احتیاط (قسمت دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

حکومت، علم دینی و احتیاط

خلاصه مطلبی که در قسمت اول بیان شد این بود که:

«رویه غلطی متاسفانه رایج شده که: بسیاری از افراد در عرصه‌های علمی مختلف بدون اینکه به اجتهاد در آن حوزه رسیده باشند، موضعی که به نظرشان بهتر رسیده مبنای عمل خود قرار می‌دهند و می‌کوشند در جامعه نیز به جای ارجاع دادن دیگران به متخصصان، نظر خود را به کرسی بنشانند! و این گونه است که در کشور، نه فقط در مسائل دینی، بلکه در مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، سلامت، و …. دچار مشکل هستیم؛ چون بسیاری از ما از تقلید درآمده‌ایم، اما هنوز مجتهد نشده‌ایم؛ و نمی‌خواهیم قبول کنیم که کسی که از تقلید درآمده، مادام که هنوز مجتهد نشده، باید احتیاط کند

اکنون می‌خواهم اقتضائات این احتیاط را بر موضوع بسیار مهم «علم دینی» تطبیق دهم؛ موضوعی که از مهمترین دغدغه‌های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، و نیز از مهمترین دغدغه‌های پژوهشی من در دو دهه اخیر بوده است.

خلاصه صورت مساله «علم دینی» به عنوان مساله‌ای برای نظام اسلامی، این است که:

«علوم مدرن، که داعیه برنامه‌ریزی برای تمام شؤون زندگی انسان را دارد، در بسیاری از عرصه‌ها با آموزه‌های دینی ناسازگار است؛ و با اتکا به چنین علمی نمی‌توان اهداف دین را محقق کرد. اگر قرار است در این کشور یک نظام اسلامی برپا شود، باید نرم‌افزار آن فراهم گردد؛ یعنی علمی که سازگار با – وبلکه در راستای- آموزه‌های اسلامی باشد.»

این دغدغه همچنان به قوت تمام در من زنده است؛ و سخنان حاضر تکمله‌ای بر آن است؛ نه نفی آن. اکنون مساله این است که وقتی هنوز به این علم نرسیده‌ایم چه باید بکنیم؟

بگذارید مقصودم را با یک مثال عینی واضحتر کنم. با شروع ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد بسیاری از جریانات دین‌مدار خوشحال شدند؛ اما بعد از مدتی بسیاری سرخورده شدند. یکی از اشکالاتی که بر او می‌گرفتند این است که چرا متخصصان را کنار گذاشته و فقط به سخن امثال مشایی عمل می‌کند. آیا احتمال ندارد این اقدام ناصواب وی، تاحدودی به خاطر نوع پرداختن ما به مساله علم دینی بوده باشد که ما در طرح این مساله به اقتضای احتیاط عمل نکردیم؟! ما مرتب علوم غربی را زیر سوال برده‌ایم (چون نمی‌خواستیم مقلد غرب باشیم)، در عین حال، چون هنوز در عرصه مسائل این علوم مجتهد نشده‌ایم، جایگزینی برای آنها ارائه نکرده‌ایم. خوب، او در مقام رئیس جمهور باید عمل می‌کرد؛ و اگر علوم غربی زیر سوال رفتند، پس متخصصان این رشته‌ها هم زیر سوال رفته‌اند؛ و وقتی رشته علمی منقحی در کار نباشد، معیاری برای تشخیص متخصص باقی نمی‌نماند؛ و در چنین شرایطی هرکس می‌تواند خود را متخصص جا بزند!

قطعا اینکه حکم اسلامی عمل شود بهترین مطلوب همه ماست؛ اما اگر در هر عرصه‌ای هنوز نمی‌دانیم واقعا حکم اسلامی چیست، آیا احتیاط حکم نمی‌کند که بگذاریم فعلا تصمیمات بر اساس نظر کارشناسان فن گرفته شود (ولو که چون خود ما از تقلید درآمده‌ایم به لحاظ مبنایی، اشکالاتی را بر آنها وارد بدانیم) و البته نظر آن کارشناسان را هم نه به عنوان نظر اسلام، بلکه به عنوان یک نظری که فعلا در دنیا بدان عمل می‌شود مبنای عمل قرار دهیم؟ یا فعلا باید همان نظر غیرمجتهدانه خود را که بدون حجت شرعی و صرفا بر اساس حدس و گمان آن را اسلامی می‌دانیم به عنوان حکم اسلامی اجرا کنیم؟!

از امام صادق ع روایت شده است که پیامبر اکرم ص وقتی امیری را به جنگی می‌فرستاد توصیه‌هایی به وی می‌فرمود که یکی از آن توصیه‌ها این است:

هنگامی که اهل پادگانی را محاصره کردی و آنان از تو خواستند که: «تسلیم تو شوند مشروط بر اینکه حکم خدا را در مورد آنان اجرا کنی» ‌نپذیر؛ بلکه قرار بگذار که حکم خودتان را در مورد آنان اجرا کنید؛ و سپس آنچه را صلاح می‌دانید در مورد آنان اجرا کن؛ زیرا اگر با آنان مشروط به اجرای حکم الله توافق کنید نمی‌دانید که آیا واقعا حکم خدا را در مورد آنان پیاده کرده‌اید یا خیر. (كافي، ج‏۵، ص۲۹-۳۰)[۱]

تبصره

بحث فوق ناظر به عرصه‌هایی است که واقعا حکم اسلام در عرصه مربوطه را نمی‌دانیم ویا محل نزاع است و صرفا با حدس و گمان، به اسم اسلام اقدام می‌کنیم؛ وگرنه در جایی که حکم شرع واضح است، قطعا همان باید مبنای عمل قرار گیرد.

این مطلب ادامه دارد ان شاء الله


[۱] . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ إِذَا بَعَثَ أَمِيراً لَهُ عَلَى سَرِيَّةٍ أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي خَاصَّةِ نَفْسِهِ ثُمَّ فِي أَصْحَابِهِ عَامَّةً ثُمَّ يَقُول‏ …

وَ إِذَا حَاصَرْتَ أَهْلَ حِصْنٍ‏ فَأَرَادُوكَ عَلَى أَنْ يَنْزِلُوا عَلَى حُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا تَنْزِلْ لَهُمْ وَ لَكِنْ أَنْزِلْهُمْ عَلَى حُكْمِكُمْ ثُمَّ اقْضِ فِيهِمْ بَعْدُ مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَرَكْتُمُوهُمْ عَلَى حُكْمِ اللَّهِ لَمْ تَدْرُوا تُصِيبُوا حُكْمَ اللَّهِ فِيهِمْ أَمْ لا؛ َ وَ إِذَا حَاصَرْتُمْ أَهْلَ حِصْنٍ فَإِنْ آذَنُوكَ عَلَى أَنْ تُنْزِلَهُمْ عَلَى ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ فَلَا تُنْزِلْهُمْ وَ لَكِنْ أَنْزِلْهُمْ عَلَى ذِمَمِكُمْ وَ ذِمَمِ آبَائِكُمْ وَ إِخْوَانِكُمْ فَإِنَّكُمْ إِنْ تُخْفِرُوا ذِمَمَكُمْ وَ ذِمَمَ آبَائِكُمْ وَ إِخْوَانِكُمْ كَانَ أَيْسَرَ عَلَيْكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ أَنْ تُخْفِرُوا ذِمَّةَ اللَّهِ وَ ذِمَّةَ رَسُولِهِ ص‏.

بازدیدها: ۳۳۴

حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور

بسم الله الرحمن الرحیم

در ۲۸ و ۲۹ صفر ۱۴۴۰ (چهارشنبه و پنج‌شنبه، ۱۶ و ۱۷ آبان ۱۳۹۷) و مقارن با شهادت پیامبر اکرم ص، امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع در آستان امامزاده یحیی در همدان، و به همت هیات دانشجویی ثار الله، بحثی داشتم با عنوان «حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور» ؛ که در این بحث، برخلاف نظر بسیاری که گمان می‌کنند نباید حقیقت را فدای مصلحت کرد، نشان دادم که امامت در شیعه کاملا خلاف این است؛ و بارها و بارها حقیقت، به خاطر مصلحت اسلام، امکان اجرا نیافته است و البته تقدم مصلحت اسلام به معنای تقدم منافع جناحی و … نیست. و در ادامه اشاره‌ای شد به اینکه مومن چگونه در حالی که امامش قاعد (و نه قائم) است همچنان وظیفه اجتماعی‌اش باقی می‌ماند و انجام وظیفه در این شرایط لزوما جلو افتادن از امام نیست.

این بحث را به صورت خیلی فشرده‌تر، دو روز قبلش در دو جلسه در مسجد دانشگاه باقرالعلوم ع در قم ارائه کردم با عنوان «امام قاعد»

که هر دو بحث در اینجا تقدیم می‌شود.

در واقع بحث «امام قاعد»، به نوعی خلاصه خیلی فشرده‌ای است از بحث «حکومت امام ع، حقیقت مدار یا مصلحت محور»:

امام قاعد ۱    ؛     امام قاعد ۲

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۱

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۲

بازدیدها: ۲۱۷

امامت: نظریه‌ای خاص در سیاست

بسم الله الرحمن الرحیم

سه‌شنبه (۲۴ مهر ۱۳۹۷) در هیات میثاق با شهدا (تهران: دانشگاه امام صادق ع) که مصادف بود با شب شهادت امام حسن مجتبی ع (بنا بر یک روایت) بحثی داشتم در تحلیل مساله «امامت»‌ ، با تمرکز بر حدیث مشهور «الحسن و الحسین امامان، قاما او قعدا»، که خلاصه‌اش این است که:

اگر بپذیریم که دین بر یک نگاه خاص انسان‌شناسانه سوار شده، که حقیقت انسان و جامعه انسانی را در رسیدن به مقام خلیفه‌اللهی – و نه صرفا در افق یک حیوان پیشرفته‌ی ادامه میمون- تعقیب می‌کند؛ آنگاه مساله امامت، یک اصل مهم در اصول دین – و نه مساله‌ای در فروع – می‌شود و آنگاه امامت را باید به عنوان یک نظریه خاص و کاملا متمایز از نظریه‌های سیاسی رایج در جهان (که عموما بر اصل تنازع بقا، و دغدغه‌های فساد ناشی از تمرکر قدرت، مبتنی هستند) ملاحظه کرد؛ و در این فضاست که مفهوم «امام قاعد» و تاکتیکهای امام ع [= تنها حاکم مشروع] برای حفظ اصل جریان اسلام، که ظاهرا بوی مدارا با جریان نفاق می‌دهد! مفهومی بسیار پیچیده و اساسی می‌شود در عرض مفهوم «امام قائم»؛ و عدم درک صحیح از این مطلب در مسلمانان، به انحرافاتی در میان جریانِ ظاهرا عدالت‌گرا نسبت به مساله امامت منجر شد که نمونه‌های بارز تاریخی آن را در خوارج،‌«مذل المومنین» خواندن امام حسن ع، شکل‌گیری زیدیه، عدم رعایت تقیه در زمان امام کاظم ع که به شهادت ایشان منجر شد، عدم هضم موضع امام رضا ع و وقوع قیامهای علویون علی‌رغم میل ایشان، و … می‌توان مشاهده کرد.

فایل صوتی

بازدیدها: ۱۳۰

خطبه معاویه بعد از رسیدن به حکومت

بسم الله الرحمن الرحیم

معاویه بعد از اینکه زمام حکومت را به دست گرفت در نخیله (منطقه ای نزدیک کوفه) به منبر رفت و خطاب به کوفیان چنین گفت:

به خدا قسم من با شما نجنگیدم که نماز بخوانید یا روزه بگیرید یا حج بروید یا زکات بدهید؛ شما خودتان باید این کارها را انجام دهید. (به تعبیر امروزیها: دین مردم ربطی به حکومت ندارد) بلکه هدف من فقط به حکومت رسیدن و حکمرانی بود!

(خوبی معاویه این بود که فقط جمله اول را نگفت؛ بلکه جمله دوم را هم گفت که امروز راحت تر بتوانیم قضاوت کنیم.) ادامه مطلب خطبه معاویه بعد از رسیدن به حکومت

بازدیدها: ۱۸۱۳