حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور

بسم الله الرحمن الرحیم

در ۲۸ و ۲۹ صفر ۱۴۴۰ (چهارشنبه و پنج‌شنبه، ۱۶ و ۱۷ آبان ۱۳۹۷) و مقارن با شهادت پیامبر اکرم ص، امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع در آستان امامزاده یحیی در همدان، و به همت هیات دانشجویی ثار الله، بحثی داشتم با عنوان «حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور» ؛ که در این بحث، برخلاف نظر بسیاری که گمان می‌کنند نباید حقیقت را فدای مصلحت کرد، نشان دادم که امامت در شیعه کاملا خلاف این است؛ و بارها و بارها حقیقت، به خاطر مصلحت اسلام، امکان اجرا نیافته است و البته تقدم مصلحت اسلام به معنای تقدم منافع جناحی و … نیست. و در ادامه اشاره‌ای شد به اینکه مومن چگونه در حالی که امامش قاعد (و نه قائم) است همچنان وظیفه اجتماعی‌اش باقی می‌ماند و انجام وظیفه در این شرایط لزوما جلو افتادن از امام نیست.

این بحث را به صورت خیلی فشرده‌تر، دو روز قبلش در دو جلسه در مسجد دانشگاه باقرالعلوم ع در قم ارائه کردم با عنوان «امام قاعد»

که هر دو بحث در اینجا تقدیم می‌شود.

در واقع بحث «امام قاعد»، به نوعی خلاصه خیلی فشرده‌ای است از بحث «حکومت امام ع، حقیقت مدار یا مصلحت محور»:

امام قاعد ۱    ؛     امام قاعد ۲

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۱

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۲

امامت: نظریه‌ای خاص در سیاست

بسم الله الرحمن الرحیم

سه‌شنبه (۲۴ مهر ۱۳۹۷) در هیات میثاق با شهدا (تهران: دانشگاه امام صادق ع) که مصادف بود با شب شهادت امام حسن مجتبی ع (بنا بر یک روایت) بحثی داشتم در تحلیل مساله «امامت»‌ ، با تمرکز بر حدیث مشهور «الحسن و الحسین امامان، قاما او قعدا»، که خلاصه‌اش این است که:

اگر بپذیریم که دین بر یک نگاه خاص انسان‌شناسانه سوار شده، که حقیقت انسان و جامعه انسانی را در رسیدن به مقام خلیفه‌اللهی – و نه صرفا در افق یک حیوان پیشرفته‌ی ادامه میمون- تعقیب می‌کند؛ آنگاه مساله امامت، یک اصل مهم در اصول دین – و نه مساله‌ای در فروع – می‌شود و آنگاه امامت را باید به عنوان یک نظریه خاص و کاملا متمایز از نظریه‌های سیاسی رایج در جهان (که عموما بر اصل تنازع بقا، و دغدغه‌های فساد ناشی از تمرکر قدرت، مبتنی هستند) ملاحظه کرد؛ و در این فضاست که مفهوم «امام قاعد» و تاکتیکهای امام ع [= تنها حاکم مشروع] برای حفظ اصل جریان اسلام، که ظاهرا بوی مدارا با جریان نفاق می‌دهد! مفهومی بسیار پیچیده و اساسی می‌شود در عرض مفهوم «امام قائم»؛ و عدم درک صحیح از این مطلب در مسلمانان، به انحرافاتی در میان جریانِ ظاهرا عدالت‌گرا نسبت به مساله امامت منجر شد که نمونه‌های بارز تاریخی آن را در خوارج،‌«مذل المومنین» خواندن امام حسن ع، شکل‌گیری زیدیه، عدم رعایت تقیه در زمان امام کاظم ع که به شهادت ایشان منجر شد، عدم هضم موضع امام رضا ع و وقوع قیامهای علویون علی‌رغم میل ایشان، و … می‌توان مشاهده کرد.

فایل صوتی