برداشتی ذوقی از سوره طارق در تطبیق آن با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا ما حق و بلکه وظیفه نداریم اوضاع و احوال امروز خویش را در قرآن جستجو کنیم و آیات قرآن را با توجه به وضعیتی که در آن بسر می‌بریم بازخوانی کنیم؟ در این یادداشت، که اصل آن در ادامه تأملات قرآنی‌ام بوده است، سوره طارق بر وضعیت کنونی ما تطبیق داده شده؛ که چه پیام‌هایی برای امروز ما (که فعلا در شرایط شکننده آتش‌بس با اسرائیل بسر می‌بریم) می تواند داشته باشد.  متن کامل این یادداشت را در ادامه بخوانید

ادامه مطلب برداشتی ذوقی از سوره طارق در تطبیق آن با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران

بازدیدها: ۷۳

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت

بسم الله الرحمن الرحیم

محرم امسال (۱۴۰۴) شبها  (ساعت ۲۱) در هیات انتظار بندرعباس بحثی خواهم داشت درباره «بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت».
در واقع این بحث ان شاء الله تکمیل وارتقا بحثی است که محرم سال قبل در چهار جلسه که هریک کمتر از نیم ساعت شد در دانشگاه باقرالعلوم ع مطرح کردم با عنوان «واقعه عاشورا و فلسفه خلقت»؛‌که هم بسیاری از بحثها فرصت نشد و همان مقدار هم که ارائه شد زوایای بحث بقدر کافی باز نشد.

در این سالها به‌ویژه در برنامه‌هایی که در هیات انتظار در بندرعباس داشته‌ام هدفم این بوده که با توضیح پیچیدگی‌های فتنه‌های آخرالزمان، درباره تصمیم‌گیری صحیح در چنان فتنه‌هایی با مراجعه به کتاب و سنت راهی بیابم (مثلا اینجا). امسال در دو هفته قبل از محرم شاهد حمله اسرائیل به ایران و پاسخ جانانه ایران بودیم که دو روز قبل از محرم آتش بس اعلام شد. طبیعی است که حال و هوای بحث امسال بشدت با حال و هوای این مساله گره خورده است و قصدم این است که داستان عاشورا را ذیل مساله مهم فلسفه خلقت بازخوانی کنم.

باورم این است که نبیادی‌ترین مبنا برای تصمیم‌گیری انسانها در هر زمانی، خصوصا در موقعیتهای بحرانی، درک صحیح از فلسفه خلقت است؛‌و اتفاقا این فلسفه به بهترین وجه در داستان عاشورا منعکس شده است.

فایلهای صوتی و نیز خلاصه‌ای از مطالب ارائه شده که مشتمل بر تمامی آیات و روایات بحث است روزانه در کانال ایتا (اینجا) بارگذاری خواهد شد و ان شاء‌الله در پایان، همگی در اینجا هم بازنشر داده خواهد شد.

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۲)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۳)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۴)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۵)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۶)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۷)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۸)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۹)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۰)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۱)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۲)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۳)

بازدیدها: ۱۴

یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۴) قبول آتش‌بس و نه صلح تحمیلی

بسم الله الرحمن الرحیم 

بعد از اتحاد و انسجام کم‌نظیر ملت و در نتیجه، عنایت خداوند در ایجاد حماسه مقاومت و ایستادگی ایران، آمریکا تقاضای آتش‌بس کرد و ایران هم پذیرفت که به شرط آنکه رژیم غاصب اسرائیل تهاجم غیرقانونی خود علیه مردم ایران را متوقف کند، ما نیز پاسخ ندهیم. متأسفانه برخی این را تخطی از فرمایش رهبری در خصوص عدم پذیرش صلح تحمیلی قلمداد کردند و کوشیدند در بوق حاکمیت دوگانه بدمند. از آنجا که خود ایشان بلافاصله بعد از کاربرد عبارت «صلح تحمیلی» فرمودند: که «من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان و تبیین کنند» چند کلمه‌ای در این باره تقدیم می‌شود.

به عنوان مقدمه اشاره می‌کنم که صرف نظر از اینکه وضعیت فعلی، یعنی «قبول آتش‌بس» (مادام که او نزند، ما هم نزنیم)، تفاوت جدی با «صلح» دارد؛ اما حتی اگر صلحی هم رخ دهد، اولا آمدن کلمه «تحمیلی» نشان می‌دهد که با اصل صلح مشکل نداریم، ‌بلکه با تحمیلی بودنش مشکل داریم، چنانکه خداوند متعال هم دقیقا بعد از آیه‌ای که فرمود: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» (انفال/۶۰)، می‌فرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» (انفال/۶۱). ثانیا علی‌القاعده ایشان به عنوان یک فقیه شیعی، موضعی که می‌گیرند باید ذیل کتاب الله و سنت فهمیده شود، نه در مقابل آن.

معنای نادرستی از «صلح تحمیلی» که در برخی فضاهای انقلابی شایع شده، تحلیل مسأله فقط از زاویه دشمن است، که بر اساس آن، هم صلح‌های اهل بیت ع با دشمنانشان مصداق آن خواهد بود (مگر نه این است که معاویه صلح را بر امام حسن ع تحمیل کرد؟)، و هم با سایر فرمایشات رهبری ناسازگار است (در همان سخنرانی علاوه بر مخالفت با صلح تحمیلی، تن دادن به جنگ تحمیلی را هم انکار کردند؟ اگر معنای تحمیل، صرفا از زاویه دشمن باشد، آیا مگر هم جنگ هشت ساله و هم جنگ با اسرائیل یک جنگ تحمیلی نبود که ما بدان تن دادیم؟)

پس باید مساله را از زاویه دیگری دید.

تعبیر «تحمیلی بودن»، در مقابل «اختیاری بودن» است؛ مساله این است که چگونه و چه‌چیزی را اختیار می‌کنیم و آیا اصلا اختیار می کنیم یا خیر؟

صلح تحمیلی جایی است که صرفا بر اساس هیجاناتی که دشمن ما را در آن گرفتار کرده، به صلح (یا جنگ) تن دهیم. اما وقتی عاقلانه (و در نتیجه: شجاعانه، نه بزدلانه و نه متهورانه) شرایط را بررسی، و بین «بد» و «بدتر»، «بد» را انتخاب کردیم، چطور؟ دشمن شرایط بیرونی را طوری قرار می‌دهد که ما خواسته او را عمل کنیم؛ اما اگر توانستیم خواسته او را درون پازل خودمان قرار دهیم، آنگاه ماییم که صلح را اختیار کرده‌ایم؛ و بدین معناست که صلح امام حسن ع، تن دادن به یک صلح تحمیلی نبوده؛ و کسی که به ایشان بگوید «یا مذل المومنین» به خطا رفته است.

در مقابل، زمانی که از فضای اختیار عاقلانه بیرون برویم و احساسی و هیجانی تصمیم بگیریم (چه جنگ باشد و چه صلح)‌ آنجاست که دشمن خواسته خود را بر ما تحمیل کرده است.

سخن پایانی اینکه اگر این «قبول آتش‌بس» به «صلح» هم ختم شود، هم ما و هم اسرائیل می‌دانیم که این صلح، همیشگی نخواهد بود و هردو درصدد تقویت خود خواهیم بود. پس ما هم تا می‌توانیم باید بر قدرتمان بیفزاییم و اسلحه تدارک ببیینم، اما نه صرفا سلاح مادی؛ و ماه محرم که در پیش است، فرصتی جدی است برای افزودن قدرت و برکشیدن اسلحه‌ای که کسی را تاب مقاومت در برابر آن نیست (یادداشت شماره۲) و جدی کردن حضور لشکریان نادیدنی خداوند در میدان (یادداشت شماره۳)

بازدیدها: ۵

یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۳) لشکری که می‌تواند معادله‌ها را به هم بزند

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه سرنوشت هر جنگی را تعیین می‌کند لشکریانی هستند که می‌جنگند.

اما آیا لشکریان حاضر در صحنه را درست می‌شناسیم؟

فراموش نکنیم که این جنگ، همانند هر واقعه دیگری در عالم، در محضر خدا رخ می‌دهد؛ و خداوند لشکریانی دارد که جز خودش کسی از آنها آگاه نیست: «ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ» (مدثر/۳۱).

لشکریان خدا، فقط مومنانی که سلاح به دست گرفته‌اند نیستند، بلکه هرکسی در آسمانها و زمین که بتواند کاری را در جنگی پیش ببرد و عضو لشکری شود، لشکر خداست: «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (فتح/ ۴ و ۷)؛ یعنی نه فقط باد و باران و سنگ و خاک و …، بلکه حتی دست و پا و مغز و قلب خود دشمنان، می‌تواند لشکر خدا باشد علیه خودشان.

و بسیار مهمتر از این لشکریانی که در ظاهر می‌بینیم، خداوند متعال، علاوه بر آرامشی را که در این لحظات بحرانی بر مومنان فرومی‌فرستد، لشکریانی می‌فرستد که دیده نمی‌شوند: «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: پس خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مومنان نازل کرد و لشکریانی فروفرستاد که نمی‌دیدید» (توبه/۲۶) ؛ «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها: پس خداوند آرامشش را بر او نازل کرد و او را با لشکریانی تایید کرد که نمی‌دیدید» (توبه۴۰).

مگر نه این است که الان لشکریان دشمن با فانتوم‌ها و پهبادها و خودفروخته‌ها و … به ما هجوم آورده‌اند؟ و مگر نه این است که خداوند به مومنان وعده داده است که وقتی لشکریان دشمن سراغ شما آمد ما هم لشکریانی را که دیده نمی‌شوند برای شما نازل می‌کنیم؟ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: ای کسانی که ایمان آورده‌اند! به یاد آورید نعمت خدا بر خودتان را آن هنگامی که لشکریانی سراغ شما آمدند پس ما هم بادی علیه آنها فرستادیم و لشکریانی که ندیدید» (احزاب/۹).

پس چه جای ترس و نگرانی؟ اگر قرار است از چیزی بترسیم باید از این بترسیم که مبادا ایمانمان متزلزل شود، که مشمول آمدن این لشکریان خدا واقع نشویم.

اگر فقط «مومن» باشیم، (و مومن بودن کار سختی نیست: فقط حضور خدا در عالم را واقعا باور کنیم)، آنگاه خداوند فرشتگانی را با تعداد معین (که معلوم است هرکدام کاری معین برعهده دارد)‌ به یاری ما فرومی‌فرستد: «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلين: هنگامی که به مومنین می گویی: آیا این شما را کفایت نمی‌کند که پروردگارتان ‏شما را با سه هزار فرشته‌ی نازل شده امداد می‌کند؟» (آل عمران/۱۲۴)

واگر علاوه بر ایمان، در مسیر مشکلاتی که پیش می‌آید، اولا صبر داشته باشیم و در اثر مشکلات عنان از کف ندهیم و بی‌تابی نکنیم، و ثانیا تقوا داشته باشیم (یعنی هرکسی خودش را در پیشگاه خداوند ببیند و از هر کار ناروایی که فرصتش برایش پیش می‌آید بپرهیزد؛ مردم عادی در رفتارهای روزمره‌شان؛ نیروهای مسلح در وظایف نظامی‌‌شان؛ کاسبان و بازاریان در کسب و تجارتشان؛ کارمندان در انجام امور اداری‌شان؛ مسئولان در مسئولیت‌هایشان؛ و …)، اگر دشمن به حملاتش ادامه دهد، آنگاه علاوه بر فرشتگان قبلی، خداوند نه فقط تعداد بیشتری فرشته، بلکه فرشتگانی که نشان‌دار (به تعبیر امروزی‌ها: آرم‌دار؛ مارک‌دار) هستند به یاری ما می‌فرستد؛ شاید یعنی چنان اقدام می‌کنند که نشان اقدامشان بر همگان آشکار گردد: «بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمين‏: بله؛ اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید و با همين جوش و خروش‏ بر شما بتازند پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار يارى خواهد كرد» (آل عمران/۱۲۵).

خداوند رحمت کند شهید بهشتی را؛ به او گفتند این همه علیه تو سخن می‌گویند چرا از خودت دفاع نمی‌کنی؟ گفت: من یک وظیفه دارم و خدا یک وظیفه؛ من وظیفه‌ام این است که مومن باشم؛ و خداوند خودش گفته که از مومنان دفاع می‌کند: «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا» (حج/۳۸). من وظیفه خودم را درست انجام بدهم؛ خدا خودش بهتر می‌داند که وظیفه خودش را چگونه انجام بدهد!

یادمان نرود: در این جنگ، ما اگر وظیفه خودمان را درست انجام بدهیم و «مومن» باشیم و «صبر» و «تقوا» پیشه کنیم، خداوند خودش می‌داند با لشکریان خودش چگونه اهدافش را محقق کند.

تبصره: این سخنان به معنای نادیده گرفتن ضرورت اقدامات نظامی و … نیست. اشاره شد که هرکس باید وظیفه خودش را درست انجام دهد؛ نیروهای مسلح هم وظیفه‌ای دارند که باید انجام دهند. تمام سخن این است که اگر حضور خدا در جهان و در صحنه جنگ را جدی بگیریم، «مومنان» می‌توانند لشکریانی را به این جنگ گسیل دارند که هیچ نیروی نظامی‌ای را توان رویارویی با آن نباشد.

یادداشت (۱) کید دشمن، درون پازل الهی

یادداشت‌ (۲) راهکاری همگانی برای تقویت قوای جنگی

بازدیدها: ۳