همجنس‌گرایی: اختلال يا امر طبيعی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه در برخی از مجامع انجام رفتارهای جنسی با هم‌جنس تحت عنوان «هم‌جنس‌گرایی» به سمت عادی شدن پیش می‌رود و حتی در زمره یکی از سرفصل‌های حقوق بشر مطرح می‌گردد که باید از جانب همگان به رسمیت شناخته شود. با این حال جالب است بدانیم که رابطه جنسی دو هم‌جنس قرنها در اغلب جوامع بشری با عنوان «لواط» در زمره یکی از بزرگترین گناهان، و دست کم علامت یک انحراف و اختلال در شخصیت فرد محسوب می‌شد. مقاله حاضر درصدد است ضمن توجه به تفاوت‌های معناشناختیِ ظریف بین رفتار، گرایش و هویت جنسی، با یک نگاه تاریخی بررسی کند که چه تطوراتی در مواجهه با مسائل جنسی و فهم این مسائل رخ داد که فضای عمومی کشورهای غربی، از گناه شمردن رفتار جنسی با هم‌جنس، به بیماری قلمداد کردن هم‌جنس‌گرایی، و سپس عادی و طبیعی دانستن آن و حتی قانونی کردن ازدواج هم‌جنس‌گرایان کشیده شد؛ و این تطورات چه اندازه مستند به بحث‌های علمی بود و چه اندازه با فضاسازی سیاسی و تحقیقات جهت‌دار پیش رفت.

در اغلب آثار روان‌شناسی‌ای که در ایران رواج دارد، عمدتا جریانی که هم‌جنس‌گرایی را به عنوان یک امر طبیعی معرفی می‌کند، بازنمایی شده است؛ و با این حال، مقاله حاضر با استناد به پاره‌ای از داده‌های علمی موجود، بررسی کند که آیا مواجهه با پدیده هم‌جنس‌گرایی به عنوان یک وضع طبیعی موجه‌تر است یا به عنوان یک اختلال و بیماری و نارسایی‌ای، که عدم درمان آن آسیب‌های بیشتری در پی خواهد داشت؟

 برای دریافت فایل PDF مقاله از سایت فصلنامه علمی-پژوهشی معرفت فرهنگی و اجتماعی (شماره ۴۶) اینجا را کلیک کنید.

لازم به ذکر است مبانی نظری این مقاله قبلا در مقاله “جنسیت و فطرت؛ گامی به سوی یک «نظریه جنسی» اسلامی” تبیین شده؛ و بررسی مساله همجنسگرایی از منظر فلسفی و حقوقی نیز در مقاله دیگری با عنوان “تحلیل فلسفی-حقوقی همجنس‌گرایی: گناه «لواط» یا حق «ازدواج هم‌جنس‌گرایان»” انجام شده است.

مطالعه متن کامل مقاله در ادامه مطلب همجنس‌گرایی: اختلال يا امر طبيعی

بازدیدها: ۳۹

جنسیت و فطرت؛ گامی به سوی یک «نظریه جنسی» اسلامی

 بسم الله الرحمن الرحیم

نظریه‌پردازان امور جنسی در غرب، می‌کوشند حقیقت انسان را در پرتوی غریزه جنسی بازتعریف کنند. اما نظریه جنسی‌ای که بخواهد مبتنی بر نگاه اسلامی ارائه شود، باید بتواند ابتدا انسان را در افق فطرت بازتعریف کند و نشان دهد ساحت جنسی در انسان در پرتوی فطرت انسانی معنا و کارکردهای متمایزی می‌یابد.

در این مقاله با اشاره‌ به برخی از اقتضائات نظریه فطرت در قبال دوگانه‌های مهم انسان‌شناسیِ غربی، پاره‌ای از ظرفیت‌های کاربردیِ نظریه فطرت در فهم و تبیین امر جنسی در انسان، نمایان شده؛ تا راه برای ارائه یک «نظریه جنسی» مبتنی بر آموزه‌های اسلامی باز شود.

بر اساس تئوری فطرت، می‌توان نشان داد که اگرچه تفاوت‌های جنسیتی، تحت تاثیرات محیطی بروز می‌کند، اما کاملا برساختی نیست و بسیاری از آنها ریشه در متن واقعیت دارد؛ و نه‌تنها به‌کارگیری امر جنسی در راستای تعالی انسان ممکن می‌باشد، بلکه تنوع عظیم وضعیت‌های انحرافی جنسی در انسان، تبیین‌پذیر می‌گردد. بر این اساس، «حیا» به عنوان یک امر تمایزبخش جدی انسان و حیوان در عرصه مسائل جنسی، در تحلیل بسیاری از رفتارها محوریت می‌یابد؛ و قوانین خانواده نه در پرتوی مفهوم عدالت (حد و مرز گذاشتن بین افراد)، بلکه در سایه مفهوم مودت و رحمت سامان‌دهی می‌شود.

برای دریافت فایل PDF مقاله از سایت دوفصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات جنسیت و خانواده (شماره ۱۴) اینجا را کلیک کنید.

لازم به ذکر است که این مقاله در امتداد مقاله دیگری است که قبلا نوشته‌ام و در آنجا تلاش کرده‌ام نشان دهم که چگونه می‌توان فطرت را به مثابه یک نظریه، مبنایی برای نظریه‌پردازی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی قرار داد با عنوان «فطرت به مثابه یک نظریه انسان‌شناختی رقیب برای علوم انسانی مدرن» همچنین این مقاله پیش‌درآمدی است برای نقدهایی که بر جریان همجنسگرایی نوشته‌ام با عناوین “همجنس‌گرایی: اختلال يا امر طبيعی” و “تحلیل فلسفی-حقوقی همجنس‌گرایی: گناه «لواط» یا حق «ازدواج هم‌جنس‌گرایان»

مطالعه متن کامل مقاله جنسیت و فطرت در  ادامه مطلب جنسیت و فطرت؛ گامی به سوی یک «نظریه جنسی» اسلامی

بازدیدها: ۲۶

فطرت به مثابه یک نظریه انسان‌شناختی رقیب برای علوم انسانی مدرن

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه به نظر می‌رسد که دیدگاه داروین درباره ماهیت انسان، به نحوی زیربنای انسان‌شناسی اومانیستیِ مدرن قرار گرفته است و تمامی مسائل انسان در حد یک حیوان تکامل یافته و در افق غریزه تحلیل می‌شود. در مقابل، آنچه در معارف اسلامی، انسان را خاص می‌کند، بهره‌مندی او از حقیقتی متعالی به نام «روح» و یا «فطرت انسانی» است. با اینکه برخی از متفکران فطرت را ام‌المعارف در فرهنگ و معارف اسلامی دانسته‌اند، اما حق این است که تاکنون «فطرت» به عنوان یک نظریه منسجم، که بتواند در مقایسه با دیدگاه‌های رقیب در عرصه علوم انسانی و اجتماعی لوازم خود را بروز دهد، ارائه نشده است. در این مقاله تلاش شده ایده «فطرت»، در قبال برخی از دوگانه‌های مهم اندیشه غربی، در افق یک نظریه بازسازی شود، و برخی از زوایای آن، به نحو انضمامی در ساحت انسان‌شناسی نشان داده شود؛ انسان‌شناسی‌ای که از کلی‌گویی‌ فراتر رود و بتواند به عنوان مبنایی در ساحت علوم انسانی و اجتماعی در قبال نظریه‌های غربی به کار گرفته شود.

برای دریافت فایل PDF مقاله از سایت فصلنامه علمی-پژوهشی آئین حکمت (شماره ۴۴) کلیک کنید.

متن کامل مقاله ادامه مطلب فطرت به مثابه یک نظریه انسان‌شناختی رقیب برای علوم انسانی مدرن

بازدیدها: ۳۲

تمایز فقه و اخلاق، تاملی در یک اشتباه تاریخی

بسم الله الرحمن الرحیم

مسأله نسبت بین فقه و اخلاق و مرز بین این دو مدت‌هاست که مایه دل‌مشغولی برخی از اندیشمندان شده است. عده‌ای از تجددگرایان معتقدند که فقه عرصه را بر اخلاق تنگ کرده است. آنها به‌عنوان مسئولیت روشنفکری دینی در صدد هستند فقه را تابع اخلاق سکولار گردانند. اما به نظر می‌رسد فهم آنها از فقه و اخلاق و تمایز این دو، بر مفروضات قابل‌مناقشه‌ای تکیه کرده که اگر این فهم اصلاح شود، ناصواب و ناموفق بودن پروژه جایگزین‌سازی اخلاق به جای فقه آشکار می‌گردد.
با مروری تاریخی می‌توان دریافت که تمایز این دو علم و بقای آنها در کنار هم، به خاطر تفاوت موضوع آن دو بوده است: موضوع یکی بحثی واقع‌گرایانه درباره اصلاح خصلت‌ها و ملکات نفسانی بوده و موضوع دیگری، بررسی اعتباراتی است که می‌خواهد بر رفتارهای ما حاکم شود.
در مقاله حاضر نشان داده می‌شود که پیدایش تلقی اعتباری از ماهیت گزاره‌های اخلاقی از یک سو و عدم درک صحیح از مکانیسم اعتبارات شریعت از سوی دیگر، از زمینه‌های اصلی مطرح شدن پروژه جایگزین‌سازی اخلاق به جای فقه بوده است؛ و توجه به برخی از زوایای پیچیده اعتبارات شریعت، معلوم خواهد کرد که گزاره‌های تکلیفی فقه را منطقاً نمی‌توان با اعتبارات بسیطی که با علم اخلاق غیر فضیلت‌گرای مدرن پیش‌رو می‌نهد، به چالش کشید.

لازم به ذکر است که این مطلب به همراه مطالبی که اکنون در مقاله «تأملی فلسفی در باب نسبت فقه و اخلاق» در شماره ۳۹ فصلنامه علمی-پژوهشی آیین حکمت منتشر شده ابتدا در یک مقاله آمده بود که چون حجم مقاله زیاد شد با بازبینی و افزوده‌هایی اکنون به صورت دو مقاله مستقل منتشر شده است که این دو مقاله تا حدود ۳۰ درصد همپوشانی دارند.

برای دریافت فایل PDF مقاله از سایت فصلنامه علمی-پژوهشی حکمت اسلامی (شماره ۲۴) کلیک کنید.

مطالعه متن مقاله ادامه مطلب تمایز فقه و اخلاق، تاملی در یک اشتباه تاریخی

بازدیدها: ۱۱

تحلیل فلسفی-حقوقی همجنس‌گرایی: گناه «لواط» یا حق «ازدواج هم‌جنس‌گرایان»

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان مسائل بشری شاید کمتر مسأله‌ای را بتوان یافت که زمانی از بزرگترین گناهان محسوب شده باشد و زمانی دیگر، یکی از مهمترین سرفصل‌های حقوق بشر! مقاله حاضر ضمن توجه به تفاوت ظریف بین رفتارهای جنسی، با گرایشات هم‌جنس‌خواهانه و هویت هم‌جنس‌گرا، ابتدا مروری دارد بر تطوراتی که منجر به قانونی کردن ازدواج هم‌جنس‌گرایان در جوامع غربی شد، تا معلوم کند که چگونه با یک سلسله برساخت‌های اجتماعی، امری که به عنوان «گناه» (یعنی جرمی که علاوه بر جرم بودنش در دنیا، عقوبت اخروی هم دارد) شناخته می‌شد، تدریجاً به عنوان «حق» بازنمود شد.

سپس با تاملی فلسفی درباره آنچه مجوز «حق» دانستن چیزی برای انسان می‌شود، نشان دهد گشودن مدخلی با عنوان «حق هم‌جنس‌گرایی» در زمره آنچه به عنوان حقوق بشر در عرصه جهانی قابل طرح است، نه‌تنها اقدامی ناموجه است، بلکه بر مبانی‌ای تکیه زده، که قبول آن مبانی، علاوه بر اینکه امکان قبول حقوق بشر را، به عنوان یک امر جهان‌شمول که همگان موظف به رعایت آن باشند، زیر سوال می‌برد، جایی برای دفاع از حقوق اقلیت‌ها (که می‌خواهند «ازدواج هم‌جنس گرایان» را به عنوان یکی از حقوق اقلیتها به رسمیت بشناسند) باقی نمی‌گذارد.

 برای دریافت فایل PDF مقاله از سایت دوفصلنامه علمی-پژوهشی دین و سیاست فرهنگی (شماره ۴۶) اینجا را کلیک کنید.

لازم به ذکر است مبانی نظری این مقاله قبلا در مقاله “جنسیت و فطرت؛ گامی به سوی یک «نظریه جنسی» اسلامی” تبیین شده؛ و بررسی مساله همجنسگرایی از منظر روانشناسی و انسان شناسی نیز در مقاله دیگری با عنوان “همجنس‌گرایی: اختلال يا امر طبيعی” انجام شده است.

مطالعه متن کامل مقاله در ادامه مطلب تحلیل فلسفی-حقوقی همجنس‌گرایی: گناه «لواط» یا حق «ازدواج هم‌جنس‌گرایان»

بازدیدها: ۴۳

تأملی فلسفی در باب نسبت فقه و اخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم

اصل «عدل» به عنوان یکی از اصول مذهب شیعه است که مفاد آن، باور به حسن و قبح عقلی است و لازمه این باور، قبول اعتبار گزاره‌های عقلیِ مقدم بر وحی است که پذیرش وحی هم مترتب بر آنهاست. فقها، هم مستقلات عقلیه را منبع حکم شرعی می‌دانند و هم در تقدم بخشیدن «گزاره‌های یقینی عقلی» بر «فهم خود از متون دینی» تردیدی ندارند، اما مصادیق چنین گزاره‌هایی را بسیار ناچیز می‌دانند. برخی معاصران معتقدند ازآنجاکه استنباطات فقهی عموماً به حد یقین معرفت‌شناختی نمی‌رسند، لازمه این قاعده آن است که از طرفی دایره مستقلات عقلیه، ظنون علوم جدید را هم شامل شود و از طرف دیگر، فقه باید همواره خود را با اخلاقیات مقدم بر دینداری ـ که آن را همان اخلاق سکولار می‌دانند ـ هماهنگ سازد و تمامی گزاره‌های فقهی از محک تأیید عقل سکولار بگذرد.
در این مقاله نشان داده می‌شود که این مدعا بر چه مفروضات قابل مناقشه‌ای متکی است و نه‌تنها احکام ظن در عرصه‌های مختلف را با هم خلط کرده، بلکه به مبنای اصلی دینداریِ عاقلانه (اذعان به وجود گزاره‌های «عقل‌گریز» در ساحت عقل عملی) بی‌توجه بوده و از سازوکار اعتبارات گزاره‌های تکلیفی در فقه ـ بلکه در هر نظام حقوقی ـ نیز غفلت ورزیده است. با متمایز ساختن این عرصه‌ها، معلوم می‏شود مشی عمومیِ فقها در کم‌توجهی به آنچه به عنوان گزاره‌های ظنی عقل عملی مطرح می‌شود، مبتنی بر مبانی معرفت‌شناختیِ موجهی در حوزه شناخت مسائل اخلاقی، و نسبت آنها با تکالیف شرعی بوده است.

لازم به ذکر است که این مطلب به همراه مطالبی که اکنون در مقاله «تمایز فقه و اخلاق، تاملی در یک اشتباه تاریخی» نوشته شده ابتدا در یک مقاله آمده بود که چون حجم مقاله زیاد شد با بازبینی و افزوده‌هایی اکنون به صورت دو مقاله مستقل منتشر شده است که این دو مقاله تا حدود ۳۰ درصد همپوشانی دارند.

برای دریافت فایل PDF مقاله از سایت فصلنامه علمی-پژوهشی آئین حکمت (شماره ۳۹) کلیک کنید

مطالعه متن مقاله ادامه مطلب تأملی فلسفی در باب نسبت فقه و اخلاق

بازدیدها: ۴

اسلام، اخلاق، و همجنسگرایی، نقدی بر آرش نراقی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه موج ‌هم‌جنس‌گرایی در غرب، دامن برخی از روشنفکران را نیز آلوده کرده است. آقای آرش نراقی در چند مقاله به دفاع از ‌هم‌جنس‌گرایی پرداخته است و معتقد است که اجازه دادن به رواج رفتارهای ‌هم‌جنس‌گرایانه، نه‌تنها به لحاظ اخلاقی موجه می‌باشد، بلکه هر تفسیری از قرآن که چنین امری را برنتابد ناروا و خلاف عدالت است؛ و یک مسلمان حتما باید بکوشد که درک خود از قرآن را به طوری شکل دهد که با ‌به رسمیت شناختن رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه سازگار باشد!

در این نوشتار، پس از تفکیک بین «رفتار» ‌هم‌جنس‌گرایانه (یعنی همان عمل لواط، که  در اسلام بشدت مذمت شده) با «گرایش» و «هویت» ‌هم‌جنس‌گرایانه (که اگر وجود هم داشته باشد، محل بحث کسی نیست)، مدعای آقای نراقی در دو فراز بررسی می‌شود:

در فراز اول، بررسی‌ای برون‌دینی درباره مساله ‌هم‌جنس‌گرایی انجام شده، که آیا اساساً وی دلیل موجهی برای انجام این رفتار ارائه نموده؟ و آیا سخن مخالفان را واقعاً مورد توجه قرار داده است؟

و در فراز دوم، نظرات وی درباره نگاه قرآن به این مساله مورد تامل قرار می‌گیرد که آیا مناقشات وی می‌تواند در ظهور آیات قرآن در تقبیح رفتارهای ‌هم‌جنس‌گرایانه تردیدی بیفکند، و آیا می‌توان به بهانه‌هایی همچون تغییر زمانه و تفاوت قوم لوط با ‌هم‌جنس‌بازان امروز و … در جاری بودن این حکم قرآنی در این زمان خدشه‌ای کرد یا نه؛ و بعد از نشان دادن وی در ناکامی ادعاهایش بررسی می‌شود که آیا اساساً حکم قرآنی و فتوای فقها در این زمینه، عمدتا کارکرد حقوقی دارد و از جنس ترویج خشونت بی‌منطق است، یا کارکرد فرهنگی دارد و از اصلاح نرم فرهنگی است؟!

دریافت فایل PDF مقاله

ادامه مطلب اسلام، اخلاق، و همجنسگرایی، نقدی بر آرش نراقی

بازدیدها: ۸۳۱

تلاشی ناموفق در دفاع از پارادوکس «حق ناحق بودن»

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

«حق ناحق بودن» عبارتی است که برخی از روشنفکران معاصر آن را گوهره لیبرالیسم می‌دانند و کوشیده‌اند از به رسمیت شناختن آن به عنوان یک امر اخلاقی دفاع کنند. از جمله این افراد، آقای آرش نراقی است.

وی در مقاله «پارادوکس مدارا» بر این باور است که فضیلت مدارا مبتنی بر یک پارادوکس درونی است؛ و تا آن پارادوکس درونی حل نشود، نمی‌توان از لزوم اخلاقی مدارا کردن سخن گفت. آنگاه به سراغ مفهوم «حق ناحق بودن» می‌رود و می‌کوشد پارادوکس نهفته در این عبارت را نشان دهد و رفع کند؛ و با رفع آن، از حکم اخلاقی مدارا دفاع کند.

اما خواهیم دید که در عین حال که صورت‌بندیِ وی از پارادوکسیکال بودنِ «حق ناحق بودن» مناسب است، اما راه حل ایشان برای خروج از این پارادوکس به هیچ عنوان قابل قبول نیست؛ و نتوانسته از معقولیت «حق ناحق بودن» دفاع کند؛ و البته در پایان اشاره خواهیم کرد که پذیرش حکم اخلاقیِ مدارا، نیاز به چنین تکلفاتی ندارد و مختصراً به دو روش برای دفاع عقلی از حکم اخلاقی مدارا اشاره خواهد شد.

دریافت فایل PDF مقاله

ادامه مطلب تلاشی ناموفق در دفاع از پارادوکس «حق ناحق بودن»

بازدیدها: ۴۷۰

در باب نسبت فقه و اخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم

باور به ضرورت حکومت اخلاق (آن هم اخلاق سکولار) بر فقه، از چالش‌های مهمی است که کسانی که خود را روشنفکران دینی می خوانند در مقابل فقهای سنتی مطرح می‌کنند. این مطلب که شاید قبلها توسط آقایان عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان پرورانده شده بود، توسط آقای ابوالقاسم فنایی در دو کتاب «دین در ترازوی اخلاق» و «اخلاق دین‌شناسی» بسط یافته و تلاش شده که مستدل شود.

مقاله حاضر می‌کوشد با ارائه تصویری موجه از نسبت فقه و اخلاق، ادله و مدعای اینان را مورد تأمل قرار دهد. این مقاله ابتدا قرار بود در یک نشریه منتشر شود اما چون حجمش زیاد بود با اصلاحات و افزوده‌هایی به دو مقاله تبدیل شد که یکی با عنوان «تأملی فلسفی در باب نسبت فقه و اخلاق» در شماره ۳۹ فصلنامه علمی-پژوهشی آیین حکمت و دومی با عنوان «تمایز فقه و اخلاق، تاملی در یک اشتباه تاریخی» در شماره ۲۲ فصلنامه علمی-پژوهشی حکمت اسلامی منتشر خواهد شد.

دریافت فایل اولیه مقاله کامل به صورت PDF

چکیده:

ادامه مطلب در باب نسبت فقه و اخلاق

بازدیدها: ۶۷۸

حضرت زینب(س) و چگونگی نقش آفرینیِ اجتماعی زن مسلمان

بسم الله الرحمن الرحیم

نحوه حضور زن در جامعه و نقش‌آفرینی اجتماعی وی را باید به عنوان یک سوال و بلکه یک چالش جدی در پیش روی انقلاب اسلامی دانست که هم می‌خواهد زن را در فضای اسلامی خود حفظ کند و هم نقش مستقیم اجتماعی برای او قائل شود؛ و به نظر می‌رسد هنوز الگوی واضح و تعریف‌شده‌ای برای جمع بین این دو، که نه در ورطه الگوی غربی فمینیسم بیفتد، و نه همچون مدل سنتی، زن را از حضور در جامعه منع کند، ارائه نشده است.

شهید مطهری در مباحث خود برای رسیدن به چنین الگویی، پیشنهاد داده‌اند که ابعاد زنانه و انسانی زن را به نحو توامان در نظر بگیریم، به طوری که زن، وظایف اجتماعی خود را (که از این حیث با مردان تفاوتی ندارد) در مداری متناسب با زنانگی خویش انجام دهد، اما به همین بیان کلی بسنده کرده‌اند. در مقاله حاضر تلاش شده با ارتقای نظری این الگو (که در عین توجه به دو مولفه انسانیت و زنانگی زن، آنها را در افق متعالی در نظر آوریم)،‌ این الگو در مورد اقدامات حضرت زینب، آن هم در بازه زمانی وقایعی که در کربلا رخ داد پیاده شود. در این راستا، با مروری بر گزارشات معتبری که از حضور و اقدامات ایشان در این بازه زمانی در دست بود، نمونه‌هایی از این «نقش‌آفرینی اجتماعی در مدار متفاوت» مطرح شد: در شب عاشورا، اینکه توصیه‌های امام برای آماده‌سازی حضرت زینب چگونه قابل تطبیق بر همین دو بعد انسان بودن و زن بودن وی است؛ در روز عاشورا، تبیینی از اینکه چرا ایشان به دفاع از امام حسین ع نپرداخت و چگونه مسئولیت تبلیغ دین در عرصه‌ای که مردان نمی‌توانستند به تبلیغ بپردازند بر دوش ایشان قرار گرفت؛ و در فردای عاشورا، چگونه ایشان از طریقِ به گریه انداختن دشمن، عملا پیروزی حقیقی امام را در همان صحنه کربلا اثبات نمود.

مشاهده مقاله در فصلنامه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان و خانواده (شماره ۵)

مطالعه متن مقاله در ادامه مطلب حضرت زینب(س) و چگونگی نقش آفرینیِ اجتماعی زن مسلمان

بازدیدها: ۷

نگاهی متفاوت به خاستگاه و ثمرات بحث اعتباریات علامه طباطبایی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

مساله اعتباریات، که علامه طباطبایی در فضای میراث اسلامی، برای اولین بار، از زاویه‌ای فلسفی بدان پرداختند، به نظر می‌رسد به دلایلی از همان ابتدا با سوءتفاهم‌هایی حتی از سوی شاگردان لاواسطه ایشان مواجه شد. این مساله، در منظر ایشان در درجه اول یک مساله انسان‌شناسی بود که ایشان به مناسبتی از آن استفاده معرفت‌شناسی هم کردند، اما حتی شاگردان ایشان تنها به بُعد معرفت‌شناسی آن توجه نمودند و لذا بحث تاحدودی به بیراهه کشیده شد.

بحث زیر سخنرانی‌ای است که در این زمینه داشتم و به همت فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا پیاده و ویرایش و نهایتا در ش۱۹ (پاییز ۱۳۹۵) منتشر شد.

 دریافت فایل PDF

ادامه مطلب نگاهی متفاوت به خاستگاه و ثمرات بحث اعتباریات علامه طباطبایی (ره)

بازدیدها: ۴۶۰

حقیقت و نحوه اعتبار

بسم الله الرحمن الرحیم

در اوایل سال ۱۳۹۳ در ضمن بحث اصول فقه یکی از بزرگواران، که مایل است از ایشان با عنوان «شیخ حسین یزدی» یاد شود، بحث به مساله اعتباریات کشیده شد و ضمن مطالعه برخی متون در این زمینه، بیش از ۳۰ جلسه در این باره بحث شد که تقریر آن بحثها به قلم حقیر در وبلاگی به نام اعتباریات (http://eatebariat.parsiblog.com/) در همان زمان منتشر شد و خلاصه فشرده‌ای از این بحث‌ها در ۹ بند در فصلنامه تخصصی علوم انسانی اسلامی، ش۱۹، پاییز ۱۳۹۵ منتشر شد که در ادامه تقدیم می‌شود.

دریافت فایل PDF 

ادامه مطلب حقیقت و نحوه اعتبار

بازدیدها: ۳۱۸

ادامه مناظره با دکتر پایا درباره علم دینی

چندی پیش مناظره ای بین حقیر و آقای دکتر علی پایا درباب علم دینی در فصلنامه صدرا (شماره۹) آغاز شد که در همینجا نیز ارائه شد. این مناظره ادامه یافت و پاسخی که وعده داده بودم در اختیار فصلنامه قرار گرفت، اما ظاهرا به خاطر اشتباهی که پیش آمد در شماره ۱۰ منتشر نشد و در شماره (۱۱-۱۲) منتشر گردید. در این مدت، نقد حقیر در اختیار دکتر پایا قرار گرفت و ایشان مجددا پاسخی طولانی ارائه دادند و حقیر چون احساس کرد که ممکن است بحث به تکرار مکررات منتهی شود به جای پاسخ تفصیلی نکات مختصری را به صورت خاص از ایشان سوال کرد که این سه یادداشت در شماره مذکور منتشر گردیده است که برای مطالعه آنها به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب ادامه مناظره با دکتر پایا درباره علم دینی

بازدیدها: ۳۱۷

الگویی اسلامی برای تحلیل مسائل زنان و خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش مقاله ای نوشته ام با عنوان

«الگويي اسلامي براي تحليل مسائل زن و خانواده و کاربرد آن در عرصه سياست‌گذاري‌»

که این مقاله در اولین شماره فصلنامه دین و سیاست فرهنگی (تابستان ۱۳۹۳) منتشر شده است. برای مطالعه چکیده و دریافت متن کامل آن به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب الگویی اسلامی برای تحلیل مسائل زنان و خانواده

بازدیدها: ۱۰۱۰

مناظره با دکتر پایا درباره علم دینی

بیش از یک سال قبل، دوستانی از فصلنامه تخصصی علوم انسانی اسلامی صدرا با بنده تماس گرفتند که سوالاتی درباره علم دینی در اختیار دکتر پایا قرار داده اند و ایشان پاسخ داده است و می خواستند بدانند که آیا بنده نقدی بر آنها دارم یا خیر. پاسخ بنده مثبت بود. نقدی نوشتم و آن نقد در اختیار دکتر پایا قرار گرفت و ایشان پاسخی به نقدها دادند و قرار شد بنده مجددا پاسخی بنویسم. به دلایلی نشر این کار به تاخیر افتاد ولذا بنده هم در نگارش پاسخ تعلل کردم تا اینکه مدتی پیش سه یادداشت اول (پاسخ ایشان به سوالات، نقدهای بنده، و پاسخ مجدد ایشان) در فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا، شماره ۹ منتشر شد که می توانید فایل PDF این شماره را از همین محل دریافت کنید. لینک دو مطلب ایشان که در یکی از سایتها نیز قرار داده شده، به ترتیب به قرار ذیل است:

(۱) امتناع علم دینی

(۲) پاسخ به ملاحظات نقادانه «سوزنچی»

لازم به ذکر است بنده نیز پاسخی برای مطلب دوم ایشان نوشته ام که انشاء الله پس از نشر در فصلنامه، در اینجا نیز قرار خواهم داد. فعلا قسمت اول آن، که در فصلنامه مذکور منتشر شده، تقدیم می شود. (یعنی اولین پاسخ بنده به اولین تقریر ایشان) ادامه مطلب مناظره با دکتر پایا درباره علم دینی

بازدیدها: ۴۲۲

اسم امام علی (ع) در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان ما به غلط معروف شده که اسم حضرت علی علیه‌السلام در قرآن نیامده است؛ ادعایی که بقدری تکرار شده، همه باور کرده‌ایم و هرجا اسم ایشان را در قرآن ببینیم، آن را ترجمه می‌کنیم!

اوایل رمضان سال جاری دوستی گفت نام حضرت علی در قرآن کریم آمده است. شب ۱۹ رمضان در این زمینه تحقیقی کردم و حاصل را در روز ۱۹ رمضان سال جاری در مسجد دانشگاه بوعلی‌سینای همدان ارائه کردم. شب ۲۱ رمضان مطلب را مقداری تکمیل کرده و در سایتم نوشتم.[۱] نقدهایی بر آن شد که با توجه به آن نقدها اکنون مطلب اصلاح‌شده تقدیم می‌‌شود. خلاصه ادعای مقاله حاضر این است که اگرچه در موارد متعددی کلمه «علی» در قرآن کریم به معنای «عالی و بلندمرتبه» به کار رفته، اما می‌توان گفت که لااقل در دوجای قرآن کریم (یعنی آیه ۵۰ سوره مریم و آیه ۴ سوره زخرف)، مراد از کلمه «علی»، حضرت علی علیه السلام است. مطالعه ادامه مطلب در فضای وب

دریافت فایل Html          دریافت فایل PDF

[۱]. فایل یادداشت قبلی همراه با نظراتی که ذیل آن مطرح شده بود را  از اینجا (با وارد کردن عدد ۱۱۱۱) می‌توانید دریافت کنید.

بازدیدها: ۲۷۴۳

تبیین چارچوبی اسلامی برای سلامت روابط جنسیتی دختران

مطلبی که در ادامه می آید مقاله ای است با همبن عنوان که در شماره اول فصلنامه علمی-تخصصی اسلام و مطالعات اجتماعی (تابستان ۱۳۹۲) منتشر شده است.

دریافت فایل PDF           دریافت فایل HTML               ادامه مطلب تبیین چارچوبی اسلامی برای سلامت روابط جنسیتی دختران

بازدیدها: ۴۰۰

چگونگي بازتوليد فلسفه‌هاي علوم انساني با تکيه بر فلسفه اسلامي

یکی از گامهای لازم برای تحقق علم دینی، اصلاح در عرصه پیشفرضهاست که اگر این اصلاح بخواهد به مبانی معرفتی متقنی تکیه کند باید فلسفه اسلامی را در این عرصه جدی گرفت. اما چگونه از مباحث عام وجودشناسی فلسفه اسلامی می توان به سمت پیشفرضهای خاص علوم حرکت کرد؟ آیا از فلسفه مطلق (که عمدتا مباحث وجودشناسی است) می توان به سوی فلسفه های مضاف (که امروزه غالبا به عنوان معرفت درجه۲ قلمداد می شود و عمدتا صبغه معرفت شناسی دارند) می توان پلی زد؟  متن ضمیمه، مقاله ای است برای پاسخگویی به این دغدغه ها که پس از مدتی تاخیر در شماره یازدهم (بهار ۱۳۹۱) نشریه علمی-پژوهشی اسرا منتشر شده است. ادامه مطلب چگونگي بازتوليد فلسفه‌هاي علوم انساني با تکيه بر فلسفه اسلامي

بازدیدها: ۲۲۸

چگونگی انتظار و زمینه سازی برای ظهور امام زمان (ع) با نگاهی به الگوی عاشورا

مقاله ارائه شده در همايش الامام المهدي و مستقبل العالم در دانشگاه کوفه ۱۱ رجب ۱۴۳۴ (۲ خرداد ۱۳۹۲)

دريافت فايل اصلي مقاله (به زبان عربي)

دریافت فایل ترجمه فارسی

ادامه مطلب چگونگی انتظار و زمینه سازی برای ظهور امام زمان (ع) با نگاهی به الگوی عاشورا

بازدیدها: ۵۰۴

جایگاه حجاب در فقه و اخلاق؛ نقدی بر آراء دکتر سروش دباغ

آقای دکتر سروش دباغ (فرزند دکتر عبدالکریم سروش) چندی پیش مقاله‌ای با نام «حجاب در ترازوی اخلاق» نوشتند که خلاصه مدعایشان این بود که بی‌حجابی نه به لحاظ اخلاقی اشکال دارد و نه مصداق نقض فرمان الهی می‌باشد. این مقاله انتقاداتی را برانگیخت و ایشان مدتی بعد مقاله دومی در تبیین بیشتر مدعای خود نوشتند با نام «بی‌حجابی یا بی‌عفتی، کدام غیراخلاقی است.» در همان ایام یکی از دوستان این دو مقاله را برای بنده ارسال کرد و تقاضا کرد که تحلیل خود را درباره  آنها بیان کنم. از آنجا که شاید در این دو مقاله مهمترین استدلالهای مخالفان بحث حجاب را بتوان یافت به نظرم رسید نقد و بررسی آن میتواند بهانه‌ای باشد برای پاسخ دادن به بسیاری از انتقادات بحث حجاب؛ لذا نقدی بر این دو مقاله نوشته‌ام که در دل آن بسیاری از بحثهای پیرامون حجاب و نسبت آن با اخلاق را توضیح داده‌ام.   دريافت فايل PDF                 دريافت فايل HTML

بازدیدها: ۲۰۱۷