شرح دعای زمان غیبت امام زمان ع

در همان اوایل غیبت صغری، امام زمان ع در توقیعی دعایی را در اختیار شیعیان قرار دادند که به «دعای در زمان غیبت» معروف شده است.

عده‌ای از دوستان از چندی قبل بنا گذاشته‌اند که هر جمعه اول ماه قمری در منزل یکی از دوستان گرد هم آیند و این دعا را زمزمه کنند. پیشنهاد دادند که مناسب است شرحی بر این دعا گفته شود.

از روز جمعه ۱۳۹۶/۹/۴ برابر با ۵ ربیع‌الاول ۱۴۳۹ اولین جلسه شرح این دعا برگزار شد که عمدتا به معرفی اصل دعا و نگاهی کلی به آن گذشت و اندکی درباره عبارت اول آن توضیح داده شد.

ان‌شاءالله فایل‌های صوتی جلسات با گزیده‌ای از یادداشت‌های هر جلسه به همراه متن کامل دعا در ادامه تقدیم می‌شود.

فایل صوتی جلسه اول

ادامه مطلب

امامت و عدل، مبانی تشیع

بسم الله الرحمن الرحیم

در ۳ آبان ۱۳۹۲ در موسسه شیعه شناسی در اراک، بحثی درباره مبانی تشیع داشتم که دو مبنای اصلی شیعه (که به عنوان اصول مذهب شیعه مطرح میشود) را اندکی شرح دادم. چندی پیش دوستان موسسه خلاصه ای از مباحث را برایم ارسال کردند که تصحیح کردم و در ادامه آمده است.   ادامه مطلب

تفاوت بنیادین وحی و شاعری (نقدی بر دیدگاه دکتر سروش در باب ماهیت وحی)

چکیده

بحث درباره ماهیت وحی از بحث‌های پیچیده‌ای است که همواره ‌اندیشمندان دین پژوهی را مباحث به خود مشغول ساخته است. این بحث به دلایل مختلف، در حد یک مسئله فکری و نظری باقی نمانده و به یک چالش سیاسی ـ اجتماعی تبدیل شده است. نزدیک به یک دهه پیش، دکتر عبدالکریم سروش، تحت تأثیر برخی متکلمان متأخر مسیحی که وحی را- به ویژه با توجه به نگرش مسیحیت کنونی در باب وحی- نوعی «تجربه دینی» قلمداد می‌کردند، کوشید این نوع تبیین را در عرصه وحی اسلامی نیز ارائه دهد که همان زمان، بحث‌هایی را در محافل علمی برانگیخت. چندی پیش ایشان همان بحث‌ها را، این بار با ادبیاتی جسورانه‌تر و گزنده‌تر – البته در سطحی عمومی‌ترـ مطرح کرد و تنها نکته جدیدی که بر آن بحث‌ها افزود تشبیه نبوت و سازوکار وحی به شاعری بود. ادامه مطلب

جمع خاتمیت با امامت و مهدویت

پاسخی به سخنرانی دکتر سروش تحت عنوان «تشیع و چالش مردم‌سالاری»

 الف:امامت و ختم نبوت

دریافت فایل PDF

آقای دکتر سروش در سخنرانی اخیرشان در ۱۳۸۴/۵/۳ در پاریس تحت عنوان «تشیع و چالش مردم سالاری» اشکالی در خصوص انطباق اندیشه امامت و مهدویت با ختم نبوت مطرح کرده‌اند که واکنش‌هایی را برانگیخته است. این اشکال که مبتنی بر آراء اقبال در تفسیر مساله خاتمیت است، به طور خلاصه این است که: ختم نبوت به معنای پایان دوره عصمت و وحی و در واقع پایان دوره ولایت و مرجعیت شخص در تشریع است. علت خاتمیت، بلوغ عقل بشر است و از این دوره به بعد زمان مرجعیت اشخاص و حق تشریع برای افراد به سر می‌آید و تنها استدلال است که می‌تواند مرجع عمل واقع شود. اما شیعه با پذیرش نظریه امامت و تداوم آن در مهدویت، عملا ختم نبوت را بی‌معنی کرده است زیرا معتقد است که امام، هم عصمت دارد که تداوم بخش ولایت و مرجعیت شخص است، و هم علم غیب دارد و محدث و مفهم است که این هم ماهیتا تفاوتی با وحی ندارد؛ پس پذیرفتن امامت در واقع مستلزم نفی ختم نبوت است و گویی فقط اسم مطلب عوض شده ولی ماهیتا نبوت ختم نشده است. ایشان به تبع اقبال لاهوری معتقدند که «با خاتمیت، قرار است آدمیان به رهایی برسند ولی اگر گفته شود که یک مهدی می‌آید که همان اتوریته پیامبر را دارد، ما از فواید خاتمیت بی‌بهره می‌مانیم، زیرا آن رهایی تحقق نخواهد یافت. فلذا این سوال از شیعیان باقی است که مهدویت را چگونه با اندیشه رهایی و دموکراسی می‌توان جمع کرد.»

چنانکه در جمع بندی نهایی سخن ایشان واضح است، ایشان بیشتر دغدغه دموکراسی و رهایی از وحی را دارند تا دغدغه جمع خاتمیت با امامت و مهدویت؛ که خود این اولویت فی حد نفسه قابل تامل و بررسی است. اما دراینجا قصد داریم نشان دهیم آیا این اشکال در خصوص ناسازگاری امامت با خاتمیت وارد است یا خیر. ادامه مطلب