مصاحبه با هفته نامه پنجره درباره آسیب شناسی حوزه از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری همواره نسبت به وضعیت دستگاه روحانیت حساس بودند و به صراحت انتقادهایی را در رابطه با وضعیت حوزه های علمیه و روحانیت شیعه مطرح کرده اند. اگر مجموعه دغدغه های ایشان در رابطه با روحانیت را تحت عنوان “آسیب شناسی حوزه و روحانیت” در نظر بگیریم، کلیتی از این مجموعه بفرمایید. ادامه مطلب

عبرتی نو از حادثه عاشورا

حادثه عاشورا قیامی علیه ظلم بود؛ اما کدام ظلم؟ همیشه این قیام از زاویه ظلم یزیدیان مطرح شده، که از این زاویه هم ظالم معلوم است و هم مظلوم؛ هم مصداق ظلمی که در این میان واقع شده، و هم نوع هدایتگری عاشورا برای مبارزه با ظلم. اما آیا هدایت بخشی عاشورا و عبرت‌گیری ما از آن فقط برای شناسایی یزیدیان و شناخت ظلم آنها و مبارزه با آنهاست؟ آیا در جریان این قیام ظالمانی دیگر و ظلمی مهمتر وجود ندارد؟

این قیام حقیقتا در تاریخ پیروز شد؛ اما موفقیتش در این نبود که به نابودی مستقیم حکومت ظالم منجر شود، بلکه مهمترین موفقیتش این بود که پرده از ظلم ظالمان برداشت؛ و زمینه را برای قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کرد. اگر در این نکته خوب تامل شود درمی‌یابیم که آن ظلمی را که نهضت حسینی افشا کرد، فقط ظلم معاندان و یزیدیان نبود؛ بلکه از آن مهمتر ظلم مدعیان دوستی بود: عاشورا محکی شد تا دوست و شیعه واقعی از مدعیان تشیع جدا شوند؛ و این زاویه مهمی از آن قیام عظیم است که کمتر بدان توجه می‌شود. ادامه مطلب

فریاد در سکوت (نگاهی به سیره سیاسی حضرت زهرا سلام الله علیها)

کسانی که با معارف قرآنی آشنایند، تردیدی در عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها ندارند. علاوه بر آیاتی همچون آیه تطهیر (احزاب،۳۳) و آیه مباهله (آل عمران، ۶۱) که به طور مستقیم بر عصمت ایشان دلالت دارند، تدبر در سوره کوثر، سوره انسان (داستان اطعام مسکین و یتیم و فقیر و نوع مدح خداوند از رفتار ایشان) و نیز روایات فراوانی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باقی مانده، جای هیچ تردیدی در عصمت و علوّ مرتبه ایشان نمی‌گذارد. اگر توجه کنیم که از طرفی ایشان کفو امیرالمومنین، و لذا مرتبه معنویشان بالاتر از بقیه ائمه اطهار علیهم السلام بوده (نحن حجهُ الله علی الخلق و فاطمه حجهٌ علینا، تفسیر اطیب‌البیان، ج۱۳، ص۲۳۵)، و از طرفی تنها «زن» و تنها شخصیت «غیر امام» در میان چهارده معصوم بوده‌اند، واکاوی سیره‌های رفتاری ایشان ضرورتی بمراتب بیشتر پیدا می‌کند. حضرت زهرا سلام الله علیها امام نیست، اما از بسیاری از امامان برتر است؛ مرد نیست، اما در شدیدترین فتنه تاریخ بصیرتی به خرج داد و سیره سیاسی‌ای از خود برجای گذاشت که از هیچ مردی در میان رجال سیاست مشاهده نشده است. ادامه مطلب

سکولاریزه کردن دین در ایران، نقدی بر نوشته «اسلام، مکتب یا دین»

واژه سکولار در لغت به معنای «علمی»‌یا «پژوهشی»‌می‌باشد. تحولاتی که در جهان غرب به طور عام و در فلسفه‌های غربی، به طور خاص رخ داد به تدریج موجب گردید که معرفت، منحصر در اطلاعات برآمده از روش حسی و تجربی گردد و لذا هم معرفت‌زایی فلسفه (مابعدالطبیعه) زیر سوال رود و هم حیثیت معرفتی داشتن وحی و گزاره‌های دینی. در این فضا به‌تدریج کار علمی و پژوهشی منحصر در بررسی‌های حسی و تجربی گردید  و واژه «سکولار» معادل تحقیق و پژوهشی که ناظر به حس و تجربه است قرار گرفت و هرگونه تحقیق و استناد به منابع معرفتی دیگر (همانند عقل مجرد که به تحقیق در فلسفه اولی می پردازد، شهود که منبع اصلی عرفان است، و وحی که مستند گزاره‌های دینی است) زیر سوال رفت؛ و سکولاریسم – یعنی رویکرد معرفتی‌ای که جز مرتبه حسی واقعیت، به هیچ مرتبه دیگری در عالم وجود قائل نیست-  و سکولاریزه کردن – یعنی گستراندن این رویکرد در تمامی حوزه‌های مطالعاتی- در همه جا طرفدارانی پیدا کرد. ادامه مطلب

سیره حضرت زهرا سلام الله علیها و جهاد اقتصادی؛ کلیشه یا واقعیت

الف) حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

یکی از ابعاد مظلومیت‌های اولیای خدا این است که با آنها مواجهه کلیشه ای صورت می‌گیرد. ما ظاهرا حضرت زهرا را احترام می‌کنیم؛ اما زوایای مختلف وجود ایشان را کمتر می‌شناسیم و اصلا فراموش کرده‌ایم ایشان را باید اسوه خود بدانیم، در حالی که امام زمان او را اسوه خود دانسته است (الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۶۶). بگذارید بحث را با بیان چند حکایت از ایشان، که شاید برخی را قبلا هم شنیده باشید، آغاز کنم: ادامه مطلب

جایگاه فلسفه در تفکر استاد مطهری

در سه محور می توان در اندیشه استاد نسبت به فلسفه پرداخت:

  1. تفکر منسجم استاد: یکی از مهمترین خصوصیاتی که در اندیشه استاد مطهری وجود دارد و انسجام اندیشه ایشان است. استاد شهید در موارد متعددی که صحبت می کند هیچ تناقضی وجود ندارد. در اصل می توان تمامی مجموعه آثار ایشان را یک اثر به حساب آورد . به عنوان مثال ایشان وقتی بحث آزادی را مطرح می کنند اینگونه نیست که ایشان در بحث آزادی در خانواده یک حرفی بزنند و بعداً در بحث آزادی های سیاسی-اجتماعی حرف دیگری بزنند که با آن مخالف باشد. و این مساله خیلی مهمی است . چرا که ما می بینیم  بسیاری از اندیشمندان هستند که در لابلای سخنانشان تناقضات پیچیده ای وجود دارد که به این راحتی ها قابل فهم نیست. ادامه مطلب

از تقارن ایام الله تا تقارن اخلاق و سیاست

چند روزی است که در ایام الله غوطه‌وریم؛ ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی و ۲۲ بهمن، که طلیعه احیای اسلام در جهان بود، با یوم الله میلاد پیامبر اسلام، که طلیعه ورود اسلام به دنیای خاکی بود و یوم الله ولادت امام صادق علیه‌السلام که گسترش دهنده حقایق اسلام در عالم بود، مقارن گشته است.

قرآن کریم تمام آنچه را در جهان وجود دارد آیه و نشانه‌ای برای عاقلان می‌داند؛ و این نشانه‌ها منحصر به اشیای خارجی نیست، بلکه حتی ایام و زمانها نیز می‌توانند نشانه و آیت خدا باشند؛ هرچند درک این نشانه بودن کار هرکسی نیست. با اینکه همه زمانه متعلق به خداست، اما برخی از ایام، چنان در متوجه ساختن انسان به خدا موثرند که ایام الله نام گرفته‌اند: خدا وقتی موسی را به سوی قومش فرستاد به وی دستور داد که قومش را از ظلمات به سوی نور سوق دهد و آنها را متذکر به ایام الله نماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» (سوره ابراهیم، آیه۵) بر طبق این آیه شریفه، اگرکسی می‌خواهد یوم الله بودن ایامی را درک کند باید هم اهل صبر باشد و هم اهل شکر، آن هم نه اینکه فقط در حد عادی «شاکر» و «صابر» باشد، بلکه «صبار شکور» باید باشد. چرا صبار شکور؟ شاید چون اگر بر ناملایماتی که همراه ایام الله است بسیار صبر نکند، ممکن است ایام الله را حتی یک انحراف قلمداد کند، و اگر دائما در حین این ناملایمات احتمالی، متوجه حسن و برکت نهانی این ایام نشود و شکر آن را نگذارد، چه بسا که نعمت از او سلب گردد. ادامه مطلب

نقش بصیرت در دوره فتنه

قُلْ هَـذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ.[۱]

 سوره یوسف، آیه ۱۰۸

 حادثه عاشورا قیامی علیه ظلم بود. همیشه از ظلم یزیدیان – که ظلم آشکار است – سخن گفته شده است. اما ظلم عظیمتری در این حادثه هست که اغلب مغفول می‌ماند و آن ظلم کوفیان مدعیِ پیروی، بر امام است. شاید فلسفه اصلی غیبت امام زمان هم نه ظلم ظالمان، بلکه ظلم پیروان باشد. یادمان باشد که کوفیان اولین گروهی هستند که برامام حسین(ع) گریستند، پس هر گریه ای ارزش ندارد. اگر انسان در هنگامی که باید از حق دفاع کند، دفاع نکند، فردای شهادت امام حسین، گریه کردن که هیچ، قیام توابین به راه انداختن نیز سودی ندارد. ادامه مطلب

باز هم حکایت غربت و مظلومیت اولیای خدا

هفته گذشته هفته آخر صفر بود، هفته‌ای یادآور غربت و مظلومیت سه امام؛ یعنی پیامبر اعظم، امام حسن و امام رضا علیهم‌السلام؛ و چه شگفت‌انگیز است پیوند عظمت و حُسن و رضا با غربت و مظلومیت.

درباره غربت امامان زیاد گفته و شنیده‌ایم؛ اما وقایع اخیر کشور ما را بر آن می‌دارد که این بار جلوه کمتر گفته شده‌ای از این مظلومیت اولیای خدا را یادآور شویم.

۲۸ صفر روز رحلت پیامبر بود؛ پیامبری که امتش پیامبریش را پذیرفتند؛ اما امامتش را …؟ ادامه مطلب

آنچه از جان امام حسین (ع) هم مهم‌تر است

محرم امسال یکی از دوستان کتابی از دکتر شریعتی به من داد که جمله‌ای داشت که بسیار مرا به فکر فرو برد. گفته بود: «عظمت شخص امام حسین آنقدر زیاد است که موجب شده ما آن چیزی را که از امام حسین مهم تر است فراموش کنیم.» بسیار تعجب کردم. واقعا مگر از امام حسین چیزی بالاتر قابل فرض است؟ استدلال وی این بود: هدف امام حسین(ع) که به خاطرش شهید شد، از جان او مهم تر است! و این البته استدلال درستی است. اما آن هدف باارزش‌تر چیست؟ پاسخی که دکتر شریعتی به این سوال داده بود، هیچگاه مرا قانع نکرد، اما سوالش سوال مهمی بود. آن هدف مهم چیست که می‌ارزد حسین و بهترین انسانهایی که همان خاندان و اصحاب اویند برایش شهید شوند؟ ما عادت کرده‌ایم پاسخی کلیشه ای دهیم: آن هدف حفظ اسلام است. اما این اسلامی که قرار است حفظ شود و می‌ارزد امام حسین(ع) برایش شهید شود چیست؟ آیا منظور الفاظ و نوشته‌های آیات و روایات است؟ قطعا خیر، زیرا امام، خود، قرآن ناطق است. ما معتقدیم ائمه اطهار علیهم‌السلام صاحب مقام خلیفه‌اللهی‌اند، انسان کامل‌اند، واسطه فیض‌اند و… ؛ و بعد می‌گوییم یک چیزی وجود دارد که چنین امامی به خاطرش شهید می‌شود؟! آیا اسلامی بالاتر از حسین وجود دارد؟ ادامه مطلب

آموزش تشیع در سیره سیاسی حضرت زهرا سلام الله علیها

باورهای شیعه به گونه‌ای است که گاه پیش می‌آید که انسان تا پیش از آنکه به فهم عمیقی از آنها دست نیابد احساس تناقض می‌کند؛ شاید از همین رو بوده که امام باقر علیه‌السلام فرموده اند: «امر ما چنان صعب و دشوار است که جز نبی مرسل یا فرشته مقرب یا مومنی که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده باشد، کسی به حقیقت آن ایمان پیدا نمی‌کند» (اصول کافی، ج۱، ص۴۰۱). لذاست که وجود اسوه‌هایی که انسان بتواند با مشاهده آنها راهی به سوی حقیقت بیابد ضرورت پیدا می کند؛ و شاید به همین سبب است که در شیعه، نه فقط «پیشوای اسوه»، بلکه «پیرو اسوه» نیز قرار داده شده است؛ یعنی «حضرت زهرا» سلام الله علیها، مأمومی که اگرچه خودش تابع امام زمان خود بود، اما چنان شخصیتی از خود بروز داد که امامان بعدی وی را حجت خدا بر خود می‌خوانند «نحن حجه الله علی الخلق و فاطمه حجه علینا» (تفسیر اطیب‌البیان، ج۱۳، ص۲۳۵) و امام زمان ما وی را اسوه خود می‌داند: «فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه» (الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۶۶). اگر ائمه علیهم السلام، راهنمایان مسیرند، شیعه نیاز به الگویی دارد که چگونگی رهروی و تبعیت کردن را هم بیاموزد و اینجاست که این «ماموم معصوم» رخ می‌نماید. ادامه مطلب

وجودشناسی خانواده، نمونه‌ای از کاربرد فلسفه صدرایی در مطالعات اجتماعی

چکیده بحث

در طبقه‌بندی‌ سنتی علوم، علم «تدبیر منزل» در عرض و مستقل از علم «سیاست مدن» قرار می‌گرفت. اما در دوره مدرن عملا تفاوت بنیادین موضوع «خانواده» با «جامعه» نفی می‌شود و مباحث مربوط به خانواده صرفا از منظر فردی محض یا همچون یکی از روابط  اجتماعی و مدنی انسانها (با عناوینی همچون روان‌شناسی خانواده یا جامعه‌شناسی خانواده)‌ مورد بحث قرار می‌گیرد. مساله این است: آیا خانواده همانند اغلب سازمانها و شرکت‌های اجتماعی فقط ناشی از یک اعتبار و قرارداد اجتماعی است یا ابعاد وجود شناختی‌ای در پس این واقعیت نهفته است؟ ادامه مطلب

امکان علم دینی، بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی

چکیده:

از آنجا که برخی از مبانی و ارزش‌های حاکم بر علوم جدید تعارضاتی با مبانی معرفتی و ارزشهای اسلامی داشته، ورود علوم جدید به کشور ما از همان ابتدا چالش‌هایی را به همراه آورد، و این مساله به ویژه در حوزه علوم انسانی مشهودتر بود. عده‌ای راهکار را در تولید «علم دینی» معرفی کردند؛ اما خود این عنوان نیز دچار چالشی فلسفی شد که: «مگر علم، دینی و غیر دینی دارد؟» بدین ترتیب، به نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین گام در بحث از علم دینی آن است که: «علم دینی» به کدام معنا و تحت چه شرایطی ممکن است؟ ادامه مطلب

دیدگاه آیت الله جوادی آملی در باب علم دینی

چکیده

آیت‌الله جوادی آملی از متفکرانی است که با تکیه به مباحث مختلف سنت تفکر اسلامی (همچون فلسفه اسلامی، اصول فقه و …) سعی کرده تبیین خاصی از موضوع علم دینی ارائه دهد. ایشان در عین حال که معتقدند که علم بما هو علم کشف واقع می‌کند و لذا آنچه واقعاً علم است، اسلامی است؛ اما بر این باورند که ادامه مطلب

علم دینی به منزله مبنایی در باب نحوه تعامل علم و دین

چکیده

بحث از معنا، امکان، مطلوبیت، چگونگی و ضرورت علم دینی مدتی است که در جامعه ما چالش‌برانگیز شده است. شاید مهمترین مشکل، شفاف نبودن بسیاری از مبانی علم‌شناسی و دین‌شناسی در این عرصه است. مثلاً برخی از مخالفان علم دینی، چون ماهیت علم را در برخورداری از روش تجربی می‌دانند، منکر امکان علم دینی هستند. یا اینکه برخی از مدافعان علم دینی گاه بر مبانی فلسفی‌ای تکیه می‌زنند که علم را بیشتر، امری فرهنگی معرفی می‌کند تا امری معرفتی؛ و این تلقی ناخودآگاه آنها را به وادی نسبیت‌گرایی نزدیک می‌سازد. همچنین گاه دین محدود در ارزش‌‌ها ویا منحصر در متون نقلی معرفی می‌شود. ادامه مطلب

تفاوت بنیادین وحی و شاعری (نقدی بر دیدگاه دکتر سروش در باب ماهیت وحی)

چکیده

بحث درباره ماهیت وحی از بحث‌های پیچیده‌ای است که همواره ‌اندیشمندان دین پژوهی را مباحث به خود مشغول ساخته است. این بحث به دلایل مختلف، در حد یک مسئله فکری و نظری باقی نمانده و به یک چالش سیاسی ـ اجتماعی تبدیل شده است. نزدیک به یک دهه پیش، دکتر عبدالکریم سروش، تحت تأثیر برخی متکلمان متأخر مسیحی که وحی را- به ویژه با توجه به نگرش مسیحیت کنونی در باب وحی- نوعی «تجربه دینی» قلمداد می‌کردند، کوشید این نوع تبیین را در عرصه وحی اسلامی نیز ارائه دهد که همان زمان، بحث‌هایی را در محافل علمی برانگیخت. چندی پیش ایشان همان بحث‌ها را، این بار با ادبیاتی جسورانه‌تر و گزنده‌تر – البته در سطحی عمومی‌ترـ مطرح کرد و تنها نکته جدیدی که بر آن بحث‌ها افزود تشبیه نبوت و سازوکار وحی به شاعری بود. ادامه مطلب