مناظره مکتوب در زمینه تحدی و اعجاز قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش عزیزی نسخه‌ای از کتاب «نگاهی نقادانه به مبانی نظری نبوت» نوشته آقای حجت الله نیکویی برایم فرستاد و از من پرسید که آيا تمایلی دارم با نویسنده مناظره‌ای داشته باشم؟ من با اینکه انگیزه چندانی برای مناظره ندارم (چرا که در مناظره‌ها عملا بیش از آنکه جستجوی حقیقت مد نظر باشد غلبه بر حریف مد نظر است)؛ عرض کردم که اگر قرار بر مناظره باشد مناظره مکتوب را ترجیح می‌دهم که چون مخاطب فرصت تامل دارد، ظرفیت بحث منطقی بیشتری دارد، و دست کم فضای هیجانی کمتری بر آن حکمفرما خواهد بود.

در مهر ماه امسال (۱۴۰۲) به عنوان گام اول نقدهایی بر مقدمه کتاب ایشان نوشتم که دست کم موضع کلان حقیر نسبت به مواضع این کتاب معلوم شود (به این سبک که فرازهای مقدمه کتاب، یکی یکی نقل، و سپس نقد می‌شود)؛ و در پایان نوشتم: «انگیزه‌ای ندارم که بخواهم به سبک فوق تک تک عبارات ایشان را مورد نقد و بررسی انجام دهم؛ اما در میان بحث‌هایی که ایشان مورد انتقاد قرار داده‌اند به نظر حقیر نحوه طرح تحدی قرآن توسط برخی از متکلمان، مناسب واقعیت بحث مهم تحدی نیست، لذا آمادگی دارم وارد بحث در خصوص تحدی قرآن شوم و صورت مساله را تبیین کنم تا ببینیم اگر صورت مساله تحدی به نحو صحیحی ارائه شود آیا اشکالاتی که بر تحدی قرآن مطرح است وارد است یا خیر.» (برای دریافت نقدی که بر مقدمه ایشان نوشتم اینجا را کلیک کنید)

وی استقبال کرد و نوشت:

ادامه مطلب مناظره مکتوب در زمینه تحدی و اعجاز قرآن کریم

Visits: 39

حجاب پس از فردا؛ نقش ما و تحولات ممکن در وضعیت حجاب در آینده ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ ۲۵ دیماه ۱۴۰۲ به دعوت برگزار کنندگان جشنواره عمار بحثی داشتم با عنوان «حجاب پس از فردا» که مساله ‌اش پرداختن به تحولات ممکن در وضعیت حجاب در آینده ایران بود و نقشی که ما در این تحولات می توانیم داشته باشیم.

در واقع مبنای بحث این است که آینده را تصمیمات امروز ما رقم می‌زند و با تبیین ابعاد مختلفی که منجر به مهم شدن مساله حجاب شد و سه سطح مهم مساله حجاب توضیح دادم که چگونه اگر درک درستی از این سه سطح نداشته باشیم اقدامات ما در هرسطح ممکن است اثر سطح دیگر را خنثی کند.

برای دریافت فایل صوتی کلیک کنید

Visits: 198

نقدي بر کتاب «حجاب شرعي در عصر پيامبر ص» (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» نوشته‌ای است از آقای امیر ترکاشوند که ظاهرا حوالی سال ۱۳۹۰ در فضای مجازی منتشر شد و ادعاهایی در آن مظرح گردید که کاملا خلاف واقعیت بود. در طول ۱۳ قرن گذشته و تا پیش از قرن بیستم که برخی افراد تحت تاثیر فرهنگ غرب سخنان متفاوتی مطرح کرده‌اند تمام علمای جهان اسلام، اعم از شیعه و سنی در وجوب پوشش بدن زن اتفاق نظر داشته‌اند و تنها اختلافی که بین آنها وجود داشت، در خصوص پوشاندن یا نپوشاندن «وجه و کفین و قدمین» (یعنی صورت و دو کف دست و دو کف پا) بوده است. از این رو، مساله بقدری در جهان اسلام واضح بوده که پوشش سر زنان به عنوان ضروری دین قلمداد شده است؛ یعنی مطلبی است که به عنوان یک تکلیف اسلامی مورد اذعان تمام مسلمانان بلکه غیرمسلمانان بوده است؛‌تا حدی که امروزه مهمترین نماد مسلمانی حتی از نظر غیرمسلمانان، حجاب زنان است.

اما این کتاب ادعا می‌کرد که برهنگی در زمان پیامبر ص یک پدیده بسیار عادی بوده است و طبیعی است که در چنین جامعه‌ای توصیه اسلام به پوشش فقط می‌توانست یک توصیه حداقلی باشد نه در حد پوشاندن تمام بدن غیر از وجه و کفین و قدمین. کاری که در این کتاب انجام شده شبیه این است که کسی امروزه با دوربین عکاسی به مناطق لختی‌ها در اروپا و آمریکا برود و صدها و بلکه هزاران عکس از این افراد در موقعیتهای مختلف بگیرد و همه در کتابی گرد آورد و در مقابل کسانی که تاکنون اروپا و آمریکا را از نزدیک ندیده‌اند ادعا کند که برهنه بودن در غرب یک پدیده بسیار عادی و متداول است و لباس پوشیدن یک امری است که خیلی بندرت رخ می‌دهد! تفاوت این مثال با آنچه در این کتاب رخ داده صرفا این است که چون عموم مردان صدها برابر عکسهای وی عکس و فیلم از زندگی غربیان دیده‌اند سخن وی را قبول نمی‌کنند، اما وقتی شبیه چنین کاری در خصوص منطقه حجاز در ۱۴۰۰ سال قبل انجام شود برای بسیاری از افراد غیرمتخصص باورپذیر می‌گردد. وی در ادامه کتاب خویش و بر اساس ذهنیتی که با مقدمات فوق در کتاب خویش رقم زده، سعی می‌کند با تحریف معانی کلمات قرآن چنین وانمود کند که آیات مربوط به پوشش سر و گردن و ساق پای زنان در قرآن کریم، ربطی به پوشش این اندامها ندارد و صرفا به معنای پوشش عورت است! و سپس با تقطیع سخنان برخی از فقها و تحمیل معانی نادرست بر تعابیر آنها چنین القا کند که اختلاف فقها هم فقط در محدوده ذکر شده نبوده، بلکه برخی فقها حد پوشش زن را فقط در حد عورتین می‌دانسته‌اند!

متاسفانه این کتاب به تدریج در میان افراد غیرمتخصص شیوع پیدا کرد و در میان طیف خاصی از جامعه به عنوان مدرک مهمی علیه حجاب شرعی قلمداد ‌گردید؛ و همین امر انگیزه‌ای شد که در سال ۱۳۹۲ مقاله‌ای بنویسم با عنوان «حجاب در آیات و روایات، نقدی بر کتاب حجای شرعی در عصر پیامبر» و در آن نشان دهم که وی چگونه مهمترین استدلالهای وی مبتنی بر تحریف معانی کلمات و تقطیع وقایع است؛ تا بلکه مخاطب حدیث مفصل بخواند از این مجمل. چندی بعد که کتاب مذکور گسترش بیشتری در جامعه یافت، انتشارات سدید (وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق ع) از بنده درخواست کردند که اجازه نشر آن را به ایشان بدهم و آن را به صورت یک کتاب منتشر کردند. البته در این فاصله مجموعه ۳ جلدی‌ای با نام «حجاب‌پژوهی» به اهتمام دفتر مطالعات و تحقیقات زنان زیر نظر آقایان مجید دهقان و محمد عشایری منفرد منتشر شده است که بدون اینکه اشاره به نام کتاب مذکور داشته باشد به تفصیل تمام شبهات آن را پاسخ گفته است که به‌ویژه جلد اول آن با عنوان «پوشش زنان در زمان پیامبر» با تتبع بسیار جامعی بخوبی نشان می‌دهد که ادعای پایه کتاب مذکور چه اندازه بی‌اساس است.

در سال ۱۳۹۶ چندین موسسه از بنده درخواست مناظره با ایشان کردند؛ بنده پذیرفتم اما ایشان مرتب طفره می‌رفت تا نهایتا این مناظره در موسسه فهیم انجام شد که فایل صوتی و پاورپوینت و فیلم تصویری آن را از اینجا می‌توانید دریافت کنید.

با توجه به اینکه بخش‌هایی از کتاب مذکور همچنان در فضای مجازی و به صورت القای شبهاتی درباره اعتبار حجاب شرعی در حال گسترش است به دعوت موسسه نبأ قرار شد در نشستی مجازی مروری بر اهم ادعاهای کتاب و نقد آنها داشته باشم؛ که دو نشست در تاریخ ۷ و ۱۴ دیماه ۱۴۰۲ برگزار شد. در اینجا فایلهای این دو جلسه (فایل صوتی جلسه اول) و (فایل صوتی جلسه دوم) به همراه پاورپوینت جلسات بررسی حجاب شرعی در عصر پیامبر تقدیم می‌شود.

Visits: 18

بازخوانی حیا به عنوان بن‌مایه فطری زن

بسم الله الرحمن الرحیم

در رویداد ملی حجاب از نگاه علم که به اهتمام مدرسه اخلاق پژوهی روشمند، وابسته به انجمن علمی معارف اسلامی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد زوایای مختلف و نگاههای موافق و مخالف در زمینه‌های مختلف مربوط به حجاب مطرح شد؛ و اختتامیه‌اش علی‌القاعده می‌خواهد نوعی جمع‌بندی و افق‌گشایی برای آینده باشد. گفته شد «اختتامیه برای این رویداد است تا هم انعکاس وسیع تری نسبت به اهداف این رویداد صورت گیرد و هم مباحث مغفول یا کمتر پرداخته شده این رویداد متذکر گردند و راه پیش روی این گفتمان علمی ترسیم شود.»

در سخنرانی بنده در این رویداد که با عنوان «ضرورت تغییر نگاه ما به مساله حجاب؛ گامی به سوی مواجهه مناسب با مساله حجاب» (به طور خلاصه: تغیر افق نگاه ما به حجاب) به طور مجازی ارائه شد اشاره کردم که قبلا درباره معنای مناسب حجاب در معنای تجربه زیسته حجاب (حجاب به مثابه صیانت و حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان) و معنای منجمد حجاب در افق ساختارها (محوریت قانون‌گذاری برای حجاب باید در افق حقوق قانون مدنی باید باشد نه حقوق کیفری) بحثهایی داشته‌ام و در آن نشست مجازی عرصه سومی را مطرح کردم که می‌توان آن را معنای تجربه ایمانی حجاب دانست؛‌ یعنی فهم مساله پوشش و لباس انسان در افق فطرت و آفرینش نخست انسانی که گره ویژه‌ای با مفهوم حیا به عنوان یک مولفه بنیادین انسانی دارد.

اما در آن نشست به خاطر محدودیت وقت فرصت نشد که این بحث مبنایی (حیا در افق فطرت) که افق جدیدی از مسأله حجاب را می‌تواند پیش چشم ما قرار دهد به قدر کافی باز شود و صرفا به توضیحی از آیات آفرینش انسان که به بحث لباس پرداخته می‌شد اشاراتی شد. از این رو، در این اختتامیه تلاش شد اهم مبانی روایی آنچه در آن نشست مجازی مطرح شد تقدیم اهل علم گردد، شاید بتواند زمینه تاملات جدیدی را در خصوص مساله زن به طور عام و حجاب به طور خاص رقم بزند.

علاوه بر دریافت فابل صوتی این نشست از اینجا، می‌توانید یادداشتهای پیش از ارائه را که حاوی احادیث مورد استناد در بحث است هم به صورت فایل PDF از اینجا و هم در ادامه مشاهده کنید. ادامه مطلب بازخوانی حیا به عنوان بن‌مایه فطری زن

Visits: 231

الهیات زنانه: تأملاتی درباره تجربه زیسته و تجربه ایمانی حجاب

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۲ به دعوت انجمن علمی میان‌رشته‌ای ماهاد و کارگروه مدرسی معارف اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی در سلسله نشست‌های الهیات کاربردی آنها شرکت کردم با موضوع الهیات زنانه (تاملاتی درباره تجربه زیسته و تجربه ایمانی حجاب).

در این نشست سعی کردم ابعادی از مساله‌ای که در نشست «ضرورت تغییر نگاه ما به مساله حجاب؛ گامی به سوی مواجهه مناسب با مساله حجاب» (به اهتمام آکادمی اخلاق‌پژوهی روشمند و انجمن علمی معارف دانشگاه شهید بهشتی) در تاریخ ۱۴۰۲/۸/۱۶ در فضای مجازی ارائه دادم را باز کنم. قبلا حجاب را در ساحت رفتار (قانون حجاب) و ساحت تجربه‌زیسته (حجاب به مثابه صیانت زن؛ حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان) بحث کرده‌ام. این بار خواستم آن عرصه عمیقتر از حجاب، که نامش را تجربه ایمانی حجاب گذاشتم، بیشتر باز کنم و بحث را در ساحت الهیاتی (انسان دارای فطرت الهی) بکشانم.

دریافت فایل صوتی این نشست  از اینجا

Visits: 43

مسیر ظهور

بسم الله الرحمن الرحیم

به اهتمام هیات میثاق با شهدای دانشگاه امام صادق ع در ماههای مهر و آبان روزهای سه‌شنبه به صورت دو هفته در میان (دقیقا در تاریخهای ۴ و ۱۸ مهر و ۲ و ۱۶ و ۳۰ آبان) بحثی داشتم درباره درک درست از مسیری که باید طی کنیم تا به ظهور برسیم.

این جلسات را به نوعی می‌توان مبانی بحثی دانست که حدود یک ماه قبل در هیات انتظار بندرعباس با عنوان ظهور چقدر نزدیک است؟ ارائه شد.

در ادامه فایل صوتی آن جلسات تقدیم می‌شود. همچنین اینجا را کلیک کنید برای دریافت متنی که حاوی خلاصه بحثها و سند و متن کامل احادیثی است که در این جلسات مطرح شد و نیز برخی بحثهایی که قرار بود مطرح شود اما فرصت نشد.

 فایل صوتی جلسه اول

فایل صوتی جلسه دوم

فایل صوتی جلسه سوم

فایل صوتی جلسه چهارم

فایل صوتی جلسه پنجم

Visits: 155

تغییر افق نگاه به مساله حجاب

بسم الله الرحمن الرحیم

نشست «ضرورت تغییر نگاه ما به مساله حجاب؛ گامی به سوی مواجهه مناسب با مساله حجاب» به اهتمام آکادمی اخلاق‌پژوهی روشمند و انجمن علمی معارف دانشگاه شهید بهشتی در تاریخ ۱۴۰۲/۸/۱۶ در فضای مجازی برگزار شد.

قبلا درباره معنای مناسب حجاب در معنای تجربه زیسته حجاب (حجاب به مثابه صیانت و حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان) و معنای منجمد حجاب در افق ساختارها (محوریت قانون‌گذاری برای حجاب باید در افق حقوق قانون مدنی باید باشد نه حقوق کیفری) بحثهایی داشته‌ام که با کلیک روی عبارات فوق می‌توانید به آن بحثها دسترسی پیدا کنید.
در این نشست مجازی عرصه سومی را مطرح کردم که می‌توان آن را معنای تجربه ایمانی حجاب دانست؛‌ یعنی فهم مساله پوشش و لباس انسان در افق فطرت و آفرینش نخست انسانی که گره ویژه‌ای با مفهوم حیا به عنوان یک مولفه بنیادین انسانی دارد که فایل صوتی آن در ادامه تقدیم می‌شود:

دریافت فایل صوتی (تا دقیقه ۵۴ ارائه بحث است و از آن به بعد پرسش و پاسخی است که در همان فضای مجازی رخ داده است)

Visits: 166

مسأله حجاب: گذشته، حال و آینده

بسم الله الرحمن الرحیم

روز شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۲ به دعوت نهاد رهبری در دانشگاه آزاد واحد مرکز کارگاه یک‌روزه‌ای داشتم برای اساتید دانشگاه آزاد استان تهران درباره حجاب؛ که سعی شد یک بسته نسبتا کاملی از مباحث مربوط با حجاب در قالب سه دسته ارائه شود:

گذشته: آیا حجاب شرعی زنان به این صورتی که می‌شناسیم از زمان پیامبر ص مطرح بوده است؟ که با اشاره‌ای به اهم شبهاتی که در این زمینه مطرح شده است توضیح دادیم که واقعا حجاب شرعی زنان به همین صورت در زمان پیامبر ص واجب شده، تا حدی که امروزه به عنوان یکی از ضروریات دین شناخته می‌شود و با اشاره به کج‌فهمی‌های برخی از معاصران از کلام فقها، تبیین شد که در میان فقهای شیعه و سنی در پوشش همه اندامها اختلافی جز در خصوص وجه و کفین و قدمین وجود ندارد.

حال: چرا مساله حجاب امروزه این قدر مهم شده است؟ که با نگاهی تاریخی تبیین شد که اتفاقا مساله حجاب را ابتدا مخالفان اسلام جدی گرفتند؛ و با نگاه هویتی – تمدنی دیدیم که امروزه از چهار زاویه جایگاه خیلی خاصی پیدا کرده است: نماد تصویری؛ ناظر به زن بودن (فمینیسم)؛ انقلاب جنسی؛ اقتضاءات نظام سرمایه‌داری.

آینده: برای حل معضل بی‌حجابی و بدحجابی چه کنیم؟ که این از سه زاویه مطرح شد:

از زاویه فرهنگی (تقویت معنای درست حجاب و ارتقای آن از صیانت به کنشگری زن؛ با نیم‌نگاهی به بحث امر به معروف و نهی از منکر)

از زاویه ساختاری (جدی گرفتن آن به مثابه یک قانون مدنی با رعایت اقتضاءات آن)

از زاویه واقعیت عینی (بازخوانی و بازتعریف حجاب و عفاف به عنوان یک واقعیت انسانی در نسبت با خانواده)

فایل صوتی جلسات را از اینجا (فایل اول) (فایل دوم) (فایل سوم) و پاورپوینت ارائه شده در جلسه را از (اینجا) می‌توانید دریافت کنید.

Visits: 603

ظهور چقدر نزدیک است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شب پایانی ماه صفر ۱۴۴۵ در هیات انتظار بندرعباس (مسجد حضرت مسلم بن عقیل) بحثی داشتم درباره ظهور و علائم آن و میزان تطبیق آن بر وضع ما؛ که در ادامه فایل صوتی آن جلسات به همراه متنی تقدیم می‌شود که حاوی خلاصه بحثها و سند و متن کامل احادیثی است که در این جلسات مطرح شد.

فایل صوتی جلسه اول (۱)

فایل صوتی جلسه دوم (۲)

فایل صوتی جلسه سوم (۳)

ادامه مطلب ظهور چقدر نزدیک است؟

Visits: 245

نقش واقعه عاشورا در ارتقای اخلاق در جوامع گذشته و حال

بسم الله الرحمن الرحیم

انجمن علمی معارف دانشگاه شهید بهشتی و آکادمی اخلاق‌پژوهی روشمند در مرداد ۱۴۰۲ سلسله نشست‌های علمی “روایت اخلاقی از قیام حسینی” برگزار کردند که این جانب روز یکشنبه ۱۵ مرداد بحثی در این نشستهای مجازی ارائه کردم با عنوان نقش واقعه عاشورا در ارتقای اخلاق در جوامع گذشته و حال.

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید

خلاصه‌ای از بحث همراه با آیات و احادیث مورد استناد ادامه مطلب نقش واقعه عاشورا در ارتقای اخلاق در جوامع گذشته و حال

Visits: 349

ارتباطات اجتماعی در جامعه دینی، با تاکید بر سوره حجرات

بسم الله الرحمن الرحیم

محرم امسال (۱۴۴۵ قمری؛ تیر- مرداد ۱۴۰۲ شمسی) در هیات عاشقان مهدی در شاهرود هستم و قرار است درباره ارتباطات اجتماعی در جامعه دینی و شناخت مومن واقعی بحث شود با تاکید بر سوره حجرات. این سوره در سال نهم هجری (یعنی زمانی که دیگر جامعه دینی کاملا تثبیت شده بود) نازل شده و آسیبهای جامعه دینی را مطرح می‌کند که از نظر حقیر اگر مهمترین آسیب جامعه‌ای که تسلیم خداوند نمی‌شود عقب ماندن از خدا و رسول است، مهمترین آسیب خاص جامعه دینی جلو افتادن از خدا و رسول است که در این سوره مورد توجه قرار گرفته است.

مطالب این سوره را قبلا به تفصیل در کانال و سایت یک آیه در روز بحث کرده‌ام؛ و اینک آن مقدار از بحثها که به تناسب فضای اجتماعی امکان ارائه عمومی داشته باشد ان شاء الله در این جلسات مطرح خواهد شد.

این جلسات علاوه بر اینجا در همان ایام در شبکه‌های اجتماعی زیر بارگذاری شد (در پیام‌رسان ایتا و پیام‌رسان بله)

برای دریافت فایل صوتی هر جلسه روی آن کلیک کنید:

شب اول محرم: دورنمایی از سوره حجرات و ربط آن با امروز و با عاشورا

شب دوم محرم: جلو افتادن بر دین و بلند کردن صدا بر پیامبر ص

شب سوم محرم: جلو افتادن از امام معصوم ع و افراط در انقلابی‌گری: جریان زیدیه

شب چهارم محرم: ادامه توضیح جلو افتادن از امام در جریان زیدیه؛ توضیح تقیه و پیچیدگی‌های مذاکره امام حسین ع و عمر سعد

شب پنجم محرم: تکمیل بحث دیروز درباره مذاکره امام حسین ع با عمر سعد؛ در عین حال که باید مواظب باشیم از خدا و رسول جلو نیفتیم، اما مواظب باشیم که برخی از عالم‌نمایان واقعا مورد تایید امام ع نیستند (در چه صورتی شیعه نباید از عالم دین تبعیت کند!!!).

شب ششم محرم. وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّی تَخْرُجَ إِلَیهِمْ لَكانَ خَیراً لَهُمْ: قاعده استفاده از یک لفظ در چند معنا (تطبیق آیه فوق بر انتظار فرج به عنوان معنای دیگری برای آیه) و نحوه جمع بین صبر و دعا برای تعجیل فرج

شب هفتم محرم: آیات ۷ تا ۹ (جدی گرفتن حضور رسول الله ص و امام ع در میان خود؛ محبت ایمان در دل ما، فضل خداست که باید قدر بدانیم؛
واقع بینی نسبت به جامعه دینی: وجود ایمان در دل لزوما به معنای انجام عمل صالح نیست؛ تفکیک گناه از گناهکار)

شب هشتم محرم: آیه ۱۰ (اهمیت و جایگاه برادری در دینداری و یکی از مهمترین موانع ظهور: ما شیعیان حق برادری را با هم بجا نمی‌آوریم: ‌تجبرتم علی ضعفاء‌ المومنین)

شب تاسوعا: آیات ۱۰-۱۱ (آسیبهای مهم در روابط خودمانی برادرانه: تمسخر، عیبجویی، برچسب زنی؛ پدیده عجیب ولی رایج در جامعه دینی: مومنِ فاسقِ ظالم!)

شب عاشورا: آیات ۱۲-۱۵ (هشدار حرکت از بدگمانی به تجسس و از تجسس به غیبت؛ دسته‌بندی تقوا و انجام وظیفه در سه گروه: عموم مردم، مسلمانان، مومنان؛ تطبیق بسیاری از آیات سوره حجرات بر وقایع کربلاء)

شام غریبان: آیات ۱۶-۱۸ و جمع‌بندی سوره حجرات (مساله اصلی: از دین جلو نیفتادن و اینکه نخواهیم دین خود را به خدا یاد بدهیم! و بیان خطراتی که جامعه دینی را تهدید می‌کند: صدا بلند کردن روی پیامبر (ترجیح نظر خود بر نظر پیامبر)؛ خبرها را صرفا بر اساس دلخواه ترتیب اثر دادن؛ جنگ و درگیری؛ تمسخر و عیبجویی و لقب زشت گذاشتن روی افراد؛ سوء ظن و تجسس و غیبت؛ ارزش‌گذاری بر اساس هر چیزی غیر تقوا؛ خودبزرگ‌بینی به خاطر مسلمان شدن و خود را از خدا و پیامبر طلبکار دیدن)

Visits: 380

مناظره با موضوع حاکمیت و حجاب

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به بحثها و نزاع‌هایی که بویژه بعد از جریان درگذشت خانم مهسا امینی در کشور رقم خورده، مساله حجاب و مداخله حکومت در این موضوع به مساله‌ای چالش‌برانگیز تبدیل شده است. در همین راستا روز دوشنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۲ به دعوت مدرسه آزادفکری گفتگویی داشتم با آقای محسن برهانی درباره اینکه آیا حاکمیت حق دخالت در حجاب زنان را دارد؟ که این گفتگو به صورت زنده از طریق یوتیوپ پخش می‌شد.

علت اینکه مناظره با وی را پذیرفتم این بود که برخی از مقالات و گفتگوهایش را خواندم؛ و دیدم برخلاف توییتهایش، در عرصه مقاله و گفتگو شخصیتی علمی از خود بروز داده است. در ابتدای گفتگو هم همین را توضیح دادم. در این جلسه نیز، بیش از نیمی از جلسه بحث کاملا در فضای منطقی پیش می‌رفت؛ البته اواخر بحثهای ایشان دوباره از نظر حقیر تاحدودی احساسی وغیرمنطقی شد، که این مقدار در فضای مناظره طبیعی است.

موضع من در اصل همان بود که ۸ سال قبل در یادداشت حجاب قانونی یا حجاب اجباری مطرح کرده بودم. همان چهار مقدمه را در ابتدای بحث مطرح کردم. ایشان گفتند: طرح مقدمه دوم ضرورتی ندارد؛ در مقدمات یک و سه نیز با نظر بنده اختلافی نداشتند؛ اما کوشیدند برای مقدمه چهارم شقوق مختلفی مطرح کنند، که بحث ما ناظر به آن شقوق ادامه یافت و به نظر خودم ابعاد جدیدی از مساله مطرح شد.

برای مشاهده فیلم کامل این گفتگو در سایت آزاد (با امکان گفتگو با مهمانان و مخاطبان)  روی این کلمه A Z A D. im کلیک کنید. همچنین فیلم کامل این گفتگو در یوتیوب آزاد از اینجا  می‌توانید مشاهده کنید

Visits: 2128

مناظره‌ای با موضوع محدوده جواز نگاه مرد به زن

بسم الله الرحمن الرحیم

روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۲ در دانشگاه معارف اسلامی کرسی آزاداندیشی با موضوع: کاوشی نو در مسئله پوشش و نگاه برگزار شد.

آقای دکتر محمد هدایتی دیدگاهی درباره محدوده مجاز نگاه به زن داشتند که آن را در مقاله «نگاهی اخلاقی به نگاه قرآنی» در کتاب «عقلانیت در فقه و اخلاق» نشر داده‌اند. نظر ایشان این بوده که تنها محدوده مطلقا حرام برای نگاه به بدن زن نگاه به عورتین است و نگاه به سایر اندامهای زن اگر بدون شهوت باشد اشکال ندارد بلکه نگاه زیبایی‌شناسانه به زن و اندامهای وی ممدوح هم هست!

من در نقش ناقد و آقای سجاد خازنی در نقش مجری در این جلسه شرکت داشتیم. البته در این جلسه ایشان عملا از آنچه در کتاب نوشته عدول کردند و تمام بحث را بر سر نگاه به چهره زن بردند که بنده عرض کردم این مطلبی است که جواز آن مورد قبول اکثریت فقهاست و حرف جدیدی نیست. در هر صورت در این جلسه من استدلالهای ایشان در کتابشان را نقد کردم.

برای دریافت فایل صوتی این جلسه اینجا را کلیک کنید.

Visits: 247

هویت زن مسلمان در عصر انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ مقارن با ولادت حضرت معصومه (روز دختر) در موسسه‌ای برای جمعی از خانمهای فعال اجتماعی بحثی ارائه شد با عنوان هویت زن مسلمان در عصر انقلاب اسلامی که فایل آن به پیوست تقدیم می‌شود. (اینجا) (فایل صوتی در پیام‌رسان ایتا)

این بحث را می‌توان خلاصه‌ فشرده‌ای دانست از دو سلسله سخنرانی‌ در ایام فاطمیه:

  1. حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان (متن) (فایل‌های صوتی و تصویری)
  1. حضرت زهرا سلام الله علیها و کنشگری زن مسلمان (فایل‌های صوتی به همراه سرفصلهای بحث)

Visits: 271

حجاب مدخلی بر کنشگری زن مسلمان

 بسم الله الرحمن الرحیم

به همت هیأت میثاق با شهدا سخنرانی‌های «حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان» پیاده و در قالب فایلی در فضای مجازی منتشر شد.

برای دانلود فایل مذکور اینجا را کلیک کنید. متن پیاده شده مذکور در ادامه تقدیم می‌شود ادامه مطلب حجاب مدخلی بر کنشگری زن مسلمان

Visits: 1228

چالش‌های حجاب و گشت ارشاد در مناظره با میلاد دخانچی

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ ۲۴ آبان ۱۴۰۱ در موسسه سرچشمه مناظره‌ای داشتم با آقای دکتر میلاد دخانچی

این مناظره ناظر بود به وقایعی که در کشور بعد از درگذشت خانم مهسا امینی رخ داد؛ و تحلیلهایی درباره حاکمیت.

فایل صوتی را از اینجا و فایل تصویری آن را در آپارات از اینجا می‌توانید مشاهده کنید.

لازم به ذکر است که این مناظره پیش از سخنرانیهای حجاب مدخلی بر کنشگری زن مسلمان انجام شده است؛ و توضیح و تبیین مطلبی را که در پایان این مناظره ادعا شد در سخنرانیهای مذکور می‌توانید بیابید.

Visits: 1292

حضرت زهرا سلام الله علیها و کنشگری زن مسلمان

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مسائلی که بویژه بعد از انقلاب بسیاری از اذهان متدینان و روشنفکران را به خود مشغول داشته است، موضع اسلام در قبال کنشگری زن است:

یک وضعیت برای زن هست که به دوره سنتی نسبت می‌دهند که وضع مطلوب برای زن این است که اساسا کنشگری اجتماعی نداشته باشد و گوشه خانه و محبوب شوهرش بماند؛ به تعبیر شهید مطهری، زن در این دوره گرانبها بود، اما همچون شیء گرانبها بود، و نه به عنوان انسان کنشگر.

در یکی دو قرن اخیر و بعد از تحولات مدرنیته و نهضت احیای حقوق زنان که ذیل عنوان «فمینیسم» رقم خورد عملا دو الگو برای کنشگری زن مطرح شد: یکی الگوی خود فمینیسم، که ناخودآگاه الگوی اصلی انسان را مرد می‌دانست، و لذا الگوی کنشگری زن را در انجام کنشگری‌های مردانه می‌دید؛ در این الگو، به تعبیر شهید مطهری انسان بودنش از حیث اجتماعی جدی گرفته شد، اما چون زن بودن زن به حاشیه رفت خروجی‌اش «انسان بی‌بها» شد. اگر سیمون دوبوار کتاب «جنس دوم» را نوشت که به زنان هشدار دهد که از این وضعیت درآیند، عملا با مسیری که پیشنهاد کرد، زن بر اساس همان ضوابط مردانه خودشان برای کنشگری (یعنی به دست گرفتن مناصب سیاسی و اقتصادی و …) هنوز جنس دوم است. دومی الگوی سرمایه‌داری بود، که این فرصتی که فمینیستها پیش آوردند جدی گرفت؛ و کوشید زن بودن زن را جدی بگیرد، اما نه در افق انسانیت (زیرا تنها الگوی انسان در غرب، همچنان الگوی مردانه بود)، بلکه در افق جنسی؛ یعنی با تقویت نگاه سرمایه‌ای به همه امور، زن را به مثابه کالای جنسی در نظر گرفتند، یا حداکثر به عنوان سرمایه‌داری که سرمایه‌اش امر جنسی است؛ کنشگری او بیش از اینکه انسانی باشد جنسی شد؛ یعنی آزاد شدن استفاده از سرمایه جنسی او برای همگان و برای رونق بازار مصرف! این را اگر بخواهیم با ادبیات شهید مطهری نام‌گذاری کنیم این است که در این الگو، زن به بهانه کنشگر بودن، هم گرانبها بودنش را از دست داد و هم انسان بودنش را.

اما در اسلام وجود حضرت زهرا س به ما نشان داده که اولا زن در منظر اسلام کنشگر است نه صرفا حاشیه و در پستوی خانه و منفعل؛ و ثانیا کنشگری است که جنسیتش (زنانگی‌اش) در کنشگری‌اش باید جدی گرفته شود؛ اما نه وجه جنسی بودن وی؛ بلکه این وجه اصلا نباید در کنشگری وی وارد شود.

در فاطمیه دوم سال ۱۴۴۴ (۲ تا ۶ دیماه ۱۴۰۱) در هیات وابسته به موسسه جوانان آستان قدس رضوی کوشیدم موضوع کنشگری زن مسلمان را با استفاده از الگوی شخصیتی حضرت زهرا سلام الله علیها طرح کنم. جلسه اول و دوم عمدتا تلاش شد معنای ناصواب کنشگری زن در غرب (با دو الگوی فمینیستی و سرمایه‌داری) شرح داده شود (البته در جلسه دوم هم با مرور سریعی بر مباحثی که در فاطمیه اول گفته بودم درباره جایگاه حجاب برای ارائه کنشگری خاص زن مسلمان نکاتی بیان شد)؛ جلسه سوم و چهارم با توجه به دو مفهوم «حیا» و «مادری» تلاش شد الگوی کنشگری زنانه از منظر اسلامی تبیین شود؛ و در جلسه پنجم هم برخی از احادیث را که عده‌ای از آن مطلوبیت عدم کنشگری زن برداشت کرده‌اند شرح داده شد که چه سوء تفاهمی در فهم آن احادیث رخ داده است.

مجموعه فیلمهای این جلسات را در عماریار می‌توانید ببینید. همچنین در ادامه فایلهای صوتی و تصویری جلسات مذکور و سپس خلاصه‌ای از بحثهای هر جلسه (همراه با احادیثی که در جلسه مطرح شد) تقدیم می‌شود

دانلود فایل صوتی جلسه اول ؛؛؛ فایل تصویری جلسه اول در آپارات

دانلود فایل صوتی جلسه دوم ؛؛؛ فایل تصویری جلسه دوم در آپارات

دانلود فایل صوتی جلسه سوم ؛؛؛ فایل تصویری جلسه سوم در آپارات

دانلود فایل صوتی جلسه چهارم ؛؛؛ فایل تصویری جلسه چهارم در آپارات

دانلود فایل صوتی جلسه پنجم ؛؛؛ فایل تصویری جلسه پنجم در آپارات

ادامه مطلب حضرت زهرا سلام الله علیها و کنشگری زن مسلمان

Visits: 508

حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان + فیلم

 بسم الله الرحمن الرحیم

مساله حجاب (که شاید بخودی خود و منفصل از زمان و مکان، یک حکم دست چندم در شریعت باشد) به دلایل تاریخی-اجتماعی در یک قرن اخیر اهمیت خاصی پیدا کرده است؛ و اگر این جایگاه خاصی که امروز پیدا کرده درست فهم نشود تحلیل درستی از بسیاری از جریانات معاصر نمی‌توان داشت.

اگر حدیث منسوب به حضرت زهرا س که «برای زن بهتر این است که مردان او را نبینند و او مردان را نبیند» را در گوشه ذهنمان پررنگ کنیم، می‌توان گفت در سنت اسلامی دو نگاه به حجاب وجود داشته است:

▫️یکی نگاهی که حجاب را ذیل این حدیث می‌دید؛ که خروجی‌اش توصیه به پرده‌نشینی و خانه‌نشینی زن است؛ و

▫️دیگری حجاب را در کنار و بلکه مکمل این حدیث می‌دید، با این بیان که حدیث مذکور، در مقام بیان یک قاعده کلی در روابط زن و مرد است، که می‌خواهد بگوید اصل بر عدم اختلاط است؛ اما حجاب، ناظر به این واقعیت میدانی است که اساسا زندگی انسان، اجتماعی است و زندگی اجتماعی، جز با حدی از اختلاط بین زن و مرد ممکن نیست، لذا حجاب در اسلام، نه مهر امضایی بر پرده‌نشینی زن، بلکه مهر تاییدی بر حضور زن در میان جامعه است، اما به نحوی که جنسیت او تحت‌الشعاع امور جنسی قرار نگیرد.

شاید از بهترین صورت‌‌بندی‌های این نگاه دوم، بحثهای شهید مطهری در کتاب «مساله حجاب» باشد. ایشان در نیمه اول کتاب با جریان غربزده درگیر است که آنان حجاب را از منظر تسلط مرد بر زن تحلیل می‌کنند، و در نیمه دوم با جریان طرفدار پرده‌نشینی زن؛ وهردو در این مشترکند که «حجاب» را به مثابه «محدود کردن زن» قلمداد می‌کنند و ذیل نگاه اول قرار می‌گیرند؛ و ایشان می‌کوشد با تبیین نگاه دوم، از ایده «حجاب به مثابه مصونیت» دفاع کند.

حقیقت این است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این حداکثر معنایی است که از حجاب در جامعه ترویج شد، که علیرغم اینکه واقعا یک پله از تلقی غربی و سنتی بالاتر است، اما همچنان حجاب را برای زن در موضع انفعال قرار می‌دهد.

اما می‌توان تقریری از حجاب ارائه کرد که حجاب، نه از موضع انفعال، بلکه از زاویه فعال بودن زن مطرح، و به مثابه کنشگری زن باشد. البته اصل این ایده در آثار شهید مطهری هست اما بسط نیافته است. در واقع الگوی غرب برای ورود زن به جامعه یا الگوی فمینیستی است که در باطن خود مردسالار است (و به تعبیر شهید مطهری زنانگی زن را نادیده می‌گیرد و او را همچون انسان بی‌بها وارد جامعه می‌کند) و یا الگوی سرمایه‌داری است که جدی گرفتن زنانگی زن را در این می‌داند که زن را به مثابه کالای جنسی وارد جامعه کند. در قبال این دو، اسلام با جدی کردن حجاب می‌خواهد نشان دهد که هم زنانگی زن در مقام حضور اجتماعی وی را جدی می‌گیرد و هم حضور او در جامعه را نمی‌خواهد در افق جنسی قرار دهد. در این فضا حجاب، نه صرفا یک واکنش انفعالی و برای مصونیت زن، بلکه یک اقدام کنشگرانه و برای ارائه الگویی از حضور زن در جامعه است که در عین جدی گرفتن زن بودن وی، مانع فروکاستن این زنانگی به افق امر جنسی می‌شود.

در منبرهای فاطمیه اول در دانشگاه امام صادق ع کوشیده‌ام که در سه‌جلسه اول این گفتمان را تبیین کنم؛ و در جلسه چهارم توضیح دهم که بر مبنای این گفتمان، ورود حاکمیت در مساله حجاب چگونه باید باشد. فایل صوتی و تصویری و متن بحث در ادامه

ادامه مطلب حجاب به مثابه کنشگری زن مسلمان + فیلم

Visits: 1547

گفتاری از حضرت آیت الله بهجت (قده)

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتاری از حضرت آیت الله بهجت (قده)، که شاید با این روزهای ما تناسبی داشته باشد

چه باید بکنیم در ابتلائات داخلیه و خارجیه؟ چه باید بکنیم؟ چه کار کردیم که به این چیزها مبتلا می‌شویم؟ فکر این را باید بکنیم، آخر ما چکار کردیم که بی‌سرپرست ماندیم؟

اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی‌کنیم و نکردیم و نخواهیم کرد، حاضر نیستم خودمان را اصلاح کنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می‌کردیم، به این بلاها مبتلا نمی‌شدیم. حضرت نبی اکرم (ص) فرمود: «أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِدَائِكُمْ مِنْ دَوَائِكُمْ؛ دَاؤُكُمُ الذُّنُوبُ وَ دَوَاؤُكُمُ الِاسْتِغْفَارُ.» [۱] ما می‌خواهیم هر چه دلمان می‌خواهد بکنیم، اما دیگران حق ندارند، به ما اسائه‌ای بکنند؛ ما خودمان، به نزدیکانمان، دوستانمان، هر چه بکنیم، بکنیم، اما دیگران، دشمنان، حق ندارند به ما اسائه‌ای بکنند. آخر ما اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است، خدا هادی است. ما خودمان را نمی‌خواهیم درست بکنیم، اما از کسی هم نمی‌خواهیم آزار ببینیم. آنهایی که طبعشان آزار است، کار خودشان را می‌کنند، مگر اینکه یک کافی و یک حافظ جلوگیری بکند.[۲]

ما اگر خودمان به راه بودیم، در راه می‌رفتیم، چه کسی امیر المؤمنین علیه السلام را می‌کشت؟ چه کسی حسین بن علی علیه السلام را می‌کشت؟ چه کسی همین را [امام زمان علیه السلام] که حالا هست، هزار سال هست، او را مغلول الیدین کرد؟ ما خودمان حاضر نیستیم خودمان را اصلاح بکنیم. اگر خودمان را اصلاح بکنیم، به تدریج همه بشر، اصلاح می‌شوند. ما می‌خواهیم اگر دلمان خواست دروغ بگوییم، اما کسی به ما حق ندارد دروغ بگوید؛ ما ایذاء بکنیم دوستان خودمان را، خوبان را، اما بدها حق ندارند به ما ایذاء بکنند.

بابا ! با خدا بساز، کار را درست می‌کند. چرا در خلوت و جلوت، دلت هر چه می‌خواهد می‌کنی؟ مگر نمی‌فرماید: «ِوَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا و وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرا.» [۳] [سوره طلاق، آیات ۲- ۳]

آیا می‌شود ما با خدا نباشیم، خدا یار ما باشد در هر جزئی و کلی، در امور داخله و در امور خارجیه؟ پس هیچ چاره‌ای از بلیّات دنیویه و اخرویه، داخلیه و خارجیه نیست مگر خدایی بودن و با خدا بودن و با خداییها معیت داشتن و تبعیت داشتن. ما اگر از انبیاء و اوصیاء دور شدیم، گرگهای داخل و خارج، بلافاصله ما را می‌خورند. ما اگر خداترس بودیم، از ما می‌ترسیدند کسانی که اصلاً نمی‌شناسند ما کی هستیم، چه کاره هستیم؛ می‌ترسند کاری بکنند که ما بر آنها غضبناک بشویم، چرا؟ چون دیگر غضب ما غضب خداست، اگر با خدا هستیم…

… [اینجا] دار امتحان است. شما در فکر این باشید که خودتان را اصلاح کنید. مابین خودتان و خدایتان عایق و مانعی پیدا نشود. اگر اصلاح کردید و رفع مانع کردید بین خودتان و خدا و وسائط – انبیاء و اوصیاء- خدا مابین شما و خلق را اصلاح می‌کند.

حالا [در این مصیبت‌ها واقع شدیم]. ما، بزرگان ما از «سقیفه»، جلوتر از سقیفه در آن «حجره»، کار را به اینجا رساندیم که وجب به وجب با هم دشمن هستیم. همه این کارها را دیده‌اند که کار ماست این کار، وإلّا چرا مسلمانان با هم دشمن هستند، تا برسد به اینکه [توقع داشته باشیم] غیرمسلمان‌ها با مسلمان‌ها دشمنی نکنند! چرا این جور است؟ همه را می‌بینیم، کار ماست! از کار خودمان باید توبه کنیم. [آیا] توبه نباید بکنیم و هرچه فعلا اصلح شد برای ما، آن را اختیار بکنیم؟! بابا ! اصلح از این که خودمان صالح باشیم نیست.

حالا که این کارها را کرده‌ایم، باید توبه کنیم، باید تضرع کنیم، با آن باب عالی و باب اعلی؛ باید به سوی او برویم، [تا] ما را نجات بدهد، اول از شر خودمان و داخله خودمان، بعدها از شر خارجی‌ها؛ أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْك. [۴] این غضب‌های بی‌جا، این شهوت‌های بی‌جا، همه‌اش در داخله خودم، جنود شیاطین و جنود کفار هستند.

حضرت حجت ع (مجموعه بیانات آیت الله بهجت پیرامون حضرت ولی عصر ع)، ص۱۹۲-۱۹۵


[۱] آیا یه شما خبر بدهم از دردتان و دوای‌تان؟ دردتان گناهان است و دوای‌تان استغفار.

[۲] . یعنی: مگر یک کسی که «کافی» (کفایت‌کننده) و «حافظ» (نگهبان) است به ما کمک کند و جلوی آنان که قصد آزار ما را دارند بگیرد.

[۳] . و کسی که تقوای الهیه پیشه کند برایش راه خروجی قرار می‌دهد و او را از جایی که حسابش را نمی کند روزی می‌دهد؛ و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش کافی است، قطعا خداوند امر او را به سرانجام می رساند همانا خداوند برای هرچیزی قدر و اندازه‌ای قرار داده است.

[۴] . دشمنترین دشمنانت نفس خودت است که در درونت است.

 

Visits: 1514

فقدان علم عدالت [احتیاط؛ قسمت سوم]

بسم الله الرحمن الرحیم

در ماهنامه برداشت اول، شماره ۲ و ۳ (خرداد و تیر ۱۴۰۱) ص۸۶-۹۳ مصاحبه‌ مکتوبی از این جانب (حسین سوزنچی) منتشر شد که متن آن در ادامه تقدیم می‌شود:  برای دانلود فایل متن مصاحبه در نشریه اینجا را کلیک کنید. می‌توانید این نوشته را به مثابه قسمت سوم یادداشت «احتیاط» قلمداد کنید. برای مطالعه قسمت اول و قسمت دوم بحث احتیاط روی عبارت آبی هر قسمت کلیک کنید.

 

۱- در قرآن مجید آیات فراوانی را می‌توان یافت که به نحوی با مسئله حکمرانی معاصر و ویژگی‌ها و اقتضائات آن ارتباط موضوعی داشته باشند. به عنوان مثال آیه ۲۵ سوره حدید (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز) همواره از منظر عدالت اجتماعی مورد تاکید مفسران و متفکران مسلمان بوده وهست. به نظر شما آیا از این آیه میتوانیم برداشتی راهگشا برای قواعد حکمرانی فعلی و شرایط کنونی کشورمان داشته باشیم ؟

بسم الله الرحمن الرحیم. بله؛ اساسا مگر از آیات قرآن کریم انتظاری غیر از این داریم؟

۲- از آیه ۲۵ سوره حدید برداشتهای حداقلی وحداکثری پیرامون موضوع عدالت وجود دارد. به عنوان مثال برخی شارحان منظور از قسط را در این آیه داد وستد صرف بین مردم تفسیر کرده اند. به نظر شما برای اعتبار زدایی از این تفاسیر چه بدیلی باید ارائه داد تا بعد بتوانیم درباب نسبت آن با حکمرانی بحث کنیم، به طور مثال این ایه را به امر خصوص فروکاست می‌کنند حال چگونه می‌توان ارتباط تئوریک این ایه را با امر عمومی احیا کرد و چگونه در منطق دولت بازافرینی کرد؟

برای اینکه یک معنایی را اثبات کرد نیاز نیست از معانی دیگر اعتبارزدایی کنیم. قاعده‌ای در علم اصول است که شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی (شاگرد آخوند خراسانی) در وقایة‌الاذهان بخوبی از آن دفاع کرده و امروزه اغلب آن را قبول دارند و آن این است که «استعمال یک لفظ در بیش از یک معنا مجاز است». بر اساس این قاعده، یک آیه در آن واحد می‌تواند چند معنای متفاوت و درست داشته باشد؛ و صرفِ پذیرش یک معنای درست برای یک آیه، مستلزم کنار گذاشتن سایر معانی نیست (مگر اینکه بین دو معنا تناقض باشد؛ که چنین چیزی هم عملا منتفی است). از این رو، این آیه می‌تواند هم ناظر به روابط عادی بین مردم باشد و هم ناظر به قواعد حکمرانی؛ و برای قبول یکی، نیازی به نفی دیگری نیست. (لازم به ذکر است که این بحث با بحثی که امروزه برخی روشنفکرمآبان با عنوان تعدد قرائات مطرح کرده‌اند و در واقع تجویز تفسیر به رأی است کاملا تفاوت دارد که اینجا مجال تفصیل آن نیست).

۳- نکته مهم در این آیه نقش مردم در برپایی عدالت است که با تفسیر حداکثری می‌توان آن را عدالت اجتماعی نام‌گذاری کرد. به نظر شما آیا می‌توان با استناد به آیه مذکور، تفسیری از نوع رفتار و کنشگری مردم ارائه کرد که در شرایط فعلی نیز برای حکمرانی مفید واقع شود؟

قوانینی که از آیات قرآن استنباط می‌شود جهان‌شمول و ازلی و ابدی است؛ و برای تطبیق آن بر شرایط حکمرانی کنونی نیازی نیست که حتما تفسیر خاصی از نوع و کنشگری امروزین مردم ارائه شود. بویژه دلالت این آیه دلالت عامی است که اتفاقا چنانکه در ادامه توضیح داده خواهد شد شامل مردم امروز هم می‌شود و نیاز نیست که پیشاپیش تفسیر خاصی از کنشگری مردم امروز را مبنا قرار دهیم.

۴ – برخی معتقدند تفسیر وکارکرد مفید این آیه مختص و منحصر به شرایط انقلابی است و در عصر فعلی حکمرانی نمی‌توان از آن برای بسیج توده‌های آگاه استفاده نمود. آیا دولت فعلی ما که نماد حکمرانی در کشور می‌باشد، می‌تواند با توجه به قدرت کنش‌گری نهفته در این آیه، از آن در راستای تحقق هدف خود که عدالت است استفاده کند؟

اگر کسی در خصوص این آیه چنین ادعایی دارد باید دلیل خود بر اختصاص این آیه به شرایط انقلابی را بیان کند؛ چرا که ظهور این آیه هیچ ربطی به شرایط انقلابی و غیرانقلابی ندارد. اما اگر این نظر درباره کارکرد کلی آیات قرآن کریم است باید گفت کسانی که چنین اعتقادی دارند هم با جایگاه قرآن کریم و هم با حقیقت فطرت انسانها ناآشناست:

الف. وقتی از امام رضا ع سوال می‌شود که چرا قرآن به نحوی است که هرچه بیشتر نشر می‌یابد جز تازگی و طراوت نمی‌افزاید، می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لَا لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ، فَهُوَ فِي كُلِ‏ زَمَانٍ جَدِيدٌ، وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. چون خداوند متعال قرآن را برای یک زمان، و نه زمان دیگر، یا برای یک مردم، و نه مردم دیگر، قرار نداده است؛ بلکه برای همه زمانهاست و از این رو در هر زمانی نو و نزد هر قومی تازه و باطراوت است تا روز قیامت.» (عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۸۷؛ امالی طوسی، ص۵۸۱)؛ پس آیات قرآن برای همه زمانهاست، نه مثلا فقط برای شرایط انقلابی!

ب. علاوه بر این، فطرت انسانها اساسا عدالت‌خواه است؛ و اگرچه شیاطین انس و جن تلاش می‌کنند با انواع روشها وی را به انحراف بکشند باز می‌توان روی فطرت عدالتخواه انسان سرمایه‌گذاری کرد. لذا این توهم که عدالت‌جویی صرفا مربوط به شرایط انقلابی است نیز توهمی مبتنی بر نفهمیدن حقیقت انسان است.

پس هم اقتضای جایگاه قرآن کریم، جهانشمولی و همه زمانی بودن آیات آن است؛ و هم اقتضای فطرت انسانی این است که همواره بتوان او را برای حرکت در مسیر عدالت کمک کرد؛ و اتفاقا این آیه هم از آیات عام است، نه ناظر به شرایط خاص.

۵ – قول مشهور است که اگر قرار باشد چند آیه مهم و مرتبط در قرآن کریم با طرحواره نظام دانایی و معرفتی انقلاب اسلامی ایران معرفی کنیم، قطعا یکی از آن آیات شریف همین آیه ۲۵ سوره حدید است. در زمان کنونی، چطور می‌توان از ظرفیت این آیه در قالب وشکل یک دولت و سیاست گذاری دولتی استفاده کرد؟ آیا مجدد باید به همان نظام معنایی رجوع کرد ویا اینکه باید براساس دولت فعلی، نظام معنایی جدیدی را دوباره صورتبندی نمود؟

من نظام معنایی قدیمی و جدید برای این آیه قبول ندارم؛ به نظرم اگر افراد نخواهند به تفسیر به رأی روی آورند و واقعا به خود آیه گوش دهند، قطعا این آیه ظرفیتهای جدی‌ای دارد که نظام معنایی مناسبی برای حرکت به سوی عدالت در اختیار همگان (چه گذشتگان و چه ما) قرار دهد که در ادامه توضیح خواهم داد.

۶- حال اگر بخواهیم کمی صریح تر بحث کنیم، نظام سیاسی مطلوب این آیه چیست وچه مشخصاتی دارد؟ آیا با تبیین، تفسیر و تشریح نظم و نظام حاصل از آیه مذکور، به دام اتوپیاگرایی نمی‌افتیم ؟ آیا دولت هم در مقام نظر (تئوریک ) و هم در مقام عمل می‌تواند چنین نظمی را اتخاذ، اجرا و دنبال کند ؟

به نظر می‌رسد طرح این نگرانی (که تبیین و تفسیر آیه قرآن ما را به اتوپیا‌گرایی [= آرمانگرایی محض که از واقعیات عینی غافل می‌ماند] بکشاند) تحت تاثیر کسانی است که باور ندارند که قرآن کریم کتاب خداوند برای زندگی انسان است؛ همان خدایی که ۱۴۰۰ سال قبل و امروز برایش فرقی ندارد و اگر پیامی را در ۱۴۰۰ سال قبل به عنوان پیام ابدی خویش فرستاد، از تمام تحولاتی که تاکنون رخ خواهد داد آگاه بوده و می‌دانسته که چگونه برنامه رسیدن به آرمان‌های مطلوب انسان را با لحاظ واقعیات زندگی او در تمام شرایط متغیر زمان و مکان نازل فرماید. بله؛ اگر نعوذبالله کسی قرآن کریم را ساخته و پرداخته شخص حضرت محمد ص بداند می‌تواند چنین توهمی درباره آن داشته باشد؛ اما از یک مسلمان انتظار چنین نگرانی‌ای نمی‌رود. کسی که با قرآن کریم انس داشته باشد بوضوح می‌فهمد که این کتاب آسمانی نه آرمان‌گرایی محض را ترویج می‌کند که به دام اتوپیا‌گرایی بیفتد؛ و نه واقع‌گرایی محض را که به نان به نرخ روز خوردن مبتلا شود؛ ‌بلکه «آرمانگرای واقع‌بین» است. البته قبول دارم که متاسفانه بسیاری از افراد با رواج باورهای شخصی خویش به عنوان تفسیر قرآن، زمینه چنین سوءظنی را فراهم کرده‌اند؛ و از این جهت شما حق دارید که پیشاپیش نگران افتادن ما در دام تفسیری اتوپیاگرایانه باشید؛ و ما هم باید مراقب باشیم نظرات شخصی خود را بر قرآن تحمیل نکنیم. متاسفانه بسیاری از ما شعار قرآن و اسلام را می‌دهیم اما در واقع بر اساس نظرات شخصی خود نظر می‌دهیم نه واقعا مستند به آیات و احادیث. در اینجا و به عنوان مقدمه‌ای برای تفسیر کاربردی این آیه، مناسب است موضع‌گیری ائمه اطهار در برخی از وقایع مشابه را متذکر شوم که ایشان چگونه در قبال اینکه مبادا فهم ناقص افراد از مسائل مختلف، ولو با انگیزه خوب، به جای اسلام و قرآن مبنای عمل قرار گیرد هشدار داده‌اند؛ چرا که به نظر می‌رسد یکی از معضلات نظام که ریشه بسیاری از ناکامی‌های نظام در رسیدن به اهدافش بوده این است که علی‌رغم اینکه عموما شعار اجرای اسلام سر داده شده، اما در بسیاری از موارد – حتی با وجود اینکه حسن نیت هم در کار بوده – عملا فهم‌های ناقص افراد (نه توصیه‌های واقعی اسلام) مبنای عمل قرار گرفته است. اما آن وقایع:

واقعه اول: زید بن علی وقتی از ظلم بنی‌امیه به ستوه می‌آید تصمیم به قیام علیه ظلم می‌گیرد و خدمت امام باقر ع می‌رسد و اعتراض می‌کند که «لَيْسَ الْإِمَامُ مِنَّا مَنْ جَلَسَ فِي بَيْتِهِ وَ أَرْخَى سِتْرَهُ وَ ثَبَّطَ عَنِ الْجِهَاد: امام کسی نیست که در خانه بنشیند و پرده بیندازد و از جهاد خودداری کند…» و خلاصه سخنش این است که اگر تو قیام نمی‌کنی، من قیام می‌کنم. محور پاسخ امام ع به او این است که آیا واقعا تو احاطه علمی کافی به قیامی که می‌خواهی انجام بدهی داری؟ و اگر نداری، آیا نزد خداوند حجت داری که این کار تو لزوما به نفع دین و به نفع خودت تمام شود؟ و خلاصه اینکه: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ إِمَامٍ ضَلَّ عَنْ وَقْتِهِ فَكَانَ التَّابِعُ فِيهِ أَعْلَمَ مِنَ الْمَتْبُوع‏: به خدا پناه می‌برم از امامی که زمانش را گم کند به طوری که کسی که دارد پیروی می‌کند از کسی که قرار است از او پیروی شود داناتر باشد» (کافی، ج۱، ص۳۵۶-۳۵۷).

واقعه دوم: عمرو بن عبید و واصل بن عطا و جمعی از معتزله خدمت امام صادق ع می‌رسند و از وی می‌خواهند برای قیام علیه ظلم بنی‌امیه به محمد بن عبدالله (نفس زکیه) بپیوندد. حضرت ع با ایشان محاجه‌هایی می‌کند و محور استدلالهای حضرت این است که به آنها نشان دهد: شما که می‌خواهید حکومت بنی‌امیه را سرنگون کنید و خودتان قدرت را به دست بگیرید احکام خدا را در موقعیت‌های اجتماعی جدیدی که پیش می‌آید بلد نیستید، و صرفا بر اساس حدس و گمان می‌خواهید در این موقعیتها اقدامی انجام دهید؛ و این گونه حکومت‌داری (که افراد فقط دلشان می‌خواهد حکومت اسلامی باشد اما احکام اسلام در موقعیتهای جدید را نمی‌دانند و صرفا با حدس و گمان اقدام می‌کنند) از این حیث که باعث گمراهی مردم می‌شوند ترجیحی بر حکومت بنی‌امیه ندارد! (کافی، ج۵، ص۲۳-۲۷)

واقعه سوم: محمد بن حکیم به امام کاظم ع عرض می‌کند که ما با بهره‌گیری از تعالیم و احادیث شما در دین فقیه شده‌ایم و پاسخ مسائل مردم را بر اساس تعالیم شما می‌دهیم؛ اما گاهی می‌شود که سوالی می‌پرسند پاسخش را در تعالیم شما نمی‌یابیم آیا حق داریم با بررسی تعالیم شما و بر اساس مطالبی که خیلی به پاسخ مذکور نزدیک و با مطالب شما سازگارترست به مردم پاسخ دهیم؟ حضرت می‌فرمایند: «هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ؛ فِي ذَلِكَ وَ اللَّهِ هَلَكَ مَنْ هَلَكَ يَا ابْنَ حَكِيم‏: اصلاً و ابداً! به خدا سوگند با این رویه بود که هلاک شد هرکس که هلاک شد» (کافی، ج۱، ص۵۶).

این سه واقعه از این جهت اشاره شد که در هر سه مورد، افراد ظاهرا دغدغه‌های خوبی دارند و می‌خواهند عدالت و احکام اسلام اجرا شود اما چون آشنایی کافی با زوایای تعالیم اسلام ندارند و عملا بر اساس سلیقه شخصی و فهم ناقص خود عمل می‌کنند مورد نهی شدید امامان ع قرار می‌گیرند.

۷- به عنوان سوال آخر، آیا تلازمی بین عدالت وجمهوریت در این آیه دیده می‌شود؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، برای پر رنگ شدن این تلازم، چه تفسیری باید از این آیه ارائه نمود؟

دلالت این آیه بر همراهی بین جمهوریت و عدالت جای بحث ندارد؛ اما نه همراهی‌ای از همراهی‌ای متناسب با تحلیل‌های کمونیستی ویا تحلیل‌های مبتنی بر مبانی لیبرال دموکراسی؛ که متاسفانه بسیار دیده می‌شود که افراد با چنین جهت‌گیریهایی این آیه را تفسیر می‌کنند. برای جدی گرفتن این تلازم هم نیازی نیست تفسیری بر این آیه تحمیل کنیم بلکه کافی است با فرازهای این آیه گام به گام ‌پیش برویم تا ببینیم که این آیه چه الگویی برای اجرای عدالت می‌دهد و جمهوریت را چگونه در این میان جدی می‌گیرد.

آیه می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز: به يقين ما فرستادگان خود را با دلايلى روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ترازو فرو فرستاديم، تا مردم به قسط قیام کنند، و آهن را فرو فرستاديم كه در آن نيرويى سخت و منافعى براى مردم است؛ و تا خداوند كسانى را كه او و فرستادگانش را در نهان يارى مى‏دهند بشناسد، كه همانا خدا نيرومند و مقتدر شكست‏ناپذير است.»

اولا فاعل برای برپایی عدل، «ناس» (مردم) است؛ نه خود انبیاء و رهبران الهی و حاکمان (که چه‌بسا این تفاوت نگاه قرآنی است با نگاه کمونیستی و مارکسیستی که کنشگر اصلی در برقراری عدل را قوای حاکمه (دولت) می‌داند)؛

ثانیا مقدمه اینکه این مردم بتوانند برای اقامه قسط قیام کنند آن است که خداوند رسولانش را بفرستد و همراه با آنان کتاب و میزان (ترازو) نازل فرماید (که چه‌بسا این تقاوت نگاه قرآنی است با نگاه لیبرال دموکراسی که رأی و دلخواه اکثریت را محور اصل حاکمیت و نیز محور قانون و قضاوت قرار می‌دهد).

حالا بر این دو مقدمه‌ای که در آیه برای اقامه قسط توسط مردم بیان شده (ارسال رسل، و انزال کتاب و میزان) تمرکز کنیم:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ: ابتدا از فرستادن رسولان سخن می‌گوید. در نگاه قرآنی ارسال پیامبران صرفا برای دادن پیام به مردم نیست، بلکه آمدند تا اطاعت شوند: نه‌تنها صریحاً فرمود: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه‏: و ما رسولی نفرستادیم مگر برای اینکه به اذن خداوند مورد اطاعت واقع شود» (نساء/۶۴)، بلکه به طور مصداقی نیز در سوره شعراء بعد از دعوت هر پیامبری، این سخن را از او نقل می‌فرماید که: «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُون‏: تقوای الهی پیشه کنید و از من اطاعت کنید» (آیات ۱۰۸ و ۱۱۰ و ۱۲۶ و ۱۳۱ و ۱۴۴ و ۱۵۰ و ۱۶۳ و ۱۷۹). پس برای اینکه مردم بتوانند به قسط قیام کنند ابتدا خداوند باید پیامبرانی بفرستد و مردم آنان را به عنوان رهبران خود در مصدر حکومت جدی بگیرند.

وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ: پس خداوند علاوه بر آن باید کتاب و میزان هم نازل کند و جامعه آن را مبنا قرار دهد. ظاهرا نزول «کتاب» به معنای فرستادن تعالیم و قوانینی است که اجرای آن قوانین توسط مردم است که منجر به قسط می‌شود؛ و چه‌بسا «میزان» (=ترازو) هم اشاره است بر اینکه همه کارها با این قوانین سنجیده شود. اگر بخواهیم این فرازهای آیه را بر وضعیت امروزی تطبیق کنیم شاید بتوان گفت «کتاب» کنایه از قانون و مقام قانون‌گذاری (قوه مقننه) است؛ و «میزان» کنایه از قضاوت (قوه قضاییه).

لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ: آنگاه اینها برای آن است که اقامه و اجرای قسط (قوه مجریه) توسط مردم انجام شود.

اکنون بگذارید به صورت مصداقی حکومت خودمان را بررسی کنم که چقدر به این عمل کردیم:

در مقام نظر، ما حاکم اصلی را پیامبر و امام (ع)، و در دوره غیبت بر مبنای نظریه ولایت فقیه، این مسئولیت را برعهده فقیه دارای شرایط می‌دانیم و نیز بر اساس قانون اساسی، قوانین (قوه مقننه) باید بر اساس کتاب آسمانی باشد (انزلنا الکتاب) و قوه قضاییه هم باید بر اساس «میزانِ» اسلام باشد. اگر اینها بود آنگاه این مردمند که باید برای اجرای قسط قیام کنند (لیقوم الناس بالقسط)، که در قانون اساسی رئیس قوه مجریه توسط مردم انتخاب می‌شود و بقیه اعضای قوه مجریه هم توسط نمایندگان مردم رای اعتماد می‌گیرند. پس در مقام نظر تلاش کرده‌ایم منطبق بر آیه باشیم.

اما در عمل چطور؟ اگر چه در خصوص اینکه قوه قضاییه (میزان) چقدر بر اساس اسلام عمل می‌کند می‌توان سخنها گفت، و نیز درباره اینکه ما چقدر مردم (و نه حکومت) را عهده دار اجرای عدالت و اقامه قسط قرار می‌دهیم (که ظاهرا ادامه آیه نیز دلالتی دارد که باید مردم در این زمینه آزادی عمل داشته باشند تا معلوم شود که چه کسی واقعا و در نهان می‌خواهد خدا و رسولش را یاری کند: وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ) می‌توان مناقشاتی کرد،[۱] اما در اینجا از اینها صرف نظر می‌کنم زیرا اینها از حوزه اختیارات دولت خارج، و وظیفه سایر ارکان حاکمیت است.

محور اصلی نقد من در اینجا ناظر به قانون‌ها و رویه‌هایی است که در کشور مبنای عمل دولت قرار می‌گیرد؛ همان دغدغه که در سه واقعه‌ای که در پاسخ سوال قبل بیان شد مورد توجه است: آیا ما واقعا بر اساس کتاب (تعالیم و قوانین خدا) عمل می‌کنیم یا بر اساس برداشتها و فهم ناقص خود از عدالت؟

منظورم را با یک مثال توضیح می‌دهم: از معضلاتی که سالهاست در کشور محل بحث و گفتگوست مساله قیمت‌گذاری دستوری کالاهاست. قرآن کریم اگرچه درباره بسیاری از مسائل اقتصادی جامعه توصیه‌های جدی دارد، اما ظاهرا تصریحی درباره قیمت‌گذاری ندارد؛ البته کسانی که با تعالیم پیامبر ص و اهل بیت ع که مفسران اصلی قرآن‌اند آشنا باشند می‌دانند که قیمت‌گذاری دستوری در احادیث بشدت نهی و در حد بدعت شمرده شده است (وسائل الشيعة، ج‏۱۷، ص۴۳۰-۴۳۳) و بر همین اساس فقهای شیعه نیز عموما در فتاوی خود با آن مخالفت کرده‌اند، چنانکه شیخ طوسی تصریح می‌کند که اجماع علمای شیعه بر عدم جواز قیمت‌گذاری توسط حکومت است، (المبسوط، ج۲، ص۱۹۵)؛ و فقط بحثی بین علمای شیعه مطرح شده در خصوص احتکار، که آیا در مقام مجبور کردن محتکر به فروش اموال احتکار شده (نه هرگونه گرانفروشی)، قیمت‌گذاری روی کالای وی جایز است یا خیر؛ که در این مورد تنها معدودی از فقهای شیعه جواز قیمت‌گذاری در خصوص این مورد را صرفا برای جلوگیری از اجحاف به مردم مطرح کرده‌اند (تفصیل اقوال در: مفتاح الکرامه، ج۱۲، ص۳۶۱-۳۶۲). البته همین را هم اغلب فقها از خود شیخ طوسی گرفته تا امثال صاحب جواهر قولی ضعیف دانسته و گفته‌اند صرف اینکه باید وی را از اجحاف بازداشت تنها راهش این نیست که قیمت تعیین شود و او مجبور به فروش بر اساس آن قیمت تعیین شده گردد (جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۸۶). نظر فقهی خود امام خمینی نیز این بود که قیمت‌گذاری دستوری ابتدا به ساکن جایز نیست؛ و فقط در خصوص محتکر، آن هم در جایی که معلوم شود وی می‌خواهد با عرضه قیمت نامتعارف عملا از فروش و عرضه کالا خودداری کند الزام وی به فروش کالایش به قیمتی که در بازار متعارف است جایز می‌باشد (کتاب البیع، ج۳، ص۳۱۲-۳۱۳) اما بعدا در تحریر الوسیله همین را هم بنا بر احتیاط واجب جایز ندانستند (تحریر الوسیله، ج۱، ص۵۰۲). اما وجود برخی مشکلات در ابتدای انقلاب (و شاید رخنه ناخودآگاه تحلیل‌های کمونیستی در ذهن برخی مسئولان) در مقطعی نظام را مجبور به قیمت‌گذاری کرد. ظاهرا همان زمان جناح موسوم به روحانیت این گونه جهت‌گیری در اداره کشور را زیر سوال برد اما با انگ اسلام آمریکایی از جانب جناح مقابل مورد هجوم واقع شد و اگر حمایتهای شخص امام خمینی از امثال آیت الله مهدوی کنی نبود امروزه چه‌بسا ایشان به عنوان طرفدار اسلام آمریکایی [!] از قاموس یاران نظام حذف شده بودند! متاسفانه این رویه (که چه‌بسا حداکثر از باب حکم ثانوی می‌توانست در عرصه‌های محدودی به طور موقت عمل شود) بقدری به نام اسلام اجرا شد که امروزه اغلب مردمان متدین یکی از وظایف حکومت را قیمت‌گذاری کالاها می‌دانند! و صدا و سیما هم هرروز گزارشی از بازرسی قیمتها پخش می‌کند! دولت هم با اینکه متوجه نادرست بودن این رویه و زیانهای اقتصادی آن شده، حتی در مقام آزادسازی قیمتها، دوباره یک قیمت پایه تعیین می‌کند و گویی دست برداشتن از قیمت‌گذاری دستوری را خلاف شرع می‌پندارد!

این مثال و دهها مثال دیگر را در نظام می‌توان یافت که چه‌بسا همگی مصادیق بارزی از آن نگرانی‌هایی هستند که امام باقر ع و امام صادق ع و امام کاظم ع ابراز می‌داشتند. آیا در این گونه موارد این طور نبوده که چون به نظرمان کاری خوب می‌آمد بدون اینکه واقعا مستندی در اسلام برای آن کار بیابیم وحتی با اینکه گاه اسلام آن را نهی کرده بود آن را عمل کردیم و اسم اسلام بر آن گذاشتیم؟! آیا نباید از این گونه اقدامات توبه کنیم و به مسیر اسلام برگردیم؟!

به علت ضیق مجال، مطلب را بیش از این بسط نمی‌دهم؛ فقط یکبار دیگر آیه را مرور کنیم و ببینیم تا چه اندازه در مقام اجرای عدالت بر اساس این آیه عمل کردیم و تا چه اندازه بر اساس برداشتهای شخصی خودمان؟! و اگر عدالت در کشور دچار مشکل است آیا این آیه راهنمای خوبی نبوده یا ما بدان عمل نکرده‌ایم؟!

«خداوند رسولانش را با دلیل‌های روشن فرستاد و کتاب و ترازو نازل کرد» (آیا بدین معنا نیست که هم اصل حاکمیت و هم ابعاد قانون‌گذاری و قضایی در حکومت باید بر اساس دستورات و تعالیم الهی باشد، نه نظرات شخصی و جمعی و تحلیلهای سوسیالیستی و لیبرالیستی و…؟)

«تا اینکه مردم برای قسط قیام کنند» (آیا بدین معنا نیست که مقام اجرا، باید مبتنی بر ورود مردم در عرصه باشد نه اینکه خود حکومت، جدای از اینکه مردم حاضر به همراهی هستند یا خیر، عهده‌دار اجرای عدالت شود؟)؛

«و آهن را فرو فرستاديم كه در آن نيرويى سخت و منافعى براى مردم است»؛

«و تا خداوند كسانى را كه او و فرستادگانش را در نهان يارى مى‌‏دهند بشناسد» (آیا این تاکیدی بر همان اقامه قسط توسط مردم نیست؟ که با این حضور اقشار مختلف مردم در مقام اجرا، پشت پرده اهداف افراد از ورود به مقام اجرا معلوم شود و همه بفهمند که چه کسانی در نهان برای یاری دادن خدا و رسولش وارد میدان شده‌اند و چه کسانی برای اهداف دیگری سراغ این مقامات آمده‌اند؟)؛

«كه همانا خدا نيرومند و مقتدر شكست‏‌ناپذير است» (آیا بدین معنا نیست که اگر شما به اقتضائاتی که در این آیه آمد عمل کنید قطعا خداوند کار شما را به سرانجام می‌رساند؟ به تعبیر دیگر، آیا نمی‌خواهد بفرماید که خدا که شکست نمی‌خورد، پس اگر شما در اجرای عدالت موفق نبوده‌اید چون واقعا به دستور خدا در این آیه عمل نکرده‌اید؟).

خداوند ان شاء الله همه ما را در مسیر شناخت و عمل به آیات قرآن کریم موفق بدارد. والسلام علیکم و رحمه الله.

 

تکمله (نکته زیر بعدا اضافه شد و در متن یادداشت منتشر شده وجود ندارد)

در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه (عهدنامه معروف مالک اشتر) حضرت علی ع تذکر می‌دهد که زمامدار باید به مساله قیمتها توجه کند (یعنی این گونه نیست که اقتصاد اسلامی کاملا اقتصاد لیبرالی باشد و حکومت کلا هیچ کاری در این عرصه نداشته باشد) هرچند البته طبق روایات فوق این ورودش نباید از جنس قیمت‌گذاری دستوری باشد؛‌ لذا چهار خصلت زشت را برای بسیاری از تجار و صاحبان صنایع برمی‌شمرد که یکی از آنها همین تحکم کردن در بیاعات (قیمت‌های دلبخواهی گذاشتن) است؛ اما در میان این چهار خصلت آنکه زمامدار دستور مبارزه مستقیم با آن را دارد احتکار است ودر بقیه هم باید بکوشد به نحوی فضای عدل و انصاف بر قیمتها حاکم شود نه اینکه خودش مستقیما قیمت بگذارد؛ مخصوصا استناد حضرت به سیره پیامبر ص در این باب قابل تامل است؛ که ایشان دارند به یک معنا می‌فرمایند آن سیره پیامبر ص در حرمت قیمت‌گذاری (که در بالا توضیح دادیم و علی‌القاعده امیرالمومنین ع هم بدان آگاه بوده) به معنایی بی‌اعتنایی کامل حکومت به به بازار و رویه‌های مربوط به قیمتها نیست؛ بلکه حکومت یک نوع مسئولیتی عمومی در این عرصه ها دارد چنانکه نمونه‌ای از آن در جلوگیری از احتکار خود را نشان می‌دهد؛ اما آن راهکار هرچه باشد قیمت‌گذاری دستوری نیست:

ثُمَّ التُّجَّارَ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ فَاسْتَوْصِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَيْراً الْمُقِيمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِيَدِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ لِلْمَنَافِعِ وَ جُلَّابُهَا فِي الْبِلَادِ فِي بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ وَ سَهْلِكَ وَ جَبَلِكَ وَ حَيْثُ لَا يَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَ لَا يَجْتَرِءُونَ عَلَيْهَا مِنْ بِلَادِ أَعْدَائِكَ مِنْ أَهْلِ الصِّنَاعَاتِ الَّتِي أَجْرَى اللَّهُ الرِّفْقَ مِنْهَا عَلَى أَيْدِيهِمْ فَاحْفَظْ حُرْمَتَهُمْ وَ آمِنْ سُبُلَهُمْ وَ خُذْ لَهُمْ بِحُقُوقِهِمْ فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَا تُخَافُ بَائِقَتُهُ وَ صُلْحٌ لَا تُحْذَرُ غَائِلَتُهُ أَحَبُّ الْأُمُورِ إِلَيْهِمْ أَجْمَعُهَا لِلْأَمْنِ وَ أَجْمَعُهَا لِلسُّلْطَانِ فَتَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِي حَوَاشِي بِلَادِكَ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ ضَيْقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعِ الِاحْتِكَارَ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَهَى عَنْهُ وَ لْيَكُنِ الْبَيْعُ وَ الشِّرَاءُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ فَنَكِّلْ وَ عَاقِبْ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص فَعَلَ ذَلِك

 


[۱]. اینجاست که شاید انتقاد مخالفان نظارت استصوابی قابل تامل باشد، یعنی اگر این نظارت بقدری سخت‌گیرانه شد که مشارکت مردم به طور جدی پایین آمد، آیا واقعا مردم دارند اقامه قسط می‌کنند یا حاکمیت خودش تصمیم گرفته که مستقیما به اجرای عدالت بپردازد؟ اینجاست که آن تذکر شهید مطهری در اوایل انقلاب جدی می‌شود که هرچند افراد در راس حکومت قائل باشند که افراد خاصی برای اجرا بهتر از بقیه‌اند و مردم در مقام تشخیص دارند اشتباه می‌کنند اما باید بگذارند مردم انتخاب کنند (پیرامون جمهوری اسلامی، ص۱۲۲-۱۲۴)؛ طبق این آيه نیز به نظر می‌رسد خود مردم باید اقامه قسط را عهده‌دار شوند، نه کسانی که به نظر ما صلاحیت بیشتری دارند.

Visits: 2641