One Reply to “چیستی و چرایی طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری”

  1. استاد سوزنچی:

    چرایی و چیستی طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری :

    این طرح یک برنامه است برای رسیدن به یک نظام فکری منسجم.

    اما چند سوال

    اولا : چرا برنامه ی مطالعاتی داشته باشیم؟

    ثانیا: نظام فکری منسجم به چه دردی میخورد؟

    ثالثا: این برنامه ی مطالعاتی ، چرا کتب شهید مطهری باشد؟

    برنامه ی مطالعاتی:

    ما خیلی وقت ها مطالعه داریم ولی درقالب یک برنامه نیست بلکه روزنامه وار است و این مطالعه ی روزنامه وار علاوه بر اینکه سود ندارد بلکه ضرر هم میرساند و نهایتش این است که بگوییم سودی ندارد ولی غالبا ضرر هم دارد ، از جمله ضررها این است که افراد اطلاعات عمومی شان بالا میرود در حالیکه خیلی از آن اطلاعات اصلا اطلاعات[واقعی] نیست بلکه اطلاعاتی است که یک عده صاحبان رسانه [اعم از روزنامه ، مجله ، کتاب و…]خواسته اند شما اینطور فکر کنید ، لذا وقتی آدم خودش برنامه نداشته باشد و دیگران برنامه داشته باشد آنگونه فکر می کند و حرکت می کند که دیگران میخواهند

    پس اگر کسی بخواهد در فکرش انسجامی داشته باشد ، در زندگی نیازمند یک برنامه ی مطالعاتی هست و برنامه مطالعاتی هم برای رسیدن به نظام فکری است.

    نظام فکری یعنی چه ؟

    نظام فکری یعنی یک مجموعه ی سامان بندی شده از اندیشه ها که بایکدیگر یک ربط ونسبت منطقی برقرار میکنند ،
    یعنی اگر شما امروز گفتی “الف” فردا باید بگی “ب” نباید “دال” بگی ، مطالب رو باید پشت سر هم داشته باشید.
    امروز یک موضع نگیریم و فردا درست نقطه ی مقابلش رو موضع بگیریم، حالا البته گاهی آدم متوجه هست ولی گاهی خودش هم متوجه نیست مثلا تو سیاست امروز یک حرف میزند ، فردا یک حرف دیگه ای که در مقابل موضع قبلی اش بود می زند .

    خیلی از افراد اطلاعات دینی دارند اما اگه اون اطلاعات رو نمی داشتند بهتر بود ، مثال بارز آن خوارج هستند که آدم بدی هم نبودند، حضرت [امیرالمومنین] هم میفرمودند که : دنبال حق رفتند و خطا کردند ، پس صرف اینکه ما بگوییم دنبال حقیقت ایم چیزی رو دوا نمیکنه خوارج هم دنبال حقیقت بودند [طلب الحق] ولی نرسیدند و به باطل رسیدند.

    نظام فکری به چه درد می خورد؟

    ما این نظام فکری را میخواهیم برای اسلام ، ببینید ما یک وقت مسلمانی مان فقط شناسنامه ای است و یک وقت هم واقعا میخواهیم مسلمان باشیم ،

    اسلام به همه ی زندگی ما کار دارد ، بخلاف مسیحیت فعلی[ نه اصل مسیحیت ] که شما برو مسیحی بشو و یک شب برو کلیسا ، بعد دیگه هر غلطی خواستی برو انجام بده ، فقط این یه شب کلیسا رو داشته باش ،
    اما اسلام اجازه نمیدهد هر کاری بکنی ، اسلام می گه باید کارای درست انجام بدهی

    خب این زندگی ما که ابعاد مختلفی دارد ، ابعاد فرهنگی ،سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی …
    مثلا شما تو بانک پول میزاری سود بگیری یا وام میگیری خونه بخری ، بالاخره داری رباخواری می کنی یا یا نمی کنی؟ همینجور در بقیه موارد …

    ما تکلیفمان با مسلمانی خودمان معلوم نیست ، شبهات هم که از در ودیوار همینجور می بارد،

    یک بنده خدایی گفت تقلید کار بدی است البته بد مطرح کرد ولی اصل حرفش مطلب درستی است ،
    اصل در فضای مسلمانی این است که انسان خودش بفهمد ، مثلا اصل اینست که همه خودشان مجتهد بشوند نه اینکه تقلید کنند ویا همه خودشان ، اهل مداوا کردن خود باشند نه اینکه بروند پیش پزشک ، منتها دو مشکل وجود دارد ، برخی حال و حوصله اش رو ندارند و برخی دیگه حوصله اش رو دارند ولی برای مجتهد شدن باید ۳۰ ،۴۰ سال باید بروند درس بخوانند ، خب تو این ۳۰، ۴۰ سال چکار کنند؟ تصویر ما از اسلام چگونه باید باشد تا این سی چهل سال بعد که مجتهد شدیم؟

    بنده در عین حالی که معتقدم کار اول هر مسلمانی برای اینکه واقعا مسلمانی اش را حفظ کند اینست که باید برود مجتهد بشود اما در عین حال معتقدم همه ی ما باید برای مسلمانی مان در این مدت یک فکری بکنیم.

    گاهی یک نفر فقط رساله جلویش گذاشته و دارد عمل میکند گاهی هم توسط این اسلام در زندگی اش چالش ها درست شده و
    یکی برای اینکه مسلمانی عادی خودش را حفظ کنه خیلی از مسائل رو باید حل کند،
    لذا یک برنامه ی اسلام شناسی یک نظم فکری فعلی از اسلام باید داشته باشیم یا نباید داشته باشیم؟
    بنده معتقدم یک برنامه اسلام شناسی برای هر بچه مسلمانی که یک ذره دغدغه ی اسلام دارد که اسلامش اسلام باشد خیلی ضرورت دارد .

    خب از کجا شروع کنیم ؟ چی بخوانیم؟

    برای اینکه بخواهیم شالوده ی اولیه ی تفکر را بسازیم باید در ابتدا از یک متفکر شروع کنیم نه چند متفکر ، بعدا میتوانیم چند متفکر راهم باهم داشته باشیم، ولی فعلا برای اینکه به یک وحدتی برسیم از یک متفکر باید شروع کنیم

    ویژگی آن متفکر چه باید باشد؟

    اول:
    اسلام شناس باشد واقعا ، تخصص اش اسلام باشد
    دوم:
    زمانه را بشناسد ، خیلی ها هستند اسلام.شناس اند ولی زمانه را نمی شناسند.
    سوم:
    ساده و عمیق بگوید
    چهارم:
    باید استدلالی حرف بزند ، بعضی ها در ادبیات خیلی قوی هستند و قشنگ حرف

    می زنند اما این مانع میشود که شما فکر کنید لذا اگر اشتباه هم حرف بزند می پذیرید.
    پنجم: در غالب مسایل ورود پیدا کرده باشد ، بعضی ها فقط در یکی دو تا حیطه حرف دارند.

    چگونه خواندن شهید مطهری:

    [یک] : مطالعه کردن :

    یکبار هدف مطالعه کردن اینست که اطلاعات عمومی مان زیاد شود و یکبار هدف اینست که به یک نظام فکری برسیم. از آفات مطالعه اینست که عمیق مطالعه صورت نگیرد ، اگر کسی میخواهد به نظام فکری عمیق برسد باید برود بخواند و عمیق هم بخواند .
    شهید مطهری می گوید باید حداقل دوبار باید مطالعه صورت گیرد ، یکبار تند بخوانید ببینید چی گفت بعد در مطالعه دوم قدم به قدم بخوانید و در مطالعه ی دوم باید انتقادی بخوانید ،
    انتقاد رد کردن نیست بلکه نقادانه فهمیدن است ،

    چند نکته درباره مطالعه نقادانه:

    مطالعه نقادانه یعنی
    ۱- هر حرفی زده شد سوال بکنید دلیلش را بخواهید ، اگر دلیل آورد بپذیرید اگر نیاورد نپذیرید البته بعدا می بینید که شهید مطهری دلیلش را جای دیگه ای آورده است ، این نظام فکری اینجور شکل می گیرد.
    ۲- استنباط کردن: یعنی شما باید دریابید که این چه عنصری را بکار گرفت که فلان حرف را اثبات کند
    ۳- ربط دادن: ربط بدهی این نکته را با نکته ی دیگری که مربوط به اطلاعات قبلی خودت هست یا در جای دیگه ای از کتاب خواندی ،
    ۴-جمع بندی: یعنی اگر کتاب را خوب خوانده باشید باید بتوانید کتاب را در یک صفحه بنویسید

    بعد از مطالعه. [دوم] مباحثه
    [سوم] کلاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*