جايگاه فلسفه در تفكر استاد مطهري

در سه محور می توان در اندیشه استاد نسبت به فلسفه پرداخت:

  1. تفکر منسجم استاد: یکی از مهمترین خصوصیاتی که در اندیشه استاد مطهری وجود دارد و انسجام اندیشه ایشان است. استاد شهید در موارد متعددی که صحبت می کند هیچ تناقضی وجود ندارد. در اصل می توان تمامی مجموعه آثار ایشان را یک اثر به حساب آورد . به عنوان مثال ایشان وقتی بحث آزادی را مطرح می کنند اینگونه نیست که ایشان در بحث آزادی در خانواده یک حرفی بزنند و بعداً در بحث آزادی های سیاسی-اجتماعی حرف دیگری بزنند که با آن مخالف باشد. و این مساله خیلی مهمی است . چرا که ما می بینیم  بسیاری از اندیشمندان هستند که در لابلای سخنانشان تناقضات پیچیده ای وجود دارد که به این راحتی ها قابل فهم نیست.
  2. نکته دیگری که در اندیشه استاد وجود دارد این مساله است که ایشان از فلسفه مبنا اتخاذ می کند. و به وسیله همین مبانی است که در تمامی موارد ایشان صحبت می کند و به دلیل همین مبانی است که ایشان حرف متناقض نیز نمی زند چراکه مبانی ایشان ثابت است. فلذاست که این اصول اندیشه ایشان در تمامی موارد حضور دارد.مثلا ایشان در بحث نظام حقوق زن در اسلام سخنانی دارند که مبتنی بر نظام فلسفه صدرایی ایشان است. در اين بحث ایشان با استفاده از ترکیب اتحادی نفس و بدن و با استفاده از نظریه فطرت شان در نظام حقوق زن سخنانی می گویند که بدیع است. مثلا ایشان پذيرفته‌اند که روح بما هو روح زن و مرد ندارد و به کمک این مساله است که تساوی زن و مرد را در اصل خلقت مطرح می کنند ولیکن با استفاده از همان اصل ترکیب اتحادی نفس و بدن تفاوت های احکامی موجود بین زن و مرد را تبیین می کنند. و نشان مي دهند که در عين اعتقاد به تساوي روحي زن و مرد چگونه این تمایزات جسمانی موجب می شود که انسانها تمایزاتي در احكام نیز پیدا کنند. و مبناي ایشان در تفاوت هاي زن و مرد که موجب تفاوتهايي  در احكام زن و مرد مي شود همين تمایزات جسمی است. ایشان در همان کتاب نظام حقوقی زن در اسلام یک فصل را به همین تفاوتهاي زن و مرد اختصاص می دهند و نشان می دهند که نظام خانواده با نظام های فردی محض –مثل اخلاق- و با نظام های اجتماعی محض- مانند یک شرکت- کاملا متفاوت است. فلذاست كه ايشان در تمامي اين موارد مي تواند تبيين قابل قبول ارائه داده اند. در اصل مي توان گفت كه شهيد مطهري در اين بحثها از انديشه هاي صدرايي در حيطه اجتماعي استفاده كرده اند.و اين از ابداعات و توانايي هاي وي‍ژه ايشان است.
  3. ايشان با استفاده از فلسفه غرب توانستند كه تمدن غرب را به خوبي بشناسند . اين حرفي است كه امروزه بسياري نيز ملتفت آن شده اند و آن را بيان مي كنند كه تمدن غرب رابطه وثيقي با فلسفه اش دارد و در واقع، فلسفه غرب زيربناي تمدن نوين غرب است، برخلاف فلسفه اسلامي كه تاثير بسيار كمي بر روي تمدن اسلامي داشته و خودش در گوشه اي از اين تمدن پرورش يافته است. حال شهيد مطهري به خاطر اينكه در فلسفه اسلامي بسيار خوب غور كرده بود و عميقا توانسته بود زواياي مختلف آن را درك كند توانست فلسفه غرب را نيز خيلي عميق درك كند و به تبع اين درك خوب توانست به خوبي غرب را نيز نقد كند، نقدي كه از اصول انديشه اسلامي خارج نمي‌‌شود، يعني برخلاف برخي ديگر وقتي غرب را نقد مي كند نقدش از سنخ نقد خود غربي ها نيست و رنگ و روي اصيل اسلامي دارد. تفاوت شهيد مطهري با برخي ديگر از انديشمندان معاصر نيزدر همين جاست يعني هم مباني اسلامي را به خوبي درك كرده و هم غرب را به خوبي فهميده است. فلذاست كه مي تواند در هر دو فاز سلبي-نقد- و اثباتي-ارائه تئوري جايگزين – خوب صحبت كند.

بازدیدها: ۱۸۰

5 Replies to “جايگاه فلسفه در تفكر استاد مطهري”

  1. سلام
    کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم برای شروع مطالعه فلسفه چطور هست؟؟
    این کتاب رو چطور مطالعه کنیم؟؟

    • سلام علیکم
      کتاب خوبی است بویژه برای کسانی که استاد ندارند و نیز دغدغه دارند که بحثهای فلسفی را ناظر به بحثهای غربیها مطالعه کنند.
      مطالعه فلسفه زمانی مفید است که مطالعه عمیق باشد، یعنی روزنامه وار نباشد؛ یعنی این طور نباشد که یکبار بخوانید و تمام!
      سبک خود من در مطالعات عمیق این است که ابتدا یکبار کل کتاب را با سرعت مرور می کنم. سپس سطر به سطرش را با دقت و به طور انتقادی مطالعه می کنم (یعنی گام به گام استدلال طلب می کنم) و سپس خلاصه می کنم استدلالها و سیر کلی بحث را و در همان تلخیض اگر نقدهایی هم دارم یادداشت می کنم.

پاسخ دادن به حسین سوزنچی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*