درباره عکس منتشر شده از احمدي‌ن‍ژاد و مادر چاوز

بسم الله الرحمن الرحيم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (سوره مائده، آيه۸)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد در زمره کساني باشيد که براي خدا قيام مي‌کنند و به قسط و عدل شهادت مي‌دهند؛ و بدي‌هاي گروهي موجب نشود که شما (در قضاوتتان در مورد آنها) از مسير عدالت خارج شويد؛ عدالت پيشه کنيد که به تقوا نزديکتر است؛ و از خدا بترسيد که خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد کاملا آگاه است.

کساني که آخرين يادداشت سياسي مرا ديده‌اند، از شدت دلخوري حقير از کار خلاف شرع و اخلاق و ‌قانوني که چندي پيش آقاي احمدي‌نژاد مرتکب شد، آگاهند. امروز با عکسي از ايشان مواجه شدم که حدس زدم بلافاصله خبرساز مي‌شود و بعد يادداشتي از برادر عزيزمان آقاي زائري در سايت الف مشاهده کردم که بر ناراحتي‌ام افزود. لذا تذکر چند مطلب را ضروري ديدم:

  • آيا عکس مذکور واقعي است؟

آقاي ميرتاج الديني، که همراه رئيس جمهور بوده، همين امشب صحت آن را تکذيب کرد و در هيچ يک از فيلم‌هايي که از مراسم مذکور گرفته شده، و کثيري از آنها در فضاي مجازي موجود است، من تاکنون اين صحنه را نيافتم. البته سايت الف، منبع عکس را خبرگزاري رويترز معرفي کرده است؛ حداقل بايد گفت: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (سوره حجرات، آيه ۶)» اي مومنان، اگر فاسقي براي شما خبر مهمي آورد بررسي کنيد که مبادا ندانسته گروهي را به چيزي متهم کنيد و فردايش پشيمان شويد.

  • اکنون فرض مي‌کنم که افراد بررسي کردند و به اين نتيجه رسيدند که اين عکس درست است؛ پرداختن به اين عکس در فضاي کنوني چه فايده‌اي دارد؟

يادآوري مي‌کنم که نمي‌خواهم از آقاي احمدي نژاد دفاع کنم، بلکه مي‌خواهم درباره موج بيهوده‌اي که احتمالا بر سر اين عکس در کشور بپا شود، هشدارهايي بدهم.

مطلبم را از يادداشت آقاي زائري شروع مي‌کنم، چرا که به نظر مي رسد سخن ايشان، يکي از تحليلهايي است که بسيار رواج خواهد يافت و هرکس اين عکس را ببيند ابتدا اين تحليل را ارائه مي‌کند. ايشان در لفافه، اين عکس را به عنوان يک سند قطعي بر انحراف آقاي احمدي‌نژاد قلمداد کرده و آن را با فيلمي مقايسه کرده‌اند که چند سال قبل در مورد دست دادن آقاي خاتمي با يک زن پخش شد و مورد انکار ايشان قرار گرفت؛ و بعد گفته‌اند: «راستی برادران و خواهران ارزش‌گرا و آرمانخواهی که به خاطر سر سوزنی احتمال خطا و اشتباه در دوره سازندگی و اصلاحات کشور را به هم می ریختند به کدام پستو خزیده‌اند؟»

الف) در مورد اين مقايسه چند مطلب را بايد توجه کرد:

۱) دفتر آقاي خاتمي، نه بلافاصله، بلکه بعد از گذشت چند هفته، آن فيلم را تکذيب کرد. البته بعد از اينکه تکذيب کرد، بايد حمل بر صحت مي‌شد و اگر کسي بعدش بر آن اصرار مي‌کرد، اقدامش قابل دفاع نبود. اما در اينجا همان روزي که عکس پخش شد، تکذيب شد. پس به لحاظ سنديت، فعلا هر دو واقعه تکذيب شده‌اند و بعد از تکذيب، اين گونه جنجال‌ها روا نيست. اما مي‌خواهم بر فرض اينکه هر دو واقعه رخ داده باشد، ببينم کدام ارزش پرداختن داشت و کدام ندارد؟

۲) آقاي خاتمي، مثل بنده و آقاي زائري، ملبس به لباس روحانيت است، و همه مي دانند عمل صاحبان اين لباس زير ذره‌بين مردم است تا غير آنها. اگر يک غيرروحاني خطايي کند، فقط براي خودش بد است؛ اما اگر من روحاني خطايي کنم، مردم به حساب دين مي‌گذارند و چه‌بسا اقدام مرا مجوزي براي تخلف خود قرار دهند؛ لذا حساسيتش بيشتر بود.

۳) آقاي خاتمي در آن وضعيت، در شرايط عادي بود، و مخاطبش يک خانم جوان با لباس زننده، و براحتي مي‌توانست دست ندهد. براي بنده چنين موقعيتي پيش آمده: چند سال قبل در اجلاس يونسکو در هند، خانمي که نماينده کُره بود، بعد از سخنراني به سمت من آمد و دستش را دراز کرد. من با احترام به وي يک «excuse me» گفتم. بلافاصله دستش را عقب کشيد و عذرخواهي کرد که: «نمي‌دانستم در فرهنگ شما اين کار خوب نيست!» و با هم صحبت کرديم و اصلا ناراحت نشد، يعني مخاطب خارجي اين را در مورد من که يک فرد عادي هستم مي‌فهمد، آيا در مورد آقاي خاتمي نمي‌فهمد و آقاي خاتمي نمي‌توانست دست ندهد؟!

اما آيا وضع آقاي احمدي‌ن‍ژاد همين طور بود؟ ايشان در يک مجلس ختم رسمي خارجي حضور دارد. کسي که مقابلش ايستاده مادري است با فرهنگي متفاوت، که گريان و فوق‌العاده متاثر است. (چاوز ۵۸ سال داشت سن مادرش را خودتان تخمين بزنيد.) اگر تصوير واقعي هم باشد، در همان تصوير دستهاي احمدي نژاد بسته است و دست مادر چاوز در طرفين انگشتان اوست. اينها نشان مي‌دهد که آقاي احمدي‌نژاد هنگامي که مادر چاوز دستش را به سمتش آورده، براي دست ندادن، دستهاي خود را بسته (که در موارد مشابه اين برخورد را از ايشان ديده‌ايم) اما مادر چاوز که تحت تاثير احساسات بوده و احمدي‌نژاد را به جاي پسر خود مي‌ديده (به فيلم مراسم توجه کنيد: دست زدن ممتد فقط براي احمدي‌نژاد است و او تنها رئيس جمهوري بود که تابوت چاوز را بوسيد) دست او را گرفته و سرش را به سمت سر وي انداخته است. از وقتي که اين صحنه را ديدم با خود مي‌گفتم اگر ما بودم چه مي‌کرديم؟ وضعيت را درست تصور کنيد: (۱) مادر عزاداري حدودا ۸۰ ساله، (۲) روابط صميمي احمدي‌نژاد و چاوز براي مادر چاوز، که وي را به ياد پسرش مي‌اندازد،  (۳) يک مجلس رسمي که در عرفشان اينکه افراد، شخص عزادار را در آغوش بگيرند کاملا عادي است، (۴) احمدي‌نژاد اصلا به خاطر احترام گذاشتن به چاوز رفته و بي‌اعتنايي او به مادر چاوز در آنجا چگونه فهميده مي‌شود؟

با همه اين حرفها نمي‌خواهم بگويم کار احمدي‌نژاد درست بود، بلکه مي‌خواهم نشان دهم که تصميم‌گيري در اين موقعيت چقدر سخت و متفاوت است.

۴) مشکل ما با آقاي خاتمي با مشکلي که با احمدي نژاد داريم متفاوت است. مشکل آقاي خاتمي اين بود که به بهانه آزادي، در مسير عقب راندن دين از صحنه رفتارها و تصميم‌گيري‌هاي اجتماعي گام برمي‌داشت (و برمي‌دارد) و آن فيلم هم در همين راستا فهميده مي‌شد ولذا بايد با آن برخورد مي‌شد تا عادي سازي نشود؛ به همين دليل هم بود که تکذيبيه دفتر ايشان آن اندازه طول کشيد و اگر آن هشدارها و اعتراضها نبود، معلوم نبود تکذيبيه‌اي بدهند؛ اما مشکل آقاي احمدي‌نژاد اين نيست که بخواهد دين را از عرصه تصميم‌گيري‌هاي اجتماعي کنار بگذارد، بلکه مشکل اصلي‌اش اين است که با بهره‌گيري از ادبيات امام زماني، به سمتي مي‌رود که گويي مي‌خواهد دين منهاي روحانيت و شيعه بدون ولايت فقيه را ترويج کند؛ و با اين مشکل او بايد جنگيد و به وي اجازه نداد که جرات کند صريحا با اساس ولايت فقيه و روحانيت درافتد.

ب) پرداختن به اين موضوع و محکوم کردن آن در شرايط فعلي چه سودي دارد؟ اگر رفتارش رفتاري بود که مثل رفتار خاتمي تفسير مي‌شد، قطعا بايد محکوم مي‌شد؛ اما همه مي‌دانيم که هرکس (دوست يا دشمن) اگر با خود خلوت کند، اين رفتار وي را (به فرض واقعي بودن عکس) با توجه به شرايطي که اين رفتار در آن بروز کرده، به حساب عادي‌سازي دست دادن با نامحرم نمي‌گذارد. پس فايده محکوم کردن آن چيست؟

فايده معلوم آن، تقويت فضاي عليه احمدي‌نژاد در ميان متدينان است. آيا ما، هرچقدر هم از احمدي‌نژاد ناراحت باشيم، به اين کار مجازيم؟ آيه اول بحث را دوباره يادآوري مي‌کنم. بدي‌هاي يک نفر نبايد ما را بدان سو بکشاند که در مورد او از حق و عدل خارج شويم. ما در مقابل هر جريان انحرافي‌اي که بخواهد نظام را به بيراهه ببرد، مي‌ايستيم، اما در اين ايستادنمان، از هر وسيله‌اي استفاده نمي‌کنيم. ما شيعه‌ي آن امامي هستيم که در منطق او هدف وسيله را توجيه نمي‌کرد. اگر از احمدي‌نژاد دلخوريم، که هستيم، نبايد جايي که مطمئن نيستيم که انحرافي رخ داده، فقط به خاطر دشمني با او از کاه کوه بسازيم.

 اما خوب است تذکر دهم که حمله به احمدي‌نژاد به بهانه مذکور، براي دو گروه ديگر هم فايده دارد که چه‌بسا از چشم بسياري، مخفي بماند:

۱)     کساني درصددند که از اين آب گل‌آلود ماهي بگيرند. همه مي‌دانيم که بسياري از ما و يگر کساني که به احمدي‌نژاد راي داديم، دغدغه دين و ارزشهاي ديني داشتيم. بحث از اينکه آيا وسوسه قدرت احمدي‌نژاد را هم از ما گرفته يا نه، بماند براي وقتي ديگر؛ اما خيلي‌ها درصددند به متدينان القا کنند که: «ببينيد اشتباه مي‌کرديد؛ ببينيد که اگر به خاطر دينداريتان به کسي راي دهيد بعدا پيشمان مي‌شويد؛ و …» ما نبايد به گل‌آلود کردن اين آب کمک کنيم.

۲)     کساني که از وقوع نزاع و به‌هم خوردن آرامش در کشور خرسند مي‌شوند؛ کساني که هرگونه درگيري بين متدينان و رواج بازار تهمت و شايعه عليه مسئولان نظام و … را به نفع خود مي‌بينند. اين طرف عده‌اي به تعصب متهم مي‌شوند و آن طرف عده‌اي به لاابالي‌گري، و معلوم است که سود اين دعوا به جيب چه کساني مي‌رود!

خلاصه کلام، از منظر ديني، دامن زدن به اين موضوع، موجه نيست، چراکه طبق آيه‌اي که ابتداي بحثم نوشتم، خلاف تقواست؛ در نتيجه، کساني که به آن دامن خواهند زد، اگر مشخصا جزء دو دسته فوق نباشند، ساده لوحاني خواهند بود که در زمين دشمن بازي مي‌کنند. والسلام

بازدیدها: ۸۰۱

23 Replies to “درباره عکس منتشر شده از احمدي‌ن‍ژاد و مادر چاوز”

  1. سلام
    این که به این طور مسائل از زاویه دینی ورود می کنید بسیار ارزشمند است.
    در مورد این یادداشت فقط یک نکته ای را لازم دیدم یادآوری کنم.
    نوشته اید:
    مشکل اصلی‌اش این است که با بهره‌گیری از ادبیات امام زمانی، به سمتی
    می‌رود که گویی می‌خواهد دین منهای روحانیت و شیعه بدون ولایت فقیه را
    ترویج کند؛ و با این مشکل او باید جنگید و به وی اجازه نداد که جرات کند
    صریحا با اساس ولایت فقیه و روحانیت درافتد.

    آیا احمدی نژاد این طور است واقعا؟ حضرت آقا می فرماید:
    زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل
    باشيم. اينها آن وظایف ماست. اين جور نيست كه ما چون مجاهديم، چون
    مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره – به خيال
    ما و با تشخيص ما – كمتر است، حق داريم كه درباره‌اش هر چى كه مي‌توانيم
    بگوئيم؛ نه، اين جورى نيست. بله، ايمان‌ها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و
    بعضى بالاتر از بعضى ديگر هستند. خدا هم اين را مي‌داند و ممكن است
    بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى،
    بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود.

    مقام معظم رهبري – ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

  2. اون موقعیتی که آقای خاتمی بااون خانم بااون وضع لباسش دست دادبااین مورداگرهم درست باشه که فکرنمیکنم درست باشه خیلی فرق داره باباشمامراسمات عزاداریهای خودمون حساب کنیدوقتی یکی مرده که مافقط دوستش هستیم خونوادش خیلی بااحساسات بامابرخوردمیکنن وماروبه جای فرزندشون میبینن.درضمن اوناییکه نظرات تخریبی میدن به عمق روابط ایران ونزوئلاهم توجه کنن که همین عمق روابط یه نوع وابستگی هم بوجودآورده هوگوچاوزتو۱۲سال ۸باربه ایران اومده این خودش گویای عمق روابط هست

  3. مسلماً نمی توان همه رفتارهای اقای احمدی نژاد را توجیه کرد و من از منتقدانش هستم. ولی در اینکه عکس با فتوشاپ درست شده شکی نیست کافی است به دست طرف مقابل دقت کنید. صد افسوس که به جای نقد عملکرد برخی درگیر جو تهمت و اتهام زایی می شوند

  4. سلام
    مطلب خوبی بود واقعا اما این تیکه:

    مشکل اصلی‌اش این است که با بهره‌گیری از ادبیات امام زمانی، به سمتی می‌رود که گویی می‌خواهد دین منهای روحانیت و شیعه بدون ولایت فقیه را ترویج کند؛ و با این مشکل او باید جنگید و به وی اجازه نداد که جرات کند صریحا با اساس ولایت فقیه و روحانیت درافتد.

    برای این حرف تان دلیلی نمی آورید. در بین صحبت های مستدل تان چرا این حرف را بدون استدلال می زنید. آیا در این بین آوردن چنین حرفی القای آن به مخاطب نیست بدون استدلال و دلیل.

  5. سلام بر استاد حسین آقای گل
    گرچه بعضی رفتارهای آقای احمدی نژاد دلمان را به درد آورده است ولی نباید مثل بعضی طرفدارن متعصب باشیم و تا سر سوزنی و حتی خیلی بزرگ مشکلی سر زد از کسی تکفیرش کنیم و خونش حلال .
    در ماجرای عکس بنده با شما موافقم چون به صورت زنده و مستقیم از شبکه های اینترنتی و غیره پیگیری کامل انجام دادم و حرفه‌ی خودم هم طراحی و کار بر روی عکس و غیره است .
    اینکه آقای احمدی نژاد از جلوی ایشان گذشته اند و مادر چاوز هم دست ایشان را گرفته اند درست است ولی چه دست گرفتنی و … .
    این جنجالی که به راه انداختند که متاسفانه جدیدا آقای زائری بزرگوار و کسان دیگر مانند آقای نقویان عزیز پرچمدار آن شده اند حقیقتا جنجال است .
    به چشمان آقای احمدی نژاد بنگرید در آن عکس ، پر از اشک است و باز هم نیست .
    حال اصل ماجرا:
    این که عکس چیزی را معلوم نمی کند و فیلم نیاز است . چون می توان بر فرض مثال بنده دستم را روی صورت کسی بگذارم و عکس بگیرند و بعد بگویند داشته می زده توی گوش طرف مقابل .
    این ماجرا این است :
    آقای احمدی نژاد به رسم معمول برای احترام دستها را بر روی هم گذاشتند رو روبروی مادر چاوز ، بعد مادر چاوز شروع به صحبت کرد و از رابطه بسیار خوب چاوز با آقای احمدی نژاد و از اینکه ایشان را پسر خود می داند صحبت کرد که مترجم کنار آقای احمدی نژاد نیز مشغول ترجمه بود ، در این حال آقای احمد نژاد بسیار متأثر شد و به شدت گریه کرد و چشمانشان بسته بود و مطلب جالب اینجاست که مادر چاوز به ایشان دلداری داد و دست اشان را گرفت .
    جای بسی تأمل است از گفته های برخی دوستان .
    انگار می‌خواهند بنی صدر سازی واقعی کنند .
    در ماجراهای دیگر هم باید کمی احتیاط کنیم .
    برای ماجرای آقای رحیم مشایی هم کمی برخی تند رفتند .
    به پیام حضرت آقا و مطالب مرتبط بعدی توجهی بکنیم متوجه اصل قضایا خواهیم شد .
    اشکا ما این است که طرفدارانه می نگریم .
    اشکا ما این است مطلب آقا را آنطور که می پسندیم تفسیر می کنیم ، در واحدی بسیار پایین تر مانند تفسیر جهودان از تورات و کلام حضرت موسی(علیه‌السلام) ، کلیم حضرت الله تعالی .
    در آن رابطه هم حرف بسیار زیاد است .
    بگذریم که آقای احمدی نژاد مقداری در برخی مباحث به ویژه مبحث آقای مشایی لج نموده اند البته آن هم در ظاهر .
    یا مثلاً مبحث بهار
    آیا اینقدر جنجال دارد .
    اعتراف به تکنوکرات بودن آقای شهردار جنجالی نیست .
    صحبتهای آقای لاریجانی و خیلی حضرات دیگر مخصوصاً آقای هاشمی جنجال ندارد!!! .
    اینجا باید دریافت که هدف چیز دیگریست .
    یادمان نیست :
    السلام علی ربیع الانام و …
    سلام بر بهار آدمیان و خرمی روزگاران .
    حتماً این سلام را آقای احمدی نژاد تولید کرده!
    باید همه کمی انصاف داشته باشیم و بیاموزیم که بسیار هم ساده است با عمق نگاه کردن را آن هم با این همه امکانات رسانه ای جدید که آماده است و اینجاست که تعجب دارد اظهارات برخی .
    علی الحساب ضمن تبریک سال نو خدمت شما از موضع روشن و منصفانه شما بسیار تشکر می کنم به عنوان یک مسلمان شیعه‌ی دوازده امامی و یک ایرانی ولایتمدار از شما بزرگوار دارای معرفت و بصیرت .
    دوستدار شما
    حضرت الله تعالی نگهدارتان

  6. سلام جناب آقای سوزنچی
    من یک انتقاد جدی به شما دارم
    چرا این روزها هر کسی می خواد از احمدی نژاد وقتی که حق با اوست دفاع کنه، برای اینکه دیگران (که یک سری آدم های خاص هستند) بهش حمله نکنند و فحش ندن، یک لگدی هم به احمدی نژاد می زنه ؟!
    چه لزومی داشت که در این مطلب که به دفاع از احمدی نژاد وارد شده اید، حتما ذکر کنید که “از احمدی نژاد دلخورید” و لینک مطلب دیگرتون رو قرار بدید ؟‍!

  7. باسمه تعالی

    با سلام خدمت استاد محترم حاج آقای سوزنچی
    از یادداشت عالمانه و دور از تعصب شما سپاسگزارم لکن نکته ای به ذهنم می رسد و آن این که درست است که جناب آقای خاتمی روحانی است و از او انتظار بیشتری میرود که نسبت به شعایر دینی ملتزم باشد اما همانطور که خودتان هم در یادداشت اشاره فرمودید آقای احمدی نژاد هم داعیه دینمداری و احیای ارزش های دینی را به عنوان علم و شعار خویش قرار داده بود و اگر از وی انتظار رعایت امور دینی و مذهبی بیش از دیگران نرود کمتر نیست …

    ارادتمند

  8. برعکس آقا میثم عزیز به نظرم حتی اون عبارت “گویی” هم باید حذف بشه در این جمله.
    وقتی مصادیق بسیاری از این گونه رفتارها و صحبتها رو می بینیم و دیدیم دیگه جای شک و تردید نیست.
    یادمه ۸ سال پیش دکتر ترکشدوز مقاله ای نوشته بود و تیتری زده بود با این عنوان:
    با اسلام امام به نزاع هاشمی آمده اید یا با اسلام انجمن حجتیه…
    در مورد عکس هم موارد مشابه قبلی کافی است برای اینکه بدانیم این مسائل عجیب نیست اگر صحت داشته باشد.
    حاج آقای پناهیان هم شام غریبان حضرت زهرا در حسینیه امام خمینی در محضر حضرت آقا بحث ولایت گریزی ایشون رو مطرح کردند به بهانه عدالت و منهای روحانیت بودنشون هم که کاملا مشخص است.
    خدا خیرتون بده حاج آقای سوزنچی..دعاگوییم.

  9. با سلام.
    حرف های شما درست است اما فکر می کنم بیشتر به این علت است که به ذهنیت مردم توجه نکرده اید !
    اولا : مردم احمدی نژاد بی لباس را خیلی بیشتر از خاتمی با لباس نماینده ی بچه مسلمانی می دانند ! و این اتفاقا خطرناک تر است ! قیاس شما اشتباه است ! اگر احمدی نژاد فعلی ملبس هم بود فاجعه بود ولی با اینکه ملبس نیست، نماینده ی تفکر انقلابی و مذهبی و اسلامی است و عمیقا تلاش می کند که اسلام مطلوب خودش را عرضه کند و خود بهتر استادید که نفاق این تفکر خطرناک و بلکه از خطرناک ترین هاست! تایید می فرمایید؟
    دوما : حرف آقای زائری درست است ! مردم این سوال را زیاد از یکدیگر می پرسند و پاسخ آن بسیار ناراحتت کننده است : «راستی برادران و خواهران ارزش‌گرا و آرمانخواهی که به خاطر سر سوزنی احتمال خطا و اشتباه در دوره سازندگی و اصلاحات کشور را به هم می‌ریختند به کدام پستو خزیده‌اند؟»
    بسیاری از عوام این روزها یقین دارند که جریان مذهبی و انقلابی هم دنبال قدرت بوده و انتقاداتش دردمندانه ی از سر درد نبوده بلکه از درد فراغ قدرت بوده است !! تو گویی رقص محلی و آواز زنان و لمس نامحرم وقتی ایراد است که از جانب آن یکی تیم باشد!!! آیا ما گرفتار حزبی گرایی ای نشدیه ایم که امام و آقا آن را منفور می دارند؟ همان نگاهی که ایرادات خودی را به زبان نمی آورد اما اشکالات دیگری را فریاد می کند؟ براستی اگر درست متوجه نیت انتشار دهندگان این عکس نشده اید، به شما می گویم بخواهید یا نخواهید عده ای از بچه مسلمان ها هم هستند که می خواهند فریاد بکشند تا مثل احزاب به نظر نیایند ! بچه مسلمان هایی که درد دین دارند و ملاک برایشان افراد نیست ! این گروه هم بین کسانی که عکس را منتشر کرده اند وجود دارند ! این یک حقیقت است!! قبول ندارید؟
    سوم : دین تاکید کرده حسن ظن داشته باشیم اما گاهی دفاع های غرق شده در حسن ظن! بیشتر طرف را لجن مال می کند! معلوم است که عکس حقیقی است ! دفاع مسخره معاون رئیس جمهور و تکذیب وی و بلافاصله بیان حادثه !! خنده دار، مزحک و ضد تبلیغ است و اثبات می کند علاوه بر اینکه این گروه هر کاری دلش بخواد می کند، به نظر می آورد که ایشان و معاونشان از عقل و منطق مناسبی هم برخوردار نیستند که اینطور توجیه می کنند! بهترین راه در اینگونه مواقع صداقت خالصانه و دفاع از حقیقت است تا حداقل عقل و شعور کسانی که اشتباه کرده اند زیر سوال نرود!
    چهارم و از همه مهم تر اینکه :
    در پس زمینه ی تمامی اظهار نظر ها ، مردم وقایع را طور دیگری هم دنبال می کنند ! کم نیستند کسانی که اعتقاد دارند : «بیا! کار کسی که آنطور روبروی علما ایستاد و نظر داد به همین جا هم ختم می شود»
    دقت کنید ! وقتی این جمله را می شنوید فکر نکنید که مردم فقط خود او را مقصر می دانند بلکه همه ی ما می دانیم که خداوند عالم بینی حکمرانان فاسد و مغرور را که مضر به حال اسلامند به خاک می مالد و یا حداقل گوشمالی اشان می دهد!
    وقتی که کسی مغرورانه همه چیز را به خودش نسبت داد و اشتباهاتش را نپذیرفت …
    شاید شما هم شنیده باشید که این روزها می گویند : محمود که عکس می گرفتی همه عمر! (اشاره به افشاگری ها و بداخلاقی ها) دیدی که چگونه عکس محمود گرفت؟!؟
    آقای سوزنچی عزیز ! خیلی ها این بلایی که سر احمدی نژاد آمد، تقصیر رفتاری می دانند که او با دیگران داشته ! اعم از رفتار اخیرش در مجلس که به فرموده ی رهبری خلاف شرع وو اخلاق بوده است!
    لطفا مطالب حقیر را غلط گیری بفرمایید. منتظر نظر شما هستم.

  10. کاش می شد مقاله ای نوشت که ترکیبی از مقاله آقای سوزن چی و آقای زائری باشد. آقای سوزنچی در این مقاله تنها به موضوع عکس پرداخته اند و به نکات آقای زائری در انتهای مقاله ایشان در مورد تعابیر احمدی نژاد درباره چاوز اشاره ای نکرده اند. حداقل می شود گفت که شاید تعابیر احمدی نژاد و کارهایی مثل اعلام عزاداری عمومی فعالیت هایی است که ناشی از بروز تفکر و اندیشه ی غلط احمدی نژاد در همان زمینه هایی است که آقای سوزن چی اشاره کرده اند و آقای سوزن چی باید به این موضوع هم می پرداختند.

  11. متاسفانه ادبيات شما هم مثل ادبيات آقاي احمدي نژاد است.با محكوم كردن ديگران سعي در رفع اتهام نكنيد آقا..اينكه خاتمي چه كرد مهم نيست،اينكه احمدي نژاد چه ميكند مهم است

  12. استاد گرامی، جناب آقای سوزنچی، در کنار مطالبی که مطرح نموده اید؛ این پرسش قابل طرح است که چرا تکذیب صورت گرفته توسط مسؤولان به راحتی مورد پذیرش قرار نمی گیرد؟ و عموماً با بی اعتنایی مواجه می شود؟ در جستجوی پاسخ پرسش یاد شده، ناچاریم از عملکرد برخی مسؤولان سراغ بگیریم که با بروز رفتارهای مکرر غیر صادقانه و غیر مسؤولانه، موجب شدند که اعتماد به قول و سخن آنها غیر عاقلانه جلوه کند.
    ماجرای «هاله نور» را که به یاد دارید، تکذیب شد و تکذیب آن نیز تکذیب شد! برکناری وزیر بهداشت تکذیب شد و در عمل شایعه برکناری محقق شد. مضحکه قول شرافت آقای مرتضوی هم بی ارتباط با موضوع نیست. اختلاف اقوال در مورد چرایی برکناری وزیر امور خارجه نیز حتما در کاستن از وزن اعتماد به سخن مسؤولان نقش دارد. وقتی صاحبان قول و سخن برای قول و سخن خود ارزشی قائل نیستند چرا افکار عمومی ارزش قائل شوند؟
    وقتی کسی از طرح شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی آبرو و جایگاه پیدا می کند و بعد خود برای اطرافیانش خط قرمز قائل می گردد چرا من و امثال من نباید در صداقت او شک کنیم؟ واقعیت این است که در مورد برخی مسؤولان – مستند به رفتارشان – الفاظی را که به کار می برند مانند انسان کامل و اخلاق و مهرورزی و عدالت و قانون و همکاری و … به کلی از معنا تهی هستند. قابل قبول نیست که به زور معنا بر اراده گوینده تحمیل کنیم.
    آقای دکتر سوزنچی، شما خیلی خوب هستید. شاید به خاطر همین خوب بودن، واقعیت های تلخ را نمی بینید. قبلا به دوستان میگفتم اگر خبری شنیدید، چند روزی صبر کنید و آن را نقل نکنید شاید تکذیب شود! متأسفانه کار به جایی رسیده که در مورد تکذیب هم چند روزی باید صبر کنیم، شاید تکذیب هم تکذیب شود!! ارادتمند/ بابایی

  13. سلامنقد شما واقعا بسیار منصفانه بود و خیلی آموزنده ولی استاد می خواستم خواهش کنم در مطلبی بصورت تحلیلی دلایل و نشانه هایی که دال بر انحراف احمدی نژاد و اعتقاد او به اسلام منهای روحانیت است را بیان کنید.

  14. سلام استادسوزنچی
    بنده درحوزه علمیه امام رضا شهرستان میاندوآب استان آذربایچان غربی مشغول تدریس درحوزه ام.

    مباحثی مشابه مباحث حضرت عالی درکلاس در اصول فقه سال ششم بحث کردیم.
    امروز واقعا خوشحالم که یک کسی مثل استادسوزنچی مطالبی به قلم آورده که با دیدی اجتهادی ومنصفانه مساله را بررسی کرده است.برخی طرف را له می کنند ومسائل غیر علمی مطرح می کنند.

    امیدوارم مارا دراز دعای خیرتان محروم نفرمایید.ضمنا مطالب را دانلود کردم تادراختیار طلاب عزیز واساتید قرار دهم.
    دعاگوی شماهستیم.

  15. با سلام

    چه لزومی داشت که احمدی نژاد رئیس جمهور مقتدرترین حکومت منطقه و تنها حکومت شیعی دنیا بر تابوت یک انسان مرده سوسیال دموکرات همچون چاوز بوسه بزند؟

    آیا اگر این عمل به حساب حکومت و دین و مذهب گذاشته شود نادرست است؟

    • سلام علیکم
      بر تابوت یک سوسیالیست مرده هیچ لزومی نداشت، اما بر تابوت یک انسان شریف که دغدغه مبارزه با طاغوتهای زمان خود را داشت و در مقابل مستکبرین می ایستاد، به نظرم کار بدی نبود. البته نظر من نظر شخصی است.

پاسخ دادن به دعبل کرمانشاهی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*