی از دبستان تا دانشگاه تحت تربیت نهادهای نظام بوده؟ صدا و سیما؛ منابر؛ مساجد؛ مدارس و… ما چرا نتوانستند از عهده کار برآیند؟ این همه شعار «هر عیب که هست از مسلمانی ماست» بالاخره باید کجا تجلی کند و ما چه زمانی و چطور می خواهیم اسلام حقیقی را به جوانان و مردم تعلیم دهیم؟
        و می شود در مقابل این پرسش یک «به من چه» تحویل داد و تقصیر را گردن «مسیولین امر» انداخت و وجدان را راحت کرد؛ یا می شود نشست و حداقل در جمع های خودی فکر کرد و دنبال راهکار بود. می شود نشست و گفت «ما هر کدام در حد خودمان و اندازه خودمان مقصریم» و بعد فکری کرد برای اصلاح روش های تربیتی یا سیاست ورزی گروهی.
        جسارت از صراحت کلام.

        • حسین سوزنچی میگوید :

          سلام علیکم
          ۱٫ من رای او را پایین نیاوردم. وقتی خودش رسما می گوید ۴ میلیون از آراء را نگرفتیم و به تواتر خبر رسیده که در مناطقی که طرفداران آقای رئیسی بیشتر بوده است تعرفه کم آمده است (شخصا در قم سراغ دارم که می گفت تعرفه ها تمام شد و بعد از پیگیری مکرر ما بعد از ۳ ساعت فرستادند آن هم فقط ۲۰۰ تا که ظرف یکی دو ساعت تمام شد؛ و کم لها من نظیر.) یعنی آراء واقعی را باید از ۴۵ میلیون حساب کنیم نه از ۴۱ میلیون؛ که می شود ۵۱ درصد. حالا که اصرار دارید کلمه اکثریت را به کار ببرید اضافه می کنم که واجدین شرایط ۵۶ میلیون بودند که در نتیجه ۴۱درصد از واجدین شرایط به آقای روحانی رای دادند. اگر می خواهید واقع بینانه نظر بدهید آمار را واقع بینانه ببینید و نگویید مردم به چنین شخصی رای دادند. اگر هم بگویید آنها که رای ندادند اصلا هیچیک را قبول نداشتند باز موید نظر بنده است؛ چون بحث شما این بود که اکثریت به چنین نامزدی رای دادند.
          ۲٫ نظرسنجیها هم اصلا چنین چیزی را نشان نمی داد. بله، نظرسنجیهای اعلامی تیم آقای روحانی، چنین بود اما خودشان هم می دانستند دروغ است و برای همین بود که هفته آخر آقای روحانی هر مزخرفی را گفت تا رای ضد انقلاب را هم به کیسه خود بریزد. (بقدری تردید داشتند که آن رذالت تاریخی (نرساندن تعرفه) را انجام دادند بلکه از این طریق کمبود رایشان جبران شود)‌. منبع من نظرسنجیهای اصولگرایان هم نیست. برای شما از ویکی پدیا آدرس می دهم که قطعا اگر تمایلش به رای سازی برای روحانی بیتشر نباشد، لااقل به نفع اصولگرایان جعل رای نمی کند.

          https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_(%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B6)
          به منبع خود ویکی سری بزنید در نظرسنجی هایش در ۲۵ اردیبهشت رای آقای روحانی ۲۶ درصد است و بعد از آن است که نمودار رشد سریعی می کند. یعنی به وضوح بعد از انصراف آقای قالیباف آرای وی بین آقایان رئیسی و روحانی تقسیم می شود.

          ۳٫ وقتی می گویید رای سلبی بود، نتیجه می شود که در نهایت آقای روحانی ۴۱ درصد رای واجدین شرایط را آورد. یعنی ۴۱ درصد او را قبول کردند که خیلی از آنها هم چنانکه فگتم فقط از ترس اینکه مبادا دوباره وضع اقتصاد مثل دو سال آخر آقای احمدی نژاد شود بود، یعنی هیچ ربطی به دعوای ما ندارد.

          ۴٫ اما اینکه تعلیم و تربیت دست ما بوده؟ ما کی هستیم و کجا دست ما بوده؟ دانشگاهها دست ماست یا آموزش و پرورش؟ اتفاقا ببینید اصلاح طلبان با زیرکی تمام از روحانی همین دو وزارت را در اولویت قرار دادند. خوب است که سند۲۰۳۰ را هم با دور زدن شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب کردند که بفهمید کارگزاران این نظام چه اندازه ملتزم به آرمانهای نظامند و با بودجه های همین نظام چگونه در صدد زدن ریشه های اسلام در نظام آموزشی ما هستند
          بله صدا و سیما ظاهرا دست ما بوده اما کدام ما تئوری دادیم برای تولید محتوا در رسانه دینی؟ آیا از چهار نفر که تمام تحصیلاتش در فرهنگ غربی است انتظار داریم محتواهای دینی تولید کند.
          در نظام آموزشی مان در حوزه را بسته ایم و جوانان را فقط به سمت دانشگاه چرخانده ایم. داوطلب کنکور که همه شان وارد می شوند حدود ۱ میلیون در سال است و داوطلب حوزه به ۱۰ هزار نمی رسد
          بله
          ما ضعف داریم چون در مقابل جهان مدرنی هستیم که ۳۰۰ سال کار کرده اند و ما هیچ نکرده ایم و افتان و خیزان جلو می رویم آن هم جلو رفتنی که بسیاری از توان ما صرف مبارزه داخلی می شود و بسیاری از بودجه های دولتی خرج ترویج فرهنگ غربی.
          به صدا و سیما ایراد می گیریم؛ اما حواسمان نیست که تئوری ای نداده ایم که ابزاری که اساسا برای غفلت زایی ایجاد شده را چگونه می توان در راستای بیدارسازی به کار گرفت؟
          نظام آموزش مدرن را نمی شناسیم و نمی دانیم که چکونه این نظام مرجعیت خانواده را ویران می کند
          شبکه های اجتماعی را نمی شناسیم و خود را برای رودروریی با آنها آماده نکرده ایم

          ما در مقابل سیل ویرانگر غربی که همه چیز را دارد با خود می برد ایستاده ایم همین که با سرعت این سیل حرکت نمی کنیم و در مقابلش توانسته ایم زنده بمانیم و بلکه یک جریان آب باریکه ای را در جهان ایجاد کینم که در کشورهای پیرامونی دیده می شود کار کمی نیست.
          اینکه انتظار دارید کاری که اصحاب قدرت و ثروت ظرف ۳۰۰ سال کردند ما بدون قدرت و ثروت و بدون سوءاستفاده ها ظرف۴۰ سال انجام دهیم ساده انگاری شما را می رساند.
          اگر تاریخ انبیا را می خواندید، یا لااقل تاریخ صدر اسلام را می خواندید این گونه تحلیل نمی کردید

          من همچنان معتقدم به آن سخن امام که مردم امروز ما از مردم زمان رسول الله ص و امیرالمومنین ع بهترند. اینکه ما توانسته ایم بقدری ارزشها را تثبیت کنیم که منافقی چون رجوی به منافقانی چون میرحسین و … تبدیل می شوند (یعنی شعارهای امام را برای فریب مردم می دهند) یعنی ما ارزشها را تثبیت کرده ایم

          بله، اگر این سخنان به معنای آن باشد که دیگر خیالمان راحت باشد و برویم و بخوابیم، زهی خیال باطل.
          قرآن به صراحت در آیات ۱۶-۱۷ سوره جن تاکید می کند که هر فتنه ای را که استقامت کنید رشدی می کنید و فتنه بعدی در کار خواهد بود.
          ای همان فراز و فرودهایی است که اشاره کردم.
          قرآن بر منطق کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره تاکید دارد و بعد شما توهم می کنید که می شود اکثریت صوری آراء را در جبهه حق قرار داد.
          (گفتم صوری، منظورم تقلب و مزخرافاتی از این سنخ نیست، بلکه همان است که قبلا گفتم رای های روز انتخابات رای صوری افراد است، رای واقعی آنها همان است که قبل از شروع تبلیغات و فعالیتهای رسانه ای دارند. رایی که ظرف یکی دو هفته ساخته می شود رای صوری است نه واقعی)
          بله مهم این است که این فئه قلیله منطق خود را در عموم گسترش دهد و برای گسترش دادن این منطق صرفا رای سلبی به مخالف کارساز نیست و رای این دوره عموما رای سلبی بود چون این طرفیها حرف محکم قابل اعتنایی که خیال خودمان را راحت کند نداشتند چه رسد به عموم مردم.
          این سخن بگذار تا وقت دگر.

          • سروش میگوید :

            با تشکر از پاسخ مفصل شما.
            ۱- در مورد نظر سنجی‌ها بنده این سایت را مطمئن می‌دانم (دیدگاه‌های سیاسی‌اش ظاهرا بر کارشان تاثیر آنچنانی ندارد):
            http://ippogroup.com/fa/نظرسنجی/
            بله، رای آقای روحانی طبق اطلاعات این سایت در هفته آخر رشد صعودی زیادی داشته است (خط بنفش) اما اگر دقت کنید با تقریبا همین شیب آرای آقای رئیسی هم رشد داشته است (خط زرد) و قرینه هر دو این دو رشد هم افت جمعیت افراد مردد است (خط خاکستری). آنچه بنده از این نمودار می‌فهمم این است که بدنه اصلی آرا آقایان رئیسی و روحانی تا روز انتخابات تغییر چندانی نکرده بلکه از قوه به فعل در آمد (افرادی که از هر دو جناح مردد بودند پای صندوق آمدند). در نتیجه بنده با اجازه همچنان بر نظر پیشین خودم پافشاری می‌کنم و می‌گویم بدنه اصلی آراء روحانی (و همچنین رئیسی) از پس از انصراف قالیباف تا روز انتخابات تغییر فاحشی نکرد.
            ۲- در مورد روش‌های مزورانه جریان «سکولار نقاب‌دار فاسد» هم بنده روده درازی نمی‌کنم و خلاصه می‌گویم موافقم با شما.
            ۳- اما مقصود اصلی بنده از طرح مسئله انتخابات همین نکاتی است که جنابعالی به آنها اشاره کردید در مورد نبود نظام نظری و کم لطفی به حوزه علوم انسانی و… بنده کل مطلبم خلاصه‌اش این است که در کنار دادن امید و شعار، باید صریح و صادق اوضاع آشفته نظام تربیتی و کم کاری ها را گفت. همین.

            خداوند به شما توفیق فعالیت بیشتر در این راه را عنایت کند.

  2. زمانی میگوید :

    با سلام
    استاد گرامی، بنده با شما موافق هستم و همین طوریکه فرمودید رای ما در درجه اول نه به روحانی بود. و در مدت انتخابات سعی کردم به سایت شما سر بزنم و از تحلیل های شما برای رای به روحانی استفاده کنم هرچند دیر مطلب نوشتید ولی در همان فاصله کوتاه بعنوان مدرس دانشگاه (قم، پردیس فارابی و حضرت معصومه (س)) سعی نمودم ابتدا جا بندازم که رای نه به روحانی باشد.
    به نظرم اگر آقای رئیسی کنار می کشید بهتر بود چون همه رای آقای قالیباف به آقای رئیسی نرسید ولی رای آقای رئیسی به آقای قالیباف می رسید.
    دکتر همانطور که فرمودید مردم از قوه قضاییه رضایتی ندارند دادرسی به پروندهها آنقدر طولانی است که افراد از گرفتن حق خسته می شوند و کنار می کشند بنابراین کسی با رزومه قضایی نمی تواند فرد مطلوب مردم باشد.
    حتی فساد نزدیکان رئیس جمهور و علنی شدن قاچاق نیز نتوانست رای را به نفع آقای رئیسی بکشاند.
    که بنظرم این خیلی باید دغدغه بزرگی برای اساتید بزرگواری مثل شما و همه نیروهای دلسوز انقلاب باشد. چون مردم میدانستند دولت دارد خلاف می کند ولی باز رای دادن……
    این یعنی بی ارزش دانستن بیت المال یعنی مردم به این باور رسیدن هر کسی بر منست برسد اطرافیانشان دزدی می کند تا جایی که بچه ها سر کلاس به شدت موضع می گرفتند که معاون اول رئیس جمهور قبلی نیز در زندان است.
    یعنی شکستن قبح دست درازی به بیت المال مسلمین.
    شما که استاد بنده هستید می دانید که حضرت امیر (ع) چه کارها کرد تا مردم متوجه شوند که دست درازی به بیت المال چیست؟
    حال این گناه بزرگ، مردم بی تفاوت از کنارش رد می شوند و می پذیرند که وزیر قاچاق چی باشد برادر منشائ فساد مالی باشد. اما اشکالی ندارد……
    استاد بزرگوار حضم این مطلب خیلی برام سخت است با افشاگری گسترده قوه قضاییه در خصوص فساد مالی دولت باز هم مردم اعتماد کردن…..
    به نظر شما چه باید کرد که مردم دزدی و مال حرم را امری عادی به حساب نیارند؟
    به نظر شما نباید به فکر رفت و عمیقاً بدنبال راه چاره بود؟
    واقعاً خطر یزرگی برای جامعه ما نیست؟ ما دنبال جامعه مهدویت هستیم.
    نهادین شدن فساد منجر به این نشده که مردم امر بعروف و نهی از منکر نمی کنند هیچ…. بلکه امید دارند همین افراد گشایش اقتصادی برایشان به ارمغان بیاورد…
    نمیدانم ولی با گذشت دو هفته از انتخابات این مسئله تمام ذهنم را به خود مشغول نموده است.
    با تشکر

    • حسین سوزنچی میگوید :

      اگر گمان می کنید با سبک غلطی که افشاگری نام دارد می توان مردم را به سمت عدالت و … کشید اشتباه می کنید
      افشاگری یعنی با استناد به سخن شما (و بدون شواهد عینی ای که در اختیار همه باشد) شخصی را متهم به کاری کنید
      اگر عده ای علیه دولت افشاگری کردند، آنها هم علیه اینها افشاگری کردند!
      یعنی هر دو بدون شواهد عینی ای که در اختیار همه باشد علیه دیگری سخن گفتند
      اگر انتظار دارید کردم به افشاگری اینها اعتماد می کردند به همان ترتیب به افشاگری آنها هم اعتماد کردند لذا به هر دو بی اعتماد شدند
      پس این نیست که در یک طرف حیف و میل بیت المال را به چشم خود دیدند و در طرف دیگر ندیدند. نه در دو طرف ندیدند و فقط در هر دو مورد شنیدند.
      این به آن در!
      گفته اید «افشاگری گسترده قوه قضاییه در خصوص فساد مالی دولت»
      کدام افشاگری؟
      اگر سخنان افراد است که آن طرفیها هم علیه این طرفیها کلی حرف زدند
      اگر اقدام است، کدام وزیر یا … دستگیر شد که معلوم شود واقعا دزدی ای در کار بوده؟

  3. زمانی میگوید :

    در ضمن ای کاش روحانیون معظم بجای کوبیدن دولت که افراط در این مسئله باعث مظلوم نمایی دولت شد به فکر ارائه برنامه دولت کار کرامت می شدند که بنظرم خیلی بهتر جواب میداد. چون مردم ما طرفدار مظلوم هستند هرچند بداند حق با او نباشد.
    مطلب دیگر که در خصوص پذیرش طلاب فرمودید باید بگویم با نظر شما موافقم. متاسفانه سیستم حوزه بسته عمل می کند خود من دو ترم در دانشگاه […] به جهت علاقه به دروس دینی و مباحث روز دینی ارتباط داشتم اما با عوض شدند برخی از مسئولین متأسفانه اجازه حضور نمیدهند تا از محضر برخی از اساتید استفاده کنم.
    نباید امنیتی برخورد شود بنده وجهه دانشجویی دارم و نامه از دانشگاه آورده ام و جز مدرسین دانشگاههای دولتی هستم از لحاظ هویتی تعریف شده می باشم. بنابراین چرا باید حراستی برخورد شود؟
    بنده به همین سایت شما اکتفا نموده و دیگر دانشگاه نمی آیم اما بهتر است دانشگاه […] که اسم دانشگاه را به یدک می کشد باز تر عمل نماید تا بتوانیم از محضر شما بزرگواران تلمذ نموده و برای بالا بردن فهم معارف دینی که حتماً ضروری است. استفاده نماییم.
    مخصوصاً برای کسی که در دانشگاه فعالیت می کند و قرار است به جز مباحث درسی به مباحث و اهداف انقلاب اسلامی نیز بپردازد.
    لطفاً این تذکر را به مسئولین دانشگاه انتقال دهید….
    باتشکر

    • حسین سوزنچی میگوید :

      ۱٫ برنامه ای که ظرف چند هفته به پیشنهاد چند فرد مستقل ارائه شود، برنامه نیست. کسی می خواهد رئیس جمهور شود باید فکر تیم و برنامه باشد، نه اینکه یک روحانی در خانه خود برنامه بنویسد و به عنوان برنامه شخصی که هیچ ربط سازمانی با وی ندارد ارائه دهد
      ۲٫ اسم دانشگاه را از پیام شما حذف کردم چون از ماوقع مطالب شما بی اطلاعم. چند سالی که با دانشگاه مورد نظر رفت و آمد دارم مسولانش تغییر اساسی ای نکرده اند و اتفاقا جز جاهایی است که خیلی باز نسبت به طلاب رفتار می کند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *