مرز ظریف خرافه‌‌ستیزی و انکار حقیقت،تاملی درباره «خرافات و ویروس کرونا»

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیرا یادداشتی در کانال تلگرامی مدرسه آزادفکری منتشر شده با عنوان «خرافات و ویروس کرونا» ناظر به رفتار ناپسند شخصی در حرم امام رضا ع. نویسنده محترم ضمن اعتراض بر حوزویان که چرا در برابر این خرافات سکوت می‌کنید، به بهانه نقد این رفتار، مقدس بودن زیارتگاه‌ها و شفادهی اولیای خدا را منکر شده است.

از اشتباهات بزرگ این است که به خاطر سوءاستفاده از یک امر حق، به مقابله با اصل آن اقدام شود. هر حقیقتی زمینه سوء استفاده دارد؛ نباید به خاطر این سوء استفاده‌ها خود آن حقیقت را زیر سوال برد. مثلا قرآن کریم حاوی بالاترین حقایق است؛ آیا چون امثال معاویه از آن سوءاستفاده می کردند، باید خود قرآن را کنار بگذاریم؟!

چندی پیش شخصی با تظاهر به دیانت، رفتار ناپسندی انجام داد و بسیاری از روحانیون علیه اقدام وی موضع گرفتند، از جمله خود حقیر؛ (موضع‌گیری بنده همان ایام با عنوان “تاکید «عقلانیت شیعی» بر رعایت بهداشت و مسائل پزشکی” منتشر شد)

اما وقوع این رفتار نادرست، نباید بهانه شود که ما اصل مقدس بودن زیارتگاه‌های اولیای دین و یا شفا یافتن انسانها با عنایت اولیاء الله را انکار کنیم.

مقدس بودن زیارتگاه‌های اولیای دین از مسائلی است که در قرآن کریم مورد تأکید بوده است تا حدی که در داستان اصحاب کهف، خداوند از برتری و پیروزی کسانی یاد می‌کند که مقبره آنان را مسجد و عبادتگاه قرار دادند (کهف/۲۱)[۱]. (در شیعه هم زیارتگاه‌ها همواره به عنوان محل عبادت خدا مطرح می‌شده، از این رو، مهمترین توصیه دینی در هر زیارتگاهی، ادای «نماز» زیارت است.)

آیا آرامگاهها صرفا چون ساختمان‌اند مقدس نیستند. خوب، کعبه هم یک ساختمان است؛ همه مساجد هم ساختمان‌اند! به علاوه، فرق «محترم» و «مقدس» بودن در چیست؟ اگر به خاطر ساختمان بودن مقدس نیستند، محترم هم نیستند! مقدس و محترم بودن یک مکان به خاطر نسبتی است که با یک امر مقدس و محترم برقرار می‌کند؛ همان گونه که مساجد، کلیساها، کنیسه‌ها به خاطر نسبتی که با خداوند برقرار می‌کنند (محل عبادت خداوندند) مقدس می‌شوند (تقدس و احترام سایر اماکن دینی هم در اسلام مورد تاکید بوده است؛ سوره حج/ آیه۴۰)، مکان‌هایی هم که نسبتی واضح با اولیای خدا برقرار می‌کنند، محترم و مقدس می‌شوند. بله، تفاوت محترم و مقدس در این است که امر مقدس حتما وجهه دینی و الهی دارد؛ ولی چیزی که محترم است، اما مقدس نیست، وجهه الهی و دینی ندارد و فقط در عرف روابط انسانی ارزشمند است، مانند ساختمان سفارت هر کشور در کشور دیگر، (مادام که روابط حسنه‌ای بین دو کشور برقرار است) که فقط محترم است، نه مقدس.

شفابخشی اولیاء الله نیز نه‌تنها در روایات متعدد نقل شده – که برای اهل تحقیق، تواتر معنوی، بلکه تواتر لفظی آنها قابل انکار نیست –، بلکه وقوع آن در همین زمان هم بقدری زیاد بوده است، که منصفی را توان انکار آن نیست؛ مگر آنکه از این موارد بی‌اطلاع باشد. کافی است سری به دفتر امور شفایافتگان حرم امام رضا علیه‌السلام بزنید و موارد متعددی از بیماری‌های لاعلاجی که به عنایت ایشان شفا یافته و مورد تایید پزشکان معتبر ایرانی و غیرایرانی بوده مشاهده کنید. حکایات شفای تربت امام حسین ع هم که معروف‌تر است.

ریشه مساله هم در این است که شفا در دست خداست (سوره شعراء، آیه۸۰) و خداوند عوامل متعددی را برای شفا قرار داده: راه عادی آن مراجعه به پزشک و استفاده از داروهای مربوطه است؛ اما وجود این راه دلیلی برای انکار راه‌های دیگر نیست؛ چنانکه در آموزه‌های تمامی ادیان الهی، بر دعا برای شفا یافتن هم تاکید شده است.

آری، قرار نیست چنین شفا دادن‌هایی در زندگی انسانها جایگزین جای روند عادی درمان شود. در حدیث است که شخصی مریض شد و به امید شفادهی خداوند به درمان اقدام نکرد. خداوند به پیامبر زمانش وحی کرد که به او بگو تو را شفا نمی دهم چون می‌خواهی نظامی را که من برای درمان قرار داده‌ام یکسره انکار کنی. به همین جهت است که -چنانکه در یادداشت فوق هم گفته‌ام- با اینکه فراوان‌اند مواردی که افرادی با عنایت اهل بیت ع شفا یافته‌اند، اما آنها این کار را رویه‌ای به جای درمان عادی قرار نمی دادند؛ و از این رو بود که پزشک بر بالین خود ایشان هم حاضر می‌شد.

اگر ما با اقدام موهن آن شخص مخالفیم، نه از این جهت که عنایت اهل بیت ع در شفا دادن را ناممکن می دانیم، بلکه با این مخالفیم که کسی نظام خلقت و دین را به مسخره بگیرد و یک امری را که برای شرایط خاص است، جایگزین نظام و رویه‌ای کند که خود خداوند در جهان قرار داده است.


[۱] . درباره این آیه قبلا به تفصیل بحث کرده‌ام: http://yekaye.ir/al-kahf-18-21/

بازدیدها: 424

چرا باید از ویروس کرونا متشکر باشیم؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

پرده اول

در میان حقایق عالم، بدیهی‌ترین حقیقت، که هیچکس نمی‌تواند انکارش کند «مرگ» است! همه می‌میریم؛ با هر سابقه‌ای؛ با هر امکاناتی، با هر پست و مقامی.

در قبال مرگ دو راه بیشتر نداریم: یا آن را نادیده بگیریم تا غافلگیرمان کند؛ و یا اینکه آن را جدی بگیریم و آماده‌اش شویم. کسی که به دنیا دل بسته، می‌کوشد دائما مرگ را نادیده بگیرد؛ اما زندگی وقتی واقعا زندگی است، که مرگ هم نتواند به آن آسیب برساند؛ پس تنها کسانی واقعا زندگی می‌کنند که از مرگ نترسند. اگر قبلا در کتابها می‌خواندیم که بزرگترین مرد عالَم فرمود «به خدا سوگند، انس پسر ابوطالب با مرگ بیش از انس کودک به سینه مادر است» (نهج‌البلاغه، خطبه۵)؛ نمردیم و شاگردی از آن مکتب به نام حاج قاسم را دیدیم، که نه‌تنها از مرگ نمی ترسید، بلکه همواره آماده، بلکه مشتاق آن بود؛ و به جرات می‌توان گفت: اگر معدود افرادی باشند که بتوان قسم خورد که آن گونه که باید و شاید زندگی کرده‌اند، قطعا حاج قاسم ما یکی از آنهاست.

پرده دوم

  1. خداوند نظام دنیا را طوری آفریده که هر انسانی می‌میرد. اجل هرکس معلوم است و وقتی اجلش سررسد لحظه‌ای جلو یا عقب نمی‌افتد (اعراف/۳۴)
  2. می‌گویند وقتی خداوند حضرت عزرائیل را مأمور مرگ انسانها قرار داد، گلایه کرد که در این صورت مردم از من بیزار می‌شوند. خداوند فرمود نظام عالم را طوری قرار می‌دهم که مرگ هرکس به یک عامل طبیعی مربوط شود تا کسی تو را مقصر ندارد. صرف نظر از صحت و سقم این روایت، حقیقتی در پس این داستان هست: انسانها بخواهند یا نخواهند می‌میرند؛ و عوامل مختلفی مرگ آنها را رقم می‌زند.
  3. احتمال مرگ بر اثر ابتلا به کرونا را ۲ درصد دانسته‌اند و همه کشورهای در حال اجرای مراقبتهای شدید برای محدود کردن آن‌اند. در حالی که سالانه حدود ۳ تا ۵ میلیون نفر به بیماری آنفولانزا مبتلا شده و از این تعداد سالیانه بین ۲۹۰ تا ۶۵۰ هزار نفر در جهان در اثر ابتلا به آن می‌میرنند [یعنی مرگ بیش از ۱۰ درصد مبتلایان] (یورونیوز)؛ ویا آمار سالیانه مرگ بر اثر تصادفات رانندگی رقمی میلیونی است (ویکی‌پدیا)؛ یعنی بعید است ویروس کرونا تغییر چندانی در آمار مرگ و میر انسانها ایجاد کند.

اکنون:

اگر قرار است همه بمیرند، و اگر عوامل خارجی در مرگ ما موثر است؛ و اگر ویروس کرونا تنها یکی از عوامل است که در مقایسه با سایر عوامل نقش مهمتری هم ندارد، چرا این همه هیاهو ایجاد کرده است؟!

پرده سوم

به نظر می‌رسد اساس زندگی مدرن بر غفلت است. همه مشغول اموری هستیم که در حقیقت وجود ما جایی نخواهد داشت. برخی در پی جمع‌آوری مال و ثروت، عده‌ای دنبال پست و مقام، برخی در پی شهوت و شهرت؛ و جماعتی هم مبتلا به زن و فرزند.

در منطق اسلام، همراه هر سختی‌ای راحتی‌ای هست (سوره انشراح، آیه۵)؛ چه‌بسا چیزی را که ناخوش می‌دارید اما خیر فراوان در آن است (سوره نساء/ آیه۱۹؛ سوره بقره، آیه۲۱۶). این ویروس هم، علی‌رغم همه بدی‌هایش، با آمدنش در این دوره غفلت‌زدگی، همه را به یاد مرگ انداخته است؛ و این خواب انسانهایی را که به نادیده گرفتن مرگ، عادت کرده‌اند، برهم می‌زند. او احتمالا اثر چندانی در آمار مرگ و میر نخواهد گذاشت؛ اما آمده تا محکی باشد برای عیارسنجی زندگی ما، و بلکه عیاری باشد برای شعارهایی که می‌دهیم و ادعاهایمان. آمده تا ما را – قبل از اینکه به رسوایی در محشر گرفتار شویم- در پیشگاه خودمان رسوا کند. و مرگ را که واقعیتی انکارناپذیر است و دائما می‌کوشیم آن را به فراموشی بسپاریم، جلوی چشم ما قرار دهد تا قد و قواره خود را درست ببینیم و قدر و قیمت خود را دقیق بشناسیم. آمده تا به ما بفهماند که نه‌تنها حاج قاسم، بلکه تمامی آن مدافعان حرم که به استقبال مرگ می‌روند، چقدر بزرگتر از مایند و ما چه اندازه حقیریم. آمده تا …

آینه چون روی تو بنمود راست ….

بله، امروزه همگان دست به دست هم داده‌اند که به ما گوشزد کنند که توصیه‌های بهداشتی برای حفاظت از جسممان را جدی بگیریم؛ از همه‌شان ممنونیم و سعی می‌کنیم به این توصیه‌ها گوش دهیم.

اما شاید این ویروس هم آمده که با یادآوری واقعیتی به نام مرگ – که فراموشی‌اش زندگی‌ها را پوچ، و  جدی گرفتنش معنای زندگی را عمق می‌بخشد – به ما تذکر دهد که توصیه‌های بهداشتی برای حفاظت از روحمان را هم جدی بگیریم. آیا نباید از او هم ممنون باشیم؟!

بازدیدها: 73