چگونگی مواجهه با نتیجه انتخابات در نظام مردم‌سالاری دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

چند کلمه با طرفداران نامزدهای بازنده و برنده:

چکار می‌کنید؟!

تا امروز بسیاری از ما برای رای آوردن نامزدی که اصلح می‌دانستیم، تلاش کردیم. اما در هر صورت، نتیجه انتخابات از دو حال خارج نیست: یا نامزد مورد نظر ما رای آورده و یا نیاورده است.

آنچه در تمام کشورهای جهان مشاهده می‌شود،این است که پس از شمارش آراء عده‌ای خوشحال شوند و عده‌ای ناراحت. آنانی که ناراحت می‌شوند، نیز دو حالت دارند: یا به این نتیجه تن می‌دهند، ویا زیر میز بازی می‌زنند و تصمیم می‌گیرند هدفی را که با صندوق رای نتوانستند محقق سازند، با لشکرکشی خیابانی به دست آورند!

آرمان نظام‌های «لیبرال دموکراسی» این است که اگرچه در پایان انتخابات، یک عده حتما ناراحت می‌شوند؛ اما بتوانند بر احساسات خود غلبه کنند و به رأی اکثریت احترام بگذارند.

اما آرمان «مردم‌سالاری دینی»، فراتر از این است؛ آن آرمان این است که نه‌تنها اقلیت به رای اکثریت احترام بگذارند، بلکه همگان به حدی از رشد برسند که نه برنده فخرفروشی کند و نه بازنده ناراحت شود!

فخرفروشی نکردن برنده، توصیه‌ای اخلاقی است، که اگرچه عمل به آن سخت است، اما چرایی‌اش نیاز به توضیح ندارد؛ اما ناراحت نشدن بازنده چطور؟ بویژه اگر بازنده، با دغدغه‌های دینی رای داده و نامزد رقیب را نامناسب بداند؟

مدعا این است:

دست کم به سه دلیل، انسان خداباور به گونه‌ای است که در هر دو صورت برد یا باخت، راضی و خوشحال خواهد بود، و نه ناراحت و شکست‌خورده.

ادامه مطلب

به چه کسی رای می‌دهم؟ چرا؟

بسم الله الرحمن الرحیم

من این بار هم رای می‌دهم، با اینکه هیچیک از نامزدها آن طور که دلم می‌خواهد نیستند.

من رای می‌دهم اما دلیل اصلیم حل مشکلات اقتصادی کشور نیست؛ زیرا هم به نظرم مشکلات کشور بسیار پیچیده‌تر است از آنکه با تغییر یک رئیس جمهور، تغییر چندانی کند؛ و هم اغلب وعده‌های طرفین، برتری خاصی بر همدیگر نداشت. اگر یک میلیون شغل در سال غیرواقع‌بینانه باشد، طرف مقابل هم بلافاصله وعده ۹۵۰ هزار شغل را داد! از طرف دیگر، سنای آمریکا، لایحه تحریم جدید ایران را نوشته و فقط معطل کرده تا انتخابات ایران تمام شود و بعد تصویبش کند. پس، آن طرفی‌ها هم شعارهایشان درباره رفع تحریم‌ها بیش از شعار نیست. پس فعلا حل مشکلات اقتصادی را از معیارهایم کنار می‌گذارم!

اما باید رای بدهم. پس با چه معیاری؟ ادامه مطلب

تجدید در آزمون علم؛ نکاتی درباره وزارتخانه‌های باقیمانده

یادداشت زیر تحلیلی درباره اقدام مجلس در رای ندادن به وزرای عرصه علم (وزیر علوم تحقیقات فناوری و وزیر آموزش و پرورش) است

ادامه مطلب

معیارهای غلط برای انتخاب اصلح!

در انتخابات ریاست جمهوری امسال هنوز بازار بحثها داغ است و هنوز بسیاری از افراد تصمیم نهایی خود را نگرفته اند. معیارهای صحیح را همه می شناسند اما در این میان گاه استدلالهایی برای ترجیح یک نفر یا کنار گذاشتن یک نفر مطرح می شود که مبتنی بر یک معیار ناصواب یا اولویت گذاری نادرست است. یادداشت زیر که در شماره ۱۷۲ هفته نامه پنجره (ویژه نامه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲) با عنوان «هیچکس بهترین نیست؛ چگونه چه کسی را انتخاب کنم؟» منتشر شده، نمی خواهد یک نفر خاص را پیشنهاد دهد بلکه برخی از این استدلالها را مورد بررسی قرار می  دهد که البته شاید این بررسی، نظر خواننده را در مورد نامزد انتخابی خود تغییر دهد:

ادامه مطلب