مستندات قرآنیِ مسلح کردن کرانه باختری

بسم الله الرحمن الرحیم

در نگاه قرآنی دو گونه دستگاه محاسباتی وجود دارد: دستگاه محاسباتی دنیامدار، که مسائل را در افق رفاه و آسایش دنیوی تحلیل می‌کند؛ و دستگاه محاسباتی انسان مومن، که همه چیز (از جمله رفاه و آسایش دنیوی) را در افق نگاه خداباورانه تعقیب می‌نماید.

۱)

قرآن کریم در آیات مختلف با تعابیر «أحسب الناس…»، «أم حسبتم …» «أیحسب الانسان …» «أیحسبون …» دستگاه محاسباتی اول را مبتلا به خطاهای راهبردی معرفی می‌کند و از کسانی که به خدا باور دارند، انتظار دارد، این گونه محاسبات سست را کنار بگذارند و مسائل زندگی انسان (به‌ویژه مسائل اجتماعی) را عمیق‌تر تحلیل کنند. قرآن در آیات مذکورکسانی را عتاب می‌کند که: «گمان می‌کنند ادعای تاسیس جامعه ایمانی بدون قرار گرفتن در فتنه‌ها و ابتلائات دشوار، ممکن است» (عنکبوت، ۱) و « انتظار ندارند که خدا جامعه دینی را با چالش‌های شدید تصفیه ‌کند» (عنکبوت، ۲؛ توبه، ۱۶)، کسانی که می‌پندارند «بدون آزمایش‌های سخت و قرار گرفتن در تنگناهای نفس‌گیر می‌توان به بهشت رسید» (بقره، ۲۱۴؛ آل عمران، ۱۴۲؛ )، و توهم می‌کنند که «قدرتهای ظاهری‌ای که محصول روابط با ثروتمندان و قدرت‌مداران است، موجب رشد و پیشرفت می‌شود» (مومنون، ۵۵-۵۶) و از همه مهمتر، «گمان می‌کنند عزت و بزرگی در برقراری رابطه دوستانه با کفار است تا با مسلمانان» (نساء، ۱۳۲). این گمان و محاسبه آخری بقدری بیراهه و نارواست که خداوند گروهی را که چنین گمانی را در جامعه اسلامی ترویج می‌کنند صریحا «منافق» معرفی کرده (نساء، ۱۳۱) و مومنانی را که امید به هدایت این گروه بسته‌اند نیز شدیدا عتاب می کند که «چرا گمان می‌کنید که راهی برای هدایت اینها وجود دارد؟!» (نساء، ۸۸).

در مقابل، شاید از مهمترین راهکارهای هدایت در قرآن این باشد که نظام محاسباتی فوق را که در اغلب ما رسوخ کرده، تغییر دهد و ما را با نظام محاسباتی دیگری آشنا کند، نظام محاسباتی توحیدمحور که شاید مهمترین شاخصه‌اش این باشد که: «اگر خدا را یاری کنید، یاری می‌شوید و ثابت‌قدم می‌گردید؛ و کسانی که کافر شوند (یعنی خدا و یاری او را باور نکنند) نگونسار می‌گردند و کارهایشان در جهان گم می‌شود» (محمد، ۷-۸)

۲)

در این نظام محاسباتی جدید باید حواسمان باشد که از ابتدای ورودمان به دنیا با دشمنی قسم‌خورده (سوره ص، ۸۲) به نام شیطان مواجهیم (بقره، ۱۶۸) که لشکریانی از جن و انس دارد (صافات، ۹۵؛ انعام، ۱۱۲). او و لشکریانش از زاویه‌ای که ما توجه نداریم، در حال مشاهده و تحلیل وضعیت ما برای ضربه زدن به ما هستند (اعراف،‌۲۷) و باید این دشمنی را در نظام محاسباتی‌مان جدی بگیریم (فاطر، ۶).

مهمترین و شدیدترین این دشمنان در میان انسانها که قرآن کریم صریحا از آنها نام برده، یهودیان و مشرکان هستند (مائده، ۸۲). (توجه شود قرآن کریم با اهل کتاب – خصوصا یهودیان و مسیحیان- دو برخورد دارد: عده‌ای را دشمن مسلمانان معرفی می‌کند و در مورد عده‌ای از آنها اجازه همزیستی مسالمت‌آمیز می‌دهد؛ که بر اساس این دو مواجهه، فقها آنها را به دو دسته «کافر حربی» و «کافر ذمی» تقسیم می‌کنند. واضح است که بحث ما در مورد یهودیانی‌اند که بنای دشمنی با اسلام دارند و اصطلاحا «کافر حربی»‌اند که شاخص‌ترین آنها امروز صهیونیست‌ها می‌باشند.)

قرآن کریم درخصوص این گروه‌های معاند اهل‌کتاب تذکر داده است که اینها تا زمانی که شما را از آنها کاملا تبعیت نکنید، از شما راضی نخواهند شد (بقره، ۱۲۰): اگر از آنها تبعیت کنید، نهایتا شما را از دینتان برمی‌گردانند (آل‌عمران، ۱۰۰)؛ و اگر هم تبعیت نکنید باز این دشمنان دائما با شما در جنگ خواهند بود تا شما را از دینتان برگردانند (بقره، ۲۱۷). پس در هر صورت آنها می‌خواهند ما را از دینمان برگردانند، یعنی چه با آنها مدارا و از آنها تبعیت کنیم، و چه اینکه با آنها بجنگیم،‌ هدف آنها این است که ما را از دینمان برگردانند.

۳)‌

اگر دشمنی این یهودیان جدی است و این دشمن تمام تجهیزات خود را برای محو اسلام و مسلمانی به کار گرفته‌اند، واضح است که مهمترین راهبرد، این است که مسلمانان نیز خود را تجهیز کنند تا دشمن جرأت حمله کردن نداشته باشد.[۱] لذا خداوند در این دستگاه محاسباتی که به ما آموزش داده، صریحا از ما می‌خواهد که در مقابل آنها مسلح شویم و مسلمانها را مسلح کنیم: «تا می‌توانید در مقابل آنها نیرو و سواره‌نظام تهیه کنید تا در دل کسانی که دشمن خدا و دشمن شما هستند، و نیز کسانی که پشت پرده هستند و شما از آنها بی‌خبرید ولی خدا از آنها آگاه است، رعب افکنید» (انفال،‌۶۰). آیا این آیات دلالت واضحی بر اینکه مسلمانان کرانه باختری را هم باید مسلح کرد، ندارد؟

۴)

شیاطین انس (دشمنان خدا) در نسبت با جامعه اسلامی را به دو دسته دشمنان داخلی و خارجی می‌توان تقسیم کرد. اگر طبق آیات قبل، مهمترین دشمن خارجی را یهودیان (مائده، ۸۲) و مسیحیانی که همراه یهودیان‌اند (بقره، ۱۲۰)‌ بدانیم،[۲] مهمترین دشمنان داخلی، که قرآن کریم از آنها به عنوان «حزب شیطان» یاد می‌کند (مجادله، ۱۹) منافقان هستند. جالب اینجاست که مهمترین ویژگی این منافقان، که موجب شده قرآن آنها را حزب شیطان بخواند، همین است که درصدد دوستی و رابطه با این دشمنانی که مورد غضب الهی‌اند می‌باشند. (مجادله، ۱۴) به تعبیر دیگر، مهمترین اقدام حزب شیطان این است که «در دستگاه محاسباتى ما اختلال ایجاد بکند. دستگاه محاسباتى وقتى دچار اختلال شد، از داده‌‌هاى درست، خروجى‌‌هاى غلط به‌‌دست خواهد آورد؛ یعنى تجربه‌‌ها هم دیگر به درد او نخواهد خورد.» (سخنان مقام معظم رهبری، ۱۳۹۳/۵/۱) بر این اساس، آیا نباید به کسانی که تمام هم و غم خود را طراحی نظام محاسباتی مبتنی بر اعتماد به دشمن و توجیه بی‌خطر و بلکه مفید بودن روابط با دشمنان قرار داده‌اند با سوءظن نگریست؟

نکته‌ای تاریخی:

در قبال مساله فلسطین، دو رویکرد، چه در خود فلسطین و چه در جامعه ما وجود داشته و دارد. یکی رویکرد گروه‌هایی مانند حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی است که مبنایش عدم اعتماد به دشمن صهیونیستی بر اساس نظام محاسبات توحیدی است؛ و دیگری رویکرد تشکیلات خودگردان و سران کشورهای عربی است که بر اساس نظام محاسبات دنیوی (قدرت‌مند بودن اسرائیل و حامیانش، و ناچاری ما در برابر وی) و اعتماد به آمریکا و اسرائیل است. اما حتی جدای از این دو نظام محاسباتی، آیا یهود قابل اعتماد است؟

غیرقابل اعتماد بودن یهودیان، بقدری در اسلام واضح بوده، که حضرت علی علیه‌السلام قرنها قبل، وقتی می‌خواهد از پیمان‌شکنی و غیرقابل‌اعتماد بودن کسی مثال بزند، پیمان وی را به پیمان یهودیان تشبیه می‌کند که اگر با کف دست پیمان ببندند، با نشیمنگاهش خیانت می‌کنند: «إِنَّهَا کَفٌ‏ یَهُودِیَّهٌ لَوْ بَایَعَنِی بِکَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِه»[۳] (نهج البلاغه، خطبه ۷۳)

و سوال آخر:

آیا آیات قرآن کریم که در متن اشاره شد و نیز این جمله حضرت امیر (ع) برای دوستان ما که در مقام مذاکره هسته‌ای هستند، هشداری در بر ندارد؟


[۱]. «تنها چیزى که ممکن است از محنت فلسطینى‌‌ها بکاهد، عبارت است از همین که دست قدرت داشته باشند، بتوانند قدرت‌‌نمایى بکنند» (سخنان مقام معظم رهبری، ۱۳۹۳/۵/۱)

[۲]. یعنی همان اسرائیل و آمریکا

[۳] . «وقتی در جنگ جمل مروان بن حکم اسیر شد، امام حسن و امام حسین را شفیع خود نزد امام علی علیه‌السلام قرار داد و امام او را آزاد کرد. آن دو بزرگوار به امیرالمومنین عرض کردند که او می‌خواهد بیعت کند. فرمود: «آیا مگر بعد از قتل عثمان با من بیعت نکرد؟ من نیازی به بیعت او ندارم؛ چرا که دست او دست یهودی است که اگر با کف دست بیعت کند، با نشیمنگاهش خیانت خواهد کرد.» در کتاب الخرائج و الجرائح (ج‏۱، ص۱۹۷) این جمله این گونه نقل شده: «إِنَّهَا کَفٌ‏ یَهُودِیَّهٌ لَوْ بَایَعَنِی بِیَدِهِ عِشْرِینَ مَرَّهً لَنَکَثَ بِاسْتِه‏» (یعنی آن دست یهودی است که اگر با دستش بیست بار با من بیعت کند، با نشیمنگاهش نقض پیمان خواهد کرد.»

8 Replies to “مستندات قرآنیِ مسلح کردن کرانه باختری”

  1. بارها شنیده ایم این رخداد مشهور را که در زمان آقا امیرمؤمنان امام علی علیه السلام متجاوزینی خلخال از پای چند زن در جامعه اسلامی کشیدند و ایشان فرمودند: «اگر مسلمان از غم این حادثه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد که به نظر من، او به مرگی شایسته از دنیا رفته است».
    اما اگر با تأمل بیشتری فراز مذکور را که مشهور به خطبه جهادیه است مرور کنیم به یک نکته دقیق و ظریف بر می خوریم که خیلی روشن میتواند فلسفه فراخوان داهیانه امام خامنه ای صلی الله علیه را که در این مقطع حساس دعوت به حمایت همگانی از مسلح نمودن حداکثری جهاد اسلامی فلسطین دارد، دریابیم. آقا امیرمؤمنان امام علی علیه السلام در خطبه جهادیه می فرمایند:
    و لقد بلغنى أنّ الرّجل منهم کان یدخل على المرأه المسلمه و الأخرى المعاهده، فینتزع حجلها و قلبها و قلائدها و رعاثها، ما تمتنع منه إلاّ بالاسترجاع و الاسترحام، ثمّ انصرفوا وافرین

    ما نال رجلا منهم کلم، و لا أریق لهم دم
    ما نال رجلا منهم کلم، و لا أریق لهم دم
    ما نال رجلا منهم کلم، و لا أریق لهم دم

    فلو أنّ امرءا مسلما مات من بعد هذا أسفا ما کان به ملوما، بل کان به عندى جدیرا.
    شنیده ام که یکى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و دیگرى بر زنى از اهل ذمّه و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربوده است و آن زن جز آنکه از او ترحم جوید چارهاى نداشته است. آنها پیروزمندانه با غنایم
    بى آنکه زخمى بردارند یا قطرهاى از خونشان ریخته شود
    بى آنکه زخمى بردارند یا قطرهاى از خونشان ریخته شود
    بى آنکه زخمى بردارند یا قطرهاى از خونشان ریخته شود
    بى آنکه زخمى بردارند یا قطرهاى از خونشان ریخته شود

    بازگشته اند. اگر مسلمان از غم این حادثه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد که به نظر من، او به مرگی شایسته از دنیا رفته است.

  2. استاد ما که دقیق نفهمیدیم که حالا چرا باید نگاه محاسباتی دنیامحور که کرانه باختری هم جزءآن است را تسلیح کرددیدیم که باید علیه یهود جنگید، دیدیم که باید مواظب وساوس یهود بود اما چطور باید دستگاه محاسباتی دنیا محور نظر دستگاه محاسباتی مومنانه را بپذیرد؟

    • سلام علیکم
      مقصود از سوال شما را متوجه نشدم. ما قرار نیست محمود عباس را که طرفدار اسرائیل است یاری کنیم. قرار است مردم را یاری کنیم که از دل این مردم است که نهادهای جدید همچون حماس و … می روید.

  3. سلام علیکم
    علی رغم مفید بودن مطلبی که نوشته بودید، جسارتا عارضم خودمتتون که ظاهرا از بی مسئلگی ماست، پرداختن به اینگونه مسائل. وگرنه حتی بر مبنای شرح و بسط مبنایی نظرات امام خامنه ای، مسائل عمیق‌ تر و مبنایی‌تری را می توان طرح کرد که هم مبانی نظری تفکر ایشان را در بر گیرد و هم مبانی نگرش راهبردی ایشان را شامل شود.
    مسئله امروز ما مسلح کردن کرانه باختری نیست! بلکه ساخت تمدن نوین اسلامی است. خوشحال می شوم بحث هاتون رو بیش تر به این سمت سوق دهید.
    التماس دعا

    • سلام علیکم
      اثبات شیء نفی ماعدا نمی کند و اهمیت نماز دلیل نمی شود که صدقه دادن را ترک کنیم. هرچیز به جای خویش نیکوست. می ترسم پرداختن به مباحث ناظر به تمدن اسلامی را نافی این بحثها دانستن سر از برج عاج نشینی درآورد. التماس دعا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*