یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۳) لشکری که می‌تواند معادله‌ها را به هم بزند

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه سرنوشت هر جنگی را تعیین می‌کند لشکریانی هستند که می‌جنگند.

اما آیا لشکریان حاضر در صحنه را درست می‌شناسیم؟

فراموش نکنیم که این جنگ، همانند هر واقعه دیگری در عالم، در محضر خدا رخ می‌دهد؛ و خداوند لشکریانی دارد که جز خودش کسی از آنها آگاه نیست: «ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ» (مدثر/۳۱).

لشکریان خدا، فقط مومنانی که سلاح به دست گرفته‌اند نیستند، بلکه هرکسی در آسمانها و زمین که بتواند کاری را در جنگی پیش ببرد و عضو لشکری شود، لشکر خداست: «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (فتح/ ۴ و ۷)؛ یعنی نه فقط باد و باران و سنگ و خاک و …، بلکه حتی دست و پا و مغز و قلب خود دشمنان، می‌تواند لشکر خدا باشد علیه خودشان.

و بسیار مهمتر از این لشکریانی که در ظاهر می‌بینیم، خداوند متعال، علاوه بر آرامشی را که در این لحظات بحرانی بر مومنان فرومی‌فرستد، لشکریانی می‌فرستد که دیده نمی‌شوند: «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: پس خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مومنان نازل کرد و لشکریانی فروفرستاد که نمی‌دیدید» (توبه/۲۶) ؛ «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها: پس خداوند آرامشش را بر او نازل کرد و او را با لشکریانی تایید کرد که نمی‌دیدید» (توبه۴۰).

مگر نه این است که الان لشکریان دشمن با فانتوم‌ها و پهبادها و خودفروخته‌ها و … به ما هجوم آورده‌اند؟ و مگر نه این است که خداوند به مومنان وعده داده است که وقتی لشکریان دشمن سراغ شما آمد ما هم لشکریانی را که دیده نمی‌شوند برای شما نازل می‌کنیم؟ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: ای کسانی که ایمان آورده‌اند! به یاد آورید نعمت خدا بر خودتان را آن هنگامی که لشکریانی سراغ شما آمدند پس ما هم بادی علیه آنها فرستادیم و لشکریانی که ندیدید» (احزاب/۹).

پس چه جای ترس و نگرانی؟ اگر قرار است از چیزی بترسیم باید از این بترسیم که مبادا ایمانمان متزلزل شود، که مشمول آمدن این لشکریان خدا واقع نشویم.

اگر فقط «مومن» باشیم، (و مومن بودن کار سختی نیست: فقط حضور خدا در عالم را واقعا باور کنیم)، آنگاه خداوند فرشتگانی را با تعداد معین (که معلوم است هرکدام کاری معین برعهده دارد)‌ به یاری ما فرومی‌فرستد: «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلين: هنگامی که به مومنین می گویی: آیا این شما را کفایت نمی‌کند که پروردگارتان ‏شما را با سه هزار فرشته‌ی نازل شده امداد می‌کند؟» (آل عمران/۱۲۴)

واگر علاوه بر ایمان، در مسیر مشکلاتی که پیش می‌آید، اولا صبر داشته باشیم و در اثر مشکلات عنان از کف ندهیم و بی‌تابی نکنیم، و ثانیا تقوا داشته باشیم (یعنی هرکسی خودش را در پیشگاه خداوند ببیند و از هر کار ناروایی که فرصتش برایش پیش می‌آید بپرهیزد؛ مردم عادی در رفتارهای روزمره‌شان؛ نیروهای مسلح در وظایف نظامی‌‌شان؛ کاسبان و بازاریان در کسب و تجارتشان؛ کارمندان در انجام امور اداری‌شان؛ مسئولان در مسئولیت‌هایشان؛ و …)، اگر دشمن به حملاتش ادامه دهد، آنگاه علاوه بر فرشتگان قبلی، خداوند نه فقط تعداد بیشتری فرشته، بلکه فرشتگانی که نشان‌دار (به تعبیر امروزی‌ها: آرم‌دار؛ مارک‌دار) هستند به یاری ما می‌فرستد؛ شاید یعنی چنان اقدام می‌کنند که نشان اقدامشان بر همگان آشکار گردد: «بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمين‏: بله؛ اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید و با همين جوش و خروش‏ بر شما بتازند پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار يارى خواهد كرد» (آل عمران/۱۲۵).

خداوند رحمت کند شهید بهشتی را؛ به او گفتند این همه علیه تو سخن می‌گویند چرا از خودت دفاع نمی‌کنی؟ گفت: من یک وظیفه دارم و خدا یک وظیفه؛ من وظیفه‌ام این است که مومن باشم؛ و خداوند خودش گفته که از مومنان دفاع می‌کند: «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا» (حج/۳۸). من وظیفه خودم را درست انجام بدهم؛ خدا خودش بهتر می‌داند که وظیفه خودش را چگونه انجام بدهد!

یادمان نرود: در این جنگ، ما اگر وظیفه خودمان را درست انجام بدهیم و «مومن» باشیم و «صبر» و «تقوا» پیشه کنیم، خداوند خودش می‌داند با لشکریان خودش چگونه اهدافش را محقق کند.

تبصره: این سخنان به معنای نادیده گرفتن ضرورت اقدامات نظامی و … نیست. اشاره شد که هرکس باید وظیفه خودش را درست انجام دهد؛ نیروهای مسلح هم وظیفه‌ای دارند که باید انجام دهند. تمام سخن این است که اگر حضور خدا در جهان و در صحنه جنگ را جدی بگیریم، «مومنان» می‌توانند لشکریانی را به این جنگ گسیل دارند که هیچ نیروی نظامی‌ای را توان رویارویی با آن نباشد.

یادداشت (۱) کید دشمن، درون پازل الهی

یادداشت‌ (۲) راهکاری همگانی برای تقویت قوای جنگی

بازدیدها: ۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*