دریافت فایل PDF دریافت فایل HTML
ادامه مطلب بررسی نظر دکتر کديور درباره حجاب شرعی
بازدیدها: ۵۷
سایت شخصی حسین سوزنچی
منتشر شده در مجموعه مقالات همايش مجموعه مقالات همايش بينالمللی بزرگداشت روز جهاني فلسفه ۲۰۱۰، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ايران، ۱۳۹۱. ج۲، ص۳۶۴-۳۷۵.
بسم الله الرحمن الرحيم
در طبقهبندي سنتي علوم، علم «تدبير منزل» در عرض و مستقل از علم «سياست مدن» قرار ميگرفت. اما در دوره مدرن عملا تفاوت بنيادين موضوع «خانواده» با «جامعه» نفي ميشود و مباحث مربوط به خانواده صرفا از منظر فردي محض يا همچون يكي از روابط اجتماعي و مدني انسانها (با عناويني همچون روانشناسي خانواده يا جامعهشناسي خانواده) مورد بحث قرار ميگيرد. مساله اين است: آیا خانواده همانند اغلب سازمانها و شركتهاي اجتماعي فقط ناشی از یک اعتبار و قرارداد اجتماعی است یا ابعاد وجود شناختیای در پس این واقعیت نهفته است؟
ادامه مطلب وجودشناسی خانواده، نمونهاي از كاربرد فلسفه صدرايي در مطالعات اجتماعي
بازدیدها: ۱
از القاب معروف حضرت زهرا سلام الله عليها «صديقه كبري» است. صديق به كسي مي گويند كه نه تنها در اوج راستگويي است بلكه تمامي صفات و رفتارش هم دلالت بر درستكرداري وي دارد. «كبري» نيز اسم تفضيل و به معناي «بزرگترين» است. پس صديقه كبري يعني زني كه سراسر وجودش در بالاترين حد ممكن، دلالت بر راستي و درستي دارد.
يكي از اوصاف مهم ايشان «ممتحنه» است. در روايات نقل شده از معصومين درباره زيارت حضرت زهرا سلام الله عليها آمده است: «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً؛ وسائلالشيعة، ج۱۴، ص۳۶۸» ممتحنه به كسي گويند كه وجودش با مورد امتحان واقع شدن گره خورده، و معناي اين عبارت اين است كه «اي ممتحنهاي كه آفريدگارت قبل از اينكه تو را در اين دنيا وارد كند مورد امتحانت قرار داد پس تو را در برابر اين امتحان صابر يافت.»
اين امتحان چيست كه با سراسر وجود صديقه كبري گره خورده است؟ اگر تعبير امتحان در قرآن و روايات را بررسي كنيم به نكات جالبي دست خواهيم يافت. ادامه مطلب بزرگ راستگوي درستكردار و امتحان عظيم الهی
بازدیدها: ۰
ما و حاكميت، نقد ناصحانه
در مقالات گذشته بيان شد:
۱- قدرت از منظر ديني لزوما به فساد منجر نمي شود، و عدم درک اين حقيقت، مظلوميتي را بر صاحب آن قدرت تحميل خواهد کرد که موجب وقوع واقعيتي به نام «مقتدر مظلوم» ميشود.
۲- قداست لزوما به معناي نقدناپذيري نيست؛ و حفظ قداستها، با هوشياري و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتي ندارد.
۳- نقد سازنده، از مقوله «نصح» و خيرخواهي است؛ اما نقد مخرب از مقوله «همز» و عيبجويي است.
۴- نقد ناصحانه سه شرط دارد: صادقانه دنبال حقيقت بودن، عادلانه قضاوت کردن، مصلحانه اقدام كردن
اين مقاله به ارائه توضيحاتي درباره آخرين شرط ميپردازد. ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت آخر)
بازدیدها: ۱
در جستجوي حقيقت
در شمارههاي قبل چند مطلب توضيح داده شد:
نخست اينکه قدرت از منظر ديني لزوما به فساد منجر نمي شود، بلکه حتي در يک حكومت ديني اصيل (که نمونه بارز آن حکومت حضرت امير است) قدرت نهتنها عامل فساد نيست، بلکه مقدس است؛ و عدم درک اين حقيقت، مظلوميتي را بر صاحب آن قدرت تحميل خواهد کرد که موجب وقوع واقعيتي به نام «مقتدر مظلوم» ميشود.
دوم اينکه قداست لزوما به معناي نقدناپذيري نيست؛ و هر امر مقدسي تقدسش را مديون آن است كه در مسير الهي واقع شده؛ و لذا حفظ قداستها، با هوشياري و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتي ندارد.
سوم اينکه در ادبيات ديني ضابطههايي براي تفکيک نقد سازنده و نقد مخرب وجود دارد. نقد سازنده، از مقوله «نصح» و خيرخواهي است؛ اما نقد مخرب از مقوله «همز» و عيبجويي است و با تحليل اين دو ميتوان معياري براي تفاوت نهادن بين اعتدال با افراط و تفريط در نقد حکومت به دست آورد.
با اين مقدمات، اکنون ميتوان وارد بحث اصلي شد؛ يعني: نقد قدرت در جامعه و حکومت ديني چگونه بايد باشد؟ ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت چهارم)
بازدیدها: ۰
نصيحت يا عيبجويي
در شمارههاي قبل دو مطلب توضيح داده شد:
نخست اينکه قدرت از منظر ديني لزوما به فساد منجر نمي شود، بلکه حتي در يک حكومت ديني اصيل (که نمونه بارز آن حکومت حضرت امير است) قدرت نهتنها عامل فساد نيست، بلکه مقدس است؛ و عدم درک اين حقيقت، مظلوميتي را بر صاحب آن قدرت تحميل خواهد کرد که موجب وقوع واقعيتي به نام «مقتدر مظلوم» ميشود؛ واقعيتي که به نظر ميرسد در هر حكومت ديني اصيلي تا پيش از استقرار كامل حکومت جهاني مهدي موعود، عجل الله تعالي فرجه الشريف، رخ خواهد داد.
دوم اينکه قداست لزوما به معناي نقدناپذيري نيست؛ بلكه مقدس شمردن، همان حفظ حرمتهاي الهي است و هر امر مقدسي تقدسش را مديون آن است كه در مسير الهي واقع شده. ضابطه اصلي قداست، قرار داشتن در مسير الهي است؛ و لذا حفظ قداستها، با هوشياري و هشدار دادن نسبت به خطاها منافاتي ندارد.
در اين قسمت به ماهيت نقد سازنده و مخرب در ادبيات ديني اشاره ميشود تا معيار دينياي به دست آيد، كه با آن بتوان بين اعتدال در نقد حکومت با افراط و تفريط در نقدها تفاوت نهاد. ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت سوم)
بازدیدها: ۰
قداست رهبران ديني و امكان نقد ايشان
چنانکه در قسمت قبل اشاره شد، غلبه فرهنگ غربي گاه مانع ميشود فهم درستي از مسائل واقع شود. مخاطب پيش از هر سخني، ناخودآگاه حکم خود را صادر ميکند. موضوعي که قرار است به آن وارد شوم بحث نقد حاکميت است، اما از آنجا که اين مسأله غالباً در ادبيات غربي موردبحث قرارگرفته خود را ناچارميبينم که ابتدا مقداري ادبيات ديني بحث را مهياسازم. ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت دوم)
بازدیدها: ۰
غلبه فرهنگ غربي بر انديشه هاي ما موجب گرديده تا کم کم باور کرده باشيم که «قدرت فساد ميآورد» و نوع نگاه دنيا گرانه غربي بر عبارت «مقتدر مظلوم» اعتراض خواهد کرد: مگر کسي که مقتدرانه و در راس قدرت است مظلوم ميشود؟ اما تا افرادرا اندکي به فرهنگ عميق اسلامي ارجاع ميدهيم و يادي از اميرالمؤمنين ميکنيم، انديشه ها دچار حيرت ميشود. وجود علي بهترين دليل است بر اينکه ممکن است مقتدري در اوج قدرت خود مظلوم باشد، اما چگونه؟ ادامه مطلب قدرت و نقد آن (قسمت اول)
بازدیدها: ۰
– به نظر شما در حوزه زنان و خانواده جامعه ما نیازی به احیا نگاه شهید مطهری دارد؟ اگر جواب شما مثبت استٰ ویژگیهای نگاه ایشان چیست که عدم وجود این نگاه باعث ایجاد یک سری خلا هایی در این حوزه شده است؟
شهید مطهری چند ویژگی دارد که کمتر کسی از مجموع آنها برخوردار است و هنوز هم بنده کسی را نمیشناسم که تا این حد دارای این ویژگی ها باشد . اول ایشان به مبانی اسلامی بسیار مسلط بودند دوم به نگاه های غربی بسیار مسلط بودند و عمیقا فهمیده بودند که این نگاه های غربی به دنبال چه هستند. سومین ویژگی ایشان خلاقیت قویشان است که می توانستند میان مبانی اسلامی و نگاه جدید پل بزنند. ایشان این قابلیت مهم را داشتند که می توانستند میدان بازی را تغییر دهند؛ مثلا در باب منشا دین کتابهای زیادی نوشته شده است هم غربی ها هم به انديشمندان مسلمان در این زمینه کار کرده اند. اما شهید مطهری در کتاب ادامه مطلب مصاحبه با سايت مهرخانه درباره زن و خانواده
بازدیدها: ۱
به گزارش خبرنگار كانون انديشه جوان عصر ديروز همانطور كه وعده داده شده بود سلسله نشست هاي درباره علم در كانون انديشه جوان آغاز شد.
در اولين نشست حجت الاسلام و المسلمين “دكتر حسين سوزنچي”با عنوان چيستي علم به ايراد سخن پرداخت .وي در ابتداي سخن ضمن تعيين چهارچوب هاي سخن خود گفت: ما امروز در مقابل فرهنگ غالب غرب قرار گرفته ايم كه باعث مي شود برخي مباحث براي ما نامأنوس باشد. وي با بيان اينكه بايد بين دو مقام در صحبت از علم تفكيك قائل شد گفت: در صحبت از تك گزاره اي بودن علم بحث معرفت شناسي و در رويكرد نظام معرفتي عنوان فلسفه علم مطرح مي شود. من بين دو رويكرد منطقي – فلسفي و تاريخي – جامعه شناسي تفكيك قائل مي شوم . همچنين قصد دارم درباره سه محور هويت، قوام و حقيقت علم سخن بگويم . همچنين اينكه امور ديگر آيا در علم تأثير دارند و ديگر اينكه جايگاه ارزش ها و بايد و نبايد در مقابل علم چيست؟ آيا بايد و نبايد مقدم برعلم اند ؟ وي سپس چنين ادامه داد: در باب بحث تاريخي درباره علم در مغرب زمين به طور خلاصه پس از قرون وسطي دوران جديدي حاصل آمد كه فلسفه سردمدارش بود. فلسفه علم را هدايت كرد. در صورتي كه در جوامع اسلامي فلسفه و فيلسوفان چنين جايگاهي نداشته و نظارت آنان محور مسائل جامعه نبود. از اين رو در تحليل جريان فلسفه غرب ناچار به تحليل كليت غرب هستيم. ادامه مطلب اولين نشست «علم چيست ؟» (قوام علم به روش آن نيست)
بازدیدها: ۰
از قدیمالايام همواره مطالعه فلسفه در حوزه های دینی با نوعی احتیاط و دورباش همراه بوده است. در طول تاریخ، بسیار اتفاق افتاده که فلاسفه مورد تکفیر و یا لااقل مورد بی مهری برخی از متدینان قرار ميگرفته اند. اگر بزرگانی همچون امام خمینی و علامه طباطبایی، که در دینشناسی و تقواي آنها مناقشه ای نبود، با فدا کردن آبروی خود، این حصارهای سهمناک را نميشکستند، معلوم نبود که امروز وضعیتی همچون چند صد سال قبل نداشته باشیم. ادامه مطلب آیا با وجود آیات و روایات معارفی، نیازی به فلسفه هست؟ (تأملی در باب ضرورت پرداختن به فلسفه برای طلاب)
بازدیدها: ۳۲
يکي از مهمترين مسائل وجودشناسي، بحث درباره وحدت و کثرت حقيقت هستي است که در اين باره، طيف گستردهاي از نظريات ارائه شده است. از قول به تباين مطلق موجودات تا قول به وحدت شخصي وجود. يکي از نظريات مطرح ومهم در اين باب، نظريه وحدت تشکيکي وجود است که در حکمت متعاليه پرورش يافت؛ ديدگاهي که هم کثرت را در عالم حقيقي ميداند و هم وحدت را، و قائل به وحدت در عين کثرت است. اين نظريه نيز همانند هر رأي فلسفي ديگري، در معرض شرح و نقد صاحبنظران قرار گرفته و جداي از مخالفت پارهاي از انديشمندان با آن، در بين خود پيروان حكمت متعاليه نيز گاه در تعبين منظور نهايي ملاصدرا اختلاف نظر پيش آمده است. اين اختلاف نظر از مبادي تصوري تشكيك و اينكه ضابطه اصلي تشكيك در وجود چيست، شروع ميشود و تا بحث از ادله تشكيك وحيطه شمول تشكيك گسترش مييابد و حتي در اين خصوص بحث است كه آيا نظريه وحدت تشكيكي وجود، نظر نهايي ملاصدرا بوده يا وي اين نظريه را صرفا به عنوان يك ديدگاه تعليمي مطرح كرده تا بتدريج ذهن را براي پذيرش نظريه وحدت شخصي وجود كه قول عرفاست، آماده كند. ادامه مطلب معرفي كتاب وحدت وجود در حكمت متعاليه
بازدیدها: ۲
واژه حكمت متعاليه مدتها پيش از ملاصدرا توسط عرفايي همچون قيصري به كار مي رفت. اين واژه حتي در آثار برخي از اساتيد فلسفه مشاء همچون قطب الدين شيرازي نيز به چشم مي خورد اما در اين موارد متقدمتر اين واژه به هيچ وجه آن بار معنايي را ندارد كه ما در آثار ملاصدرا و شاگردانش مي يابيم اينان به واژه ياد شده معناي دقيقي دادند و آن را با تلفيق ما بعد الطبيعي و فلسفي جديد ملاصدرا يكي دانستند. ادامه مطلب حكمت متعاليه چيست؟
بازدیدها: ۱
در ميان دانشهاي مختلف شايد هيچ دانشي همچون فلسفه وجود نداشته باشد که ايناندازه بين خود دانش و تاريخ آن ارتباط برقرار باشد. فلسفه عرصهانديشيدن درباره عميق ترين حقايق عالم است و ابزار آن تنها و تنها عقل است. در ساير دانشهاي بشري، به ويژه در دانشهايي که با تجربه سر و کار دارند، کار تنها با تعقل و تفکر پيش نميرود، بلکه برخورداري از ابزارهاي جديد، اطلاعات جديدي را در اختيار آدمي قرار ميدهد، و طبيعتا کساني که ابزارهاي بهتري در اختيار بگيرند تحليلهاي دقيق تري نيز ميتوانند ارائه دهند. اين گونه است که تحول ابزار کم کم عاملي ميشود که بسياري از آراء وانديشهها در اين عرصهها کاملا به بوته تاريخ سپرده شوند و دانش آنها صرفا براي مورخان مفيد باشد: وقتي انسان توانست تلسکوپهاي عظيم بسازد يا به فضا سفر کند و ماه را از نزديک مشاهده کند، بطلان بسياري از آراء دانشمندان گذشته واضح گرديد. الان ديگر هيچ يک از ما شک ندارد که در منظومه شمسي، زمين به دور خورشيد ميگردد و نه خورشيد به دور زمين، جنس اشياء در عالم فوق قمر و تحت قمر مشابه است، سيارات و ستارگان صددرصد کروي نيستند و… . در اينجا دانستن آراء دانشمندان قديم درباره تفاوت عالم تحت قمر و فوق قمر، کروي بودن ستارگان و سيارات، دايرهاي بودن حرکت افلاک و… ديگر نقشي در شناخت واقعيات نجومي ندارد. ابزارهاي جديدي ساخته شده و اين ابزارها اطلاعات دقيقتري در اختيار عقل قرار داده و عقل با تکيه بر آنها تحليل کاملا جديدي از از وضعيت نجومي عالم ارائه ميدهد. ادامه مطلب تاريخ فلسفه، چرا و چگونه؟
بازدیدها: ۰
موضع ما در قبال علوم و تكنولوژيهاي غربي چه بايد باشد؟ بيش از يك قرن است كه اين مساله اذهان بسياري از افراد اين مرز و بوم را به خود مشغول داشته است. شايد اولين برخوردها، برخوردهاي سلبياي بود كه دنياي غرب را كفرستان ميدانست و تمام دستاوردهاي آن را ناپاك و نجس ميشمرد و ميگفت چه نيازي است كه ما مسلمانان، كه برترين معارف را در اختيار داريم، اصلا اعتنايي به اين كفار و علومشان داشته باشيم. اما اين رويكرد دوام چنداني نداشت. غلبه فناورانه جوامع غربي، بتدريج تحولي را در نگاه مسلمانان ايجاد كرد و عدهاي مدعي شدند كه اگرچه فرهنگ غربي بد است اما علوم و فناوريهاي آن بهخودي خود بد نيست و مهم اين است كه از آنها استفاده درست به عمل آيد. ادامه مطلب نقد ديدگاه مهدي نصيري در باب «علم ديني» با تاکيد بر کتاب «اسلام و تجدد»
بازدیدها: ۳
چندی پیش سراغش رفتم. گفتم: «عاشورا در پیش است.»
گفت« همیشه تاریخ عاشورا بوده است. افسوس که درخوابید و بيغيرت؛ “هل من ناصر” را میشنوید و همچون کبک سر در زیر برف میکنید تا بازهم امامتان مظلوم بماند … مظلومیت قرنهاست بر ناصیه او و پدرانش نقش بسته است.»
پرسیدم: «آیا او مظلوم است یا ما؟ ما که هر هفته «ندبه» میخوانیم و او جوابمان را نمیدهد، فریاد میزنیم و او نمیآید، و تو میگویی که ما بیغیرتیم!»
گفت: «مگر نشنیدهای که امام زمان هر روز بر مصیبت جدش میگرید؟ آیا كسي جز شما این مصیبت را بر او وارد کرده است؟» ادامه مطلب نامرد مردم، ما، خدا! نامرد مردم
بازدیدها: ۱
شهید مطهری همواره نسبت به وضعیت دستگاه روحانیت حساس بودند و به صراحت انتقادهایی را در رابطه با وضعیت حوزه های علمیه و روحانیت شیعه مطرح کرده اند. اگر مجموعه دغدغه های ایشان در رابطه با روحانیت را تحت عنوان “آسیب شناسی حوزه و روحانیت” در نظر بگیریم، کلیتی از این مجموعه بفرمایید. ادامه مطلب مصاحبه با هفته نامه پنجره درباره آسيب شناسي حوزه از ديدگاه شهيد مطهری
بازدیدها: ۳
حادثه عاشورا قيامي عليه ظلم بود؛ اما کدام ظلم؟ هميشه اين قيام از زاويه ظلم يزيديان مطرح شده، که از اين زاويه هم ظالم معلوم است و هم مظلوم؛ هم مصداق ظلمي که در اين ميان واقع شده، و هم نوع هدايتگري عاشورا براي مبارزه با ظلم. اما آيا هدايت بخشي عاشورا و عبرتگيري ما از آن فقط براي شناسايي يزيديان و شناخت ظلم آنها و مبارزه با آنهاست؟ آيا در جريان اين قيام ظالماني ديگر و ظلمي مهمتر وجود ندارد؟
اين قيام حقيقتا در تاريخ پيروز شد؛ اما موفقيتش در اين نبود كه به نابودي مستقيم حكومت ظالم منجر شود، بلكه مهمترين موفقيتش اين بود كه پرده از ظلم ظالمان برداشت؛ و زمينه را براي قيام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف آماده کرد. اگر در اين نکته خوب تامل شود درمييابيم که آن ظلمي را که نهضت حسيني افشا کرد، فقط ظلم معاندان و يزيديان نبود؛ بلکه از آن مهمتر ظلم مدعيان دوستي بود: عاشورا محکي شد تا دوست و شيعه واقعي از مدعيان تشيع جدا شوند؛ و اين زاويه مهمي از آن قيام عظيم است که کمتر بدان توجه ميشود. ادامه مطلب عبرتي نو از حادثه عاشورا
بازدیدها: ۱
كساني كه با معارف قرآني آشنايند، ترديدي در عصمت حضرت زهرا سلام الله عليها ندارند. علاوه بر آياتي همچون آيه تطهير (احزاب،۳۳) و آيه مباهله (آل عمران، ۶۱) كه به طور مستقيم بر عصمت ايشان دلالت دارند، تدبر در سوره كوثر، سوره انسان (داستان اطعام مسكين و يتيم و فقير و نوع مدح خداوند از رفتار ايشان) و نيز روايات فراواني كه از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم باقي مانده، جاي هيچ ترديدي در عصمت و علوّ مرتبه ايشان نميگذارد. اگر توجه كنيم كه از طرفي ايشان كفو اميرالمومنين، و لذا مرتبه معنويشان بالاتر از بقيه ائمه اطهار عليهم السلام بوده (نحن حجةُ الله علي الخلق و فاطمة حجةٌ علينا، تفسير اطيبالبيان، ج۱۳، ص۲۳۵)، و از طرفي تنها «زن» و تنها شخصيت «غير امام» در ميان چهارده معصوم بودهاند، واكاوي سيرههاي رفتاري ايشان ضرورتي بمراتب بيشتر پيدا ميكند. حضرت زهرا سلام الله عليها امام نيست، اما از بسياري از امامان برتر است؛ مرد نيست، اما در شديدترين فتنه تاريخ بصيرتي به خرج داد و سيره سياسياي از خود برجاي گذاشت كه از هيچ مردي در ميان رجال سياست مشاهده نشده است. ادامه مطلب فرياد در سكوت (نگاهي به سيره سياسي حضرت زهرا سلام الله عليها)
بازدیدها: ۱
واژه سکولار در لغت به معناي «علمي»يا «پژوهشي»ميباشد. تحولاتي که در جهان غرب به طور عام و در فلسفههاي غربي، به طور خاص رخ داد به تدريج موجب گرديد که معرفت، منحصر در اطلاعات برآمده از روش حسي و تجربي گردد و لذا هم معرفتزايي فلسفه (مابعدالطبيعه) زير سوال رود و هم حيثيت معرفتي داشتن وحي و گزارههاي ديني. در اين فضا بهتدريج کار علمي و پژوهشي منحصر در بررسيهاي حسي و تجربي گرديد و واژه «سکولار» معادل تحقيق و پژوهشي که ناظر به حس و تجربه است قرار گرفت و هرگونه تحقيق و استناد به منابع معرفتي ديگر (همانند عقل مجرد که به تحقيق در فلسفه اولي مي پردازد، شهود که منبع اصلي عرفان است، و وحي که مستند گزارههاي ديني است) زير سوال رفت؛ و سکولاريسم – يعني رويکرد معرفتياي که جز مرتبه حسي واقعيت، به هيچ مرتبه ديگري در عالم وجود قائل نيست- و سکولاريزه کردن – يعني گستراندن اين رويکرد در تمامي حوزههاي مطالعاتي- در همه جا طرفداراني پيدا کرد. ادامه مطلب سکولاريزه کردن دين در ايران، نقدي بر نوشته «اسلام، مکتب يا دين»
بازدیدها: ۱