درس فلسفه غرب و فلسفه علم

در سال تحصیلی‌ای که در پیش داریم (نیمسال اول ۹۶-۹۷) درسی به نام «فلسفه غرب» برای دانشجویان ارشد رشته فلسفه علوم اجتماعی در دانشگاه باقرالعلوم ع دارم. در این درس پس از مرور سریعی بر آراء یونان باستان، محور اصلی بحث از دکارت تا کانت و هگل قرار خواهد بود و بعد از آن به سراغ فلسفه علم می‌رویم ان‌شاءالله

منبع اصلی درس فلسفه غرب کتاب «تاریخ مختصر فلسفه جدید» نوشته راجر اسکروتن (ترجمه اسماعیل سعادتی خمسه، انتشارات حکمت) خواهد بود؛ هرچند بحث فقط شرح متن نیست و تلاش می‌شود با ملاحظات کاربردی در حوزه مباحث فلسفه علوم اجتماعی باشد. کتاب مذکور نایاب بود اما مدتی است تجدید چاپ شده است.

برای درس فلسفه علم، متن معینی را قرار نداده‌ام. عمدتا به دو کتاب «چیستی علم» چالمرز و «فلسفه علم در قرن بیستم» گیلیس ارجاع می‌دهم اما بسیاری از بحثها خارج از این دو کتاب است. حال و هوایی از بحثهای اینجا را در بخش اول کتاب «علم دینی، معنا امکان و راهکارهای تحقق آن» می‌توانید بیابید.

فایلهای صوتی جلسات در سامانه آموزش مجازی دانشگاه بارگذاری می‌شود و مشاهده آن برای عموم آزاد است؛ اما مشارکت در آن فقط برای دانشجویان درس ممکن است. برای ورود به آن از اینجا اقدام کنید و در صورتی که درباره مباحث آن مطلبی داشتید می‌توانید در قسمت دیدگاه همین صفحه مطلبتان را منعکس کنید.

 

تدریس علم دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

امسال حدود ۵ سال از تالیف کتاب «معنا، امکان و راهکارهای تحقق علم دینی» گذشته است. بعد از تألیف نیز همانند قبل آن به تدریس این موضوع ادامه دادم که از اولین مواردش تدریس این موضوع برای دانشجویان کارشناسی ارشد رشته فلسفه علم در دانشگاه شریف در سال تحصیلی ۸۹-۹۰ بود. طبیعی است که در این سالها با نقدهایی مواجه شدم و اصلاحاتی در ذهنم رقم خورد. شاید مهمترین ایرادی که الان بر کتاب خود می‌دانم این است که در حوزه علوم انسانی ورود جامعی نداشته و نکات بسیاری را مورد غفلت قرار داده‌ام و یکی از علل آن این بود که آشنایی آن موقع من با علوم انسانی و اجتماعی، به تبع فضای عمومی کشور، تابع فضای انگلوساکسون بود و از اهمیت جریان قاره‌ای به عنوان یک جریان بشدت اثرگذار در حوزه علوم انسانی و اجتماعی بی‌خبر بودم. به هر حال امسال (نیمسال دوم سال تحصیلی ۹۴-۹۵) پیشنهاد تدریس همین عنوان برای دوره تمهیدیه سطح ۴ موسسه امام رضا علیه‌السلام مطرح شد. ادامه مطلب

چگونگی بازتولید فلسفه‌های علوم انسانی با تکیه بر فلسفه اسلامی

یکی از گامهای لازم برای تحقق علم دینی، اصلاح در عرصه پیشفرضهاست که اگر این اصلاح بخواهد به مبانی معرفتی متقنی تکیه کند باید فلسفه اسلامی را در این عرصه جدی گرفت. اما چگونه از مباحث عام وجودشناسی فلسفه اسلامی می توان به سمت پیشفرضهای خاص علوم حرکت کرد؟ آیا از فلسفه مطلق (که عمدتا مباحث وجودشناسی است) می توان به سوی فلسفه های مضاف (که امروزه غالبا به عنوان معرفت درجه۲ قلمداد می شود و عمدتا صبغه معرفت شناسی دارند) می توان پلی زد؟  متن ضمیمه، مقاله ای است برای پاسخگویی به این دغدغه ها که پس از مدتی تاخیر در شماره یازدهم (بهار ۱۳۹۱) نشریه علمی-پژوهشی اسرا منتشر شده است. ادامه مطلب

پاورپوینت علم دینی برای طرح ضیافت اندیشه اساتید+ تکمیلی

چنان که به برخی از دوستان وعده داده بودم، فایل آماده شده برای بحث فلسفه علم و معرفت شناسی اسلامی (علم دینی)را  که برای طرح ضیافت اندیشه اساتید سال قبل تهیه کرده بودم مجددا با اصلاحاتی دوباره در اختیار دوستان قرار می دهم.

فایل نمایشی محض (کم حجم)                                فایل کامل (MB 1.5)

تکمله:

در ایام تابستان امسال (سال ۱۳۹۲) این بحث را برای دوستان دیگری در دانشگاههای دیگر ارائه کردم و نکاتی در تکمیل مطالب قبلی ارائه شد که فایل کامل شده آن تقدیم می شود:

فایل تکمیل شده سال ۱۳۹۲

دیدگاه آیت الله جوادی آملی در باب علم دینی

چکیده

آیت‌الله جوادی آملی از متفکرانی است که با تکیه به مباحث مختلف سنت تفکر اسلامی (همچون فلسفه اسلامی، اصول فقه و …) سعی کرده تبیین خاصی از موضوع علم دینی ارائه دهد. ایشان در عین حال که معتقدند که علم بما هو علم کشف واقع می‌کند و لذا آنچه واقعاً علم است، اسلامی است؛ اما بر این باورند که ادامه مطلب

علم دینی به منزله مبنایی در باب نحوه تعامل علم و دین

چکیده

بحث از معنا، امکان، مطلوبیت، چگونگی و ضرورت علم دینی مدتی است که در جامعه ما چالش‌برانگیز شده است. شاید مهمترین مشکل، شفاف نبودن بسیاری از مبانی علم‌شناسی و دین‌شناسی در این عرصه است. مثلاً برخی از مخالفان علم دینی، چون ماهیت علم را در برخورداری از روش تجربی می‌دانند، منکر امکان علم دینی هستند. یا اینکه برخی از مدافعان علم دینی گاه بر مبانی فلسفی‌ای تکیه می‌زنند که علم را بیشتر، امری فرهنگی معرفی می‌کند تا امری معرفتی؛ و این تلقی ناخودآگاه آنها را به وادی نسبیت‌گرایی نزدیک می‌سازد. همچنین گاه دین محدود در ارزش‌‌ها ویا منحصر در متون نقلی معرفی می‌شود. ادامه مطلب