بررسی نظر دکتر کدیور درباره حجاب شرعی

دریافت فایل PDF                دریافت فایل HTML

ادامه مطلب بررسی نظر دکتر کدیور درباره حجاب شرعی

درباره عکس منتشر شده از احمدی‌ن‍ژاد و مادر چاوز

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (سوره مائده، آیه۸)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید در زمره کسانی باشید که برای خدا قیام می‌کنند و به قسط و عدل شهادت می‌دهند؛ و بدی‌های گروهی موجب نشود که شما (در قضاوتتان در مورد آنها) از مسیر عدالت خارج شوید؛ عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیکتر است؛ و از خدا بترسید که خداوند به آنچه انجام می‌دهید کاملا آگاه است.

کسانی که آخرین یادداشت سیاسی مرا دیده‌اند، از شدت دلخوری حقیر از کار خلاف شرع و اخلاق و ‌قانونی که چندی پیش آقای احمدی‌نژاد مرتکب شد، آگاهند. امروز با عکسی از ایشان مواجه شدم که حدس زدم بلافاصله خبرساز می‌شود و بعد یادداشتی از برادر عزیزمان آقای زائری در سایت الف مشاهده کردم که بر ناراحتی‌ام افزود. لذا تذکر چند مطلب را ضروری دیدم:

مصاحبه با سایت مهرخانه درباره زن و خانواده

–     به نظر شما در حوزه زنان و خانواده جامعه ما نیازی به احیا نگاه شهید مطهری دارد؟ اگر جواب شما مثبت استٰ ویژگیهای نگاه ایشان چیست که عدم وجود این نگاه باعث ایجاد یک سری خلا هایی در این حوزه شده است؟

شهید مطهری چند ویژگی دارد که کمتر کسی از مجموع آنها برخوردار است و هنوز هم بنده کسی را نمی­شناسم که تا این حد دارای این ویژگی ها باشد . اول ایشان به مبانی اسلامی بسیار مسلط بودند دوم به نگاه های غربی بسیار مسلط بودند و عمیقا فهمیده بودند که این نگاه های غربی به دنبال چه هستند. سومین ویژگی ایشان خلاقیت قویشان است که می توانستند میان مبانی اسلامی و نگاه جدید پل بزنند. ایشان این قابلیت مهم را داشتند که می توانستند میدان بازی را تغییر دهند؛ مثلا در باب منشا دین کتابهای زیادی نوشته شده است هم غربی ها هم به اندیشمندان مسلمان در این زمینه کار کرده اند. اما شهید مطهری در کتاب ادامه مطلب مصاحبه با سایت مهرخانه درباره زن و خانواده

اولین نشست «علم چیست ؟» (قوام علم به روش آن نیست)

به گزارش خبرنگار کانون اندیشه جوان عصر دیروز همانطور که وعده داده شده بود سلسله نشست های درباره علم در کانون اندیشه جوان آغاز شد.

در اولین نشست حجت الاسلام و المسلمین “دکتر حسین سوزنچی”با عنوان چیستی علم به ایراد سخن پرداخت .وی در ابتدای سخن ضمن تعیین چهارچوب های سخن خود گفت: ما امروز در مقابل فرهنگ غالب غرب قرار گرفته ایم که باعث می شود برخی مباحث برای ما نامأنوس باشد. وی با بیان اینکه باید بین دو مقام در صحبت از علم تفکیک قائل شد گفت: در صحبت از تک گزاره ای بودن علم بحث معرفت شناسی و در رویکرد نظام معرفتی عنوان فلسفه علم مطرح می شود. من بین دو رویکرد منطقی – فلسفی و تاریخی – جامعه شناسی تفکیک قائل می شوم . همچنین قصد دارم درباره سه محور هویت، قوام و حقیقت علم سخن بگویم . همچنین اینکه امور دیگر آیا در علم تأثیر دارند و دیگر اینکه جایگاه ارزش ها و باید و نباید در مقابل علم چیست؟ آیا باید و نباید مقدم برعلم اند ؟ وی سپس چنین ادامه داد: در باب بحث تاریخی درباره علم در مغرب زمین به طور خلاصه پس از قرون وسطی دوران جدیدی حاصل آمد که فلسفه سردمدارش بود. فلسفه علم را هدایت کرد. در صورتی که در جوامع اسلامی فلسفه و فیلسوفان چنین جایگاهی نداشته و نظارت آنان محور مسائل جامعه نبود. از این رو در تحلیل جریان فلسفه غرب ناچار به تحلیل کلیت غرب هستیم. ادامه مطلب اولین نشست «علم چیست ؟» (قوام علم به روش آن نیست)

جمع خاتمیت با امامت و مهدویت

پاسخی به سخنرانی دکتر سروش تحت عنوان «تشیع و چالش مردم‌سالاری»

 الف:امامت و ختم نبوت

دریافت فایل PDF

آقای دکتر سروش در سخنرانی اخیرشان در ۱۳۸۴/۵/۳ در پاریس تحت عنوان «تشیع و چالش مردم سالاری» اشکالی در خصوص انطباق اندیشه امامت و مهدویت با ختم نبوت مطرح کرده‌اند که واکنش‌هایی را برانگیخته است. این اشکال که مبتنی بر آراء اقبال در تفسیر مساله خاتمیت است، به طور خلاصه این است که: ختم نبوت به معنای پایان دوره عصمت و وحی و در واقع پایان دوره ولایت و مرجعیت شخص در تشریع است. علت خاتمیت، بلوغ عقل بشر است و از این دوره به بعد زمان مرجعیت اشخاص و حق تشریع برای افراد به سر می‌آید و تنها استدلال است که می‌تواند مرجع عمل واقع شود. اما شیعه با پذیرش نظریه امامت و تداوم آن در مهدویت، عملا ختم نبوت را بی‌معنی کرده است زیرا معتقد است که امام، هم عصمت دارد که تداوم بخش ولایت و مرجعیت شخص است، و هم علم غیب دارد و محدث و مفهم است که این هم ماهیتا تفاوتی با وحی ندارد؛ پس پذیرفتن امامت در واقع مستلزم نفی ختم نبوت است و گویی فقط اسم مطلب عوض شده ولی ماهیتا نبوت ختم نشده است. ایشان به تبع اقبال لاهوری معتقدند که «با خاتمیت، قرار است آدمیان به رهایی برسند ولی اگر گفته شود که یک مهدی می‌آید که همان اتوریته پیامبر را دارد، ما از فواید خاتمیت بی‌بهره می‌مانیم، زیرا آن رهایی تحقق نخواهد یافت. فلذا این سوال از شیعیان باقی است که مهدویت را چگونه با اندیشه رهایی و دموکراسی می‌توان جمع کرد.»

چنانکه در جمع بندی نهایی سخن ایشان واضح است، ایشان بیشتر دغدغه دموکراسی و رهایی از وحی را دارند تا دغدغه جمع خاتمیت با امامت و مهدویت؛ که خود این اولویت فی حد نفسه قابل تامل و بررسی است. اما دراینجا قصد داریم نشان دهیم آیا این اشکال در خصوص ناسازگاری امامت با خاتمیت وارد است یا خیر. ادامه مطلب جمع خاتمیت با امامت و مهدویت