برچسب «حجاب اجباری»؟! + گفتگوی انتقادی

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی است در جامعه ما بحث درباره قانون حجاب مطرح شده، و برخی با عنوان «حجاب اجباری» به مخالفت با «قانون حجاب» به عنوان یکی از قوانین مدنی این کشور می‌پردازند.
نمونه‌ای از این مقالات، مقاله جناب آقای علی زمانیان است با عنوان «ایده حجاب اجباری، تاملي منتقدانه در استدلال موافقان و مخالفان حجابِ اجباري». که از طریق لینک زیر می‌توانید متن کامل آن را در کانال ایشان ملاحظه کنید
https://t.me/kherade_montaghed/284

و البته گزارش مختصرتری از آن در وبلاگ ایشان آمده است (اینجا)

ایشان در این مقاله افراد درگیر در این بحث را در دو گروه موافقان و مخالفان «حجابِ اجباري» قرار می‌دهند و ابتدا دلایل مخالفان را (که خودشان یکی از این افرادند) برمی‌شمرند؛ سپس از منظر خود، بازخوانی‌ای از دلایل طرفداران حجاب اجباری انجام داده، آن ادله را نقد می‌کنند.
اما مقاله ایشان از دو نقطه ضعف اساسی رنج می‌برد:
1) با گذاشتن برچسبی به نام «اجبار»، هر قانونی را می‌توان در نظر عموم مذموم جلوه داد؛ و استدلال‌های ایشان را برای رد هر قانون ساده‌ای که عرف عقلا در ضرورت آن تردیدی ندارد (مانند «محدودیت سرعت در رانندگی») هم می‌توان به کار گرفت! و ایشان به جای نقد «قانون الزامی حجاب در ایران» در واقع، هرگونه الزام ناشی از هر قانونی را زیر سوال برده‌اند!
2) هر قانونی ملاحظات متعددی را در نظر می‌گیرد، و برای قضاوت درباره آن، باید همه آن ملاحظات را با هم در نظر گرفت؛ و نگاه «صفر و یک»ی برای قضاوت در مورد یک قانون اجتماعی، اگر برای نزاع‌های ژورنالیستی به کار آید، گره‌ای از کار کسانی که دغدغه بهبود وضع جامعه را دارند، نمی‌گشاید.

در این یادداشت به نقد دیدگاه ایشان و تبیین صحیح صورت مساله پرداخته‌ام.

دریافت به صورت فایل PDF

قرار بود ابتدا به همت انجمن اسلامی مناظره‌ای با جناب آقای زمانیان در سالن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشته باشیم؛ اما ایشان از جلسه عمومی منصرف شدند و قرار شد گفتگویی انتقادی در اتاق انجمن اسلامی برگزار شود که فایل آن هم به پیوست تقدیم می‌شود

فایل صوتی گفتگوی انتقادی سوزنچی و زمانیان درباره حجاب اجباری

گزارشی از این گفتگوی انتقادی هم در سایت اجتهاد ارائه شده است که از اینجا می‌توانید آن را مطالعه کنید.

اما متن مقاله‌ای که در نقد آقای زمانیان نوشته بودم:

ادامه مطلب برچسب «حجاب اجباری»؟! + گفتگوی انتقادی

بازدیدها: ۸

عید غدیر، مهمترین آزمون برای تثبیت جامعه دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الأَئِمَّةِ عليهم السلام‏

خدا هر پیامبری که فرستاد امت را به اطاعت از او فراخواند (نساء/۶۴)؛ و تا امتی این رهبری الهی را نپذیرفت، جامعه دینی تأسیس نشد. بدین سان قرنها گذشت و امثال نوح و ابراهیم و لوط و هود و صالح و شعیب علیهم‌السلام آمدند و رفتند و جوامع آنها با عذاب الهی برچیده شد.

اولین امتی که به رهبریِ یک پیامبر الهی لبیک گفت، بنی‌اسرائیل بود، و شاید از این زمان بود که خداوند تثبیت امامت در جامعه دینی را جدی کرد: موسی ع حتی برای چند روز که نبود، هارون ع را گذاشت، و سلسله پیامبران متصل در یک امت، که همگی رهبران الهیِ آن امت بودند، با بنی‌اسرائیل آغاز گشت؛ و علی‌رغم همه کژی‌ها و ناسازگاری‌ها، خدا پیاپی برای آنان پیامبری به امامت می‌فرستاد؛ اما نهایتا این امت، که زمانی به خاطر پیروی از رهبری پیامبرانشان، «امت برگزیده»‌ بودند (بقره/۴۷ و ۱۲۲) بقدری کج‌راهه رفتند که توسط پیامبران خودشان لعنت شدند (مائده/۷۸)!

و تقدیر چنین بود که این بار جامعه دینی در نقطه دیگری از عالَم و با پیامبری جهانی تاسیس گردد.

پیامبر اسلام ص دعوتش را از مکه آغاز کرد، اما این مردم مدینة‌النبی بودند که به عنوان یک امت، رهبری او را پذیرفتند و تأسیس جامعه اسلامی را رقم زدند؛ و او هم، پس از راه‌اندازی جامعه دینی، حتی برای چند روز نبودنش، جانشین می‌گذاشت.

او که همه هستی خود را خرج هدایت مردم کرده بود، بعد از بارها تاکید، نهایتا در چنین روز شریفی، در جهانی‌ترین گردهمایی مسلمانان، اعلام کرد هرکس امامت و ولایت مرا پذیرفته، این علی ع مولای اوست؛ و این گونه بود که، به پیش‌بینیِ خود پیامبر ص، یکبار دیگر داستان بنی‌اسرائیل، اما این بار نه در سطح یک قوم خاص، بلکه برای کل جهان آغاز شد!

ادامه مطلب عید غدیر، مهمترین آزمون برای تثبیت جامعه دینی

بازدیدها: ۰

سخنی با برادرم، حاج میثم مطیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

دو روز پیش از عید سعید فطر، در تاملات قرآنی روزانه‌ام به این آیه رسیدم:

«وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً» (مزمل/۱۰)

«بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین»

و مضمون یکی از نکاتی که همان روز نوشتم، این بود:

«کسی که وظیفه بیان حق و حقیقت در جامعه را برعهده می‌گیرد، باید خود را برای سخنان ناروا، زخم‌زبان‌ها، زیر بار حق نرفتن‌ها، و طعنه و کنایه‌ها آماده کند؛ و وقتی هم می‌خواهد به آنها بی‌اعتنایی کند همین بی‌اعتنایی‌اش را هم به نحوی زیبنده انجام دهد.»

از تو جز این انتظار نداشتم؛

اما در تعجبم از کسانی است که ژست انتقادپذیری و فریادشان در آزادی بیان، چشم مَلَک را خیره، و گوش فلک را کر کرده، اما سخنان تو را که در کمال ادب، و بر واضحات انگشت گذاشتی، تاب نمی‌آورند:

برخی تو را به خاطر دفاعت از کوخ‌نشینان به پیروی از «مارکسیسم» متهم می‌کنند؛

برخی به مصداق «يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِم‏» (هر فریادی را علیه خود می‌پندارند؛ منافقون/۴)، حتی فریاد تو بر «کاخ‌نشینی» را هم به منتخب خود تطبیق می‌دهند؛

و برخی …

یکبار دیگر تندترین عبارات شعر حماسی‌ات را، که آن را توهینی بزرگ به خود تلقی کرده‌ و از ضرورت عذرخواهی به خاطرش سخن گفته‌اند، زمزمه می‌کنم، تا نکته‌بینان دریابند که آنان چگونه «هر فریادی را علیه خود می‌پندارند»؛ و تحمل این غوغاسالاران در انتقادپذیری تا کجاست!

ادامه مطلب سخنی با برادرم، حاج میثم مطیعی

بازدیدها: ۰

راهپیمایی روز قدس در قرآن کریم!

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی گمان می‌کنند مساله راهپیمایی هیچ ربطی به دین و دینداری و آخرت انسانها ندارد؛

در حالی که کنار هم گذاشتن دو آیه قرآن کریم نشان می‌دهد:

 نه‌تنها مقاومت مردم  فلسطین در برابر رژیم غاصب صهیونیستی ثواب عظیمی دارد،

 بلکه حضور در این راهپیمایی و برداشتن هر قدم در این راهپیمایی یک عمل صالح محسوب می‌شود:

۱. آن دسته از «اهل کتاب» (= یهودیان و مسیحیان) که دشمن اسلام‌اند «کافر»ند (بقره/۱۰۵)، و در این میان، شدیدترین دشمنی را یهودیان دارند (أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ؛ مائده/۸۲).

۲. نه‌تنها به ازای تحمل هر سختی‌ در راه خدا (مَخْمَصَهٌ فِی سَبِیلِ اللّهِ)، بلکه به ازای هر قدمی که خشم «کافران» را برمی‌انگیزاند (یَطَؤُونَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْکُفَّارَ)، عمل صالحی برایتان ثبت می‌شود. (توبه/۱۲۰)

 بی‌تردید،

امروزه مردم مظلوم و مقاوم فلسطین را می‌توان مصداق کسانی دانست که «به خاطر خدا در مخمصه قرار گرفته‌اند»؛ و

 قدم برداشتن راهپیمایان در راهپیمایی روز قدس را «برداشتن قدم‌هایی که کافران را به خشم می‌آورد.».

به امید دیدار همدیگر در راهپیمایی روز قدس و آزادی سریعتر مسجدالاقصی

 

بازدیدها: ۱

حضرت زینب کاری کرد که مردان نمی‌توانستند

به مناسبت ۵ جمادی الاول، میلاد حضرت زینب (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا ایام الله دهه فجر و حماسه مردم در ۲۲ بهمن امسال را تبریک عرض می کنم.

درباره عظمت و شخصیت حضرت زینب سلام الله علیها بحثهای فراوانی شده است؛ اما درباره اینکه ایشان امروزه چگونه می‌توانند الگویی برای نقش آفرینی یک زن مسلمان در جامعه باشند کمتر بحث شده و اگر هم بحثی شده عمدتا ناظر به صبوری حضرت زینب س است، که از این جهت، نه فقط الگویی برای زنان، بلکه الگویی برای مردان نیز هستند. اما آیا می‌توان ابعادی از شخصیت ایشان را از زاویه نقش آفرینی خاص زنان در جامعه مورد بررسی قرار داد؟

ادامه مطلب حضرت زینب کاری کرد که مردان نمی‌توانستند

بازدیدها: ۲

نسبت رشد جامعه دینی با فتنه و نفاق

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت تقارن میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) با یوم الله ۹ دی، امروز صبح سخنرانی ای در مسجد دانشگاه باقرالعلوم داشتم که خلاصه ای از آن تقدیم می شود:

ادامه مطلب نسبت رشد جامعه دینی با فتنه و نفاق

بازدیدها: ۵

حجاب قانونی یا حجاب اجباری

بسم الله الرحمن الرحیم

از مسائلی که هر از چندگاهی بحثهایی را در جامعه ما برمی‌انگیزاند بحث درباره حجاب و موضع نظام در قبال آن است. حقیقت این است که اصل مساله، چندان دشوار نیست؛ اما طرح غلط مساله و فضای تبلیغاتی‌ای که پیرامون آن پدید آمده، باعث شده ابهامات فراوانی پدید آید و به عنوان یک سوال مشکل جلوه کند. در اینجا تلاش می‌شود با واضح ساختن صورت مساله، پاسخی منطقی و موجه برای آن ارائه، و نشان داده شود که چگونه طرح غلط آن می‌تواند کاری کند که برخی با مقدمات کاملا صحیح، به نتیجه کاملا غلط برسند!

ادامه مطلب حجاب قانونی یا حجاب اجباری

بازدیدها: ۲۶

خطبه معاویه بعد از رسیدن به حکومت

بسم الله الرحمن الرحیم

معاویه بعد از اینکه زمام حکومت را به دست گرفت در نخیله (منطقه ای نزدیک کوفه) به منبر رفت و خطاب به کوفیان چنین گفت:

به خدا قسم من با شما نجنگیدم که نماز بخوانید یا روزه بگیرید یا حج بروید یا زکات بدهید؛ شما خودتان باید این کارها را انجام دهید. (به تعبیر امروزیها: دین مردم ربطی به حکومت ندارد) بلکه هدف من فقط به حکومت رسیدن و حکمرانی بود!

(خوبی معاویه این بود که فقط جمله اول را نگفت؛ بلکه جمله دوم را هم گفت که امروز راحت تر بتوانیم قضاوت کنیم.) ادامه مطلب خطبه معاویه بعد از رسیدن به حکومت

بازدیدها: ۳۳

معیارهای غلط برای انتخاب اصلح!

در انتخابات ریاست جمهوری امسال هنوز بازار بحثها داغ است و هنوز بسیاری از افراد تصمیم نهایی خود را نگرفته اند. معیارهای صحیح را همه می شناسند اما در این میان گاه استدلالهایی برای ترجیح یک نفر یا کنار گذاشتن یک نفر مطرح می شود که مبتنی بر یک معیار ناصواب یا اولویت گذاری نادرست است. یادداشت زیر که در شماره ۱۷۲ هفته نامه پنجره (ویژه نامه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲) با عنوان «هیچکس بهترین نیست؛ چگونه چه کسی را انتخاب کنم؟» منتشر شده، نمی خواهد یک نفر خاص را پیشنهاد دهد بلکه برخی از این استدلالها را مورد بررسی قرار می  دهد که البته شاید این بررسی، نظر خواننده را در مورد نامزد انتخابی خود تغییر دهد:

ادامه مطلب معیارهای غلط برای انتخاب اصلح!

بازدیدها: ۷

بزرگ راستگوي درست‌كردار و امتحان عظيم الهی

از القاب معروف حضرت زهرا سلام الله عليها «صديقه كبري» است. صديق به كسي مي گويند كه نه تنها در اوج راستگويي است بلكه تمامي صفات و رفتارش هم دلالت بر درست‌كرداري وي دارد. «كبري» نيز اسم تفضيل و به معناي «بزرگترين» است. پس صديقه كبري يعني زني كه سراسر وجودش در بالاترين حد ممكن، دلالت بر راستي و درستي دارد.

يكي از اوصاف مهم ايشان «ممتحنه» است. در روايات نقل شده از معصومين درباره زيارت حضرت زهرا سلام الله عليها آمده است: «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً؛ وسائل‏الشيعة، ج۱۴، ص۳۶۸» ممتحنه به كسي گويند كه وجودش با مورد امتحان واقع شدن گره خورده، و معناي اين عبارت اين است كه «اي ممتحنه‌اي كه آفريدگارت قبل از اينكه تو را در اين دنيا وارد كند مورد امتحانت قرار داد پس تو را در برابر اين امتحان صابر يافت.»

اين امتحان چيست كه با سراسر وجود صديقه كبري گره خورده است؟ اگر تعبير امتحان در قرآن و روايات را بررسي كنيم به نكات جالبي دست خواهيم يافت. ادامه مطلب بزرگ راستگوي درست‌كردار و امتحان عظيم الهی

بازدیدها: ۰

قدرت و نقد آن (قسمت آخر)

ما و حاكميت، نقد ناصحانه

در مقالات گذشته بيان شد:

۱- قدرت از منظر ديني لزوما به فساد منجر نمي شود، و عدم درک اين حقيقت، مظلوميتي را بر صاحب آن قدرت تحميل خواهد کرد که موجب وقوع واقعيتي به نام «مقتدر مظلوم» مي‌شود.

۲- قداست لزوما به معناي نقدناپذيري نيست؛ و حفظ قداست‌ها، با هوشياري و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتي ندارد.

۳- نقد سازنده، از مقوله «نصح» و خيرخواهي است؛ اما نقد مخرب از مقوله «همز» و عيب‌جويي است.

۴- نقد ناصحانه سه شرط دارد: صادقانه دنبال حقيقت بودن، عادلانه قضاوت کردن، مصلحانه اقدام كردن

اين مقاله به ارائه توضيحاتي درباره آخرين شرط مي‌پردازد. ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت آخر)

بازدیدها: ۱

قدرت و نقد آن (قسمت چهارم)

در جستجوي حقيقت

در شماره‌هاي قبل چند مطلب توضيح داده شد:

نخست اينکه قدرت از منظر ديني لزوما به فساد منجر نمي شود، بلکه حتي در يک حكومت ديني اصيل (که نمونه بارز آن حکومت حضرت امير است) قدرت نه‌تنها عامل فساد نيست، بلکه مقدس است؛ و عدم درک اين حقيقت، مظلوميتي را بر صاحب آن قدرت تحميل خواهد کرد که موجب وقوع واقعيتي به نام «مقتدر مظلوم» مي‌شود.

دوم اينکه قداست لزوما به معناي نقدناپذيري نيست؛ و هر امر مقدسي تقدسش را مديون آن است كه در مسير الهي واقع شده؛ و لذا حفظ قداست‌ها، با هوشياري و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتي ندارد.

سوم اينکه در ادبيات ديني ضابطه‌هايي براي تفکيک نقد سازنده و نقد مخرب وجود دارد. نقد سازنده، از مقوله «نصح» و خيرخواهي است؛ اما نقد مخرب از مقوله «همز» و عيب‌جويي است و با تحليل اين دو مي‌توان معياري براي تفاوت نهادن بين اعتدال با افراط و تفريط در نقد حکومت به دست آورد.

با اين مقدمات، اکنون مي‌توان وارد بحث اصلي شد؛ يعني: نقد قدرت در جامعه و حکومت ديني چگونه بايد باشد؟ ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت چهارم)

بازدیدها: ۰

قدرت و نقد آن (قسمت سوم)

نصيحت يا عيب‌جويي

در شماره‌هاي قبل دو مطلب توضيح داده شد:

نخست اينکه قدرت از منظر ديني لزوما به فساد منجر نمي شود، بلکه حتي در يک حكومت ديني اصيل (که نمونه بارز آن حکومت حضرت امير است) قدرت نه‌تنها عامل فساد نيست، بلکه مقدس است؛ و عدم درک اين حقيقت، مظلوميتي را بر صاحب آن قدرت تحميل خواهد کرد که موجب وقوع واقعيتي به نام «مقتدر مظلوم» مي‌شود؛ واقعيتي که به نظر مي‌رسد در هر حكومت ديني اصيلي تا پيش از استقرار كامل حکومت جهاني مهدي موعود، عجل الله تعالي فرجه الشريف، رخ خواهد داد.

دوم اينکه قداست لزوما به معناي نقدناپذيري نيست؛ بلكه مقدس شمردن، همان حفظ حرمت‌هاي الهي است و هر امر مقدسي تقدسش را مديون آن است كه در مسير الهي واقع شده. ضابطه اصلي قداست، قرار داشتن در مسير الهي است؛ و لذا حفظ قداست‌ها، با هوشياري و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتي ندارد.

در اين قسمت به ماهيت نقد سازنده و مخرب در ادبيات ديني اشاره مي‌شود تا معيار ديني‌اي به دست آيد، كه با آن بتوان بين اعتدال در نقد حکومت با افراط و تفريط در نقدها تفاوت نهاد. ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت سوم)

بازدیدها: ۰

قدرت و نقد آن (قسمت اول)

غلبه فرهنگ غربي بر انديشه هاي ما موجب گرديده تا کم کم باور کرده باشيم که «قدرت فساد مي‌آورد» و نوع نگاه دنيا گرانه غربي بر عبارت «مقتدر مظلوم» اعتراض خواهد کرد: مگر کسي که مقتدرانه و در راس قدرت است مظلوم مي‌شود؟ اما تا افرادرا اندکي به فرهنگ عميق اسلامي ارجاع مي‌دهيم و يادي از اميرالمؤمنين مي‌کنيم، انديشه ها دچار حيرت مي‌شود. وجود علي بهترين دليل است بر اينکه ممکن است مقتدري در اوج قدرت خود مظلوم باشد، اما چگونه؟ ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت اول)

بازدیدها: ۰

نامرد مردم، ما، خدا! نامرد مردم

چندی پیش سراغش رفتم. گفتم: «عاشورا در پیش است.»

گفت« همیشه تاریخ عاشورا بوده است. افسوس که درخوابید و بي‌غيرت؛ “هل من ناصر” را می‎شنوید و همچون کبک سر در زیر برف می‎کنید تا بازهم امامتان مظلوم بماند … مظلومیت قرن‌هاست بر ناصیه او و پدرانش نقش بسته است.»

پرسیدم: «آیا او مظلوم است یا ما؟ ما که هر هفته «ندبه» می‎خوانیم و او جواب‎مان را نمی‎دهد، فریاد می‎زنیم و او نمی‎آید، و تو می‎گویی که ما بی‎غیرتیم!»

گفت: «مگر نشنیده‎ای که امام زمان هر روز بر مصیبت جدش می‎گرید؟ آیا كسي جز شما این مصیبت را بر او وارد کرده است؟» ادامه مطلب نامرد مردم، ما، خدا! نامرد مردم

بازدیدها: ۱

فرياد در سكوت (نگاهي به سيره سياسي حضرت زهرا سلام الله عليها)

كساني كه با معارف قرآني آشنايند، ترديدي در عصمت حضرت زهرا سلام الله عليها ندارند. علاوه بر آياتي همچون آيه تطهير (احزاب،۳۳) و آيه مباهله (آل عمران، ۶۱) كه به طور مستقيم بر عصمت ايشان دلالت دارند، تدبر در سوره كوثر، سوره انسان (داستان اطعام مسكين و يتيم و فقير و نوع مدح خداوند از رفتار ايشان) و نيز روايات فراواني كه از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم باقي مانده، جاي هيچ ترديدي در عصمت و علوّ مرتبه ايشان نمي‌گذارد. اگر توجه كنيم كه از طرفي ايشان كفو اميرالمومنين، و لذا مرتبه معنويشان بالاتر از بقيه ائمه اطهار عليهم السلام بوده (نحن حجةُ الله علي الخلق و فاطمة حجةٌ علينا، تفسير اطيب‌البيان، ج۱۳، ص۲۳۵)، و از طرفي تنها «زن» و تنها شخصيت «غير امام» در ميان چهارده معصوم بوده‌اند، واكاوي سيره‌هاي رفتاري ايشان ضرورتي بمراتب بيشتر پيدا مي‌كند. حضرت زهرا سلام الله عليها امام نيست، اما از بسياري از امامان برتر است؛ مرد نيست، اما در شديدترين فتنه تاريخ بصيرتي به خرج داد و سيره سياسي‌اي از خود برجاي گذاشت كه از هيچ مردي در ميان رجال سياست مشاهده نشده است. ادامه مطلب فرياد در سكوت (نگاهي به سيره سياسي حضرت زهرا سلام الله عليها)

بازدیدها: ۱

سيره حضرت زهرا سلام الله علیها و جهاد اقتصادي؛ کليشه يا واقعيت

الف) حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها

يكي از ابعاد مظلوميت‌هاي اولياي خدا اين است كه با آنها مواجهه كليشه اي صورت مي‌گيرد. ما ظاهرا حضرت زهرا را احترام مي‌كنيم؛ اما زواياي مختلف وجود ايشان را كمتر مي‌شناسيم و اصلا فراموش كرده‌ايم ايشان را بايد اسوه خود بدانيم، در حالي که امام زمان او را اسوه خود دانسته است (الاحتجاج طبرسي، ج۲، ص۴۶۶). بگذاريد بحث را با بيان چند حكايت از ايشان، که شايد برخي را قبلا هم شنيده باشيد، آغاز كنم: ادامه مطلب سيره حضرت زهرا سلام الله علیها و جهاد اقتصادي؛ کليشه يا واقعيت

بازدیدها: ۱۷

از تقارن ايام الله تا تقارن اخلاق و سياست

چند روزي است كه در ايام الله غوطه‌وريم؛ ايام الله دهه فجر انقلاب اسلامي و ۲۲ بهمن، كه طليعه احياي اسلام در جهان بود، با يوم الله ميلاد پيامبر اسلام، كه طليعه ورود اسلام به دنياي خاكي بود و يوم الله ولادت امام صادق عليه‌السلام که گسترش دهنده حقايق اسلام در عالم بود، مقارن گشته است.

قرآن كريم تمام آنچه را در جهان وجود دارد آيه و نشانه‌اي براي عاقلان مي‌داند؛ و اين نشانه‌ها منحصر به اشياي خارجي نيست، بلكه حتي ايام و زمانها نيز مي‌توانند نشانه و آيت خدا باشند؛ هرچند درك اين نشانه بودن كار هركسي نيست. با اينكه همه زمانه متعلق به خداست، اما برخي از ايام، چنان در متوجه ساختن انسان به خدا موثرند كه ايام الله نام گرفته‌اند: خدا وقتي موسي را به سوي قومش فرستاد به وي دستور داد كه قومش را از ظلمات به سوي نور سوق دهد و آنها را متذكر به ايام الله نمايد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» (سوره ابراهيم، آيه٥) بر طبق اين آيه شريفه، اگركسي مي‌خواهد يوم الله بودن ايامي را درك كند بايد هم اهل صبر باشد و هم اهل شكر، آن هم نه اينكه فقط در حد عادي «شاكر» و «صابر» باشد، بلكه «صبار شكور» بايد باشد. چرا صبار شكور؟ شايد چون اگر بر ناملايماتي كه همراه ايام الله است بسيار صبر نكند، ممكن است ايام الله را حتي يك انحراف قلمداد كند، و اگر دائما در حين اين ناملايمات احتمالي، متوجه حسن و بركت نهاني اين ايام نشود و شكر آن را نگذارد، چه بسا كه نعمت از او سلب گردد. ادامه مطلب از تقارن ايام الله تا تقارن اخلاق و سياست

بازدیدها: ۰

نقش بصيرت در دوره فتنه

قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ.[۱]

 سوره يوسف، آيه ۱۰۸

 حادثه عاشورا قيامي عليه ظلم بود. هميشه از ظلم يزيديان – که ظلم آشکار است – سخن گفته شده است. اما ظلم عظيمتري در اين حادثه هست که اغلب مغفول مي‌ماند و آن ظلم کوفيان مدعيِ پيروي، بر امام است. شايد فلسفه اصلي غيبت امام زمان هم نه ظلم ظالمان، بلکه ظلم پيروان باشد. يادمان باشد که کوفيان اولين گروهي هستند که برامام حسين(ع) گريستند، پس هر گريه اي ارزش ندارد. اگر انسان در هنگامي که بايد از حق دفاع کند، دفاع نکند، فرداي شهادت امام حسين، گريه كردن كه هيچ، قيام توابين به راه انداختن نيز سودي ندارد. ادامه مطلب نقش بصيرت در دوره فتنه

بازدیدها: ۸

باز هم حکايت غربت و مظلوميت اولياي خدا

هفته گذشته هفته آخر صفر بود، هفته‌اي يادآور غربت و مظلوميت سه امام؛ يعني پيامبر اعظم، امام حسن و امام رضا عليهم‌السلام؛ و چه شگفت‌انگيز است پيوند عظمت و حُسن و رضا با غربت و مظلوميت.

درباره غربت امامان زياد گفته و شنيده‌ايم؛ اما وقايع اخير کشور ما را بر آن مي‌دارد که اين بار جلوه کمتر گفته شده‌اي از اين مظلوميت اولياي خدا را يادآور شويم.

۲۸ صفر روز رحلت پيامبر بود؛ پيامبري که امتش پيامبريش را پذيرفتند؛ اما امامتش را …؟ ادامه مطلب باز هم حکايت غربت و مظلوميت اولياي خدا

بازدیدها: ۰