اسم امام علی (ع) در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان ما به غلط معروف شده که اسم حضرت علی علیه‌السلام در قرآن نیامده است؛ ادعایی که بقدری تکرار شده، همه باور کرده‌ایم و هرجا اسم ایشان را در قرآن ببینیم، آن را ترجمه می‌کنیم!

اوایل رمضان سال جاری دوستی گفت نام حضرت علی در قرآن کریم آمده است. شب ۱۹ رمضان در این زمینه تحقیقی کردم و حاصل را در روز ۱۹ رمضان سال جاری در مسجد دانشگاه بوعلی‌سینای همدان ارائه کردم. شب ۲۱ رمضان مطلب را مقداری تکمیل کرده و در سایتم نوشتم.[۱] نقدهایی بر آن شد که با توجه به آن نقدها اکنون مطلب اصلاح‌شده تقدیم می‌‌شود. خلاصه ادعای مقاله حاضر این است که اگرچه در موارد متعددی کلمه «علی» در قرآن کریم به معنای «عالی و بلندمرتبه» به کار رفته، اما می‌توان گفت که لااقل در دوجای قرآن کریم (یعنی آیه ۵۰ سوره مریم و آیه ۴ سوره زخرف)، مراد از کلمه «علی»، حضرت علی علیه السلام است. مطالعه ادامه مطلب در فضای وب

دریافت فایل Html          دریافت فایل PDF

[۱]. فایل یادداشت قبلی همراه با نظراتی که ذیل آن مطرح شده بود را  از اینجا (با وارد کردن عدد ۱۱۱۱) می‌توانید دریافت کنید.

بازدیدها: ۳۲۶۹

18 Replies to “اسم امام علی (ع) در قرآن کریم”

  1. سلام علیکم
    وقتی رمز را وارد میکنیم اتفاقی نمی افتد؛ ظاهراً رمز اشتباه است.
    و یک سوال که میتوانید پاسخ ندهید:
    با توجه به اینکه شما رمز مطلب را در اینجا در اختیار مخاطب گذاشته اید؛ فلسفه رمزدار کردن مطلب چه بوده است؟ چون مطلب را وقتی رمزدار می کنند؛ که نمی خواهند همه ببینند و فقط میخواهند قشر خاص و محدودی ببینند.

    • سلام علیکم رمز چهاربار عدد ۱ است. از خارج سایتم امتحان کردم عمل کرد نمی دانم چرا برای شما مشکل پیش آمده.
      علتش این است که می خواهم اگر کسی به طور اتفاقی وارد شد این مطلب جدید را بخواند و تنها کسانی که علاقمند به بررسی بیشترند آن را بخوانند.

  2. سلام علیکم
    ممنون از پاسختان
    الان خودم مجدداً امتحان کردم؛ دیدم باید چهار بار عدد ۱ را به انگلیسی می نوشم نه فارسی و من تا کنون به فارسی می نوشم.
    در واقع رمز ۱۱۱۱ است نه ۱۱۱۱.
    خب است این مطلب را به سایر مخاطبین نیز گوشزد بفرمائید.

  3. آقای توکلی (با عنوان عبد منیب) نقدی بر مطلب قبلی بنده در وبلاگ خود به آدرس زیر نوشته اند:
    http://abdemonib.blog.ir/1393/05/22/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
    بنده از ایشان خواستم مطالب جدیدم را مطالعه کنندو نقد کنند و ایشان در ذیل مطلب قبلی بنده مطالبی در نقد مطلب جدید بنده نوشته اند که مناسب بود در اینجا می نوشتند. کسانی که مایل به تعقیب این گفتگو هستند می توانند به ذیل یادداشت قبلی مراجعه کنند. از این لینک می توانید وارد یادداشت قبلی بشوید. یادآوری می شود که رمز ورودش ۱۱۱۱ است که ظاهرا اعدادش باید در حالی که تنظیمات رایانه روی حالت انگلیسی است تایپ شود.http://www.souzanchi.ir/imam-alis-name-in-holy-quran/

  4. سلام استاد . مقاله بسیار ارزشمندی بود اما به نظر حقیر حتی اگر طبق بیانات شما بپذیریم نام مولا در قرآن آمده است باز هم مساله اصلی در جای خود باقی است و آن عبارت است از اینکه نام علی علیه السلام به گونه ای در قرآن آمده که هم می توان آن را نام شخص دانست و هم می توان معنای دیگری برای قائل شد( علو و متعالی و…) و مسئله دقیقا همین است که چرا در قرآن نام علی علیه السلام و دیگر ائمه اطهار به روشنی و به گونه ای که قابل تاویل و دوپهلو نباشد مطرح نشده است . به نظر این حقیر در این مورد عمدی در کار بوده که مهمترین آن عبارت است از جدایی مومنین ناب و آنها که پیامبر را ولی حقیقی خود دانسته و حرف او را عین قرآن معتبر و لازم الاطاعه می دانستند از منافقین چنانچه قرآن به زیبایی و ظرافت هرچه تمام تر می فرماید:وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ “ما أَنْزَلَ اللَّهُ” وَ إِلَى ” الرَّسُولِ ” رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ ” عَنْكَ ” صُدُودا (نساء ۶۱)
    و نیز امام صادق ع طبق روایتی به همین مضمون اشاره فرموده اند؛ ایشان در حدیثی که ابوبصیر آن را نقل کرده است در پاسخ به سوالی به این مضمون که مردم می پرسند چرا قرآن، علی ع و اهل بیتش را به نام معرفی نکرده است فرمودند: آیه نماز که نازل شد اسمی از ۳ رکعت و ۴ رکعت نبرد و این رسول خدا ص بود که آن را برای آنها تفسیر کرد، همچنین آیات زکات و حج و… این آیه را نیز باید رسول خدا برای ایشان تفسیر کند و….(ادامه روایت) (ر ک غایه المرام (ط قدیم) ص ۲۶۵ ج ۳)

  5. سلام علیکم
    چندی پیش توفیقی دست داد در نجف اشرف بودم و در زیارات حضرت برخورد کردم که آیه دوم هم در زیارت ششم و هم در زیارت هفتم آمده است و جالب اینکه در زیارت ششم، تعبیر این است که این مطلب معنای محکم آیه است (یعنی آیه با این معنا که منظور از علی در آن اشاره به حضرت علی علیه السلام است، به عنوان یک آیه محکم و آیه متشابه معرفی شده است) بعد که برگشتم دیدم هر دو زیارت در بحار الانوار موجود است و زیارت ششم از زیارات معروفی است که ابن‌المشهدی هم کتاب المزار الکبیر خود آورده است و نمی دانم چرا در جستجوی نرم افزاری ذیل آیه مذکور، این دو زیارت را نیاورد.
    در هر صورت این دو مورد را هم می توان به موارد قبلی افزود:

    مفاتیح الجنان زیارت ششم: السَّلَامُ عَلَى صَاحِبِ الدَّلَالاتِ وَ الْآيَاتِ الْبَاهِرَاتِ وَ الْمُعْجِزَاتِ الْقَاهِرَاتِ، الْمُنْجِي مِنَ الْهَلَكَاتِ، الَّذِي ذَكَرَهُ اللَّهُ فِي مُحْكَمِ الْآيَاتِ، فَقَالَ تَعَالَى «وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» (المزار الاکبیر لابن المشهدی ص۲۱۸؛ بحارالانوار ج۹۷ ص۳۰۶)

    مفاتیح الجنان، زیارت هفتمِ: السَّلَامُ عَلَى مَنْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيم‏ (بحار الانوار، ج۹۷ ص۳۰۳)

  6. استاد بزرگوار سلام و عرض ارادت، اگر بخوام در پایان نامه از مقاله شما به عنوان منبع استفاده کنم به چه آدرسی ارجاع بدم؟

    • سلام علیکم
      فعلا به آدرس سایت، مگر اینکه فرصت کنم و آن را در قالب کتاب یا مقاله در مجله خاصی منتشر کنم که هنوز این کار را نکرده ام.

  7. باسلام و ادب
    مقاله جنابعالی تحت عنوان اسم امام علی علیه السلام در قرآن را مطالعه نمودم و انگیزه ای شد که تحقیق حضرتعالی را تکمیل نموده و حاصل آن مقاله علمی پژوهشی شده که مایلم آن را برای جنابعالی ایمیل نمایم تا پس از رفع اشکالات، آن را مشترکا جهت چاپ در یک نشریه پژوهشی ارسال نماییم.
    لطفا ایمیلتان را جهت ارسال فایل مقاله برای بنده ایمیل نمایید.
    باتشکر
    محمدهادی قهاری کرمانی
    استادیار دانشگاه شهیدباهنر کرمان
    ۱۲ آذر ۱۳۹۶

    • سلام علیکم
      ایمیل حقیر در قسمت «درباره ما» موجود است.
      البته چندی پیش شخص دیگری در قالب مقاله علمی پژوهشی کاری انجام داده بود که بزودی چاپ می شود یادم نیست کدام نشریه بود

  8. شواهدی از تفسیر این آیات و تطبیقش در امام علی ع از اهل سنت:

    البصائر والذخائر (۲/ ۲۳۰)
    المؤلف: أبو حيان التوحيدي، علي بن محمد بن العباس (المتوفى: نحو ۴۰۰هـ)
    وبين أيضاً صحة قول من تأول قول الله عز وجل ” وجعلنا لهم لسان صدق عليا ” مريم: ۵۰ أن المراد به علي بن أبي طالب عليه السلام؛ والقائل بهذا مقدم في النحو على طبقته في العلم، وهو ابن المراغي.

    الفلك الدائر على المثل السائر (۴/ ۲۱۷)
    المؤلف: عبد الحميد بن هبة الله بن محمد بن الحسين بن أبي الحديد، أبو حامد، عز الدين (المتوفى: ۶۵۶هـ)
    وأما رابعا فلأن غلاة الباطنية۱ الذين يقولون في قوله تعالى: {وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا} ۲ المراد به على بن أبي طالب أعذر في تأويلاتهم، وأقرب إلى الأذهان من هذا الرجل.

    نقل قول مکی در تفسیر ابوحیان هم در این زمینه جالب است:

    البحر المحيط في التفسير، ج‏۸، ص: ۱۶۸
    قال مكي: و قيل معنى سؤاله أن يكون من ذريته في آخر الزمان من يقوم بالحق، فأجيبت الدعوة في محمد عليه السلام، و هذا معنى حسن، إلا أن لفظ الآية لا يعطيه إلا بتحكم على اللفظ. انتهى.

    ضمنا آیه دیگری هم که اسم حضرت علی ع آمده آیه هذا صراط علی مستقیم است که بر اساس برخی از قرائتها به صورت «صراط علی» (مضاف و مضاف الیه)‌قرائت شده است و در کتب تفسیری ما هم به این اشاراتی شده که چون این قرائت بحث مجزا و مفصلی می طلبد و افرادی که با تعدد قرائات آشنا نیستند از آن شبهه تحریف برداشت می کنند بدان نپرداختم. اما نقل برخی از تفاسیر:

    تفسير فرات الكوفي، ص: ۱۳۷
    و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم‏
    «۱۶۳»- فرات قال حدثني جعفر بن محمد الفزاري معنعنا عن حمران قال: سمعت أبا جعفر ع يقول في قول الله تعالى و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون قال [أمير المؤمنين‏] علي [بن أبي طالب‏] و الأئمة من ولد فاطمة [الزهراء] ع هم صراطه [صراط الله‏] فمن أتاه سلك السبيل.
    «۱۶۴»- فرات قال حدثني محمد بن الحسن بن إبراهيم معنعنا عن أبي جعفر [ع‏] قال حدثنا أبو برزة قال: بينما نحن عند رسول الله ص إذ قال و أشار بيده إلى علي بن أبي طالب ع و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل [فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون‏] [إلى آخر الآية] فقال رجل أ ليس إنما يعني الله فضل هذا الصراط على ما سواه فقال النبي [رسول الله‏] ص هذا جوابك يا فلان أما قولك فضل الإسلام على ما سواه كذلك و أما قول الله هذا صراط علي مستقيم فإني قلت لربي مقبل [مقبلا] عن غزوة تبوك الأولى اللهم إني جعلت عليا ع بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة له من بعدي فصدق كلامي و أنجز وعدي‏ و اذكر عليا ع بالقلب كما ذكر [ت‏] هارون فإنك قد ذكرت اسمي في القرآن فقرأ آية فأنزل تصديق قولي فرسخ جسده من أهل هذه القبلة و تكذيب المشركين حيث [حتى حين‏] شكوا في منزل علي [بن أبي طالب ع‏] فنزل هذا صراط علي المستقيم و هو [هذا] جالس عندي فاقبلوا نصيحته و اسمعوا [و اقبلوا] قوله فإنه من يسبني يسبه [يسب‏] الله و من سب عليا ع فقد سبني.
    ۱۶۵- فرات قال حدثني جعفر بن محمد الفزاري معنعنا عن أبي مالك الأسدي قال: قلت لأبي جعفر ع [عن‏] قول الله تعالى و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل [فتفرق بكم عن سبيله‏] [إلى آخر الآية] قال فبسط أبو جعفر ع يده اليسار ثم دور فيها يده اليمنى ثم قال نحن صراطه المستقيم فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله يمينا و شمالا ثم خط بيده.

    بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۲۴، ص: ۱۴
    ۱۵- فر، تفسير فرات بن إبراهيم محمد بن الحسن بن إبراهيم معنعنا عن أبي برزة «۴» قال: بينما نحن عند رسول الله ص إذ قال و أشار بيده إلى علي بن أبي طالب و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل إلى آخر الآية فقال رجل أ ليس إنما يعني الله فضل هذا الصراط «۵» على ما سواه فقال النبي ص هذا جفاؤك يا فلان أما قولك فضل الإسلام على ما سواه فكذلك و أما قول الله هذا صراطي مستقيما فإني قلت لربي مقبلا عن غزوة تبوك الأولى اللهم إني جعلت عليا بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة له من بعدي فصدق كلامي و أنجز
    __________________________________________________
    (۱) تفسير القمي: ۴۲۵ فيه: على بن رئاب قال: قال لي أبو عبد الله عليه السلام:
    نحن و الله السبيل الذي امركم الله باتباعه و نحن و الله الصراط المستقيم: و نحن و الله الذين امر الله العباد بطاعتهم فمن شاء فليأخذ من هنا، و من شاء فليأخذ من هناك، لا يجدون و الله عنا محيصا انتهى.
    (۲) تفسير القمي: ۴۴۸ فيه: [لحائدون‏] و الآيتان في سورة المؤمنون: ۷۳ و ۷۴.
    (۳) تفسير العياشي ۱: ۳۸۴ و الآية في الانعام: ۱۵۳.
    (۴) في المصدر: محمد بن الحسين بن إبراهيم معنعنا عن أبي جعفر عليه السلام قال:
    حدثنا أبو برزة.
    (۵) في نسخة الكمباني: هذا الإسلام.

    بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۲۴، ص: ۱۵
    وعدي و اذكر عليا «۱» كما ذكرت هارون فإنك قد ذكرت اسمه في القرآن فقرأ آية فأنزل تصديق قولي «۲» هذا صراط علي مستقيم و هو هذا جالس عندي فاقبلوا نصيحته و اسمعوا قوله فإنه من يسبني يسبه الله «۳» و من سب عليا فقد سبني «۴».
    بيان: فقرأ آية أي قرأ رسول الله ص آياته من الآيات التي ذكر فيها هارون.
    – ۱۶- فر، تفسير فرات بن إبراهيم جعفر بن محمد الفزاري معنعنا عن أبي مالك الأسدي قال: قلت لأبي جعفر ع أسأله عن قول الله «۵» تعالى و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل إلى آخر الآية قال فبسط أبو جعفر ع يده «۶» اليسار ثم دور «۷» فيها يده اليمنى ثم قال نحن صراطه المستقيم فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله يمينا و شمالا ثم خط بيده «۸».
    ۱۷- فر، تفسير فرات بن إبراهيم جعفر بن محمد الفزاري معنعنا عن حمران قال سمعت أبا جعفر ع يقول في قول الله تعالى و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا
    __________________________________________________
    (۱) في المصدر: و اذكر عليا بالقرآن.
    (۲) في المصدر: فانرل تصديق قولي فرسخ حسده من أهل هذه القبلة و تكذيب المشركين حيث شكوا في منزلة علي عليه السلام فنزل: هذا.
    (۳) في المصدر: فانه من سبنى فقد سب الله.
    (۴) تفسير فرات: ۴۳. و الآية الأولى في الانعام: ۱۵۳ و الثانية في الحجر: ۴۱.
    (۵) في المصدر: قال قلت لابى جعفر عليه السلام: قول الله في كتابه.
    (۶) في المصدر: يده اليسرى.
    (۷) في حاشية نسخة الكمباني: هذا إشارة الى ان تعدد الأئمة عليهم السلام لا ينافى كونهم سبيلا واحدا لاتحاد حقيقتهم النورية و هياكلهم المعنوية كما روى عنهم من كونهم نورا واحدا:
    اولهم محمد و آخرهم محمد و كلهم محمد، و اما من يقابلهم عليهم السلام فكل منهم سبيل على انفراده يدعو لنفسه دون غيره، فأحدهم يأخذ يمينا و الآخر شمالا، فكل واحد منهم خط يقابل الآخر لاستحالة أن يكون الخطان واحدا بخلاف الدائرة لان كل جزء منها يجوز ان يفرض اولا و آخرا و وسطا فهي متشابهة الاجزاء يجوز اتصاف كل منها بصفة الآخر فتدبر.
    (۸) تفسير فرات: ۴۴.

    تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏۴، ص: ۴۸۵
    فرات «۱۲» قال: حدثني محمد بن الحسن بن إبراهيم «۱۳» معنعنا، عن أبي جعفر قال: حدثنا أبو برزة قال: بينما نحن عند رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- إذ قال، و أشار بيده إلى علي بن أبي طالب- عليه السلام-: و أن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل‏ (إلى آخر الآية). فقال رجل: أليس إنما يعني الله: فضل هذا الصراط على ما سواه؟ فقال النبي- صلى الله عليه و آله-: هذا جفاء بك «۱»، يا فلان. أما قولك: «فضل الإسلام على ما سواه» كذلك «۲». و أما قول الله: هذا صراط علي مستقيم فإني «۳» قال قلت لربي مقبل من «۴» غزوة تبوك الأولى: اللهم، إني جعلت عليا مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة له من بعدي. فصدق كلامي، و أنجز وعدي. و اذكر عليا [بالقرآن كما ذكرت‏] «۵» هارون، فإنك قد ذكرت اسمي في القرآن. فقرأ آية، فأنزل تصديق قولي، فرسخ حسده «۶» من أهل هذه القبلة، و تكذيب المشركين حتى شكوا في منزلة «۷» علي بن أبي طالب- عليه السلام-. فنزل «هذا صراط علي مستقيم» و هو هذا «۸» جالس عندي. فاقبلوا نصيحته «۹»، و اتبعوا «۱۰» قوله. فإنه من [سبني، فقد سب‏] «۱۱» الله. و من سب عليا، فقد سبني.
    __________________________________________________
    (۱) المصدر: جفاؤك.
    (۲) المصدر: فكذلك.
    (۳) كذا في المصدر، و النسخ: قال.
    (۴) المصدر: عن.
    (۵) كذا في المصدر، و النسخ: بالقلب كما ذكر.
    (۶) كذا في المصدر، و في «ج»: حيله، و في سائر النسخ: جسده.
    (۷) كذا في المصدر، و في النسخ: منزل.
    (۸) ليس في المصدر.
    (۹) كذا في المصدر، و في ج و ر: لنصيحته، و في سائر النسخ: النصيحة.
    (۱۰) المصدر: و أقبلوا.
    (۱۱) كذا في المصدر، و في النسخ: يسبني يسب.

  9. احادیث بسیار جالبی چند روز پیش برخوردم که کاملا موید این مقاله ای است که نوشتم بویژه دو حدیث آخرش

    تفسير العياشي، ج‏۱، ص: ۱۳
    ما عني به الأئمة من القرآن‏
    ۱- عن ابن مسكان قال: قال أبو عبد الله ع‏ من لم يعرف أمرنا من القرآن لم يتنكب الفتن‏ .
    ۲- عن حنان بن سدير عن أبيه قال: قال أبو جعفر ع‏ يا أبا الفضل لنا حق في كتاب الله المحكم من الله- لو محوه فقالوا ليس من عند الله- أو لم يعلموا لكان سواه‏ .
    ۳- عن محمد بن مسلم قال: قال أبو جعفر ع‏ يا محمد إذا سمعت الله ذكر أحدا من هذه الأمة بخير فنحن هم- و إذا سمعت الله ذكر قوما بسوء ممن مضى فهم عدونا .
    ۴- عن داود بن فرقد عمن أخبره عن أبي عبد الله ع قال‏ لو قد قرئ القرآن كما أنزل لألفيتنا فيه مسمين‏ .
    ۵- و قال سعيد بن الحسين الكندي عن أبي جعفر ع‏ بعد مسمين كما سمي من قبلنا .

  10. یکی از بزرگوارانی که برایش احترام ویژه ای قائلم درباره دیدگاه حقیر که در یک باشگاه هم به بحث گذاشته شده بود این نظر را داده اند

    نسبت به نفی و اثبات این مطلب، باید عرض کنم که بنده به شدت طرفدار امکان استعمال لفظ در اکثر از معنای واحد هستم، به نحو عام در حوزه ادبیات تمام بشر، و به نحو خاص در آیات قرآن کریم، و آنچه راجع به خصوص مدعای شما به ذهنم میرسد عدم توفر مجموعه قرائن مورد نیاز برای این استظهار جمعی در عصر حاضر است، و استظهار شخصی حرف دیگری است که ممکن است خود شخص بین خود و خدا به اطمینان برسد، اما نسبت به آینده بنابر بعض مبانی توضیح دور هرمنوتیک میتوان امیدوار بود که نسل‌های آینده بتوانند مدعای شما را بدون مشکل تصدیق کنند، و به نظر میرسد تشبیه دور هرمنوتیک در مرحله مقدماتی به دو مخروط مماس در رأس که محور مشترک دارند هر چند میتواند خوب باشد ولی نمیتواند وسعت امکان استعمال لفظ در اکثر معنا را تبیین کند، لذا به گمانم بهترین تنظیر برای توضیح این دور، تمسک به فضای سه بعدی است که در هر سه بعد، کروی یا شبه کروی است، یعنی یک هندسه نااقلیدسی بدون مرکز، شبیه فضای متناهی اما بیکران، که هر نقطه دقیقا میتواند مرکز باشد، یعنی میتوان تک تک عناصر ظاهری و غیر ظاهری متن را به منزله مرکز توضیح این دور در نظر گرفت.

    http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=2256523&postcount=443

پاسخ دادن به Hosein لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*