دل‌نوشته‌ای از امام خمینی در فراق حاج قاسم و این روزهای تلخ

بسم الله الرحمن الرحیم

مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است؛

خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است.

و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.

و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت‌ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.

 

خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند!

خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند!

خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند! …

خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! …

 

و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! …

 

آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت؛

و فردا امتحان دیگری است که پیش می‌آید.

و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم…

 

در این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند.

هر چند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست.

چه بسا آنهایی که تا دیروز در برابر این نظام جبهه‌گیری کرده بودند … و جیره‌خواران استکبار، همانها که تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند … و ملی‌گراهای بی‌فرهنگ برای از بین بردن خون شهدای عزیز و نابودی عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند.

که ان شاء الله ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیاری جواب همه فتنه‌ها را خواهد داد…

 

خداوندا!

تو می‌دانی که استکبار و امریکای جهانخوار گلهای باغ رسالت تو را پرپر نمودند.

خداوندا!

در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه گاه ما تویی، و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو کسی را نمی‌شناسیم و غیر از تو نخواسته‌ایم که کسی را بشناسیم.

ما را یاری کن، که تو بهترین یاری کنندگانی.

خداوندا!

تلخی این روزها را به  شیرینی فرج حضرت بقیه الله – ارواحنا لتراب مقدمه الفداء – و رسیدن به خودت جبران فرما.

 

صحیفه امام خمینی، ج۲۱، ص۹۲-۹۵

بازدیدها: 28

حاج قاسم، سپاه، و یک اشتباه

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت مظلومانه بزرگی مثل حاج قاسم در وقتی که همه خواب بودیم، سینه‌مان را مالامال از درد و خشم  و انتقام کرده بود و می‌رفت آتشی که در وجودمان شعله‌ور شده بود کاخ ستم را در جهان براندازد.

با این حال وقایعی رخ داد[۱] تا غرورمان ما را از خدا غافل نکند و عجز خود در پیشگاه او را فراموش نکنیم.

این وقایع، منافقانی را که در اثر آن حضور میلیونی مردم، جرأت نُطُق کشیدن نداشتند به وجد آورد؛

یاوه‌گویی‌ها آغاز شد؛

و این یاوه‌گویی‌ها محمل را چنان مهیا کرد که در حالی که هنوز کفن حاج قاسم خشک نشده، عده‌ای کینه‌های بدری و خیبری و حُنَینی خود را بروز دادند؛

وحتی از پاره کردن عکس او، که توهینی مستقیم به میلیونها مردم عزادار بود، دریغ نکردند!

خدا می‌داند؛

شاید قرار است آتش انتقامی که اندکی آرام گرفته بود با شدت بسیار بیشتر شعله‌ور شود.

خواستم چند کلمه درباره این اوضاع و احوال‌مان در این ایام بنویسم؛

اما برای بیان آن،

سخنی رساتر از سخنان امام کاظم ع در دعای جوشن صغیر نیافتم:

ادامه مطلب حاج قاسم، سپاه، و یک اشتباه

بازدیدها: 55