اسلام، اخلاق، و همجنسگرایی، نقدی بر آرش نراقی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه موج ‌هم‌جنس‌گرایی در غرب، دامن برخی از روشنفکران را نیز آلوده کرده است. آقای آرش نراقی در چند مقاله به دفاع از ‌هم‌جنس‌گرایی پرداخته است و معتقد است که اجازه دادن به رواج رفتارهای ‌هم‌جنس‌گرایانه، نه‌تنها به لحاظ اخلاقی موجه می‌باشد، بلکه هر تفسیری از قرآن که چنین امری را برنتابد ناروا و خلاف عدالت است؛ و یک مسلمان حتما باید بکوشد که درک خود از قرآن را به طوری شکل دهد که با ‌به رسمیت شناختن رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه سازگار باشد!

در این نوشتار، پس از تفکیک بین «رفتار» ‌هم‌جنس‌گرایانه (یعنی همان عمل لواط، که  در اسلام بشدت مذمت شده) با «گرایش» و «هویت» ‌هم‌جنس‌گرایانه (که اگر وجود هم داشته باشد، محل بحث کسی نیست)، مدعای آقای نراقی در دو فراز بررسی می‌شود:

در فراز اول، بررسی‌ای برون‌دینی درباره مساله ‌هم‌جنس‌گرایی انجام شده، که آیا اساساً وی دلیل موجهی برای انجام این رفتار ارائه نموده؟ و آیا سخن مخالفان را واقعاً مورد توجه قرار داده است؟

و در فراز دوم، نظرات وی درباره نگاه قرآن به این مساله مورد تامل قرار می‌گیرد که آیا مناقشات وی می‌تواند در ظهور آیات قرآن در تقبیح رفتارهای ‌هم‌جنس‌گرایانه تردیدی بیفکند، و آیا می‌توان به بهانه‌هایی همچون تغییر زمانه و تفاوت قوم لوط با ‌هم‌جنس‌بازان امروز و … در جاری بودن این حکم قرآنی در این زمان خدشه‌ای کرد یا نه؛ و بعد از نشان دادن وی در ناکامی ادعاهایش بررسی می‌شود که آیا اساساً حکم قرآنی و فتوای فقها در این زمینه، عمدتا کارکرد حقوقی دارد و از جنس ترویج خشونت بی‌منطق است، یا کارکرد فرهنگی دارد و از اصلاح نرم فرهنگی است؟!

دریافت فایل PDF مقاله

ادامه مطلب اسلام، اخلاق، و همجنسگرایی، نقدی بر آرش نراقی

بازدیدها: 420

تلاشی ناموفق در دفاع از پارادوکس «حق ناحق بودن»

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

«حق ناحق بودن» عبارتی است که برخی از روشنفکران معاصر آن را گوهره لیبرالیسم می‌دانند و کوشیده‌اند از به رسمیت شناختن آن به عنوان یک امر اخلاقی دفاع کنند. از جمله این افراد، آقای آرش نراقی است.

وی در مقاله «پارادوکس مدارا» بر این باور است که فضیلت مدارا مبتنی بر یک پارادوکس درونی است؛ و تا آن پارادوکس درونی حل نشود، نمی‌توان از لزوم اخلاقی مدارا کردن سخن گفت. آنگاه به سراغ مفهوم «حق ناحق بودن» می‌رود و می‌کوشد پارادوکس نهفته در این عبارت را نشان دهد و رفع کند؛ و با رفع آن، از حکم اخلاقی مدارا دفاع کند.

اما خواهیم دید که در عین حال که صورت‌بندیِ وی از پارادوکسیکال بودنِ «حق ناحق بودن» مناسب است، اما راه حل ایشان برای خروج از این پارادوکس به هیچ عنوان قابل قبول نیست؛ و نتوانسته از معقولیت «حق ناحق بودن» دفاع کند؛ و البته در پایان اشاره خواهیم کرد که پذیرش حکم اخلاقیِ مدارا، نیاز به چنین تکلفاتی ندارد و مختصراً به دو روش برای دفاع عقلی از حکم اخلاقی مدارا اشاره خواهد شد.

دریافت فایل PDF مقاله

ادامه مطلب تلاشی ناموفق در دفاع از پارادوکس «حق ناحق بودن»

بازدیدها: 255

حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور

بسم الله الرحمن الرحیم

در ۲۸ و ۲۹ صفر ۱۴۴۰ (چهارشنبه و پنج‌شنبه، ۱۶ و ۱۷ آبان ۱۳۹۷) و مقارن با شهادت پیامبر اکرم ص، امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع در آستان امامزاده یحیی در همدان، و به همت هیات دانشجویی ثار الله، بحثی داشتم با عنوان «حکومت امام ع: حقیقت‌مدار با مصلحت‌محور» ؛ که در این بحث، برخلاف نظر بسیاری که گمان می‌کنند نباید حقیقت را فدای مصلحت کرد، نشان دادم که امامت در شیعه کاملا خلاف این است؛ و بارها و بارها حقیقت، به خاطر مصلحت اسلام، امکان اجرا نیافته است و البته تقدم مصلحت اسلام به معنای تقدم منافع جناحی و … نیست. و در ادامه اشاره‌ای شد به اینکه مومن چگونه در حالی که امامش قاعد (و نه قائم) است همچنان وظیفه اجتماعی‌اش باقی می‌ماند و انجام وظیفه در این شرایط لزوما جلو افتادن از امام نیست.

این بحث را به صورت خیلی فشرده‌تر، دو روز قبلش در دو جلسه در مسجد دانشگاه باقرالعلوم ع در قم ارائه کردم با عنوان «امام قاعد»

که هر دو بحث در اینجا تقدیم می‌شود.

در واقع بحث «امام قاعد»، به نوعی خلاصه خیلی فشرده‌ای است از بحث «حکومت امام ع، حقیقت مدار یا مصلحت محور»:

امام قاعد ۱    ؛     امام قاعد ۲

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۱

حکومت امام ع – حقیقت‌مدار یا مصلحت‌محور ۲

بازدیدها: 153