یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۴) قبول آتش‌بس و نه صلح تحمیلی

بسم الله الرحمن الرحیم 

بعد از اتحاد و انسجام کم‌نظیر ملت و در نتیجه، عنایت خداوند در ایجاد حماسه مقاومت و ایستادگی ایران، آمریکا تقاضای آتش‌بس کرد و ایران هم پذیرفت که به شرط آنکه رژیم غاصب اسرائیل تهاجم غیرقانونی خود علیه مردم ایران را متوقف کند، ما نیز پاسخ ندهیم. متأسفانه برخی این را تخطی از فرمایش رهبری در خصوص عدم پذیرش صلح تحمیلی قلمداد کردند و کوشیدند در بوق حاکمیت دوگانه بدمند. از آنجا که خود ایشان بلافاصله بعد از کاربرد عبارت «صلح تحمیلی» فرمودند: که «من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان و تبیین کنند» چند کلمه‌ای در این باره تقدیم می‌شود.

به عنوان مقدمه اشاره می‌کنم که صرف نظر از اینکه وضعیت فعلی، یعنی «قبول آتش‌بس» (مادام که او نزند، ما هم نزنیم)، تفاوت جدی با «صلح» دارد؛ اما حتی اگر صلحی هم رخ دهد، اولا آمدن کلمه «تحمیلی» نشان می‌دهد که با اصل صلح مشکل نداریم، ‌بلکه با تحمیلی بودنش مشکل داریم، چنانکه خداوند متعال هم دقیقا بعد از آیه‌ای که فرمود: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» (انفال/۶۰)، می‌فرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» (انفال/۶۱). ثانیا علی‌القاعده ایشان به عنوان یک فقیه شیعی، موضعی که می‌گیرند باید ذیل کتاب الله و سنت فهمیده شود، نه در مقابل آن.

معنای نادرستی از «صلح تحمیلی» که در برخی فضاهای انقلابی شایع شده، تحلیل مسأله فقط از زاویه دشمن است، که بر اساس آن، هم صلح‌های اهل بیت ع با دشمنانشان مصداق آن خواهد بود (مگر نه این است که معاویه صلح را بر امام حسن ع تحمیل کرد؟)، و هم با سایر فرمایشات رهبری ناسازگار است (در همان سخنرانی علاوه بر مخالفت با صلح تحمیلی، تن دادن به جنگ تحمیلی را هم انکار کردند؟ اگر معنای تحمیل، صرفا از زاویه دشمن باشد، آیا مگر هم جنگ هشت ساله و هم جنگ با اسرائیل یک جنگ تحمیلی نبود که ما بدان تن دادیم؟)

پس باید مساله را از زاویه دیگری دید.

تعبیر «تحمیلی بودن»، در مقابل «اختیاری بودن» است؛ مساله این است که چگونه و چه‌چیزی را اختیار می‌کنیم و آیا اصلا اختیار می کنیم یا خیر؟

صلح تحمیلی جایی است که صرفا بر اساس هیجاناتی که دشمن ما را در آن گرفتار کرده، به صلح (یا جنگ) تن دهیم. اما وقتی عاقلانه (و در نتیجه: شجاعانه، نه بزدلانه و نه متهورانه) شرایط را بررسی، و بین «بد» و «بدتر»، «بد» را انتخاب کردیم، چطور؟ دشمن شرایط بیرونی را طوری قرار می‌دهد که ما خواسته او را عمل کنیم؛ اما اگر توانستیم خواسته او را درون پازل خودمان قرار دهیم، آنگاه ماییم که صلح را اختیار کرده‌ایم؛ و بدین معناست که صلح امام حسن ع، تن دادن به یک صلح تحمیلی نبوده؛ و کسی که به ایشان بگوید «یا مذل المومنین» به خطا رفته است.

در مقابل، زمانی که از فضای اختیار عاقلانه بیرون برویم و احساسی و هیجانی تصمیم بگیریم (چه جنگ باشد و چه صلح)‌ آنجاست که دشمن خواسته خود را بر ما تحمیل کرده است.

سخن پایانی اینکه اگر این «قبول آتش‌بس» به «صلح» هم ختم شود، هم ما و هم اسرائیل می‌دانیم که این صلح، همیشگی نخواهد بود و هردو درصدد تقویت خود خواهیم بود. پس ما هم تا می‌توانیم باید بر قدرتمان بیفزاییم و اسلحه تدارک ببیینم، اما نه صرفا سلاح مادی؛ و ماه محرم که در پیش است، فرصتی جدی است برای افزودن قدرت و برکشیدن اسلحه‌ای که کسی را تاب مقاومت در برابر آن نیست (یادداشت شماره۲) و جدی کردن حضور لشکریان نادیدنی خداوند در میدان (یادداشت شماره۳)

بازدیدها: ۵