وجودشناسی خانواده، نمونه‌ای از کاربرد فلسفه صدرایی در مطالعات اجتماعی

چکيده بحث

در طبقه‌بندي‌ سنتي علوم، علم «تدبير منزل» در عرض و مستقل از علم «سياست مدن» قرار مي‌گرفت. اما در دوره مدرن عملا تفاوت بنيادين موضوع «خانواده» با «جامعه» نفي مي‌شود و مباحث مربوط به خانواده صرفا از منظر فردي محض يا همچون يكي از روابط  اجتماعي و مدني انسانها (با عناويني همچون روان‌شناسي خانواده يا جامعه‌شناسي خانواده)‌ مورد بحث قرار مي‌گيرد. مساله اين است: آیا خانواده همانند اغلب سازمانها و شركت‌هاي اجتماعي فقط ناشی از یک اعتبار و قرارداد اجتماعی است یا ابعاد وجود شناختی‌ای در پس این واقعیت نهفته است؟

در این مقاله تلاش شده از منظر وجودشناختی نگاهی به پدیده‌ای به نام خانواده و در واقع نگاهی به بُعد خانوادگیِ وجود انسان افكنده شود؛ اما با توجه به نامتعارف بودن ترکیب «وجودشناسی» و «خانواده» لازم بوده كه ابتدا بحثي كلي درباره «نگاه وجودشناسانه» به اشیا مطرح گردد، سپس امكان فلسفي «وجودشناسي خانواده» اثبات گردد و با استخراج برخي از لوازم نگاه وجودشناختي ماترياليستي‌ كه بر فضاي مطالعات مدرن حاكم است، به اهم استلزامات وجودشناختي فلسفه صدرايي در عرصه شناخت خانواده اشاره شود و از باب نمونه به برخي از ثمرات شيوع اين نگاه در عرصه مطالعات حقوقي اشاره شود تا معلوم گردد كه اين نگاه مي‌تواند زيربناي معرفتي لازم براي رفع بحران خانواده و تقويت پيوند خانوادگي در زندگي معاصر را تدارک بيند.

کليدواژه‌ها: وجودشناسي، خانواده، بحران خانواده، تدبير منزل، فلسفه اسلامي، فمينيسم، اومانيسم، ليبراليسم، روان‌شناسي خانواده، جامعه‌شناسي خانواده

دریافت فایل PDF

بازدیدها: ۱۸۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*