مصاحبه درباره کرسی آزاداندیشی

 ما باید حواسمان باشد که انسان‌ها فقط و فقط بخاطر استدلال نیست که حقایق را می‌پذیرند. اتفاقا اعتقاد، بیش از آنکه مدیون استدلالات باشد، مدیون احساسات است. یعنی اگر فردی فن جدل قوی داشته باشد می‌تواند بر احساسات افراد سرمایه گذاری کند و بدون ارائه‌ی یک استدلال درست، مخاطبانش را قانع کند.

حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی از اساتید عمیق و متخصص دانشگاه امام صادق(ع) در حوزه‌ی فلسفه است. وی که مسؤولیت دفتر برنامه ریزی آموزش دانشگاه امام صادق (ع)، و مسؤولیت گروه دینی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش را در کارنامه ی خود دارد، با شناخت و نگاه عمیق در حوزه‌ی تاریخ، در روشن کردن فضا در حوادث بعد از انتخابات سال گذشته، نقش آفرینی موثری در محافل دانشجویی داشت. نظرات  ایشان در مصاحبه ای که با ایشان پیرامون کرسی‌های آزادفکری داشتیم نیز خواندنی است. ادامه مطلب

آیا با وجود آیات و روایات معارفی، نیازی به فلسفه هست؟ (تأملی در باب ضرورت پرداختن به فلسفه برای طلاب)

از قدیم‌الایام همواره مطالعه فلسفه در حوزه های دینی با نوعی احتیاط و دورباش همراه بوده است. در طول تاریخ، بسیار اتفاق افتاده که فلاسفه مورد تکفیر و یا لااقل مورد بی مهری برخی از متدینان قرار می‌گرفته اند. اگر بزرگانی همچون امام خمینی و علامه طباطبایی، که در دین‌شناسی و تقوای آنها مناقشه ای نبود، با فدا کردن آبروی خود، این حصارهای سهمناک را نمی‌شکستند، معلوم نبود که امروز وضعیتی همچون چند صد سال قبل نداشته باشیم. ادامه مطلب

معرفی کتاب وحدت وجود در حکمت متعالیه

یکی از مهم‌ترین مسائل وجودشناسی، بحث درباره وحدت و کثرت حقیقت هستی است که در این باره، طیف گسترده‌ای از نظریات ارائه شده است. از قول به تباین مطلق موجودات تا قول به وحدت شخصی وجود. یکی از نظریات مطرح ومهم در این باب، نظریه وحدت تشکیکی وجود است که در حکمت متعالیه پرورش یافت؛ دیدگاهی که هم کثرت را در عالم حقیقی می‌داند و هم وحدت را، و قائل به وحدت در عین کثرت است. این نظریه نیز همانند هر رأی فلسفی دیگری، در معرض شرح و نقد صاحب‌نظران قرار گرفته و جدای از مخالفت پاره‌ای از اندیشمندان با آن، در بین خود پیروان حکمت متعالیه نیز گاه در تعبین منظور نهایی ملاصدرا اختلاف نظر پیش آمده است. این اختلاف نظر از مبادی تصوری تشکیک و اینکه ضابطه اصلی تشکیک در وجود چیست، شروع می‌‌شود و تا بحث از ادله تشکیک وحیطه شمول تشکیک گسترش می‌یابد و حتی در این خصوص بحث است که آیا نظریه وحدت تشکیکی وجود، نظر نهایی ملاصدرا بوده یا وی این نظریه را صرفا به عنوان یک دیدگاه تعلیمی ‌‌مطرح کرده تا بتدریج ذهن را برای پذیرش نظریه وحدت شخصی وجود که قول عرفاست، آماده کند. ادامه مطلب

حکمت متعالیه چیست؟

واژه حکمت متعالیه مدتها پیش از ملاصدرا توسط عرفایی همچون قیصری به کار می رفت. این واژه حتی در آثار برخی از اساتید فلسفه مشاء همچون قطب الدین شیرازی نیز به چشم می خورد اما در این موارد متقدمتر این واژه به هیچ وجه آن بار معنایی را ندارد که ما در آثار ملاصدرا و شاگردانش می یابیم اینان به واژه یاد شده معنای دقیقی دادند و آن را با تلفیق ما بعد الطبیعی و فلسفی جدید ملاصدرا یکی دانستند. ادامه مطلب

تاریخ فلسفه، چرا و چگونه؟

در میان دانش‌های مختلف شاید هیچ دانشی همچون فلسفه وجود نداشته باشد که این‌اندازه بین خود دانش و تاریخ آن ارتباط برقرار باشد. فلسفه عرصه‌اندیشیدن درباره عمیق ترین حقایق عالم است و ابزار آن تنها و تنها عقل است. در سایر دانش‌های بشری، به ویژه در دانش‌هایی که با تجربه سر و کار دارند، کار تنها با تعقل و تفکر پیش نمی‌رود، بلکه برخورداری از ابزارهای جدید، اطلاعات جدیدی را در اختیار آدمی قرار می‌دهد، و طبیعتا کسانی که ابزارهای بهتری در اختیار بگیرند تحلیلهای دقیق تری نیز می‌توانند ارائه دهند. این گونه است که تحول ابزار کم کم عاملی می‌شود که بسیاری از آراء و‌اندیشه‌ها در این عرصه‌ها کاملا به بوته تاریخ سپرده شوند و دانش آنها صرفا برای مورخان مفید باشد: وقتی انسان توانست تلسکوپ‌های عظیم بسازد یا به فضا سفر کند و ماه را از نزدیک مشاهده کند، بطلان بسیاری از آراء دانشمندان گذشته واضح گردید. الان دیگر هیچ یک از ما شک ندارد که در منظومه شمسی، زمین به دور خورشید می‌گردد و نه خورشید به دور زمین، جنس اشیاء در عالم فوق قمر و تحت قمر مشابه است، سیارات و ستارگان صددرصد کروی نیستند و… . در اینجا دانستن آراء دانشمندان قدیم درباره تفاوت عالم تحت قمر و فوق قمر، کروی بودن ستارگان و سیارات، دایره‌ای بودن حرکت افلاک و… دیگر نقشی در شناخت واقعیات نجومی ندارد. ابزارهای جدیدی ساخته شده و این ابزارها اطلاعات دقیقتری در اختیار عقل قرار داده و عقل با تکیه بر آنها تحلیل کاملا جدیدی از از وضعیت نجومی عالم ارائه می‌دهد. ادامه مطلب

نقد دیدگاه مهدی نصیری در باب «علم دینی» با تاکید بر کتاب «اسلام و تجدد»

موضع ما در قبال علوم و تکنولوژیهای غربی چه باید باشد؟ بیش از یک قرن است که این مساله اذهان بسیاری از افراد این مرز و بوم را به خود مشغول داشته است. شاید اولین برخوردها، برخوردهای سلبی‌ای بود که دنیای غرب را کفرستان می‌دانست و تمام دستاوردهای آن را ناپاک و نجس می‌شمرد و می‌گفت چه نیازی است که ما مسلمانان، که برترین معارف را در اختیار داریم، اصلا اعتنایی به این کفار و علومشان داشته باشیم. اما این رویکرد دوام چندانی نداشت. غلبه فناورانه جوامع غربی، بتدریج تحولی را در نگاه مسلمانان ایجاد کرد و عده‌ای مدعی شدند که اگرچه فرهنگ غربی بد است اما علوم و فناوریهای آن به‌خودی خود بد نیست و مهم این است که از آنها استفاده درست به عمل آید. ادامه مطلب

نامرد مردم، ما، خدا! نامرد مردم

چندی پیش سراغش رفتم. گفتم: «عاشورا در پیش است.»

گفت« همیشه تاریخ عاشورا بوده است. افسوس که درخوابید و بی‌غیرت؛ “هل من ناصر” را می‎شنوید و همچون کبک سر در زیر برف می‎کنید تا بازهم امامتان مظلوم بماند … مظلومیت قرن‌هاست بر ناصیه او و پدرانش نقش بسته است.»

پرسیدم: «آیا او مظلوم است یا ما؟ ما که هر هفته «ندبه» می‎خوانیم و او جواب‎مان را نمی‎دهد، فریاد می‎زنیم و او نمی‎آید، و تو می‎گویی که ما بی‎غیرتیم!»

گفت: «مگر نشنیده‎ای که امام زمان هر روز بر مصیبت جدش می‎گرید؟ آیا کسی جز شما این مصیبت را بر او وارد کرده است؟» ادامه مطلب

مصاحبه با هفته نامه پنجره درباره آسیب شناسی حوزه از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری همواره نسبت به وضعیت دستگاه روحانیت حساس بودند و به صراحت انتقادهایی را در رابطه با وضعیت حوزه های علمیه و روحانیت شیعه مطرح کرده اند. اگر مجموعه دغدغه های ایشان در رابطه با روحانیت را تحت عنوان “آسیب شناسی حوزه و روحانیت” در نظر بگیریم، کلیتی از این مجموعه بفرمایید. ادامه مطلب

عبرتی نو از حادثه عاشورا

حادثه عاشورا قیامی علیه ظلم بود؛ اما کدام ظلم؟ همیشه این قیام از زاویه ظلم یزیدیان مطرح شده، که از این زاویه هم ظالم معلوم است و هم مظلوم؛ هم مصداق ظلمی که در این میان واقع شده، و هم نوع هدایتگری عاشورا برای مبارزه با ظلم. اما آیا هدایت بخشی عاشورا و عبرت‌گیری ما از آن فقط برای شناسایی یزیدیان و شناخت ظلم آنها و مبارزه با آنهاست؟ آیا در جریان این قیام ظالمانی دیگر و ظلمی مهمتر وجود ندارد؟

این قیام حقیقتا در تاریخ پیروز شد؛ اما موفقیتش در این نبود که به نابودی مستقیم حکومت ظالم منجر شود، بلکه مهمترین موفقیتش این بود که پرده از ظلم ظالمان برداشت؛ و زمینه را برای قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کرد. اگر در این نکته خوب تامل شود درمی‌یابیم که آن ظلمی را که نهضت حسینی افشا کرد، فقط ظلم معاندان و یزیدیان نبود؛ بلکه از آن مهمتر ظلم مدعیان دوستی بود: عاشورا محکی شد تا دوست و شیعه واقعی از مدعیان تشیع جدا شوند؛ و این زاویه مهمی از آن قیام عظیم است که کمتر بدان توجه می‌شود. ادامه مطلب

فریاد در سکوت (نگاهی به سیره سیاسی حضرت زهرا سلام الله علیها)

کسانی که با معارف قرآنی آشنایند، تردیدی در عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها ندارند. علاوه بر آیاتی همچون آیه تطهیر (احزاب،۳۳) و آیه مباهله (آل عمران، ۶۱) که به طور مستقیم بر عصمت ایشان دلالت دارند، تدبر در سوره کوثر، سوره انسان (داستان اطعام مسکین و یتیم و فقیر و نوع مدح خداوند از رفتار ایشان) و نیز روایات فراوانی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باقی مانده، جای هیچ تردیدی در عصمت و علوّ مرتبه ایشان نمی‌گذارد. اگر توجه کنیم که از طرفی ایشان کفو امیرالمومنین، و لذا مرتبه معنویشان بالاتر از بقیه ائمه اطهار علیهم السلام بوده (نحن حجهُ الله علی الخلق و فاطمه حجهٌ علینا، تفسیر اطیب‌البیان، ج۱۳، ص۲۳۵)، و از طرفی تنها «زن» و تنها شخصیت «غیر امام» در میان چهارده معصوم بوده‌اند، واکاوی سیره‌های رفتاری ایشان ضرورتی بمراتب بیشتر پیدا می‌کند. حضرت زهرا سلام الله علیها امام نیست، اما از بسیاری از امامان برتر است؛ مرد نیست، اما در شدیدترین فتنه تاریخ بصیرتی به خرج داد و سیره سیاسی‌ای از خود برجای گذاشت که از هیچ مردی در میان رجال سیاست مشاهده نشده است. ادامه مطلب

سکولاریزه کردن دین در ایران، نقدی بر نوشته «اسلام، مکتب یا دین»

واژه سکولار در لغت به معنای «علمی»‌یا «پژوهشی»‌می‌باشد. تحولاتی که در جهان غرب به طور عام و در فلسفه‌های غربی، به طور خاص رخ داد به تدریج موجب گردید که معرفت، منحصر در اطلاعات برآمده از روش حسی و تجربی گردد و لذا هم معرفت‌زایی فلسفه (مابعدالطبیعه) زیر سوال رود و هم حیثیت معرفتی داشتن وحی و گزاره‌های دینی. در این فضا به‌تدریج کار علمی و پژوهشی منحصر در بررسی‌های حسی و تجربی گردید  و واژه «سکولار» معادل تحقیق و پژوهشی که ناظر به حس و تجربه است قرار گرفت و هرگونه تحقیق و استناد به منابع معرفتی دیگر (همانند عقل مجرد که به تحقیق در فلسفه اولی می پردازد، شهود که منبع اصلی عرفان است، و وحی که مستند گزاره‌های دینی است) زیر سوال رفت؛ و سکولاریسم – یعنی رویکرد معرفتی‌ای که جز مرتبه حسی واقعیت، به هیچ مرتبه دیگری در عالم وجود قائل نیست-  و سکولاریزه کردن – یعنی گستراندن این رویکرد در تمامی حوزه‌های مطالعاتی- در همه جا طرفدارانی پیدا کرد. ادامه مطلب

سیره حضرت زهرا سلام الله علیها و جهاد اقتصادی؛ کلیشه یا واقعیت

الف) حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

یکی از ابعاد مظلومیت‌های اولیای خدا این است که با آنها مواجهه کلیشه ای صورت می‌گیرد. ما ظاهرا حضرت زهرا را احترام می‌کنیم؛ اما زوایای مختلف وجود ایشان را کمتر می‌شناسیم و اصلا فراموش کرده‌ایم ایشان را باید اسوه خود بدانیم، در حالی که امام زمان او را اسوه خود دانسته است (الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۶۶). بگذارید بحث را با بیان چند حکایت از ایشان، که شاید برخی را قبلا هم شنیده باشید، آغاز کنم: ادامه مطلب

جایگاه فلسفه در تفکر استاد مطهری

در سه محور می توان در اندیشه استاد نسبت به فلسفه پرداخت:

  1. تفکر منسجم استاد: یکی از مهمترین خصوصیاتی که در اندیشه استاد مطهری وجود دارد و انسجام اندیشه ایشان است. استاد شهید در موارد متعددی که صحبت می کند هیچ تناقضی وجود ندارد. در اصل می توان تمامی مجموعه آثار ایشان را یک اثر به حساب آورد . به عنوان مثال ایشان وقتی بحث آزادی را مطرح می کنند اینگونه نیست که ایشان در بحث آزادی در خانواده یک حرفی بزنند و بعداً در بحث آزادی های سیاسی-اجتماعی حرف دیگری بزنند که با آن مخالف باشد. و این مساله خیلی مهمی است . چرا که ما می بینیم  بسیاری از اندیشمندان هستند که در لابلای سخنانشان تناقضات پیچیده ای وجود دارد که به این راحتی ها قابل فهم نیست. ادامه مطلب

از تقارن ایام الله تا تقارن اخلاق و سیاست

چند روزی است که در ایام الله غوطه‌وریم؛ ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی و ۲۲ بهمن، که طلیعه احیای اسلام در جهان بود، با یوم الله میلاد پیامبر اسلام، که طلیعه ورود اسلام به دنیای خاکی بود و یوم الله ولادت امام صادق علیه‌السلام که گسترش دهنده حقایق اسلام در عالم بود، مقارن گشته است.

قرآن کریم تمام آنچه را در جهان وجود دارد آیه و نشانه‌ای برای عاقلان می‌داند؛ و این نشانه‌ها منحصر به اشیای خارجی نیست، بلکه حتی ایام و زمانها نیز می‌توانند نشانه و آیت خدا باشند؛ هرچند درک این نشانه بودن کار هرکسی نیست. با اینکه همه زمانه متعلق به خداست، اما برخی از ایام، چنان در متوجه ساختن انسان به خدا موثرند که ایام الله نام گرفته‌اند: خدا وقتی موسی را به سوی قومش فرستاد به وی دستور داد که قومش را از ظلمات به سوی نور سوق دهد و آنها را متذکر به ایام الله نماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» (سوره ابراهیم، آیه۵) بر طبق این آیه شریفه، اگرکسی می‌خواهد یوم الله بودن ایامی را درک کند باید هم اهل صبر باشد و هم اهل شکر، آن هم نه اینکه فقط در حد عادی «شاکر» و «صابر» باشد، بلکه «صبار شکور» باید باشد. چرا صبار شکور؟ شاید چون اگر بر ناملایماتی که همراه ایام الله است بسیار صبر نکند، ممکن است ایام الله را حتی یک انحراف قلمداد کند، و اگر دائما در حین این ناملایمات احتمالی، متوجه حسن و برکت نهانی این ایام نشود و شکر آن را نگذارد، چه بسا که نعمت از او سلب گردد. ادامه مطلب

نقش بصیرت در دوره فتنه

قُلْ هَـذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ.[۱]

 سوره یوسف، آیه ۱۰۸

 حادثه عاشورا قیامی علیه ظلم بود. همیشه از ظلم یزیدیان – که ظلم آشکار است – سخن گفته شده است. اما ظلم عظیمتری در این حادثه هست که اغلب مغفول می‌ماند و آن ظلم کوفیان مدعیِ پیروی، بر امام است. شاید فلسفه اصلی غیبت امام زمان هم نه ظلم ظالمان، بلکه ظلم پیروان باشد. یادمان باشد که کوفیان اولین گروهی هستند که برامام حسین(ع) گریستند، پس هر گریه ای ارزش ندارد. اگر انسان در هنگامی که باید از حق دفاع کند، دفاع نکند، فردای شهادت امام حسین، گریه کردن که هیچ، قیام توابین به راه انداختن نیز سودی ندارد. ادامه مطلب

باز هم حکایت غربت و مظلومیت اولیای خدا

هفته گذشته هفته آخر صفر بود، هفته‌ای یادآور غربت و مظلومیت سه امام؛ یعنی پیامبر اعظم، امام حسن و امام رضا علیهم‌السلام؛ و چه شگفت‌انگیز است پیوند عظمت و حُسن و رضا با غربت و مظلومیت.

درباره غربت امامان زیاد گفته و شنیده‌ایم؛ اما وقایع اخیر کشور ما را بر آن می‌دارد که این بار جلوه کمتر گفته شده‌ای از این مظلومیت اولیای خدا را یادآور شویم.

۲۸ صفر روز رحلت پیامبر بود؛ پیامبری که امتش پیامبریش را پذیرفتند؛ اما امامتش را …؟ ادامه مطلب

آنچه از جان امام حسین (ع) هم مهم‌تر است

محرم امسال یکی از دوستان کتابی از دکتر شریعتی به من داد که جمله‌ای داشت که بسیار مرا به فکر فرو برد. گفته بود: «عظمت شخص امام حسین آنقدر زیاد است که موجب شده ما آن چیزی را که از امام حسین مهم تر است فراموش کنیم.» بسیار تعجب کردم. واقعا مگر از امام حسین چیزی بالاتر قابل فرض است؟ استدلال وی این بود: هدف امام حسین(ع) که به خاطرش شهید شد، از جان او مهم تر است! و این البته استدلال درستی است. اما آن هدف باارزش‌تر چیست؟ پاسخی که دکتر شریعتی به این سوال داده بود، هیچگاه مرا قانع نکرد، اما سوالش سوال مهمی بود. آن هدف مهم چیست که می‌ارزد حسین و بهترین انسانهایی که همان خاندان و اصحاب اویند برایش شهید شوند؟ ما عادت کرده‌ایم پاسخی کلیشه ای دهیم: آن هدف حفظ اسلام است. اما این اسلامی که قرار است حفظ شود و می‌ارزد امام حسین(ع) برایش شهید شود چیست؟ آیا منظور الفاظ و نوشته‌های آیات و روایات است؟ قطعا خیر، زیرا امام، خود، قرآن ناطق است. ما معتقدیم ائمه اطهار علیهم‌السلام صاحب مقام خلیفه‌اللهی‌اند، انسان کامل‌اند، واسطه فیض‌اند و… ؛ و بعد می‌گوییم یک چیزی وجود دارد که چنین امامی به خاطرش شهید می‌شود؟! آیا اسلامی بالاتر از حسین وجود دارد؟ ادامه مطلب

آموزش تشیع در سیره سیاسی حضرت زهرا سلام الله علیها

باورهای شیعه به گونه‌ای است که گاه پیش می‌آید که انسان تا پیش از آنکه به فهم عمیقی از آنها دست نیابد احساس تناقض می‌کند؛ شاید از همین رو بوده که امام باقر علیه‌السلام فرموده اند: «امر ما چنان صعب و دشوار است که جز نبی مرسل یا فرشته مقرب یا مومنی که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده باشد، کسی به حقیقت آن ایمان پیدا نمی‌کند» (اصول کافی، ج۱، ص۴۰۱). لذاست که وجود اسوه‌هایی که انسان بتواند با مشاهده آنها راهی به سوی حقیقت بیابد ضرورت پیدا می کند؛ و شاید به همین سبب است که در شیعه، نه فقط «پیشوای اسوه»، بلکه «پیرو اسوه» نیز قرار داده شده است؛ یعنی «حضرت زهرا» سلام الله علیها، مأمومی که اگرچه خودش تابع امام زمان خود بود، اما چنان شخصیتی از خود بروز داد که امامان بعدی وی را حجت خدا بر خود می‌خوانند «نحن حجه الله علی الخلق و فاطمه حجه علینا» (تفسیر اطیب‌البیان، ج۱۳، ص۲۳۵) و امام زمان ما وی را اسوه خود می‌داند: «فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه» (الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۶۶). اگر ائمه علیهم السلام، راهنمایان مسیرند، شیعه نیاز به الگویی دارد که چگونگی رهروی و تبعیت کردن را هم بیاموزد و اینجاست که این «ماموم معصوم» رخ می‌نماید. ادامه مطلب