احتیاط (قسمت دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

حکومت، علم دینی و احتیاط

خلاصه مطلبی که در قسمت اول بیان شد این بود که:

«رویه غلطی متاسفانه رایج شده که: بسیاری از افراد در عرصه‌های علمی مختلف بدون اینکه به اجتهاد در آن حوزه رسیده باشند، موضعی که به نظرشان بهتر رسیده مبنای عمل خود قرار می‌دهند و می‌کوشند در جامعه نیز به جای ارجاع دادن دیگران به متخصصان، نظر خود را به کرسی بنشانند! و این گونه است که در کشور، نه فقط در مسائل دینی، بلکه در مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، سلامت، و …. دچار مشکل هستیم؛ چون بسیاری از ما از تقلید درآمده‌ایم، اما هنوز مجتهد نشده‌ایم؛ و نمی‌خواهیم قبول کنیم که کسی که از تقلید درآمده، مادام که هنوز مجتهد نشده، باید احتیاط کند

اکنون می‌خواهم اقتضائات این احتیاط را بر موضوع بسیار مهم «علم دینی» تطبیق دهم؛ موضوعی که از مهمترین دغدغه‌های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، و نیز از مهمترین دغدغه‌های پژوهشی من در دو دهه اخیر بوده است.

خلاصه صورت مساله «علم دینی» به عنوان مساله‌ای برای نظام اسلامی، این است که:

«علوم مدرن، که داعیه برنامه‌ریزی برای تمام شؤون زندگی انسان را دارد، در بسیاری از عرصه‌ها با آموزه‌های دینی ناسازگار است؛ و با اتکا به چنین علمی نمی‌توان اهداف دین را محقق کرد. اگر قرار است در این کشور یک نظام اسلامی برپا شود، باید نرم‌افزار آن فراهم گردد؛ یعنی علمی که سازگار با – وبلکه در راستای- آموزه‌های اسلامی باشد.»

این دغدغه همچنان به قوت تمام در من زنده است؛ و سخنان حاضر تکمله‌ای بر آن است؛ نه نفی آن. اکنون مساله این است که وقتی هنوز به این علم نرسیده‌ایم چه باید بکنیم؟

بگذارید مقصودم را با یک مثال عینی واضحتر کنم. با شروع ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد بسیاری از جریانات دین‌مدار خوشحال شدند؛ اما بعد از مدتی بسیاری سرخورده شدند. یکی از اشکالاتی که بر او می‌گرفتند این است که چرا متخصصان را کنار گذاشته و فقط به سخن امثال مشایی عمل می‌کند. آیا احتمال ندارد این اقدام ناصواب وی، تاحدودی به خاطر نوع پرداختن ما به مساله علم دینی بوده باشد که ما در طرح این مساله به اقتضای احتیاط عمل نکردیم؟! ما مرتب علوم غربی را زیر سوال برده‌ایم (چون نمی‌خواستیم مقلد غرب باشیم)، در عین حال، چون هنوز در عرصه مسائل این علوم مجتهد نشده‌ایم، جایگزینی برای آنها ارائه نکرده‌ایم. خوب، او در مقام رئیس جمهور باید عمل می‌کرد؛ و اگر علوم غربی زیر سوال رفتند، پس متخصصان این رشته‌ها هم زیر سوال رفته‌اند؛ و وقتی رشته علمی منقحی در کار نباشد، معیاری برای تشخیص متخصص باقی نمی‌نماند؛ و در چنین شرایطی هرکس می‌تواند خود را متخصص جا بزند!

قطعا اینکه حکم اسلامی عمل شود بهترین مطلوب همه ماست؛ اما اگر در هر عرصه‌ای هنوز نمی‌دانیم واقعا حکم اسلامی چیست، آیا احتیاط حکم نمی‌کند که بگذاریم فعلا تصمیمات بر اساس نظر کارشناسان فن گرفته شود (ولو که چون خود ما از تقلید درآمده‌ایم به لحاظ مبنایی، اشکالاتی را بر آنها وارد بدانیم) و البته نظر آن کارشناسان را هم نه به عنوان نظر اسلام، بلکه به عنوان یک نظری که فعلا در دنیا بدان عمل می‌شود مبنای عمل قرار دهیم؟ یا فعلا باید همان نظر غیرمجتهدانه خود را که بدون حجت شرعی و صرفا بر اساس حدس و گمان آن را اسلامی می‌دانیم به عنوان حکم اسلامی اجرا کنیم؟!

از امام صادق ع روایت شده است که پیامبر اکرم ص وقتی امیری را به جنگی می‌فرستاد توصیه‌هایی به وی می‌فرمود که یکی از آن توصیه‌ها این است:

هنگامی که اهل پادگانی را محاصره کردی و آنان از تو خواستند که: «تسلیم تو شوند مشروط بر اینکه حکم خدا را در مورد آنان اجرا کنی» ‌نپذیر؛ بلکه قرار بگذار که حکم خودتان را در مورد آنان اجرا کنید؛ و سپس آنچه را صلاح می‌دانید در مورد آنان اجرا کن؛ زیرا اگر با آنان مشروط به اجرای حکم الله توافق کنید نمی‌دانید که آیا واقعا حکم خدا را در مورد آنان پیاده کرده‌اید یا خیر. (كافي، ج‏۵، ص۲۹-۳۰)[۱]

تبصره

بحث فوق ناظر به عرصه‌هایی است که واقعا حکم اسلام در عرصه مربوطه را نمی‌دانیم ویا محل نزاع است و صرفا با حدس و گمان، به اسم اسلام اقدام می‌کنیم؛ وگرنه در جایی که حکم شرع واضح است، قطعا همان باید مبنای عمل قرار گیرد.

این مطلب ادامه دارد ان شاء الله


[۱] . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ إِذَا بَعَثَ أَمِيراً لَهُ عَلَى سَرِيَّةٍ أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي خَاصَّةِ نَفْسِهِ ثُمَّ فِي أَصْحَابِهِ عَامَّةً ثُمَّ يَقُول‏ …

وَ إِذَا حَاصَرْتَ أَهْلَ حِصْنٍ‏ فَأَرَادُوكَ عَلَى أَنْ يَنْزِلُوا عَلَى حُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا تَنْزِلْ لَهُمْ وَ لَكِنْ أَنْزِلْهُمْ عَلَى حُكْمِكُمْ ثُمَّ اقْضِ فِيهِمْ بَعْدُ مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَرَكْتُمُوهُمْ عَلَى حُكْمِ اللَّهِ لَمْ تَدْرُوا تُصِيبُوا حُكْمَ اللَّهِ فِيهِمْ أَمْ لا؛ َ وَ إِذَا حَاصَرْتُمْ أَهْلَ حِصْنٍ فَإِنْ آذَنُوكَ عَلَى أَنْ تُنْزِلَهُمْ عَلَى ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ فَلَا تُنْزِلْهُمْ وَ لَكِنْ أَنْزِلْهُمْ عَلَى ذِمَمِكُمْ وَ ذِمَمِ آبَائِكُمْ وَ إِخْوَانِكُمْ فَإِنَّكُمْ إِنْ تُخْفِرُوا ذِمَمَكُمْ وَ ذِمَمَ آبَائِكُمْ وَ إِخْوَانِكُمْ كَانَ أَيْسَرَ عَلَيْكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ أَنْ تُخْفِرُوا ذِمَّةَ اللَّهِ وَ ذِمَّةَ رَسُولِهِ ص‏.

بازدیدها: ۳۰۹

مدارای فاطمی (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه بحثی که در فاطمیه اول امسال (۲۵ تا ۲۷ آذر ۱۴۰۰) در هیات لبیک مشهد (حسینیه هنر مشهد) مطرح شد (اینجا) در فاطمیه دوم (۱۵-۱۶ دی ۱۴۰۰) بحثی در حسینیه هنر تهران مطرح کردم که تاحدودی تلخیص و تکمیل آن بحث بود که در ضمن آن به برخی از شبهاتی که بحث قبل پدید آورده بود نیز پاسخ داده شد.

 

علاوه بر باز کردن زوایای بحث قبل، نکته‌ خاصی که در این بحث نسبت به بحثهای جلسات مشهد افزوده شد این نکته در سیره فاطمی بود که چگونه بین نگاه عقیدتی (که کاملا مرز ما را با عده‌ای از انسانها مشخص می‌کند) و نگاه جبهه‌ای (که به خاطر اهداف مشترکی مانند دشمن مشترک باید با همانان که مرز عقیدتی داریم همکاری کنیم) جمع کرد؛ نه به خاطر جبهه مشترک نسبت به مرزهای عقیدتی سستی بورزیم؛‌ و نه به خاطر مرز عقیدتی در جبهه متحد درگیری ایجاد کنیم.

 

دریافت فایل صوتی جلسه اول

دریافت فایل صوتی جلسه دوم

بازدیدها: ۳۸

احتیاط (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

فهم اقتضائات احتیاط؛ راه برون‌رفت از عمده مشکلات کشور

در ابتدای رساله‌های توضیح المسائل می‌نویسند که انسان برای عمل به احکام دین باید یا مجتهد باشد یا مقلد یا محتاط. همواره برایم سوال بود که: «انسان مجتهد باشد یا مقلد» رویه‌ای معقول است (نه‌ فقط در فقه، بلکه در تمام عرصه‌های زندگی: مثلا برای علاج بیماری، انسان یا مجتهد [= پزشک] است یا مقلد [= به پزشک مراجعه می‌کند] و …)، اما محتاط یعنی چه؟ انسان یا پاسخ را می‌داند یا نمی‌داند؛ اگر نمی‌داند، از کسی که می‌داند بپرسد؛ چرا احتیاط کند (برود سراغ همه متخصصان، و به سخت‌ترین گزینه ممکن عمل کند)؟! آیا احتیاط، خلاف عقل متعارف نیست؟! آیا واقعا یک تقسیم ثنایی (مقلد-مجتهد) باید داشت یا یک تقسیم ثلاثی (مقلد-مجتهد- محتاط)؟

امروز دقیقا می‌فهمم که بی‌توجهی به این قسم سوم نه فقط به بسیاری از طلاب و دانشجویان آسیبی جدی زده، بلکه مشکلات حادی را در زندگی اجتماعی ما ایرانیان رقم زده است!

مساله از این قرار است: هر انسانی در ابتدای تحصیل در هر رشته‌ای ابتدا مقلد است، و زمان می‌برد تا مجتهد شود؛ لیکن حرکت از مقلد بودن به مجتهد شدن، دفعی نیست، تدریجی است؛ یعنی دانشجو و طلبه، پس از مدتی و به خاطر مواجه با دیدگاههای رقیب و …، به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر نمی‌تواند مقلد باشد؛ یعنی دیگر هر «دیدگاه معین» (در فقه:‌ فتوا؛ در پزشکی: نحوه معالجه؛ و …) را که می‌بیند، اشکالاتی درباره‌اش به ذهنش می‌آید که نمی‌تواند مثل گذشته، آن را بپذیرد؛ و احتمال می‌دهد که «گزینه‌های رقیب» بهتر باشند؛ اما هنوز به حدی نرسیده که خودش بتواند با ادله‌ای که در دستش است به نتیجه معتبر و اطمینان‌بخش در حد آن رشته علمی (که عرف جامعه علمی مربوطه آن را قابل اعتنا بداند) برسد.

در چنین وضعیتی که انسان در برزخ بین تقلید و اجتهاد است، چه بکند؟ اینجاست که مفهوم «محتاط» معنی‌دار می‌شود؛ به عنوان یک راهنمای عمل می‌گوید: درست است که تو دیگر نمی‌توانی تقلید کنی؛ اما یادت باشد که هنوز مجتهد نشده‌ای؛ تو به دیدگاه مجتهدان انتقاد داری، اما یادت باشد که آنها قبل از اینکه تو در این وضعیت قرار بگیری مجتهد بوده‌اند، و به خاطر فراتر رفتن تو از مقلد بودن (حتی اگر نقد تو بر دیدگاه آنها وارد هم باشد) اجتهادشان باطل نشده است؛ زیرا مجتهد انسان معصوم نیست که خطا نکند؛ او انسانی است که در حد عقلایی لازم تلاشش را کرده و عقلا تایید می‌کنند که حتی اگر در نظر نهایی‌اش اشتباه هم کرده باشد معذور است.

پس در چنین موقعیتی که نمی‌توانی از آن یک نفر – که قبلا مقلدش بودی- تقلید کنی، او و بقیه متخصصان سطح بالا را جلوی خودت بگذار و احتیاط کن! احتیاط یعنی وقتی مثلا مریض شدی و به هیچ متخصصی اطمینان کامل نداری، راهش این نیست که به سلیقه شخصی خودت عمل کنی؛ بلکه به جای یک نفر، سراغ چند متخصص برتر برو و اگر اولی گفت انگور نخور، و دومی گفت انار نخور، و سومی گفت سیب نخور، فعلا هیچیک از این سه میوه را نخور تا زمانی که خودت واقعا متخصص شوی.

رویه غلطی که متاسفانه رایج شده این است که بسیاری از طلاب و دانش‌پژوهان بدون اینکه در عرصه تخصصی خود به اجتهاد رسیده باشند موضعی را که به نظرشان بهتر رسیده مبنای عمل خود قرار می‌دهند! و بدتر اینکه در مسائل مربوط به مشکلات جامعه هم، به جای ارجاع دادن دیگران به متخصصان، می‌کوشند نظر خودشان را به کرسی بنشانند!

و این گونه است که در کشور، نه فقط در مسائل دینی، بلکه در مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، سلامت، و …. دچار مشکل هستیم و روز به روز بر مشکلاتمان افزوده می‌شود؛ چون بسیاری از ما از تقلید درآمده‌ایم، اما هنوز مجتهد نشده‌ایم و یادمان رفته که کسی که در این برزخ بسر می‌برد: اولا وظیفه خودش احتیاط است، نه فتوا دادن؛ و ثانیا وظیفه ندارد سایر مقلدان را از رجوع به مجتهدان بازدارد و به پیروی از خودش دعوت کند.

اگر هرکدام از ما وقتی از تقلید درمی‌آمد، توجه می‌کرد که آنان که تا دیروز مجتهد بودند هنوز مجتهدند و می‌فهمید که صرف گرفتن مدرک دکتری یا سطح چهار حوزه، انسان را مجتهد نمی‌کند، آنگاه نقش‌آفرینی متخصصان هر عرصه جدی‌تر می‌شد و مسئولان و تصمیم‌گیران کشور یا از متخصصان واقعی در هر عرصه‌ای پیروی می‌کردند و احتمالا با بسیاری از مشکلات امروزی مواجه نبودیم.

هنوز هم دیر نشده است. من امروز فهمیده‌ام که نمی‌توانم در برخی عرصه‌ها مقلد باشم؛ اما می‌دانم که هنوز مجتهد هم نشده‌ام؛ از این روست که راه احتیاط را در پیش گرفته‌ام. شما هم با خودت روراست باش؛ اگر نمی‌توانی تقلید کنی ابتدا مطمئن باش که مجتهد شده‌ای بعد فتوا بده!

بازدیدها: ۳۸

مدارای فاطمی: حد و مرز انقلابی بودن در سیره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

در فاطمیه اول امسال (۲۵ تا ۲۷ آذر ۱۴۰۰) در هیات لبیک مشهد (که غالبا برنامه‌هایشان در حسینیه هنر مشهد برگزار می‌شد) بحثی را مطرح کردم با عنوان مدارای فاطمی.

خلاصه بحث این است که

خلاصه سیره سیاسی حضرت زهرا سلام الله علبها سه گزاره هست که غالبا انقلابیون دو گزاره اول و دوم را جدی می‌گیرند ولی گزاره سوم مورد غفلت است؛ و وقتی از این گزاره غفلت می‌شود بهانه به دست کسانی می‌افتند که با شعار تسامح و تساهلی مسیر سکولاریسم را هموار کنند. آن سه گزاره این است:

۱. انسان شیعه تا پای جان از آرمانهای اسلام دفاع می‌کند.

۲. انسان شیعه تمام تلاش خود را برای روشنگری و تبلیغ اسلام حقیقی صرف می‌کند.

۳. اما اگر مردم دنیازده بودند و نخواستند همراهی کنند آنها را مجبور به همراهی نمی‌کند و هزینه‌های انقلابی‌گری خود را بر‌ کسانی که حاضر نیستند پای این اهداف مقدس بایستند تحمیل نمی‌کند: «انلزمکموها و انتم لها کارهون»

عمده بحث این سه شب تبیین این جمله آخر خطبه فاطمی (خطبه در جمع زنانی که از ایشان عیادت کردند) است؛ که چگونه اولا به این جمله ملتزم باشیم و ثانیا این جمله را در فضای کلی فرهنگ فاطمی (یعنی ذیل دو بند ۱ و ۲)‌ فهم کنیم.

برای دانلود فایل صوتی روی موارد زیر راست کلیک کنید و گزینه (… save as) را انتخاب نمایید.

سخنرانی شب اول فاطمیه

سخنرانی شب دوم فاطمیه

سخنرانی شب سوم فاطمیه​

بازدیدها: ۲۴

راهکارهای جهاد فرهنگی در عصر غیبت

بسم الله الرحمن الرحیم

شب نیمه شعبان (۸ فروردین ۱۴۰۰) در مسجد جامع همدان با نگاهی به ارتباط بین امام حسین ع و امام زمان ع و وظیفه مستمر جهاد برای منتظران، بحثی داشتم با موضوع راهکارهای جهاد فرهنگی در عصر غیبت؛ که فایل آن در ادامه تقدیم می‌شود.

فایل صوتی جهاد فرهنگی در عصر غیبت

 

بازدیدها: ۱۹۷

حاج قاسم، سپاه، و یک اشتباه

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت مظلومانه بزرگی مثل حاج قاسم در وقتی که همه خواب بودیم، سینه‌مان را مالامال از درد و خشم  و انتقام کرده بود و می‌رفت آتشی که در وجودمان شعله‌ور شده بود کاخ ستم را در جهان براندازد.

با این حال وقایعی رخ داد[۱] تا غرورمان ما را از خدا غافل نکند و عجز خود در پیشگاه او را فراموش نکنیم.

این وقایع، منافقانی را که در اثر آن حضور میلیونی مردم، جرأت نُطُق کشیدن نداشتند به وجد آورد؛

یاوه‌گویی‌ها آغاز شد؛

و این یاوه‌گویی‌ها محمل را چنان مهیا کرد که در حالی که هنوز کفن حاج قاسم خشک نشده، عده‌ای کینه‌های بدری و خیبری و حُنَینی خود را بروز دادند؛

وحتی از پاره کردن عکس او، که توهینی مستقیم به میلیونها مردم عزادار بود، دریغ نکردند!

خدا می‌داند؛

شاید قرار است آتش انتقامی که اندکی آرام گرفته بود با شدت بسیار بیشتر شعله‌ور شود.

خواستم چند کلمه درباره این اوضاع و احوال‌مان در این ایام بنویسم؛

اما برای بیان آن،

سخنی رساتر از سخنان امام کاظم ع در دعای جوشن صغیر نیافتم:

ادامه مطلب حاج قاسم، سپاه، و یک اشتباه

بازدیدها: ۲۰۳

تاثیر فلسفه اسلامی در عرصه نظام سیاسی

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع برنامه پگاه تحول در شبکه چهار سیما در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۸  بررسی تاثیر فلسفه اسلامی در عرصه نظام سیاسی بود و تشکیکی بود در اینکه واقعا آیا انقلاب ایران محصول حکمت متعالیه است؟!

فیلم این برنامه  را در سایت تلویبیون از اینجا می‌توانید مشاهده و دانلود کنید.

بازدیدها: ۳۸۹

اسلام، اخلاق، و همجنسگرایی، نقدی بر آرش نراقی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه موج ‌هم‌جنس‌گرایی در غرب، دامن برخی از روشنفکران را نیز آلوده کرده است. آقای آرش نراقی در چند مقاله به دفاع از ‌هم‌جنس‌گرایی پرداخته است و معتقد است که اجازه دادن به رواج رفتارهای ‌هم‌جنس‌گرایانه، نه‌تنها به لحاظ اخلاقی موجه می‌باشد، بلکه هر تفسیری از قرآن که چنین امری را برنتابد ناروا و خلاف عدالت است؛ و یک مسلمان حتما باید بکوشد که درک خود از قرآن را به طوری شکل دهد که با ‌به رسمیت شناختن رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه سازگار باشد!

در این نوشتار، پس از تفکیک بین «رفتار» ‌هم‌جنس‌گرایانه (یعنی همان عمل لواط، که  در اسلام بشدت مذمت شده) با «گرایش» و «هویت» ‌هم‌جنس‌گرایانه (که اگر وجود هم داشته باشد، محل بحث کسی نیست)، مدعای آقای نراقی در دو فراز بررسی می‌شود:

در فراز اول، بررسی‌ای برون‌دینی درباره مساله ‌هم‌جنس‌گرایی انجام شده، که آیا اساساً وی دلیل موجهی برای انجام این رفتار ارائه نموده؟ و آیا سخن مخالفان را واقعاً مورد توجه قرار داده است؟

و در فراز دوم، نظرات وی درباره نگاه قرآن به این مساله مورد تامل قرار می‌گیرد که آیا مناقشات وی می‌تواند در ظهور آیات قرآن در تقبیح رفتارهای ‌هم‌جنس‌گرایانه تردیدی بیفکند، و آیا می‌توان به بهانه‌هایی همچون تغییر زمانه و تفاوت قوم لوط با ‌هم‌جنس‌بازان امروز و … در جاری بودن این حکم قرآنی در این زمان خدشه‌ای کرد یا نه؛ و بعد از نشان دادن وی در ناکامی ادعاهایش بررسی می‌شود که آیا اساساً حکم قرآنی و فتوای فقها در این زمینه، عمدتا کارکرد حقوقی دارد و از جنس ترویج خشونت بی‌منطق است، یا کارکرد فرهنگی دارد و از اصلاح نرم فرهنگی است؟!

دریافت فایل PDF مقاله

ادامه مطلب اسلام، اخلاق، و همجنسگرایی، نقدی بر آرش نراقی

بازدیدها: ۸۹۶

تلاشی ناموفق در دفاع از پارادوکس «حق ناحق بودن»

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

«حق ناحق بودن» عبارتی است که برخی از روشنفکران معاصر آن را گوهره لیبرالیسم می‌دانند و کوشیده‌اند از به رسمیت شناختن آن به عنوان یک امر اخلاقی دفاع کنند. از جمله این افراد، آقای آرش نراقی است.

وی در مقاله «پارادوکس مدارا» بر این باور است که فضیلت مدارا مبتنی بر یک پارادوکس درونی است؛ و تا آن پارادوکس درونی حل نشود، نمی‌توان از لزوم اخلاقی مدارا کردن سخن گفت. آنگاه به سراغ مفهوم «حق ناحق بودن» می‌رود و می‌کوشد پارادوکس نهفته در این عبارت را نشان دهد و رفع کند؛ و با رفع آن، از حکم اخلاقی مدارا دفاع کند.

اما خواهیم دید که در عین حال که صورت‌بندیِ وی از پارادوکسیکال بودنِ «حق ناحق بودن» مناسب است، اما راه حل ایشان برای خروج از این پارادوکس به هیچ عنوان قابل قبول نیست؛ و نتوانسته از معقولیت «حق ناحق بودن» دفاع کند؛ و البته در پایان اشاره خواهیم کرد که پذیرش حکم اخلاقیِ مدارا، نیاز به چنین تکلفاتی ندارد و مختصراً به دو روش برای دفاع عقلی از حکم اخلاقی مدارا اشاره خواهد شد.

دریافت فایل PDF مقاله

ادامه مطلب تلاشی ناموفق در دفاع از پارادوکس «حق ناحق بودن»

بازدیدها: ۴۷۹

مناقشه در همجنسگرایی؛ گزارشی از یک مقاله

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای پیتر اسپریجگ[۱]، پژوهشگر ارشد «شورای تحقیقات خانواده در واشنگتن دی سی»[۲] است که از نهادهای مدنی مخالف ترویج هم‌جنس‌گرایی است. وی در سال ۲۰۰۴ کتابی با نام «فاجعه: چگونه فعالان هم‌جنس‌گرا و قضات لیبرال با دستکاری در تعریف ازدواج، دموکراسی را به زباله‌دان می‌اندازند»[۳] نوشت و در همان سال با همراهی آقای تیموثی دیلی[۴] سرویراستاری کتابی را عهده‌دار شد با عنوان «معمولی باشید: آنچه تحقیقات درباره هم‌جنس‌گرایی نشان می‌دهد»[۵] که در آن تلاش می‌شود شش افسانه مهم هم‌جنس‌گرایان برملا گردد.[۶] وی در سال ۲۰۱۱ مقاله‌ای نوشت با عنوان «مناقشه در هم‌جنس‌گرایی؛ مقایسه دو دیدگاه»[۷].

آنچه در ادامه می‌آید گزارشی است از این مقاله[۸]. (اصل مقاله ایشان را از اینجا می‌توانید دانلود کنید)

دریافت گزارش به صورت فایل PDF

ادامه مطلب مناقشه در همجنسگرایی؛ گزارشی از یک مقاله

بازدیدها: ۷۶۹

حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور

بسم الله الرحمن الرحیم

در ۲۸ و ۲۹ صفر ۱۴۴۰ (چهارشنبه و پنج‌شنبه، ۱۶ و ۱۷ آبان ۱۳۹۷) و مقارن با شهادت پیامبر اکرم ص، امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع در آستان امامزاده یحیی در همدان، و به همت هیات دانشجویی ثار الله، بحثی داشتم با عنوان «حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور» ؛ که در این بحث، برخلاف نظر بسیاری که گمان می‌کنند نباید حقیقت را فدای مصلحت کرد، نشان دادم که امامت در شیعه کاملا خلاف این است؛ و بارها و بارها حقیقت، به خاطر مصلحت اسلام، امکان اجرا نیافته است و البته تقدم مصلحت اسلام به معنای تقدم منافع جناحی و … نیست. و در ادامه اشاره‌ای شد به اینکه مومن چگونه در حالی که امامش قاعد (و نه قائم) است همچنان وظیفه اجتماعی‌اش باقی می‌ماند و انجام وظیفه در این شرایط لزوما جلو افتادن از امام نیست.

این بحث را به صورت خیلی فشرده‌تر، دو روز قبلش در دو جلسه در مسجد دانشگاه باقرالعلوم ع در قم ارائه کردم با عنوان «امام قاعد»

که هر دو بحث در اینجا تقدیم می‌شود.

در واقع بحث «امام قاعد»، به نوعی خلاصه خیلی فشرده‌ای است از بحث «حکومت امام ع، حقیقت مدار یا مصلحت محور»:

امام قاعد ۱    ؛     امام قاعد ۲

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۱

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۲

بازدیدها: ۲۱۶

امام حسن ع و صبر انقلابی؛ یادداشتی به مناسبت «سرنوشت برجام» + فایل صوتی

میلاد امام حسن مجتبی ع مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت تقارن میلاد امام حسن مجتبی ع با پیمان‌شکنی آمریکا در برجام، و با نیم نگاهی به سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویی که بر کلید واژه «صبر انقلابی» تاکید کردند، یادداشت مختصری نوشتم که در همان روز میلاد در روزنامه جام جم منتشر شد و متن آن در ادامه تقدیم می‌شود.

ادامه مطلب امام حسن ع و صبر انقلابی؛ یادداشتی به مناسبت «سرنوشت برجام» + فایل صوتی

بازدیدها: ۳۳۶

برچسب «حجاب اجباری»؟! + گفتگوی انتقادی

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی است در جامعه ما بحث درباره قانون حجاب مطرح شده، و برخی با عنوان «حجاب اجباری» به مخالفت با «قانون حجاب» به عنوان یکی از قوانین مدنی این کشور می‌پردازند.
نمونه‌ای از این مقالات، مقاله جناب آقای علی زمانیان است با عنوان «ایده حجاب اجباری، تاملي منتقدانه در استدلال موافقان و مخالفان حجابِ اجباري». که از طریق لینک زیر می‌توانید متن کامل آن را در کانال ایشان ملاحظه کنید
https://t.me/kherade_montaghed/284

و البته گزارش مختصرتری از آن در وبلاگ ایشان آمده است (اینجا)

ایشان در این مقاله افراد درگیر در این بحث را در دو گروه موافقان و مخالفان «حجابِ اجباري» قرار می‌دهند و ابتدا دلایل مخالفان را (که خودشان یکی از این افرادند) برمی‌شمرند؛ سپس از منظر خود، بازخوانی‌ای از دلایل طرفداران حجاب اجباری انجام داده، آن ادله را نقد می‌کنند.
اما مقاله ایشان از دو نقطه ضعف اساسی رنج می‌برد:
۱) با گذاشتن برچسبی به نام «اجبار»، هر قانونی را می‌توان در نظر عموم مذموم جلوه داد؛ و استدلال‌های ایشان را برای رد هر قانون ساده‌ای که عرف عقلا در ضرورت آن تردیدی ندارد (مانند «محدودیت سرعت در رانندگی») هم می‌توان به کار گرفت! و ایشان به جای نقد «قانون الزامی حجاب در ایران» در واقع، هرگونه الزام ناشی از هر قانونی را زیر سوال برده‌اند!
۲) هر قانونی ملاحظات متعددی را در نظر می‌گیرد، و برای قضاوت درباره آن، باید همه آن ملاحظات را با هم در نظر گرفت؛ و نگاه «صفر و یک»ی برای قضاوت در مورد یک قانون اجتماعی، اگر برای نزاع‌های ژورنالیستی به کار آید، گره‌ای از کار کسانی که دغدغه بهبود وضع جامعه را دارند، نمی‌گشاید.

در این یادداشت به نقد دیدگاه ایشان و تبیین صحیح صورت مساله پرداخته‌ام.

دریافت به صورت فایل PDF

قرار بود ابتدا به همت انجمن اسلامی مناظره‌ای با جناب آقای زمانیان در سالن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشته باشیم؛ اما ایشان از جلسه عمومی منصرف شدند و قرار شد گفتگویی انتقادی در اتاق انجمن اسلامی برگزار شود که فایل آن هم به پیوست تقدیم می‌شود

فایل صوتی گفتگوی انتقادی سوزنچی و زمانیان درباره حجاب اجباری

ادامه مطلب برچسب «حجاب اجباری»؟! + گفتگوی انتقادی

بازدیدها: ۸۲۰

عید غدیر، مهمترین آزمون برای تثبیت جامعه دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الأَئِمَّةِ عليهم السلام‏

خدا هر پیامبری که فرستاد امت را به اطاعت از او فراخواند (نساء/۶۴)؛ و تا امتی این رهبری الهی را نپذیرفت، جامعه دینی تأسیس نشد. بدین سان قرنها گذشت و امثال نوح و ابراهیم و لوط و هود و صالح و شعیب علیهم‌السلام آمدند و رفتند و جوامع آنها با عذاب الهی برچیده شد.

اولین امتی که به رهبریِ یک پیامبر الهی لبیک گفت، بنی‌اسرائیل بود، و شاید از این زمان بود که خداوند تثبیت امامت در جامعه دینی را جدی کرد: موسی ع حتی برای چند روز که نبود، هارون ع را گذاشت، و سلسله پیامبران متصل در یک امت، که همگی رهبران الهیِ آن امت بودند، با بنی‌اسرائیل آغاز گشت؛ و علی‌رغم همه کژی‌ها و ناسازگاری‌ها، خدا پیاپی برای آنان پیامبری به امامت می‌فرستاد؛ اما نهایتا این امت، که زمانی به خاطر پیروی از رهبری پیامبرانشان، «امت برگزیده»‌ بودند (بقره/۴۷ و ۱۲۲) بقدری کج‌راهه رفتند که توسط پیامبران خودشان لعنت شدند (مائده/۷۸)!

و تقدیر چنین بود که این بار جامعه دینی در نقطه دیگری از عالَم و با پیامبری جهانی تاسیس گردد.

پیامبر اسلام ص دعوتش را از مکه آغاز کرد، اما این مردم مدینة‌النبی بودند که به عنوان یک امت، رهبری او را پذیرفتند و تأسیس جامعه اسلامی را رقم زدند؛ و او هم، پس از راه‌اندازی جامعه دینی، حتی برای چند روز نبودنش، جانشین می‌گذاشت.

او که همه هستی خود را خرج هدایت مردم کرده بود، بعد از بارها تاکید، نهایتا در چنین روز شریفی، در جهانی‌ترین گردهمایی مسلمانان، اعلام کرد هرکس امامت و ولایت مرا پذیرفته، این علی ع مولای اوست؛ و این گونه بود که، به پیش‌بینیِ خود پیامبر ص، یکبار دیگر داستان بنی‌اسرائیل، اما این بار نه در سطح یک قوم خاص، بلکه برای کل جهان آغاز شد!

ادامه مطلب عید غدیر، مهمترین آزمون برای تثبیت جامعه دینی

بازدیدها: ۱۱۲۸

سخنی با برادرم، حاج میثم مطیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

دو روز پیش از عید سعید فطر، در تاملات قرآنی روزانه‌ام به این آیه رسیدم:

«وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً» (مزمل/۱۰)

«بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین»

و مضمون یکی از نکاتی که همان روز نوشتم، این بود:

«کسی که وظیفه بیان حق و حقیقت در جامعه را برعهده می‌گیرد، باید خود را برای سخنان ناروا، زخم‌زبان‌ها، زیر بار حق نرفتن‌ها، و طعنه و کنایه‌ها آماده کند؛ و وقتی هم می‌خواهد به آنها بی‌اعتنایی کند همین بی‌اعتنایی‌اش را هم به نحوی زیبنده انجام دهد.»

از تو جز این انتظار نداشتم؛

اما در تعجبم از کسانی است که ژست انتقادپذیری و فریادشان در آزادی بیان، چشم مَلَک را خیره، و گوش فلک را کر کرده، اما سخنان تو را که در کمال ادب، و بر واضحات انگشت گذاشتی، تاب نمی‌آورند:

برخی تو را به خاطر دفاعت از کوخ‌نشینان به پیروی از «مارکسیسم» متهم می‌کنند؛

برخی به مصداق «يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِم‏» (هر فریادی را علیه خود می‌پندارند؛ منافقون/۴)، حتی فریاد تو بر «کاخ‌نشینی» را هم به منتخب خود تطبیق می‌دهند؛

و برخی …

یکبار دیگر تندترین عبارات شعر حماسی‌ات را، که آن را توهینی بزرگ به خود تلقی کرده‌ و از ضرورت عذرخواهی به خاطرش سخن گفته‌اند، زمزمه می‌کنم، تا نکته‌بینان دریابند که آنان چگونه «هر فریادی را علیه خود می‌پندارند»؛ و تحمل این غوغاسالاران در انتقادپذیری تا کجاست!

ادامه مطلب سخنی با برادرم، حاج میثم مطیعی

بازدیدها: ۶۰۱

راهپیمایی روز قدس در قرآن کریم!

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی گمان می‌کنند مساله راهپیمایی هیچ ربطی به دین و دینداری و آخرت انسانها ندارد؛

در حالی که کنار هم گذاشتن دو آیه قرآن کریم نشان می‌دهد:

 نه‌تنها مقاومت مردم  فلسطین در برابر رژیم غاصب صهیونیستی ثواب عظیمی دارد،

 بلکه حضور در این راهپیمایی و برداشتن هر قدم در این راهپیمایی یک عمل صالح محسوب می‌شود:

۱. آن دسته از «اهل کتاب» (= یهودیان و مسیحیان) که دشمن اسلام‌اند «کافر»ند (بقره/۱۰۵)، و در این میان، شدیدترین دشمنی را یهودیان دارند (أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ؛ مائده/۸۲).

۲. نه‌تنها به ازای تحمل هر سختی‌ در راه خدا (مَخْمَصَهٌ فِی سَبِیلِ اللّهِ)، بلکه به ازای هر قدمی که خشم «کافران» را برمی‌انگیزاند (یَطَؤُونَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْکُفَّارَ)، عمل صالحی برایتان ثبت می‌شود. (توبه/۱۲۰)

 بی‌تردید،

امروزه مردم مظلوم و مقاوم فلسطین را می‌توان مصداق کسانی دانست که «به خاطر خدا در مخمصه قرار گرفته‌اند»؛ و

 قدم برداشتن راهپیمایان در راهپیمایی روز قدس را «برداشتن قدم‌هایی که کافران را به خشم می‌آورد.».

به امید دیدار همدیگر در راهپیمایی روز قدس و آزادی سریعتر مسجدالاقصی

 

بازدیدها: ۳۴۱

حضرت زینب کاری کرد که مردان نمی‌توانستند

به مناسبت ۵ جمادی الاول، میلاد حضرت زینب (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا ایام الله دهه فجر و حماسه مردم در ۲۲ بهمن امسال را تبریک عرض می کنم.

درباره عظمت و شخصیت حضرت زینب سلام الله علیها بحثهای فراوانی شده است؛ اما درباره اینکه ایشان امروزه چگونه می‌توانند الگویی برای نقش آفرینی یک زن مسلمان در جامعه باشند کمتر بحث شده و اگر هم بحثی شده عمدتا ناظر به صبوری حضرت زینب س است، که از این جهت، نه فقط الگویی برای زنان، بلکه الگویی برای مردان نیز هستند. اما آیا می‌توان ابعادی از شخصیت ایشان را از زاویه نقش آفرینی خاص زنان در جامعه مورد بررسی قرار داد؟

ادامه مطلب حضرت زینب کاری کرد که مردان نمی‌توانستند

بازدیدها: ۲۷۷

نسبت رشد جامعه دینی با فتنه و نفاق

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت تقارن میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) با یوم الله ۹ دی، امروز صبح سخنرانی ای در مسجد دانشگاه باقرالعلوم داشتم که خلاصه ای از آن تقدیم می شود:

ادامه مطلب نسبت رشد جامعه دینی با فتنه و نفاق

بازدیدها: ۸۵۹

حجاب قانونی یا حجاب اجباری

بسم الله الرحمن الرحیم

از مسائلی که هر از چندگاهی بحثهایی را در جامعه ما برمی‌انگیزاند بحث درباره حجاب و موضع نظام در قبال آن است. حقیقت این است که اصل مساله، چندان دشوار نیست؛ اما طرح غلط مساله و فضای تبلیغاتی‌ای که پیرامون آن پدید آمده، باعث شده ابهامات فراوانی پدید آید و به عنوان یک سوال مشکل جلوه کند. در اینجا تلاش می‌شود با واضح ساختن صورت مساله، پاسخی منطقی و موجه برای آن ارائه، و نشان داده شود که چگونه طرح غلط آن می‌تواند کاری کند که برخی با مقدمات کاملا صحیح، به نتیجه کاملا غلط برسند!

ادامه مطلب حجاب قانونی یا حجاب اجباری

بازدیدها: ۱۵۲۳

خطبه معاویه بعد از رسیدن به حکومت

بسم الله الرحمن الرحیم

معاویه بعد از اینکه زمام حکومت را به دست گرفت در نخیله (منطقه ای نزدیک کوفه) به منبر رفت و خطاب به کوفیان چنین گفت:

به خدا قسم من با شما نجنگیدم که نماز بخوانید یا روزه بگیرید یا حج بروید یا زکات بدهید؛ شما خودتان باید این کارها را انجام دهید. (به تعبیر امروزیها: دین مردم ربطی به حکومت ندارد) بلکه هدف من فقط به حکومت رسیدن و حکمرانی بود!

(خوبی معاویه این بود که فقط جمله اول را نگفت؛ بلکه جمله دوم را هم گفت که امروز راحت تر بتوانیم قضاوت کنیم.) ادامه مطلب خطبه معاویه بعد از رسیدن به حکومت

بازدیدها: ۱۷۸۹