حجاب قانونی یا حجاب اجباری

بسم الله الرحمن الرحیم

از مسائلی که هر از چندگاهی بحثهایی را در جامعه ما برمی‌انگیزاند بحث درباره حجاب و موضع نظام در قبال آن است. حقیقت این است که اصل مساله، چندان دشوار نیست؛ اما طرح غلط مساله و فضای تبلیغاتی‌ای که پیرامون آن پدید آمده، باعث شده ابهامات فراوانی پدید آید و به عنوان یک سوال مشکل جلوه کند. در اینجا تلاش می‌شود با واضح ساختن صورت مساله، پاسخی منطقی و موجه برای آن ارائه، و نشان داده شود که چگونه طرح غلط آن می‌تواند کاری کند که برخی با مقدمات کاملا صحیح، به نتیجه کاملا غلط برسند!

اصل مطلب:

برای ساده شدن استدلال، مطلب در چند بند به تفکیک ارائه می‌شود:

۱) آیا اسلام حکم خاصی در مساله پوشش زنان دارد؟

پاسخ این مساله بقدری آشکار است که نه تنها بین شیعه و سنی در آن اختلافی نیست، بلکه امروز حتی دشمنان اسلام هم، نوع حجاب زنان را مهمترین علامت مسلمانی زنان می‌دانند و به همین جهت با آن چنین مخالفت می‌کنند.

۲) آیا این حکم اسلام، یک حکم شخصی برای زنان است یا یک حکم اجتماعی؟

اساسا قوانین حجاب در اسلام، ناظر به حضور زن در مقابل نامحرم است نه در حریم خصوصی خود، یعنی ناظر به حضور زن در مجامع عمومی است؛ پس سنخ این حکم، یک حکم اجتماعی است، نه یک حکم شخصی و مربوط به حریم خصوصی.

۳) آیا مساله پوشش افراد در مجامع عمومی، جزء مباحث «حقوق مدنی» محسوب می‌شود که مشمول یک قانون الزام‌آور اجتماعی باشد یا خیر؟

پاسخ این هم بحثی ندارد. قطعا این مساله در زمره حقوق مدنی است و ساده‌ترین شاهد آن هم این است که تمامی جوامع در قبال این مساله، قانون دارند (چنانکه کاملا برهنه ظاهر شدن در اماکن عمومی، در تمام کشورها ممنوع است و مقداری از پوشش در تمام جوامع برای زن و مرد الزامی است که البته در جوامع مختلف، درباره این مقدار اختلاف نظر دارند). همچنین تصویب قوانین علیه حجاب در کشورهای اروپایی، شاهد مهمی است که حتی جوامع سکولار هم مساله حدود پوشش را جزء مباحث حقوق مدنی و قابل قانون‌گذاری می‌دانند.

۴) در یک نظام اسلامی، آیا حقوق و قوانین مدنی باید تابع احکام اجتماعی اسلام باشد یا خیر؟

اساسا اسلامی بودن یک نظام و حکومت، معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که آن حکومت درصدد پیاده کردن احکام اسلام باشد و این مطلبی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بدان تصریح شده است: «اصل چهارم: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی،اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر برعهده فقهای شورای نگهبان است.»

با این مقدمات، تردیدی نمی‌ماند که نظام جمهوری اسلامی موظف است قانون حجاب در اسلام (که جزء احکام واضح و متفق‌علیه مسلمانان است) را که یک قانون مدنی برای پوشش زنان است به عنوان یک قانون رسمیت بشناسد و در اجرای آن بکوشد.

ریشه اشکالها و ابهامها

اگر مساله این اندازه واضح است، پس این جنجالها چیست؟ حقیقت این است که در فهم و اجرای این قانون، گاهی سوءتفاهم‌‌ها، بدرفتاری‌ها ویا صحنه‌سازی‌هایی رخ داده که دستاویزی برای نوعی تفریط و تحریف و شبهه‌افکنی قرار گرفته است.

به عنوان مقدمه، اشاره به این نکته لازم است که در حوزه حقوق تفاوتی هست بین حقوق مدنی و حقوق جزایی و کیفری. حقوق مدنی به بررسی و تنظیم روابط افراد جامعه با یکدیگر می‌پردازد؛ اما مشخصه بارز حقوق جزا (کیفری)، ضمانت اجرای شدید آن است. مثلا حقوق مربوط به روابط مالک و مستاجر یا قوانین رانندگی نمونه‌ای از حقوق و قوانین مدنی است؛ و قوانین مربوط به مجازات‌های دزد و قاتل، نمونه‌ای از حقوق کیفری.

اگرچه قانون، همواره توام با الزام است و رعایت هر دو دسته قانون برای حفظ جامعه لازم است، اما عرف جامعه (و نه لزوما عرف خاص حقوق‌دانان) تنها کسانی که قوانین دسته دوم را زیر پا می‌گذارند «مجرم» و «بزهکار» قلمداد می‌کند. در واقع در عرف جامعه، بین «تخلف از قانون» و «مجرم» بودن فرق می‌گذارند. مثلا در مورد کسی که با تخلف از قانون، حق موجر یا مستاجر را تضییع کرده (اگرچه اذعان دارند که کار بد و ناشایستی کرده) تعبیر «مجرم» و «بزهکار» به کار نمی‌برند. البته غالبا ضابطین قانون در هر جامعه‌ای (پلیس و نیروی انتظامی) تمایل دارند فرهنگی باب شود که مابه‌ازای هر تخلفی را «جریمه» بنامد و هر متخلفی «مجرم» قلمداد شود (تا با توجه به بار سنگین عاطفی این کلمه، چه‌بسا تخلفات کاهش یابد) چنانکه مثلا در کشور ما پلیس در مقاطعی درصدد فرهنگ‌سازی‌ای بود که کسی که از چراغ قرمز عبور می‌کند در ادبیات مردم «مجرم» قلمداد شود؛ اما حقیقت این است که عرف جوامع، با اینکه در مجموع این امور را ناپسند دانسته و مرتکب آن را مذمت می‌کنند، اما عنوان «مجرم» به وی نمی‌دهند.

البته گاه تخلف از قوانین مدنی بقدری شدید است که برای این حیطه‌ها قانون جزایی و کیفری تدوین می‌شود؛ مثلا عمده قوانین راهنمایی و رانندگی از سنخ قوانین مدنی است؛ اما ممکن است برای انجام برخی حرکات کاملا نامتعارف و رعب‌آور با وسیله نقلیه، قوانین کیفری و جزایی تدوین شود؛ و غالبا عرف مردم هم مرتکبین این گونه رفتارها را «مجرم» قلمداد می‌کنند.

اگر کسی در قوانین اسلام، در حوزه مسائل مربوط به زن و مرد نیک بیندیشد، درمی‌یابد که مساله حجاب، از سنخ مباحث حقوق مدنی؛ و احکامی همچون حکم زنا و لواط، در زمره قوانین مربوط به حقوق جزا (کیفری) می‌باشند؛ و اتفاقا قوانین نظام جمهوری اسلامی هم بر همین اساس تدوین شده است.

البته در کشور ما، دو عامل دست به دست هم داد که نوعی تلقی نادرست از الزام حجاب پدید آید: اول اینکه در مقاطعی، افرادی تندرو (نه در مقام قانون‌گذار یا ضابط رسمی قانون، بلکه بر اساس نظر شخصی خود) به بهانه «نهی از منکر» درصدد برآمدند با متخلفین از قانون حجاب، برخوردهای خشن (شبیه برخوردهای کیفری و جزایی) داشته باشند. از مزایای جامعه اسلامی به سایر جوامع این است که اسلام در قالب یک حکم شرعی به نام «امر به معروف و نهی از منکر» از تمامی آحاد جامعه خواسته است که از اجرای همگانی قوانین مدنی حمایت کنند و این مشارکت مردمی، ضامن اجرای این قوانین خواهد بود (چنانکه مثلا اگر مردم به قانون‌شکنانی که در رانندگی حق دیگران را پایمال می‌کنند تذکر دهند، وضع رانندگی در جامعه خیلی بهتر خواهد شد.) اما وقتی پای اجرای قوانین کیفری می‌رسد، به‌ویژه در جامعه‌ای که حکومت اسلامی دارد، مساله از حوزه «نهی از منکر» عمومی خارج می‌شود و این امر تنها باید توسط ضابطین قضایی انجام شود؛ چنانکه شرعاً هم کسی حق ندارد به بهانه «نهی از منکر»، شخصاً به اجرای حدود شرعی (مثلا حد زنا) اقدام نماید؛ و اجرای حدود تنها باید با حکم و مجوز حاکم شرع انجام شود. این مطلب نشان می‌دهد که چنان برخوردهایی واقعا مبتنی بر احکام اسلام و قوانین نظام اسلامی نبوده است، تا کسی اسلام یا نظام اسلامی را در این زمینه مقصر بداند.

عامل دوم این است که در مقاطعی، برنامه‌ریزی‌های حساب‌شده دشمنان برای ترویج بی‌بند و باری در مناطق خاصی از برخی شهرهای بزرگ، منجر به بروز رفتارهای کاملا غیرمتعارفی شد که لازم آورد یک سلسله قوانین جزایی نیز برای این گونه رفتارها (که شبیه همان مثال رانندگی نامتعارف، از حد مسائل مدنی تجاوز کرده بود) در نظر گرفته شود و در این موارد پای مداخله ضابطان قضایی (نیروی انتظامی) به مساله باز شود. دشمنان با توجه به قدرت رسانه‌ای‌شان، ورود نیروی انتظامی به چنین عرصه‌هایی را از سنخ تندروی‌های مذکور معرفی کردند؛ و اشتباهات و گاه غرض‌ورزی‌های معدودی از این ضابطان قضایی هم مویدی بر تلقی مذکور شد و همین بهانه‌ای داد به دست مخالفان، تا اصل مساله را زیر سوال ببرند.

اکنون ترفندی که مخالفان حجاب در این زمینه در پیش گرفته‌اند، این است که با به کار بردن کلمه «اجبار»، مساله را به نحو خاصی طراحی می‌کنند که مخاطب، گرفتار نوعی بازیِ باخت-باخت شود. وقتی مساله به این صورت مطرح می‌شود که «آیا اسلام طرفدار حجاب اجباری است؟» هرپاسخی، باخت موضع شما در قبال حکم اسلام را قطعی کرده است: اگر گفتید «نیست»، یکی از واجبات اسلام را که مورد اتفاق شیعه و سنی است انکار کرده‌اید؛ و اگر هم گفتید «هست»، بار منفی کلمه «اجبار» در دوره‌ای که شعار آزادی مهمترین محور ارزش‌گذاریها شده، چنان بر دوش شما سنگینی می‌کند که از اسلام چهره‌ای خشن ارائه می‌گردد و موجب می‌شود فضاهای عاطفی بر تحلیل منطقی غلبه کند.

نمونه‌ای از افتادن در این دام دشمن

اخیرا روحانی محترمی که دغدغه‌های فرهنگی مشهودی دارد، از زاویه همین دغدغه‌ها، به مخالفت با قانون حجاب به عنوان یک قانون حکومتی پرداخته، و جالب است که از مقدماتی که برای مخالفت با حجاب الزامی استفاده کرده، که به لحاظ منطقی، از آن مقدمات، ضرورت قانون الزامی حجاب اثبات می‌شود! به تعبیر دیگر، تحلیل ایشان، به گونه‌ای است که خروجی آن، نقیض مقدماتش است! ایشان در ابتدا بدرستی بین سنخ «مسائل اعتقادی» با «رفتار بیرونی که جنس اجتماعی دارد» تفاوت می‌گذارند و باز بدرستی نشان می‌دهند که اجبار تنها در دسته دوم فرض دارد نه در دسته اول؛ و بلکه در خصوص دسته دوم، هر نظام اجتماعی‌ای باید قوانینی ارائه کند تا جامعه نظمی داشته باشد. آنگاه، مبتنی بر این مقدمات صحیح، نتیجه می‌گیرند که «یکی از اشتباهات ما در جمهوری اسلامی اجبار حجاب بوده است»!

آیا حجابی که الزام می‌شود یک «اعتقاد» است یا یک «بروز اجتماعی و دینی»؟ واقعا چه تفاوتی بین «حدود شرعی» (که ایشان الزام قانونی در آنها را پذیرفته) با «حجاب» وجود دارد؟ آیا تفاوت آنها در این است که، طبق تصور ایشان، یکی را می‌شود قانونی کرد و دیگری را خیر؛ یا باید پذیرفت که هر دو قانون مبتنی بر شریعت و لذا قانونهایی الزام‌آور هستند و تفاوت تنها در این است که یکی از سنخ قوانین کیفری است و دیگری از سنخ قوانین مدنی؟ اگر ایشان می‌پذیرند که بروزهای اجتماعی محل قانونگذاری و الزامات قانونی است، و اگر قبول دارند که حکومت اسلامی قوانینش را بر اساس قوانین مدنی اسلام باید بنا کند، پس مقصر دانستن نظام به خاطر التزام به این قانون چه توجیهی دارد؟ آیا واقعا اقدام نظام جمهوری اسلامی اشتباه بوده است یا سنخ تحلیل ایشان؟

برچسب خورده : , , , , , , , , , . Bookmark the پیوند یکتا.

52 Responses to حجاب قانونی یا حجاب اجباری

  1. ميثم میگوید :

    جالب بود ، دستتون درد نکنه.

  2. دانشجو میگوید :

    سلام استاد
    در باب امر به معروف و نهی از منکر که حضرت آقا می فرمایند تذکر لسانی لازم است
    معنایش آن است که در خیابان و یا دانشگاه و… به افراد بد حجاب تذکر دهیم که حجابتان را رعایت کنید؟
    یا این امر مربوط به گروه خاصی (ارشاد) است که به عنوان وظیفه برایشان تعریف شده ؟

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      ظاهرا تذکر لسانی عمومیت دارد و خاص افراد خاص نیست. اما اینکه افراد بتوانند با اقدام گروهی و هماهنگ اثر سخن خود را بالا ببرند حتما موثرتر است.

  3. ارادتمند حصاری میگوید :

    با سلام اخیرا سوالی برای بنده مطرح شده نظر شریف شما رو بدونم مفیده انشا..:۱شبهه مبتنی بر این مقدماته :امر به معروف ونهی از منکر از واجبات مسلم اسلامه۲این فریضه با فقدان شرایط از مکلف ساقطه۳ از جمله شرایط علم به غیر شرعی بودن عمل مورد نهیه۴ در فرض مساله حجاب کمترین حجاب شرعی مورد اتفاق تمام مجتهدین چه مقداره؟آیا بعض علما قدیما وجدیدا در شیعه وسنی قایل به جواز نپوشاندن بعضی از مو و.. نشده اند؟۵ اگر اینطوره(که هست)اجبارنساأ مسلمات به رعایت قول اکثر مجتهدین که رعایت پوشش کامله با فرض صحت حجاب اونها طبق نظر بعض علما که ذکر شد چه مجوزی داره؟آیا حکومت اسلامی ومومنین موظفند مردم رو به رعایت فتاوای یک یا چند فقیه مشهور اجبار کنند ؟آیا با احتمال صحت عمل مسلمین با فرض اختلاف مذکور وانطباق عمل اونا با بعض نظرات غیر مشهور نهی از منکر وجوبش ساقط می شه ؟بالاخره با این تفاصیل توجیه شرعی اجبار به حجاب کامل چیست؟آیاوجه فقهی مورد اتفاق فقها در این فرض برای اجبار به حجاب کامل داریم؟(البته احکام حکومتی و ولایت فقیه و.. جایگاهش علی حده معلومه ولی حتی انکار اصل ولایت فقیه به این معنا رو رهبری در اجوبه الاستفتاأت فرمودند به شرطی که با اجتهاد یا تقلید صحیح باشه معذوره(صفحات اول کتاب)پس شبهه فقهی مذکور با حکم ولایتی پاسخ داده نمی شه چه بسا مرجع شخص ولایت فقیه رو هم به این معنا منکره واین شخص معذور باشه!چون صرف احتمال عقلایی برای صحت فعل مسلم موجب اجرای اصاله الصحه است . پس جواب این شبهه باید با مبانی مسلم مورد اتفاق فقها داده بشه آیا موافقید؟جواب شما چیه؟ با تشکر

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      مبنای اصلی استدلال شما بند ۴ است که امثال آقای احمد قابل ابتدا مطرح کردند و بعد آقای کدیور به گمان خود بر همان مبنا فتوا داده است. بنده در مقاله ای در نقد دکتر کدیور نشان داده ام انتساب مذکور به علمای مورد نظر مخدوش است. (در مقاله ای هم که در نقد آقای سروش دباغ نوشته ام اجمالا پاسخ آقای قابل را هم داده ام)
      خلط مبحثی که در اینجا رخ داده این است که سخن فقهای مذکور، اولا سخنی شاذ در میان قدما بوده (به قدری شاذ بوده که عموم فقهای متاخر، از ادله حجاب کامل مو، اجماع را عنوان کرده اند؛ که نشان می دهد قول مذکور قابل اعتنا نبوده است) ثانیا در اینکه ادعای مذکور از جانب فقهای مذکور (جواز نپوشاندن مویی که از محدوده سر خارج باشد) هم صرفا در بحث ستر صلاتی مطرح شده و برخلاف آنچه شهید مطهری گفته در همه فقها تلازمی بین ستر صلاتی و غیرصلاتی وجود ندارد (که اتفاقا این نکته را آقای کدیور در مقالات خود خوب تبیین کرده و نقطه ضعف استدلال آقای قابل را نشان داده است)
      لذا مساله پوشاندن مو در مقابل نامحرم اجماعی است و معرض ندارد.

      اما نکته بسیار مهم دیگر این است که در مقوله امر به معروف و نهی از منکر، آن مقدار که من می‌فهمم معیار ، سیره متشرعه است در معروف و منکر دانستن مساله، نه اجماع صددرصد فقها؛ که اگر اجماع صددرصد فقها را شرط بدانیم شاید مساله استثائات امر به معروف و نهی از منکر مستلزم تخصیص اکثر شود که قبیح و نادرست بودن آن جای بحث ندارد. به علاوه اگر به فلسفه امر به معروف توجه شود، نیز نادرست بودن اینکه معیار را اجماع صددرصد فقها بدانیم واضحتر می شود.
      التماس دعا

  4. العبد میگوید :

    سلام؛
    واقیت این است که موضع آن روحانی ! که شما نام بردید دقیقا همان اسلام آمریکایی می باشد.آقای حجت الاسلام والمسلمین سوزنچی لطفا شما از لفظ تندرو استفاده نکنید چون خود شما بهتر از من می دانید که بار معنایی که این لفظ در جامعه دارد در نهایت منجر به این می شود که اجرای قوانین اسلام را تندروی بدانند، و بنده یک سوال از شما داشتم و آن اینکه با توجه به این که حجاب از واجبات مطلق دینی می باشد و نهی از منکر عملی هم که در حوزه اختیارات حکومت اسلامی می باشد،در آن صورت آیا اجبار و زور به حجاب به وسیله برخورد شدید در صورت عدم توجه به نهی از منکر زبانی مشکلی دارد؟مگر کسی که آشکارا شراب می خورد را نهی از منکر زبانی می کنند؟بی حجابی آشکار هم تنها مربوط به خود شخص نیست مربوط به تمام افرادی است که ممکن است او راببینند پس با این وجود نهی از منکر عملی و با توسل به زور نظیر اوایل انقلاب در صورت عدم توجه به نهی از منکر زبانی چه اشکالی دارد؟

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      اینکه دایره اسلام آمریکایی را بقدری توسعه دهیم که هرکس اشتباه کرد را مصداق آن بدانیم با سیره امام سازگار نیست. امام در مورد دکتر شریعتی با آن همه اشتباه می‌گوید «او درد اسلام داشته و البته در موارد مختلف خطا کرده) من این گونه تعابیر را تندروی می دانم. معیار ما هم در تندروی امام و ولی فقیه است: المتقدم لهم مارق.
      تفکیک قوانین مدنی و قوانین جزایی در دین بسیار مهم است. شراب علنی خوردن در اسلام صریحا حد دارد پس اسلام با آن معامله حکم جزایی کرده است؛ اما مثلا در عین حال که گفته اند الغیبه اشد من الزنا، اما با غیبت (برخلاف زنا) معامله قانون جزایی نکرده است. اینکه یک مساله مشمول حکم جزایی باشد یا نباشد به سلیقه بنده و شما برنمی‌گردد، بلکه به تعالیم دین برمی‌گردد؛ و حتی اهمیت یک مساله فی نفسه هم نمی‌تواند معرف جزایی بودن آن باشد (چنانکه در مورد غیبت داریم الغیبه اشد من الزنا؛ پس با اینکه اشد است اما حکم جزایی ندارد)
      ضمنا من مرحله جزایی در مورد بی حجابی را انکار نکردم بلکه محور برخورد با بی حجابی را برخورد جزایی دانستن اشتباه دانستم. تندروییهایی هم که در اول انقلاب رخ داد چون مصداق خروج از حکم شرع بوده و خود حضرت امام هم به آنها تذکر دادند من تندروی دانستم.
      التماس دعا

      • العبد میگوید :

        سلام؛
        همین که شما برخورد جزایی را با بد حجابی انکار نفرمودید، بنده حقیر جواب خود را گرفتم.
        در مورد کلمه تندروی به خدمتتان عرض نمایم که اولا بنده حقیر در حدی نیستم که برای جنابتان خوب و بد بگویم و بسی کوچکتر از آن می باشم ولیکن چون بنده در بحث با دیگران به این نتیجه رسیدم که از این کلمه دشمنان و سست عنصران سواستفاده می کنند خواستم عرض کنم که اگر کمتر استفاده کنیم بهتر است همانگونه که رهبری (مدظله) هم بنده کمتر دیده ام که از این کلمه استفاده کنند باز عرض می کنم که بنده هرگز قصد جسارت نداشتم.

        • العبد میگوید :

          محتاجم به دعا

        • حسین سوزنچی میگوید :

          سلام علیکم
          در مقاله هم انکار نکرده بودم. اما اولویت آن را زیر سوال برده بودم که واقعا در نظام هم اولولیت نداشته است.
          در مورد کلمه تندروی تذکر خوبی است. بیشتر دقت می کنم انشاء الله.

      • asdsfdsg میگوید :

        همه تعابیری که در مورد ایمه وارد شده رو برای زید و عمرو به کار برید
        امیدوارم روزی که باید جواب این حرف ها رو بدید از بازی ای که با اعتقادات مردم کردید ….

        • حسین سوزنچی میگوید :

          سلام علیکم
          جمله اول شما را نفهمیدم.
          از اینکه هشدار داده‌اید که هر سخنی که می‌زنیم باید در قیامت پاسخگو باشیم، ممنونم.

  5. ارادتمند حصاری میگوید :

    سلام علیکم البته بنده فرمایشات شما رو در جواب آقای قابل اجمالا واقفم ولی مساله مورد سوال اجبار به رعایت حجاب کامل بود نه اصل وجوب حجاب ونه صرف نهی از منکر با رعایت مراتب. مستحضر هستید اجبار یعنی بالاترین مراتب در امر معروف در این مراتب نباید شبهه ای در منکر بودن فعل شخص و عدم معذوریت او باشه شما واقفید که علمای سلف نوعا بین مقام علمیت ومقام فتوا فرق می گذاشتند در مقام استدلال ابناأ دلیل بودند ولی در فتوا مدیریت امتثال پرهیز از مخالفت مشهور ورعایت احتیاط رو هم لحاظ می کردند که اینها حاصل جا افتادن فقه کلاسیک بعد از وحید بهبهانی ومخصوصا صاحب جواهره …الغرض غیر از آقای قابل هستند از کسانی که مقلد هم دارند وبه فقه کلاسیک چندان پایبند نیستند ونظراتی متفاوت البته نه به تندی ایشان داده اند .اما فرض سوال اصلا موطنش متفاوت است به فتاوای اخیر مرجع مشهور آقای سیستانی در خصوص اجبار زن وفرزند به حجاب دقت کنیم ایشان در مورد فرزندان بالغ می فرمایند راهی برای اجبار نیست!وراه منحصر در ارشاد است البته در مورد زن استفاده از حق عدم خروج از بیت را مطرح فرمودند که البته اصلش اختلافیست وفرزندان نابالغ هم استفاده از ولایت پدر برای اجبار ولی برای اجبار پدر دختر بالغ خود را بر حجاب جز ارشاد و نصیحت راهی بیان نفرمودند!البته بنده در صدد جا انداختن مبانی ایشان نیستم فقط خواستم عرض کنم موطن اجبار مردم غیر از موطن فتوا است که شخص با اختیار خود عمل می کند . آنقدر که بنده فهمیده ام اجبار و اکراه مردم بر احکام دین تا چه رسد به مختصات مذهب فقط در آنجایی بی شبهه است که حفظ شعاأر دین متوقف بر آن باشد و حفط بیضه اسلام متوقف بر آن باشد در غیر این موارد اصل عدم اکراه است اگر چه امر به معروف با رعایت شرایط ومراتب واجب است با این مقدمات:مساله ای که ۱-افراد درس خوانده مثل همان آقای قابل و.. اصل قضیه را منکرند ۲-و سیره متشرعه آ نطور که شما ملاک دانستید هم بر رعایت پوشش کامل مستقر نیست (به لباس زنهای سنتی گیلان وبختیاری که نوعا شیعه هم هستند واهل حلال وحرام و..نگاه کنیم تقریبا به مسمای روسری و.. اکتفا می کنند و بین ۳۰%تا حتی ۷۰ %موهایشان بیرون است!)۳-در فقه معاشرت متعارف با این زنها ونگاه به آنها مجاز است (البته با عدم خوف مفسده)وابدا مکلف به برخورد با آنها هم نکرده اند(رساله عملیه مشهور فقها)۴-حتی بعض علمای اعلام(سیستانی)این حکم را به کل زنهایی که اذا انتهوا لا ینتهون برآنها صدق کند تعمیم داده اند(یعنی زنهای بی باکی که رعایت حجاب نکنند و احتمال تاثیر در نهی آنها نباشد نگاه کردن ومعاشرت ضروری که خوف مفسده وگناه نباشد با آنها جایز است و باز هم ابدا اجبار آنها لازم نیست به حجاب.حال با همه این مقدمات اجبار قاطبه مردم بدون رعایت مراتب نهی از منکر( که از ارشاد جاهل با لسان نرم ونصیحت و..شروع می شود )چه وجهی دارد جز اینکه نظر شخصی فقیه خاصی باشد که برای خود او ومقلدینش حجت است واگر اینطور بود اجبار تمام مردم با هر اعتقاد ومسلک و اینکه مقلد هر کس که هستند بر حجاب کامل وجهش چیست؟ اگر باز مصرید که دلیل تمام است بفرمایید فرق این مساله با مساله تراشیدن ریش چیست؟آنجا هم مشهور بنا بر احتیاط یا فتوا تراشیدن را حرام می دانند آنجا هم قایل به جواز اجبار مردان به گذاشتن ریش شویم ؟!براستی چه تفاوت ماهوی بین دو مساله هست؟با پوزش از تطویل موید باشید.

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      ۱٫ مصادیقی که به عنوان سیره متشرعه نام برده اید اصلا مصداق متشرعه اصطلاحی نیست لذا خود شما هم آنها را مصداق اذا نهین لا ینتهین دانسته اید؟ آیا کسانی که اذا نهین لاینتهین هستند عملشان نشانگر سیره متشرعه است؟!!!
      ۲٫ اجبار بار معنایی مشکل داری دارد که انسان را پس می زند و شما هم در دام همین افتاده اید که در متن مقاله تذکر داده ام. از کلمه ساده تر الزام استفاده کنیم. آیا هر چه واجب است الزامی است یا خیر؟ (دقت کنید به اینکه تفاوت دو کلمه الزام و اجبار چقدر واقعی است و چقدر به بار روانشناسی اینها بر می گردد.) هر چیزی واجب است یعنی الزامی است. من تمام تلاشم این بود که از زیر بار این سوء تعبیر ناشی از کلمه اجبار فرار کنم و شما دوباره می خواهید مرا به آنجا برگردانید. من مراد شما را با تفکیک بین قوانین مدنی و جزایی توضیح داده ام.
      اگر بخواهیم مراد شما را با تعابیر من توضیح دهیم این می شود که در مواردی سنخ قانون باید سنخ قانون مدنی باشد اما در مواردی هم قانون جزایی می شود. در ادبیات بنده دقت کنید، بنده ادبیات جزایی (که شما با کلمه نامناسب اجبار از آن استفاده می کنید) را در بحث حجاب در چه جایی مطرح کرده ام؟ در جایی که هیچ فقیهی در حرمتش تردید نمی کند. (لذاست که همین الان هم گشت ارشاد هم صرف اینکه کسانی اندکی مویشان معلوم باشد دستگیر نمی کند) مساله تراشیدن ریش هم که مطرح کردید مثال خوبی است برای مساله ای که سنخش کلا از سنخ قوانین مدنی است و به افق قوانین جزایی نمی رسد. اما حجاب حیطه هایی دارد که به افق قوانین جزایی می رسد.
      ۳٫ امر به معروف و نهی از منکر شامل هم قوانین مدنی و هم قوانین جزایی می شود. دقت کنید که وقتی این تعبیر الزام مدنی و جزایی پیش می آید چقدر بحث تسهیل می شود؟ شما مفهوم اجبار را بالاترین مرتبه در امر به معروف و نهی از منکر گفته اید. چرا؟ مگر هر امر و نهی ای یک دستور دادن و اجبار کردن مخاطب نیست؟ چرا آن را منحصر به بالاترین مرتبه امر به معروف می کنید؟ ببینید کلمه اجبار به خاطر بار ارزشی منفی ای که دارد بسیار رهزن است. اما اگر تعبیر کنید از الزام، آن وقت می بینید مطلب درست می شود: امر و نهی الزام کردن مخاطب است و چگونگی الزام کردن مراتب دارد، از برخورد ملاطفت آمیز تا برخورد خشن.
      التماس دعا
      التماس دعا

  6. ارادتمند حصاری میگوید :

    سلام علیکم مساله ما اینست: اینکه دانشجویی را به علت بیرون گذاشتن مثلا نصف موهایش تعهد بگیرند و یا در دانشگاهی که با زحمت طاقت فرسا قبول شده راه ندهند یا اصلا پلیس او را بازداشت کند و بترساند وجه فقهی آن چیست؟شبهه ما در اعمال قوه قهریه توسط دولت یا مردم بر علیه بدحجابی است نمی دانم اسمش اجبار است یا الزام!بهتر است مصداقی مطرح شود:مثلا زنی شیعه با لباس شبیه لباس سنتی قشقایی(که بعضا ۵۰%مویش بیرون است وعکس آن در مراسم ایل در سایتها موجود است) بخواهد درمراسمی یادانشگاهی و.. در شهر شرکت کند آیا پلیس مطابق قانون حجاب باید برخورد کند یا نه؟یعنی اگر او به توصیه نرم گوش نکرد او را بازداشت کند یا نه؟(حالا این بازداشت اجبار است یا الزام؟مساله چنین برخوردیست ودعوای لفظی نداریم) اگر بفرمایید نه پلیس حق ندارد بازداشت و..نماید می گویم که فرق لباس سنتی و مدرن چیست ؟(چون فی الحال تقریبا احدی بیش از ۵۰% مویش را آشکار نمی کند ورنگی تند تر از سرخ که رنگ غالب لباس سنتی است در مانتو و..استفاده نمی شود) اگر بفرمایید بله برخورد وبازداشت و.. می شود عرض می کنم چطوراین زنها صدها سال در مرآی فقها بودند وحکم جواز معامله با آنها وعدم وجوب نهی از منکرشان (با احتمال عدم تاثیر)مشهور بین فقها بوده تا چه رسد به اینکه قوای قهریه را لازم بدانند که با این جماعت برخورد کند!یعنی اینها بین مردم متدین و علما بودند وکسی هم قرنها با آنها کاری نداشت و اکنون هم فتاوا تغییری نکرده بلکه آسانتر شده(فتوای اعمی سیستانی و..)اما الحال هم جز در خفا و بسیارنادرزنی باحجابی کمتر از این حد ظاهر نمی شود پس مساله حجاب در ایران اغلب منحصر به مواردیست که تشابه با لباس زنان عشایر دارد ومصداق وحکم آن معلوم است وفقها الزام واجبار و.. آنها را واجب ندانسته اند والبته کسی تذکر دوستانه ونرم برای دعوت به حجاب را زیر سوال نبرده نه در ایران ونه حتی در اکثر کشورهای اروپا و..بلکه تاکیید می کنم: بحث جاییست که خانمی با لباسی در حدپوشش زنان عشایر(از نظر مقدار ورنگ و..مثلا رنگ سرخ پوشیده و نصف موهایش بیرون است) در انظار آمده و پلیس و ماموران دولتی و.. او را بازداشت و یا از ورود یا شرکت در مکانی مثل محل تحصیل یا کار و.. منع می کنند بحث بنده این است این عمل که در ایران قانون شده با فتاوایی که راجع به نساأی که اذا نهین لاینتهن در لسان مشهور فقها آمده معارض است و نهی از منکر آنان بیش از تذکر نرم لسانی وجه فقهی برایش یافت نکرده ام حالا این حالت را الزام بفرمایید یا اجبار تفاوتی در جواز وحرمت آن به عقل بنده ندارد؟یعنی خلاصه: وجه فقهی برخورد جزایی با زنانی با حجاب در حد عشایر(که چند بار عرض کردم) که اذا نهین لاینتهن هستندبه نظر شما چیست؟آیا واجب یا حتی جایز است؟دلیل فقهی جواز یا وجوب این برخوردچیست ؟چون حقیر ندیدم از این حیث فقها متذکر شده باشند التماس دعا

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      ظهور فرمایش عموم فقها و بلکه خود روایت درباره اذا نهین لاینتهین پایین بودن فرهنگ افراد است که متوجه مطلب نمی شوند نه لجاجت با احکام شریعت. جایی که لجاجت با احکام شریعت مطرح شده همه فقها امکان تعزیر را قائلند.
      مقوله تعزیر غیر از مقوله نهی از منکر لسانی است و دومی مال عموم جامعه و اولی مال نهادهای حکومتی است. تشخیص مصداق نیاز به تعزیر و میزان تعزیر هم بر عهده فقهاست و از احکام حکومتی است و وابسته به زمان و مکان می تواند تغییر کند و غیر از حد است که مصداق و میزانش کاملا معین و لایتغیر باشد.

  7. محمد حسن میگوید :

    سلام
    من این مقاله و مقاله ی نام امام علی (ع) در قران را خواندم و از هر دو لذت بردم
    بسیار عالی بود
    خدا حفظتان کند

  8. امین میگوید :

    با عرض سلام و خسته نباشید.
    از پاسخهایتان به آقای حصاری بسیار حظ و بهره بردم. موفق باشید.

  9. دانشجو میگوید :

    بسیار عالی بود. خدا قوت. التماس دعا

  10. ارادتمند حصاری میگوید :

    سلام علیکم عید شما مبارک بله بنده هم گمانم اینست که حکم اذا انتهوا…حکمتش ضعف فکری وجهل مردم وبه تناسب سمحه وسهله بودن شریعت است و باز بعید نیست اگر پای لجاجت و.. میان باشد فقیهی حکم به تعذیر کند اما ۱- از کجا معلوم می شود خانم مثلا کذایی که با ظاهر مورد بحث(در حد زنان عشایر و..)در جامعه آمده ضعف فرهنگی دارد یا لجاجت؟ ۲-اگر موردشبهه مصداقیه باشد در شبهه مصداقیه تکلیف براءت است یا نه؟ ۳-نهایتا اگر بفرمایید فقیه می تواند به جهت مصلحت حتی اگر شخص جاهل به حکم باشد ارشادش را الزام کند به قوای مجریه حال آیا ارشاد دخترجاهل امروزی (که در اغلب موارد متاثر از الغای شبهات دشمنان است و پاسخ متقن می طلبد تا شخص هدایت شود )کار مبلغین کارکشته ودر محیط عاری از اجبار است یا کار نیروی پلیس ودر ماشین پلیس وکنار خیابان؟ در نهایت گمان فعلی بنده اینست با توجه به اینکه اکنون قریب ۴۰۰۰ساعت کار شبانه روزی چند صد شبکه فارسی زبان معاند برای الغای شبهه به اسلام وتشیع و… وجود داردکه می شود سالی حدود یک میلیون ساعت برنامه ضد فرهنگ !!!!این مردم مستضعف فکری هم که حتی در عشایر وسیاه چادر ها پای ماهواره اند! و زیر بار سالی ۱ میلیون ساعت در سال الغای شبهه له شده اند بعد ما به جای حرف حساب بی جواب وشیرین قرآن واهل بیت ع و سرمایه گذاری جدی برای تبلیغ ارزشها با تو دهنی اجبار و قانون آنها را ساکت کنیم؟! گمانم اینست که این کار دفاع ضعیف از دین است و دفاع ضعیف خود کمکی است به برنامه های دشمن تا دندان مسلح و زیرک تا نظر شریف شما چه باشد التماس دعا

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      گمانم این است که با ترجیح ملاحظه حکم حجاب از زاویه حقوق جزایی به حقوق مدنی پاسخ شما را داده ام.
      التماس دعا

  11. حسام میگوید :

    سلام علیکم
    میدانم ربطی به پست ندارد اما چون آخرین پستتان است اینجا دارم میپرسم.

    سوالی داشتم که البته شاید شما بفرمائید در مورد این سوال امورات و سلسله سنن خفیه ای در عالم وجود دارد و نباید دنبال تبیین مادی و دنیوی مطلب باشیم. و چه بسا ممکن است دقیق هم نفهمیم چه اتفاقی دارد می افتد. اما به هر حال برایم سوال است که میخوام در حد امکان از بعد دنیوی و مادی قضیه برایم توضیح بدهید

    و اما سوال این برکت دقیقاً یعنی چه؟ مکانیزم دنیایی ای و مادی اش چطور است دقیقاً؟ خب فرضاً اگر حقوق بنده ماهی یک میلیون تومان است؛ همین قدر است دیگر. این یک میلیون که نمی شود ۲ میلیون. گوشتی که کیلویی ۳۰ هزار تومان است؛ نیز نمی شود ۱۵ هزار تومان. ایضاً سایر قیمت ها. پس اینکه می گویند فلان مال برکت دارد یعنی چه؟ چطور است برخی ها با ماهی یک میلیون یا حتی کمتر دارند زندگی را می گذرانند؛ خوب هم می گذرانند. برخی نیز ممکن است با ماهی ۳ یا ۴ میلیون باز هم گیر خرج و برج زندگی باشند؟

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      خیلی از چیزهایی که بر ما میگذرد و به حساب شانس و اتفاق می گذاریم حاصل عمل خود ماست که نحوه اثرگذاریش را نمی دانیم. امروزه مثلا کم کم باور کرده ایم که صدقه دفع بلا می کند و لذا قبل از مسافرت صدقه می دهیم تا جلوی تصادف را بگیرد. از همین مقوله است برکت اموال. مثلا وقتی مال بی برکت شد یک دقعه یک مریضی پیش می آید و میلیونها تومان را ظرف چند روز از دست می دهیم. یا وقتی مال برکت دار شد موقعیت خرید کالا به نحوی می شود که جنس خوب و ارزان گیر آدم می آید یا عملا به نحوی خرید انجام می شود که اسراف نمی شود و …
      توجه شود: نمی خواهم بگویم هرکس مثلا جنس خوب و ارزان گیرش آمد، ناشی از برکت اموالش است؛ و یا هر مریضی ناشی از بی برکتی؛ بلکه فقط مثالهایی بود که چگونه ممکن است با حقوق ثابت، هزینه های کمتر یا بیشتری بر زندگی ما تحمیل شود.

  12. دانش آموخته میگوید :

    با سلام و احترام جند پرسش و تامل در اینجا ضروری است که خواهش می کنم پاسخ فرمایید:
    ۱٫ اگر واقعاً مساله به آن شکل است که می فرمایید و اجرای این حکم آنقدر اهمیت دارد، شواهد و مثال های تاریخی مبنی بر اجرای تعزیر بر بی حجابان در زمان حضرات معصومین (ع) بیاورید که این حکم اجراء شده است؟ به ویژه در دوره هایی که آن حضرات از قدرت و مکنت کافی برخوردار بوده اند؟حتما انکار نخواهید کرد که در آن زمان اشخاص بی حجاب وجود داشته اند. همچنان که در خصوص سایر جرائم چنین شواهدی در سیره وجود دارد.
    ۲٫ به آۀثار و پیامدهای برخورد با بی حجابی در سالهای اخیر توجه داشته باشید و البته باید تحقیقی با صبغه جامعه شناختی و روان شناختی صورت بگیرد و مشخص شود که نحوه برخورد ضابطان رسمی دادگستری و نه افراد خود سر چه تبعاتی بر خانواده ها و جوانان داشته است؟
    ۳٫ ممکن است بگویید حکم اسلام است و باید اجرا شود و ما پیامد گرا نیستیم . این تفکر نوعی تعصب و جمود فکری است مگر می توان به خاطر حفظ یک حکم فرعی اسلام باعث وهن کل اسلام شد؟ آیا ما چنین مجوزی داریم . این برخوردهای رسمی و حکومتی با مقوله اجتماعی و فرهنگی حجاب به گونه ای مبتذل و سطحی است که حتی بسیاری از خانواده های متدین از آن تبربی می جویند. اجرای این حکم چنان ناشیانه صورت می گیرد که باعث دین گریزی جوانان می شود؟
    پس انعطاف ددر تعزیر کجا رفته است؟
    ۳٫ یکی از اشکالات ما در موضوعات حقوقی پس از انقلاب همین موضوع بوده است که بسیاری از احکام فقهی را با نیت اسلامی کردن امور و وارد قانون کرده ایم و عملا در اجرا باعث وهن احکام اسلام شده ایم
    ۴٫ اینکه همه مسایل اجتماعی و فردی را جرم انگاری کنیم و پای پیر و جوان را به خاطر مسائل گوناگون به دادگاه و کلانتری باز کنیم . کیفر و مجازات ابزاری است که در حد ضرورت باید از آن استفاده کرد. و باعث می شود هویت مجرمانه بیابند و هیچ اثر پیشگیرانه نداشته باشد.
    لذا شایسته است مسایل اجتماعی را از طریق اجتماع و فرهنگ حل کنیم اگر هم جرم انگاری در این موارد لازم است باید منحصر به مواردی باشد که قصد تبلیغ و مقابله با حجاب به صورت سازمان یافته و یا شبکه ای دارند نه افراد عادی که نوعا به خاطر تربیت خانوادگی و یا سهل انگاری حجاب را رعایت نمی نمایند

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      ۱) زمانی که ائمه امکان اجرای حکم حکومتی داشته باشند منحصر به دوره پیامبر در مدینه و دوره ۵ ساله حکومت حضرت علی ع و چند ماهه امام حسن ع است.
      در مورد دوره پیامبر که اواخر عمرشان آیه حجاب نازل شد و اتفاقا گزارشهای تاریخی از استقبال زنان حکایت دارد و گزارشی از بی حجابی نیست. در دوره حضرت علی ع هم کوفه عمده گزارشات از وضعیت جنگهای حضرت است و هیچ گزارشی ثبت نشده. ظاهرا شروع بی حجابی به دوره یزید به بعد برمیگردد که اصلا ائمه حکومت نداشته اند تا بتوان بحث تعزیر و امثالهلم را مصادیقی یافت و خود حکومتهای اموی و عباسی هم که از چنین کارهایی استقبال می کردند وقتی رقاصه درباری داشتند انتظار دارید در حجاب سختگیری کنند؟
      ۲)‌اینکه باید با ملاحظات جامعه شناختی و … باشد را قبول دارم و مفاد مقاله حقیر هم همین است که مساله را در درجه اول در حقوق مدنی ببینیم تا در حقوق جزایی.
      ۳)‌اصلا چنین چیزی نمی گویم و همه مقاله من نوعی رویکرد پیامدگرا را تقویت می کند.
      ۴)‌اتفاقا تقویت جنبه مدنی بر جزایی یعنی رویکرد جرم نگاری را کنار بگذاریم. آیا شما مطالب فوق را نخوانده اید که این نکات را نوشته اید؟
      التماس دعا

  13. محمود میگوید :

    با سلام و تشکر از مباحث استدلالی در باره حجاب
    جناب آقای دکتر سوزنچی دو سوال دارم:
    ۱٫ آیا در زمان پیامبر و امام علی هم حجاب یک قانون مدنی بوده و الزام داشته است یا فقط واجب بوده است؟
    به عبارت دیگر اگر کسی مراعات نمی کرد بازخواست می شد یا موردی داریم که حضرت حکم به تعزیر کرده باشند؟
    ایا موردی داریم که خود پیامبر یا امیر المومنین یا امامان دیگر خانم بی حجابی را نهی از منکر کرده باشند؟ یا در پاسخ اصحاب فرموده باشند که وظیفه شما نهی از منکر است؟
    ۲٫ در زمان حاضر شما خودتان به عنوان یک روحانی اگر خانم بدحجابی را ببینید چگونه نهی از منکر می کنید که خودش منکر نباشد؟

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      ۱)‌ در پاسخ قبلی توضیح مختصری دادم. به سیر استدلالی مقاله توجه کنید. اساسا واجب اجتماعی ای که در زمره قانون قرار نگیرد معنا ندارد و واضح است که حجاب یک واجب اجتماعی است نه واجب فردی (یعنی برای فرد در خلوت خود مطرح نیست بلکه در هنگام مواجهه با دیگران است که این وجوب مطرح می شود.
      ۲) متناسب با موقعیتهای مختلف انواع رفتارها می توان داشت. مثلا در قبال افراد فامیل تقریبا با تک تک آنها بحثهای طولانی اقناعی داشتم (این به آن معنا نیست که لزوما عمل کردند. در مقام نظر ادعا کردند که قانع شدند اما در مقام عمل برخی عمل نکردند) در کلاس درس به گونه ای دیگر و همین طور موقعیتهای مختلف، اقتضائات مختلف دارد. این تذکر شما را درست می دانم که نهی از منکر ما نباید به گونه ای باشد که خودش منکر باشد. به قول شهید مطهری، نهی از منکر از سنخ واجبات ناظر به هدف است نه واجبات تامین مقدمه. مثلا در نماز ما مکلف به مقدمه ایم اینکه اثر کند یا خیر برعهده ما نیست اما در نهی از منکر ما مکلف به اینیم که کاری کنیم که حتی الامکان منکر ریشه کن شود نه اینکه اهل منکر جری تر شوند.

  14. علی زمانی میگوید :

    تشکر عالی بود

  15. جاوید میگوید :

    سلام استاد
    بحث تان با جناب حصاری به جای بسیار خوبی رسید. شما فرمودید:
    “مساله تراشیدن ریش هم که مطرح کردید مثال خوبی است برای مساله ای که سنخش کلا از سنخ قوانین مدنی است و به افق قوانین جزایی نمی رسد. اما حجاب حیطه هایی دارد که به افق قوانین جزایی می رسد.”
    بنده از پاسخ جنابعالی این نتیجه را می گیرم که آسیب‌زایی بدحجابی از تراشیدن ریش بسیار بیشتر است. لذا بنظرم تنها راه برای حل مشکل حجاب این است که نوعی از حجاب “بسیار آسیب زا” با مشارکت کارشناسان فقهی و اجتماعی تعریف شود و فقط در مقابل این نوع بدحجابی اعمال قانون شود. (به شدت و سختگیرانه) و سایر موارد بد حجابی به نظارت عمومی مردم و امر بمعروف و ارشاد و … واگذار شود.
    دوست دارم نظر جنابعالی را نیز بدانم. برای نحوه اجرا نیز پیشنهاد مشخصی دارم که اگر پاسخ دادید عرض خواهم کرد

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      پیشنهاد قابل تاملی است
      توضیح بیشتر لازم دارد
      البته عملا هم تاحدودی همین است. یعنی گشت ارشاد هم به هرکسی گیر نمی دهد ولی به نظر می رسد تعریف شده نیست و اینکه بتوان تعریفش کرد یا نه جای تامل دارد.
      منتظر توضیخات بیشترتان هستم

      • جاوید میگوید :

        سلام مجدد
        متشکر از پاسختان
        درباره شاخص حجاب آسیب زا حرف جدیدی ندارم و همان طور که عرض کردم، گروهی از کارشناسان دینی و اجتماعی باید درباره آن نظر دهند. اما پس از اینکه کارشناسان و خبرگان در این باره به وحدت نظر رسیدند، راه اجرای سخت‌گیرانه آن بدین صورت است:
        مانند مدارکی که رانندگان باید به همراه داشته باشند و همراه نداشتن آن جریمه دارد، باید برای تمام شهروندان بالغ، کارتی تهیه و تولید شود و همه موظف یاشند که همراه داشته باشند. هرکس که از حد و مرز حجاب آسیب زا تخطی کرد، ماموران برمبنای کارت مذکور او را جریمه کنند (بسیار محترمانه مانند مامور راهنمایی و رانندگی و بدون خشونت و کشمکش) و تکرار این رفتار موجب جرائم سنگین تر باشد. همین شیوه را درباره روزه‌خواری و شاید بعضی از پدیده های مشابه نیز می توان اجرا کرد.
        همان طور که عرض کردم، این شیوه نه تنها به هیچ وجه نافی امر به معروف و نظارت عمومی و کارهای تبلیغی و ارشادی نیست، بلکه اصولا کار اصلی در زمینه حجاب باید ایجابی و ارشادی به شیوه هایی علمی و هنرمندانه و هوشمندانه باشد و این شیوه که عرض شد (جریمه و سخت‌گیری) اولا نسبت به کار ایجابی و ارشادی متاخر است و ثانیا به موارد حجاب آسیب زا محدود می شود.

        • جاوید میگوید :

          سلام و رحمت خداوند بر شما
          دوست دارم نظرتان را در این باره بدانم.

          • حسین سوزنچی میگوید :

            سلام علیکم
            اینکه دردی دوا نمی کند، چه دردی را می گویید؟
            من از دو نوع مواجهه با مساله سخن گفتم. در مقام دوای درد نبودم!

  16. جاوید میگوید :

    سوالی هم دارم:
    درست است که قانون حجاب از قوانین مدنی است، اما بالاخره برای تخطی از آن مجازات در نظر گرفته شده و این در واقع نوعی اجبار است. اینکه شما اسم آن را الزام بگذارید مشکلی را حل نمیکند، چون عملاً آن کس که تمایلی به این نوع حجاب ندارد، مجبور است آن را رعایت کند یعنی برای رعایت یا عدم رعایت آن اختیار ندارد. البته این اجبار مشکلی ندارد، به شرط اینکه پیشنهاد قبلیِ بنده اجرا شود. یعنی فقط کسانی که بدحجابی شان “بسیار آسیب زا” است مشمول قانون باشند. بدین ترتیب بسیاری از عقلا نیز از این قانون حمایت میکنند ولو اینکه گرایش دینی نداشته باشند. قبول دارم که رسیدن به شاخص های بدحجابیِ آسیب زا کار راحتی نیست، اما ضرورتی اجتناب ناپذیر است

    • حسین سوزنچی میگوید :

      قانون مدنی همواره مجازات اصطلاحی (زندان و …) ندارد بلکه مجازاتهایی دارد که غالبا در عرف عمومی بین آن و مجازاتهای جزایی فرق می گذارند و جنس این دو را متفاوت می کند. مثلا قوانین رانندگی به نظر می آید از سنخ قوانین مدنی باشد نه قوانین جزایی ولو که اجبار در آن هست و گاه مجازاتهایی هم دارد و البته بعضا قوانین جزایی هم دارد اما نه از حیث رانندگی (مثلا قصاص و دیه که به صرف رانندگی مربوط نمی شود )

      • جاوید میگوید :

        با عرض معذرت
        تفکیک میان قانون جزایی و مدنی را درک میکنم، اما این تفکیک در این مورد دردی را دوا نمیکند. مسئله اصلی این است که کسانی که به هر دلیل تمایلی به این نوع حجاب ندارند (که بسیاری از آنها افراد محترمی هستند و هرزه و ولنگار نیستند) حس اجبار یا الزام دارند. در قوانین جزایی مجازات، نقش الزام‌آور و اجبارکننده دارد و در قوانین مدنی همین نقش را جریمه ایفا میکند. (البته به صورتی خفیف تر و ملایم تر)

  17. جاوید میگوید :

    سلام و رحمت خداوند بر شما
    جناب استاد درباره یادداشت زیر که ۱۹ تیر ارسال کرده بودم، جنابعالی پاسخی ندادید. نظرتان در این باره برایم مهم است:

    درباره شاخص حجاب آسیب زا حرف جدیدی ندارم و همان طور که عرض کردم، گروهی از کارشناسان دینی و اجتماعی باید درباره آن نظر دهند. اما پس از اینکه کارشناسان و خبرگان در این باره به وحدت نظر رسیدند، راه اجرای سخت‌گیرانه آن بدین صورت است:
    مانند مدارکی که رانندگان باید به همراه داشته باشند و همراه نداشتن آن جریمه دارد، باید برای تمام شهروندان بالغ، کارتی تهیه و تولید شود و همه موظف یاشند که همراه داشته باشند. هرکس که از حد و مرز حجاب آسیب زا تخطی کرد، ماموران برمبنای کارت مذکور او را جریمه کنند (بسیار محترمانه مانند مامور راهنمایی و رانندگی و بدون خشونت و کشمکش) و تکرار این رفتار موجب جرائم سنگین تر باشد. همین شیوه را درباره روزه‌خواری و شاید بعضی از پدیده های مشابه نیز می توان اجرا کرد.
    همان طور که عرض کردم، این شیوه نه تنها به هیچ وجه نافی امر به معروف و نظارت عمومی و کارهای تبلیغی و ارشادی نیست، بلکه اصولا کار اصلی در زمینه حجاب باید ایجابی و ارشادی به شیوه هایی علمی و هنرمندانه و هوشمندانه باشد و این شیوه که عرض شد (جریمه و سخت‌گیری) اولا نسبت به کار ایجابی و ارشادی متاخر است و ثانیا به موارد حجاب آسیب زا محدود می شود.

    • حسین سوزنچی میگوید :

      ایده جریمه کردن را از دیگران هم شنیده ام
      اینکه چه میزان قابلیت اجرا داشته باشد نمی دانم
      اما اینکه همه افراد کارتی داشته باشند و موظف به همراه داشتن باشند و … را کاملا غیرواقع بینانه می دانم و اینکه چنین مدلی (که مبتنی بر اصالت قانون و تمرکز بر کنترل بیرونی غربی است به جای اصالت اخلاق) چه اندازه اسلامی باشد هم تردید دارم
      آیا نهی از منکر که یک وظیفه عمومی است باید در قالب یک قانون خشک کاملا مبتنی بر کنترل بیرونی تعریف شود یا به احساس مسئولیت متقابل افراد گره بخورد؟ (آیات امر به معروف در قرآن مقدم بر آن به رابطه ولایی بین افراد اشاره می کند که در مدل شما این کاملا حذف می شود و ضابطان رسمی جایگرین می شوند به طور کامل به نحوی که اگر جایی این ضابطان نبودند کسی دغدغه جلوگیری ندارد همان طور که در مورد جرائم رانندگی شاهدیم)
      البته من تردیدهایم را گفتم که مساله را پیچیده تر از این مدلی می کند که ارائه کردید و در مقام قبول یا رد قطعی نبودم

  18. جاوید میگوید :

    سلام. چرا همراه داشتن کارت را کاملا غیرواقع بینانه میدانید؟ این کارت میتواند چندمنظوره باشد: کارت بانکی، کارت مترو و در این گونه موارد هم کاربرد داشته باشد. حریمه محترمانه بهتر است یا برخوردهای خشن و بکیر و ببند؟ آن هم فقط دربرابر بدحجابی ای که مجموعه ای از کارشناسان از رشته ها و سلیقه های مختلف، بر آسیب زا بودن آن اجماع کرده باشند؟
    ضمنا چرا میگویید این مدل مبتنی بر کنترل بیرونی بجای اصالت اخلاق است؟ بنده که عرض کردم این شیوه به هیچ وجه نافی امربمعروف ونظارت عمومی و کارهای تبلیغی و ارشادی نیست. در واقع این یک شیوه مکمل است. کار اصلی درباره حجاب، اقدام ایجابی و تبلیغی و نیز امربمعروف و نظارت عمومی است. با اجرای درست و هوشمندانه کار ارشادی و نظارت عمومی، بخشی از بدحجاب ها اصلاح خواهند شد اما بعضی هم اصلاح نخواهند شد. بدحجابی این گروه، اکر قابل اغماض باشد که هیچ؛ اگر واقعا آسیبزا باشد، مشمول جریمه قرار خواهد گرفت.
    بنده واقعا دغدغه اصلاح دارم و این نکات را از این جهت خدمت جنابعالی گفتم که تامل کنید و اگر آن را درست یافتید برای اقناع مقاماتت ذیربط مجاهده کنید. متشکرم

  19. جاوید میگوید :

    سلام و رحمت خداوند بر شما.
    چرا همراه داشتن کارت را کاملا غیرواقع بینانه میدانید؟ این کارت میتواند چندمنظوره باشد: کارت بانکی، کارت مترو و در این گونه موارد هم کاربرد داشته باشد. حریمه محترمانه بهتر است یا برخوردهای خشن و بگیر و ببند؟ آن هم فقط دربرابر بدحجابی ای که مجموعه ای از کارشناسان از رشته ها و سلیقه های مختلف، بر آسیب زا بودن آن اجماع کرده باشند؟
    ضمنا چرا میگویید این مدل مبتنی بر کنترل بیرونی بجای اصالت اخلاق است؟ بنده که عرض کردم این شیوه به هیچ وجه نافی امربمعروف ونظارت عمومی و کارهای تبلیغی و ارشادی نیست. در واقع این یک شیوه مکمل است. کار اصلی درباره حجاب، اقدام ایجابی و تبلیغی و نیز امربمعروف و نظارت عمومی است. با اجرای درست و هوشمندانه کار ارشادی و نظارت عمومی، بخشی از بدحجاب ها اصلاح خواهند شد اما بعضی هم اصلاح نخواهند شد. بدحجابی این گروه، اکر قابل اغماض باشد که هیچ؛ اگر واقعا آسیبزا باشد، مشمول جریمه قرار خواهد گرفت.
    بنده واقعا دغدغه اصلاح دارم و این نکات را از این جهت خدمت جنابعالی گفتم که تامل کنید و اگر آن را درست یافتید، برای اقناع مقامات ذیربط مجاهده کنید. متشکرم

    • حسین سوزنچی میگوید :

      من این را واقع بینانه نمی بینم. (فقط در نظر بگیرید که کارت بنزین – که بسیار محدودتر از کارت مورد نظر شماست و خیلی هم چارچوبش محدودتر بود- چه پروژه کلان و هزینه بری بود. به علاوه شرط همراه داشتن همیشگی یک کارت هم در یک نظام پلیسی جواب می دهد نه در یک نظام عادی. دوگانه شما را هم قبول ندارم (جریمه بهتر است یا بگیر و ببند؟) بله، از بگیر و ببند- اگر اصلا بگیر و ببندی واقعا در کار باشد- بهتر است اما مساله این نیست. حتی اگر هم راه حل خوبی باشد – که هنوز مجاب نشده ام- قطعا شروع خوبی نیست. در آسیبهای کلان اجتماعی تا وقتی علتها به شدت فعالیت می کنند برنامه ریزی ای که تمرکزش را بر رفع معلول قرار داده باشد را خیلی موفق نمی دانم.

      طرح کلان حجاب و عفاف که در زمان آقای خاتمی تدوین شد و متاسفانه فقط بایگانی شد در مجموع یک طرح مفید و همه جانبه بود که بحث مقابله مستقیم یکی از عناصر و آن هم در زمره آخرین عناصر بود
      شاید اگر آن را بیابید و مطالعه کنید ایده های خوبی به شما بدهد

  20. جاوید میگوید :

    از آنجا که استدلال‌های اصلیِ طرفین بیان شده، وقت شریف شما را بیش از این نمی گیرم و بحث را متوقف می کنم. اما یک نکته “آیین‌نامه‌ای” را دوست دارم برادرانه و ناصحانه به عرض برسانم.

    اگر مکاتبات فیمابین را یار دیگر دقیقا مرور کنید، احتمالا پی خواهید برد که در دو یا سه مورد جنابعالی نوشته بنده را دقیق نخوانده اید و نقدی بر بنده وارد کرده‌اید که اصلاً وارد نبوده‌است. همین مورد آخر را دقت کنید. بنده چندبار تاکید کرده‌ام که شیوه جریمه اولین راه حل نیست، بلکه اقدامی است که پس از انجام کار ارشادی و تبلیغیِ موثر و نیز درکنار اقدامات نظارتیِ عمومی (امر بمعروف و …) عملی خواهد شد و در مواجهه با بدحجابی، تاکید اصلی باید بر شیوه های ایجابی، ارشادی، تبلیغی و ترویجی باشد. اما جنابعالی بی‌توجه به این تاکیداتِ بنده باز می‌گویید: “قطعا شروع خوبی نیست.(منظورتان روش جریمه است) در آسیبهای کلان اجتماعی تا وقتی علتها به شدت فعالیت می کنند برنامه ریزی ای که تمرکزش را بر رفع معلول قرار داده باشد را خیلی موفق نمی دانم”
    موضع جنابعالی را کاملاً قبول دارم، اما این را به کسی بگویید که منکر آن است نه به من که بارها بر این نکته و مشابهِ آن اذعان داشته‌ام. اصلا بگذارید خیال‌تان را راحت کنم. تا وقتی که فسادهای کلان اقتصادی و اخلاقی در میان مسئولین رواج داشته باشد (یا ملت گمان کنند که چنین فسادهایی وجود دارد) اقدامات فرهنگی و ترویجی نیز خیلی جواب نخواهد داد، چه رسد به جریمه و کیفر. اما عرض بنده این است که اگر نظام به هر دلیل به این جمع‌بندی رسیده که هیچ اقدام کیفری یا جریمه ای در مقابله با بدحجابی نداشته‌باشد که بنده هیچ حرفی ندارم؛ اما اگر قرار است هر از چندی با بدحجابان برخورد شود، بهترین و کم‌آسیب‌ترین روش، اخذ جریمه به‌گونه‌ای محترمانه و ضابطه‌مند است. آن هم با شرایطی که قبلا به عرض رسید.
    نمی‌خواستم بحث را ادامه دهم. درمورد آخرین پاسختان بازهم نکته‌هایی دارم، اما مصدع نمی شوم. بیشتر منظورم تذکر به جنابعالی از نظر دقت بیشتر به گفته‌ها و نوشته های مخاطب‌تان است. البته بنده می‌دانم که جنابعالی گرفتارید و خیلی فرصت ندارید. اما به‌نظرم اگر به دلیل نداشتنِ فرصت، از دادن پاسخ عذرخواهی کنید بهتر است تا اینکه کلام و نوشته مخاطب تان را با عجله بخوانید و آن را ناقص درک‌کنید.
    این جسارت (و در واقع هدیه خیرخواهانه) را بر بنده ببخشایید

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      فرموده اید «اگر به دلیل نداشتنِ فرصت، از دادن پاسخ عذرخواهی کنید بهتر است تا اینکه کلام و نوشته مخاطب تان را با عجله بخوانید و آن را ناقص درک‌کنید.»
      از تذکرتان متشکرم و خیرخواهی شما را ارج می نهم و جمله شرطیه شما هم کاملا درست است.
      با این حال، جمله قبلی شما که گمانتان این است که بنده نخوانده ام پاسخی بود که بعد از اشکال بنده مطرح کردید که: «این شیوه نه تنها به هیچ وجه نافی امر به معروف و نظارت عمومی و کارهای تبلیغی و ارشادی نیست، بلکه اصولا کار اصلی در زمینه حجاب باید ایجابی و ارشادی به شیوه هایی علمی و هنرمندانه و هوشمندانه باشد و این شیوه که عرض شد (جریمه و سخت‌گیری) اولا نسبت به کار ایجابی و ارشادی متاخر است و ثانیا به موارد حجاب آسیب زا محدود می شود.»
      اما در تمام بحثهایتان درباره چگونگی این کار ایجابی و ارشادی هنرمندانه و هوشمندانه که باید مقدم شود هیچ نکته ای نگفته اید. وقتی در این گونه موارد هیچ راه حلی ارائه نمی شود عملا تنها چیزی که برایش راه حل ارائه شده، عمل می شود. منظور بنده هم از اینکه نقطه شروع خوبی نیست، همین است؛ خصوصا که اندکی بعد از بیان مطالب فوق فرموده اید:
      «بنده واقعا دغدغه اصلاح دارم و این نکات را از این جهت خدمت جنابعالی گفتم که تامل کنید و اگر آن را درست یافتید برای اقناع مقاماتت ذیربط مجاهده کنید. متشکرم»
      من که ارتباطی با مقامات ندارم، اما اگر سخن شما را درست یافتم و به فرض بخواهم مقامات را اقناع کنم و خود شما کار ایجابی هوشمندانه را مقدم می دانید آیا از من انتظار داشته اید مقامات را برای این کار مورد نظر شما اقناع کنم یا برای کار ایجابی هوشمندانه و …؟ و آن کار ایجابی هوشمندانه چیست که باید بر این مقدم شود؟

  21. جاوید میگوید :

    سلام و رحمت خداوند بر شما
    از شرح صدر و حسن مواجهه تان ممنونم.
    اما باز هم دقت نفرمودید. جمله ای که از بتده درباره کارهای ایجابی و ارشادی اوردید، دقیقا مربوط به تاریخ۱۹ تیر ماه است. در حالی که جنابعالی اشکال خود را در ۵ مرداد مطرح کردید ضمن اینکه به کار ایجابی هم اشاره ای نکردید بلکه ایرادتان این بود که بنده برخورد خشک قانونی و جریمه راجایگزین امر بمعروف و نظارت عمومی کرده ام.
    امااینکه فرمودید پیشنهاد ایجابی نداشته ام، به این دلیل است که بحث اصلی شما در این نوشته، ” حجاب قانونی یا حجاب اختیاری” و تفکیک امور کیفری و مدنی بوده است که هر دو از نوع مجازات است. اینکه در چارچوب این بحث غیرایجابی بنده بارها به کار ایجابی اشاره کرده ام، نشانگراهمیتی است که به این بخش میدهم. اما سوالم این است که درچارچوب همان مجازاتهای مدنی که شما بر آن تاکید دارید، بهترین و کم هزینه ترین مجارات چیست؟ من که پیشنهادم همان است، اما جنابعالی چه پیشنهادی دارید؟ اگر هم قرار است هیچ مواجهه سلبی صورت نگیرد که بنده حرفی ندارم.
    اما درباره کار ایجابی (که خیلی هم کم کاری داشته ایم) بنظرم مهم ترین کاری که باید انجام داد، مطالعه ای عمیق و فراگیر و علمی درباره” ذهنیت ها و انگیزه های بدحجابان” و گونه شناسی بد حجابی است. اگر این کار به روش مصاحبه های عمیق کیفی انجام گیرد، مبتنی بر آن میتوان راهکارهای ترویجی و ایجابی مواجهه با بد حجابی را پیشنهاد داد.
    خدا حفظتان کند

  22. محمد میگوید :

    با سلام
    این که وجود قوانین مدنی برخواسته ازسیر قانونی دارد درست
    و از منظر قانونی صریحا در قانون اساسی آمده درست
    اما سوال این جاست که مردم نظام را قبول دارند که به تبع آن قانون اساسی اش را هم قبول داشته باشند جواب در این است ممکن است قبول نداشته باشند حال تکلیف چیست؟جواب روشن است سعی کنند از مجرای قانونی در قانون اساسی تغییراتی اعمال کنند واگر از منظر قانونی وارد نشدند خطاکارند وقانون آنها را قبول ندارد نه آنها قانون را
    برای نیل به هدف ایجاد تغییر در قانون اساسی نیاز است تا همایش ها و… در این موضوع برگزار شود
    حال با این وضع افتضاح آزادی بیان کاملا بدیهی است که مجوز این گونه همایش ها داده نمیشود
    حال تکلیف چیست؟
    مشکل مسئله حجاب ناظر به نبود آزادی بیان است نه با حد شرعی و عرفی و… این که آحاد مردم تابع قانون اساسی باید باشند سخنی پذیرفته اما آیا حکومت هم تابع قانون اساسی هست و آزادی بیان داده است؟

    • حسین سوزنچی میگوید :

      سلام علیکم
      در هر جامعه‌ای عده‌ای از مردم ممکن است قانون اساسی و یا پاره‌ای از قوانین آنرا قبول نداشته باشند.
      اینکه بتوانند در مخالفت با آن قانون بحث کنند، مطلبی است غیر از اینکه مجاز باشند خلاف آن قانون رفتار کنند.

      ضمنا مخاطب اصلی بنده در این بحث، ایرانیان مسلمان است که اسلام را به عنوان دین قبول دارند و منطقا کسی که اسلام را به عنوان دین قبول دارد، یعنی قوانینش را قبول دارد؛ ولو که گاه در رفتارهای خود، حال و حوصله عمل به آن قوانین را نداشته باشد! (چنانکه شهروند در هر جامعه بودن، به این معنا نیست که حتما همه قوانین را عمل می‌کند؛ و مثلا با یک دزدی از بانک در فرانسه، کسی نمی‌گوید وی چون به قانون عمل نکرده پس اساسا قانون فرانسه را قبول ندارد)

      اگر کسی مسلمان نیست، از بحث بنده خارج است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *